site loader
2023-01-17 گزارش و جمعبندی از خبرها و مبارزات انقلابی مردم ایران در دوشنبه ۲۶ دی – صد وبیست و سومین روز

گزارش و جمعبندی از خبرها و مبارزات انقلابی مردم ایران در دوشنبه ۲۶ دی – صد وبیست و سومین روز

گزارش و جمعبندی از خبرها و مبارزات انقلابی مردم ایران در دوشنبه ۲۶ دی – صد وبیست و سومین روز

در روز دوشنبه حرکت اعتراضی مردم تربت جام در رابطه با کمبود گاز و مجموعه اتفاقات مربوط به آن خبر از فضای ملتهبی می دهد که بر اثر نبود سوخت در کشور وجود دارد . همچنین در مراسم چهلم هومن عبدالهی در سنندج جمعیت گسترده به سر دادن شعارهای ضد‌حکومتی‌پرداختند‌‌.
در ۲۶ دی گزارش از ۱۱ اقدام‌‌‌ مبارزاتی واز جمله ۳ اعتراض کارگری وجود داشت که به شرح‌زیر است .

& جانباختگان و‌ دستگیرشده ها:
– مراسم چهلم جانباخته سپهر اعظمی در بهشت علی اشتهارد برگزار شد ، جوان ۲۴ ساله کرد-یار سان درتاریخ ۱۲آبانماه در مراسم چهلم حدیث نجفی در کرج توسط سرکوبگران هدف شلیک ده ها گلوله ساچمه ای قرار گرفت و پس از ۳۳ روز در تاریخ ۱۵ آذر در بیمارستان مدنی کرج جان باخت .
– مادر حسن ترکمان گفت سنگ مزار جانباخته محمد حسینی آماده شد و در اسرع وقت در محل خود نصب می شود .
– مراسم چهلم هومن عبدالهی در سنندج ، آرامستان حسن آباد با حضور جمعیت وسیعی از مردم برگزار شد .پدر او از تدوام اعتراضات گفته و از مبارزات مردم بلوچ و خصوصن از مردم زاهدان حمایت کرد. پدر و مادر هومن همراه با سر دادن شعار شهید نمی میرد بطور نمادین کبوتر به نشانه آزادی رها کردند. و شرکت کننده گان شعار کرد ،بلوچ ،آذری،آزادی و برابری ، مرگ بر خامنه ای و، مرگ بر دیکتاتور و‌ کردستان کردستان گورستان فاشیستان سر دادند .
-مریم اسماعیل زاده فعال معترض ساکن تهران در تاریخ ۲۴ آذر در محله نیاوران بر اثر اصابت گلوله ماموران امنیتی جان باخت .
-کاشت نهال سرو برای یاد بود جانباخته کیان پیر فلک توسط دایی و برادر کوچکتر کیان در کنار مزار او .
– نصب شعر حسن حسام برمزار مهسا امینی در سقز
– ۷ زندانی سیاسی در یاسوج بویراحمد از تاریخ ۲۴ دی در اعتصاب غذا به سر می برند . آنها در اعتراض به بلاتکلیفی در مورد رسیدگی قضایی و بی عدالتی به این حرکت دست زده اند . هر ۷ نفر توسط اطلاعات سپاه از خانه هایشان ربوده شده‌اند .
– لیلا حسین زاده روز یکشنبه در تویئتر اعلام کرد در بند زنان عادل آباد جنایتی هولناک علیه زندانیان عادی از طریق قرص های اعصاب و آرام بخش در جریان است .او به شرایط دشوار زندان و به موارد پر شماری همچون توهین ها و برخورد فیزیکی ماموران با زندانیان زن ، وضعیت بهداشتی نامناسب زندان ها ، نبود آبگرم برای حما م کردن ،نبود پنجره و تهوبه و ازدحام زندانیان و محدودیت هایی مانند کوتاه کردن مو و خواندن اجباری قرآن و کمبود امکانات اشاره کرد .

@ اعتصاب :
– تجمع اعتراضی باز نشستگان شهر شوش در برابرفرمانداری در اعتراض به وضعیت معیشتی
– پرسنل رسمی و قرار دادی در سایت یک پتروشیمی بوشهر با توقف فعالیت های شغلی خود دست به اعتصاب زدند .
– کارکنان مجتمع‌فولاد‌ لرستان در مقابل این شرکت دست به تجمع اعتراضی زدند . آنها به عدم‌دریافت ۱۱ ماه حقوق و مشکل بیمه اعتراض دارند .

@ دانشجویی و دانش آموزی:
– تحصن‌ دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به مصادره اموال دانشگاه به قصد اجاره دادن و سود جویی .‌ تعدادی از دانشجویان به دلیل کافی نبودن فضا برای مطالعه ، در یک اقدام اعتراضی روی رمین کتابخانه مرکزی به امورات درسی پرداختند .
– رها احمدی ۱۲ ساله کلاس ششم دخترانه پروین اعتصامی شهرستان شازند به جرم انکه عکس پروفایلش سیاسی بوده ، در مدرسه دستگیر و به جای نامعلومی برده اند .
– اعزام ۵۴ مصدوم حادثه مسمومیت با مونواکسید کربن در مدرسه فرزانگان به مراکز درمانی شهر اردبیل .

@ تهران :
– خانواده محکومان به اعدام با تجمع در مقابل ساختمان قوه قضاییه در تهران با شعار نه به اعدام و مسئولین جواب بدهند ، خواستار لغو احکام اعدام شدند .
– آتش زدن بانک‌ سپه در یوسف آباد

@ شهرها ی دیگر :
– تجمع گروهی از مردم تربت جام مقابل فرمانداری این شهر جهت پاسخگویی مسئولان در پی قطع سه روز گاز .پس از سخنان فرماندار، درگیری بین معترضان و سرکوبگر ان ایجاد شد . مردم نماینده فرماندار را فراری دادند و با روشن کردن آتش جاده ها را بستند و دوربین های فرمانداری را از کار انداختند . ماموران برای شناسایی جوانان با گلوله‌های رنگی حمله‌ کردند .
– تظاهرات جوانان درخیابان در تربت جام با شعار مرگ بر خامنه ای در اولین ساعات شب و ادامه درگیری ها . مردم به هلال احمر حمله کرده و از نرده های آن بالا رفتند .
– بوشهر : فرمانده نظامی بوشهر از بازداشت چند دختر به اتهام تعرض به یک زن تذکر دهنده حجاب اجباری در خیابان ساحلی بوشهر خبر داد.
– گروهی ازشهروندان کرمانشاهی در ۲۵دیماه ، خود روی سرکوبگران سپاه را که قصد مزاحمت داشت با پرتاب سنگ فراری دادند .
– – ادامه تحصن مردم گالیکش گلستان در خیابان های اطراف منزل مولانا گرگیج در رابطه با احضار او

و
– -تظاهرات بی سایقه و بزرگ ایرانیان دراستراسبورک مقابل پارلمان اروپا با درخواست قرار دادن سپاه در لیست تروریستی اتحادیه اروپا . پلیس فرانسه تعداد شرکت کنندگان را ۱۲هزار نفر اعلام‌کرد .
– بر روی برج ایفل در دوشنبه شب با نور شعار زن زندگی آزادی می درخشید .
– جواب فرماندار تربت جام به مردم‌معترض به نبود گاز : صلوات بدهید
– سنگ‌ مزار زنده یاد محسن شکاری را شکسته اند و به خانواده اش گفته اند سنگ‌ گذاشتن رو‌مزارش ممنوع است .
– امیر رضا باقری نوجوان ۱۶ ساله در تبریز به اتهام توهین به خامنه ای محاکمه می شود .
-دانش آموزان در چهار ماه گذشته فقط ۳۸ روز به مدرسه رفته اند (آلودگی هوا ،بارش برف و باران، بازی تیم ملی در جام جهانی ،گرد و غبار ، اعتراضات خیابانی)
امسال ۹۱۱هزار دانش آموز ترک تحصیل کردند . رشد ۱۷درصدی دانش آموزان باز مانده از تحصیل به نسبت شش سال گذشته .

با آرزوی پیروزی
سایت سازمان راه کارگر

2023-01-15 علیه سرکوب و برای مقاومت  آکسیون اعتراضی مشترک در 10 شهر اروپا

علیه سرکوب و برای مقاومت آکسیون اعتراضی مشترک در 10 شهر اروپا

علیه سرکوب و برای مقاومت

آکسیون اعتراضی مشترک در 10 شهر اروپا

آکسیون اعتراضی 21 ژانویه با عنوان “علیه سرکوب و برای مقاومت” ازسوی 10 گروه، پلاتفورم، و کلکتیو‌ چپ و مستقل ایرانی سازماندهی شده و تلاشی‌ست هرچند ناچیز درجهت پیوند‌های فرامحلی بلند‌مدت و افزایش توان سیاسی میان کلکتیو‌های چپ که هریک به شکل مجزا در شهر‌های لوکال خود درحال سازماندهی هستند. این تظاهرات به طور مشخص علیه خشونت دولتی و چندگانۀ جمهوری اسلامی اعتراض کند و می‌کوشد همبستگی بین‌المللی را تقویت کند. جدا از جنبۀ سلبی و منفی نسبت به ماشین کشتار و اعدام جمهوری اسلامی، فراخوان این تظاهرات اشکال مختلف مقاومت و مبارزۀ معترضین، زندانیان، محکومین به اعدام، مادران دادخواه و غیره را تصدیق می‌کند:
“سکوت ستمدیدگان جهان نسبت به حمایت‌های مستقیم و غیر‌مستقیم دولت‌های غربی و شرقی از جمهوری اسلامی مصونیت رژیم را بالا می‌برد و سرکوب‌ها را تسهیل میکند. همچنین محکومیت هرشکلی از مداخلۀ خارجی، اعم از نظامی یا اقتصادی، که استقلال و خودآئینی خیزش جاری را زیر سؤال برد، نیازمند همراهی جمعی ست. در 21 ژانویه ۲۰۲۳ به خیابان‌ها می‌آییم تا اعدام، سرکوب، استبداد و خفقان را محکوم‌ کنیم و همبستگی خود را با مقاومت زخمی‌ها و زندانیان و خانواده‌هاشان، و با محکومین به اعدام و مادران دادخواه اعلام کنیم”.
همچنین در فراخوان بر ناموزون بودن اعمال سرکوب به بدن‌های شوریده تأکید می‌کند:
“سرکوب و ستم هرگز به شکل همسان بر روی بدن‌ها توزیع نمی‌شوند. محسن شکاری کارگر یک کافه بود که به‌بهانه‌ی آتش‌زدن یک سطل آشغال، ولی درواقع به‌دلیل دفاع مشروع از معترضان بی‌دفاع در برابر خشونت عریان سرکوب‌گران، به محاربه محکوم و اعدام‌ گردید. کودک‌کشی ستاره تاجیک، کودک افغانستانی، و کیان پیرفلک در ایذه، جمعۀ خونین بلوچستان و میلیتایزه‌ساختن کوردستان، درکنار روایت‌های هولناک از تجاوز و خشونت جنسی، همگی بر این ناهمسانی گواهی می‌دهند”.
برای خواندن فراخوان و جزئیات بیشتر درمورد این تظاهرات به اینجا مراجعه کنید.
فهرست سازماندهان این آکسیون اعتراضی مشترک:
آمستردام (کلکیتو ژینا)
برلین (بلندگو)
برمن (کلکتیو سوسیالیسم از پایین)
بروکسل (کلکتیو زن، زندگی، آزادی)
پاریس (گروه روژا)
پاریس (feminists4Jina)
فرانکفورت (بلوك انترناسيوناليستي)
گوتینگن (کلکتیو بدون نام)
منچستر (کلکتیو ریشه های سرخ)
هامبورگ (کلکتیو زن زندگی آزادی)

2023-01-12 گزارش و‌جمعبندی از مبارزاتی انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۲۱ دی – صد و هیجدهمین روز

گزارش و‌جمعبندی از مبارزاتی انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۲۱ دی – صد و هیجدهمین روز

در روز چهارشنبه ضمن اعلام اینکه حکم محمد بروغنی به دیوان عالی کشور ارجاع شده و در کوتاه مدت اجرای اعدام او متوقف است ، ولی نگرانی از اجرای حکم محمد قبادلو همچنان پا برجاست ، بخصوص خبر از تحرکاتی در بامداد پنجشنبه در جلوی زندان رجایی شهر وجود دارد . بطورکلی تصمیم در مورد جان بسیاری از عزیزانمان که حکم اعدام گرفته اند در اختیار خامنه ای و قضات جنایتکارش است . این خطر در مورد محکومین به اعدام‌ در بلوچستان دو چندان است و‌جانیان رژیم اسلامی با قساوت بمراتب بیشتری با ملت مظلوم بلوچ‌رفتار می کنند .امید که مقاومت های مردمی برای جلوگیری از تداوم اعدام ها ادامه پیدا کند .
گزارش اخبار و اعتراضات در ۲۱ دی به شرح زیر است :

# جانباختگان:
– محمد مهدی کرمی با خودکاری که به او داده بودند تا وصیت نامه را بنویسد روی ساعدش نوشته بود : کائنات‌ در کمین شماست
– مادر یلدا آقا‌فضلی که علامت پیروزی را از سنگ مزارش پاک کرده اند : یلدای مامان ، نمی زارن نمادت روی سنگ مزارت باشه اما به هر طریقی نشان پیروزیت را نگه می دارم .
– امروز تولد دالیا دختر زنده یاد اسماعیل مولودی بود . دختر بچه ای که بعد از حانباختن پدر خم به ابرو نیاورد . برای او نوشته اند : دانیال جان‌‌ گرچه تو پدر نداری ، اما بدان تو فرزند ایرانی و یک‌ ایران همراه توست.
– امروز پدر جانباخته حسین زحمتکش ، طاقت نیاورد و خودش هم به حسین پیوست .
– مراسم چهلم علیرضا خوشکار بیانی امروز برگزار شد . او در جریان خیزش انقلابی در تجمعات ۲۶آذر در بلوار مرزداران تهران هدف گلوله مستقیم ماموران حکومتی قرار گرفت و ماموران او را به جای انتقال به بیمارستان به کلانتری بردند و به علت جلوگیری از درمانش در آنجا جان سپرد .
– حکم اعدام محمد بروغنی برای رسیدگی مجدد در دیوان عالی کشور تا حصول نتیجه متوقف شد .
– بر اساس آمار یکی از شبکه های حقوق بشری کردستان ، پس از قتل مهسا امینی تاکنون حد اقل ۱۲۱ شهروند کرد در جریان اعتراضات مردمی ، توسط ماموران ج ا به قتل رسیده اند

@ کارگری : بیانیه جدید شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت ، تشکل های کارگری ، معلمین ، بازنشستگان و دیگر تشکل های مشابه را مورد خطاب قرار داده و ضمن توضیح خطیر بودن وضعیت حاکم بر کشور خواهان اتحاد و همبستگی این نیروها بر محور زن ، زندگی ، آزادی گردیده‌ و نیز دفاع از حقوق زنان ، آزادی تجمع ، اعتصاب و آزادی بدون قید وشرط بیان و اندیشه ، دفاع از حقوق ملیت ها و نیز تاکید بر خواست اداره شورایی و جمعی اداره جامعه نموده است .

@دانشجویی:
– حراست دانشگاه علامه طباطبایی اقدام به چک کردن کارت دانشجویی در هر ورود و خروج از دانشگاه کرد ه و این امر موجب درگیری و توهین حراست به دانشجویان شده است .
– در دانشکده علوم اجتماعی هم وضعیتی که در بالا گفته شد حاکم بوده است .

@ تهران :
– حوزه مقاومت بسیج در نازی آباد با کوکتل مورد حمله قرار گرفت ‌‌
– شعار مرگ بر دیکتاتور ، بانگ‌ شبانه در پردیس
– شعارهای شبانه از پنجره ها در مجیدیه
– بانگ شبانه در شهر زیبا

@ دیگر شهرها :
-شیراز ، مقر سپاه و بسیج در شیراز از خیابان ۲۰ متری خمینی به آتش کشیده شد .
-اصفهان: یادبودی ساخته با برف از خدا نور لجعی
-مراغه: آتش زدن مجسمه قاسم سلیمانی
-زاهدان ، درگیری مسلحانه شیرآباد زاهدان بین لباس شخصی ها ی سرکوبگر
و جوانان روی داد که چند نفر رخمی شده و از مامورین نیز چند نفر کشته شدند.

و
– یک بسته حاوی مقدار کمی اورانیوم که قرار بود به آدرس کسب و کار یک ایرانی در لندن برسد در فرودگاه هیترو‌لندن توسط پلیس کشف شد .
– در بودجه ای که برای سال ۱۴۰۲ دولت رئیسی به مجلس داده ، بودجه‌ نهادهای سرکوبگر افزایش شدیدی داشته . تنها بودجه سپاه از ۶۰ هزار میلیارد تومان به رقم نجومی ۱۱۹ هزار میلیارد تومان رسیده ، یعنی ۲ برابر شده .
– رئیسی در دیدار با پوتین ، ایران برای نقش آفرینی در پایان دادن به جنگ اکراین اعلام آمادگی کرد
– تیتر روزنامه جوان : ماشین سواری در عراق ۷ برابر ایمن تر از ایران

با آرزوی پیروزی

2023-01-11 گزارش و جمعبندی  از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۰ دی

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۰ دی

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۰ دی – صد و هفدهمین روز

در روز سه شنبه بخش قابل توجهی ازv گزارشات به جانباختگان مربوط بود ، چه آنها که از پروازشان روزهای زیادی نمی گذرد و چه عزیزانی که به دلایل مختلف و اساسآ سیاستهای کینه توزانه رژیم جنایتکار ، خبر جانباختنشان مسکوت گذاشته شده و یا اینکه پیکرشان را تحویل نداده اند . نگرانی خانواده هایی که فرزندانشان به اعدام محکوم شده و تجمع اعتراضی آنها نیز امروز گزارش شده بود .
خبرهای ۲۰ دی به شکل زیر توضیح داده می شود :

# جانباختگان:
– حیدرعظیمی اهل تبریز و پدر سه فرزند که حدود یک ماه پیش در اعتراضات تبریز دسنگیر شده بود در بازداشت نیروهای حکومتی کشته شد. نیروهای حکومتی اجازه برگزاری مراسم خاکسپاری و مراسم سوم و هفتم حیدر عظیمی را نداده اند و خانواده را تحت فشار شدید قرار داده اند .
– با وجود گذشت بیش از ٢٠ روز از قتل حسین سعیدی و محموداحمدی در روستای پرسیلا در ایذه ، هنوز پیکر آنان به خانواده‌هایشان تحویل داده نشده است . این ۲ جانباخته در درگیری مسلحانه کشته شدند .
– کبری شیخه ۵۹ ساله اهل مهاباد در جریان اعتراضات گسترده بعد از مراسم اسماعیل مولودی ، یکی از جانباختگان مهاباد ، در ۵آبان با شلیک مستقیم توسط نیروهای سرکوبگر کشته شد .
– طبق خبری از روز گذشته ،سیامک بابا به دلیل مخالفت با «اعدام» با شلیک گارد زندان قزل حصار کشته شد.
– غزال امیری دانشجوی داندانپزشکی در دانشگاه شیراز ، ۱۸ مهر مورد اصابت باتوم قرار میگیرد و به دلیل ترس از باز داشت به بیمارستان مراجعه نمی کند و روز بعد حال او وحیم شده و جان می بازد .
– مردم به مناسبت مراسم سوم جانبا خته محمد حسینی ، چون پدر و مادرش در قید حیات نبودند غذا تدارک دیدند و گفتند مردم ایران خانواده او هستند.

@ اعتصاب و خبرهای کارگری
– تجمع اعتراضی شاکیان و مالباختگان رامک خودرو مقابل دیوان عالی کشور
– پرسنل رسمی و قراردادی پتروشیمی مبین -انرژی خلیج فارس با توقف فعالیت های شغلی خود دست به اعتصاب زدند .
– سندیکای کارگران شرکت واحد در مورد حکم شش سال حبس تعزیری علیه کیوان مهتدی فعال کارگری و عضو کانون نویسنده گان اطلاعیه داد.
– کانون های بازنشستگی مخابرات سراسر کشور برای ۲۰ دی اعلام تجمع مقابل مجلس داده بودند . اما به علت جو امنیتی شدید و دستگیری تعدادی از بازنشستگان ، تجمع برگزار نشد .
– امروز تعدادی از خانواده‌ها و بستگان زندانیان محکوم به اعدام ، در تهران ، مقابل ساختمان قوه قضاییه دست به تجمع زدند . خانواده های زندانیان محکوم به اعدام در زندانهای قزلحصار و ندامتگاه مرکزی کرج با در دست داشتن پلاکاردهایی با محتوای
اعدام نکنید و سر دادن شعار ، خواستار توقف اجرای حکم اعدام نزدیکانشان شدند.

@ دانشجویی:
– حرکت اعتراضی دانشجویان خوابگاه علم الهدی دانشگاه اصفهان با وجود جو امنیتی شدید .
– تجمع دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه، دانشجویان به بازداشت علی زیرابی دانشجوی این دانشکده و ابلاغ حکم ۵سال حبس تعزیری و دو سال ممنوع الخروجی میلاد عبدی با وجود جو امنیتی حاکم بر دانشکده ، تجمع اعتراضی برگزار کردند و از جمله شعار دادند : نه سلطنت نه رهبری دمکراسی ، برابری

@اقدامات اعتراضی در شهرها :
-بوشهر :تهاجم با کوکتل مولوتف به بنر خامنه ای و به آتش کشیدن آن توسط جوانان
– دهدشت:آتش زدن پایگاه بسیج منطقه ۱۸
– نیروهای سرکوبگر در ایست بازرسی جاده بوکان -سقز ، تلفن همراه شهروندان را تفتیش می کنند
– کرمانشاه ، برپایی آتش و دادن شعار در خیابان

و
– شعاری نوشته شده بر دیوار شهر : جوجه ها رو آخر پاییز می شمرن ، آخوند ها را آخر زمستون
– حسین سلامی با یادآوری نمونه سلمان رشدی مدیران شارلی ابدو را تهدید به ترور کرد .
– شهرک صنعتی شمس آباد در جنوب تهران به علت نبود برق تعطیل شد .

به امید پیروزی

2023-01-08 یررسی اجمالی خیزش اعتراضی ایرانیان  خسرو پارسا

یررسی اجمالی خیزش اعتراضی ایرانیان خسرو پارسا

یررسی اجمالی خیزش اعتراضی ایرانیان- خسرو پارسا.
آنچه برای ما قابل قبول و قابل مبارزه است، سعی در به وچود آوردن شرایط دموکراتیک است. این انها بدیلی است انسانی!

https://pecritique.com/2022/12/24/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d8%ac%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%b2%d8%b4-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b3/

2023-01-06 گزارشی جمعبندی از مبارزت انقلابی مردم‌ایران در پنجشنبه ۱۵ دی – صد و دوازدهمین روز

گزارشی جمعبندی از مبارزت انقلابی مردم‌ایران در پنجشنبه ۱۵ دی – صد و دوازدهمین روز

گزارشی جمعبندی از مبارزت انقلابی مردم‌ایران در پنجشنبه ۱۵ دی – صد و دوازدهمین روز

در روز پنجشنبه گزارش از حدود ۲۰ حرکت اعتراضی در تهران و‌۱۳ شهر دیگر وجود داشته است که ۸ حرکت از آنها به مراسم‌های جانباختگان مربوط بوده است . در بعضی از این مراسم ها مانند مراسم های ایذه و کنگاور جمعیت گسترده ای از شرکت کنندگان شعارهای ضد رژیمی دادند . از پاسخ به فراخوان های مربو‌ط به ۳ روز ۱۵ تا ۱۷ دی ، فقط ۲ گزارش از تهران وجود داشته است و نبود گزارش های بیشتر از جمله ممکن است مربوط به قطع اینترنت باشد .
توضیح حرکات گفته شده به شرح زیر است :

# جانباختگان‌:
– مراسم چهلم احسان قاسمی فرد با حضور گسترده مردم در گنگاور بر گزار شد . شرکت کنندگان با شعارهای از جمله مرگ بر دیکتاتور ، مراسم را تبدیل به صحنه پر شور اعتراض کردند . احسان بعد از بازی فوتبال ایران درجام جهانی و شادی مردم‌بعد‌از باخت در سر آسیاب ملارد کرج توسط سرکوبگران کشته شد.
– بتول حسینی مادر دادخواه بهنام محجوبی با پخت غذا برای بی خانمان ها ، یاد بهنام را گرامی داشت . او با بیانی از سخنان فرزندش ، گفت بهنامم من راهت را ادامه می دهم و به امید روزی هستم که دیگر در این دنیا شکنجه و زندان نباشد . بهنام ۳۳ ساله از جمله دراویشی بود که در سال ۹۹ بازداشت شد ولی به‌ علت بیماری امکان تحمل حبس را نداشت . او در ۲۵ بهمن برای چندمین بار دچار مسمومیت دارویی شد و در حالت اغما‌ به بیمارستان منتقل شد . در آنجا در ۳ اسفند جان سپرد
– مراسم هفتم مهدی زارع اشکذری در اشکذر یزد بر گزارشد و جمعیت شرکت کننده شعار امسال سال خونه سید علی سرنگونه سر دادند .
– در سنندج خانواده و دوستان جان باخته علی شریعتی با تجمع بر مزارش ، سالروز تولدش را گرامی داشتند .
– مراسم چهلم حامد سلحشور با حضور گسترده مردم در ایذه برگزارشد . در میان آهنگ های محلی شرکت کنندگان شعارهای ضد رژیمی سردادند و دوستان حامد پلاکاردی حمل می کردند با این شعار : با سلام به سربداران. حامد کیان و یاران
– مراسمچهلم شورش نیکنام در مهاباد برگزارشد.مادرو برادر شورش کبوتر به عنوان نماد آزادی رها کردند و شرکت‌کنندگان‌ به کردی شعار دادند شهید نمی میرد .
– دانش آموزان دبستانی با یک شاخه گل در دست در مقابل مغازه جان باخته برهان الیاسی تجمع کردند . برهان الیاسی ۵ روز پیش و در مراسم چهلم جانباختگان جوانرود با شلیک مزدوران رژیم کشته شد .
– مراسم چهلم جان باخته عرشیا امام قلی زاده در جلفا برگزار شد. عرشیا ۱۶ ساله در اوایل آذر ، پس از ۱۰ روز بازداشت به جرم عمامه پرانی آزاد شد و ۲ روز بعد خودکشی کرد .
– عده ای از جوانان آزادیخواه با حضور شبانه بر مزارپیمان منبری تا سرنگونی حاکمیت دیکتاتور خامنه ای تجدید عهد کردند .پیمان‌ در آخرین استوری در اینستاگرام نوشت : این شنبه بهترین شنبه تاریخ ،اعتراض می کنیم ،اعتصاب می کنیم،اصلن به قول خودشان تخریب می کنیم،اغتشاش می کنیم ، کسی بخواد سر راه ما قرار بگیره در گیر می شیم،زخمی بشیم ، شهیدبشیم ، خیابان های شهر را به جهنم شان تبدیل می کنیم تا آزادی کامل مردمم ، خانواده ام و شهرم ادامه می دم . پیمان منبری ۲۵ ساله اهل سنندج در جریان اعتراضات مردمی در ۱۶ مهر با گلوله مزدوران جان باخت .
– ۱۵ دی ، روز تولد جانباخته محسن قنبری بود . جوان ۳۲ ساله اهل ایلام که در روز ۳۰ شهریور بدست ماموران سرکوبگر خامنه ای کشته شد .
– عرفان دشتی جانباخته ۲۲ساله ساکن قنات کوثر ، شرق تهران که توسط حکومت ربوده شد . با اینکه علائم ضرب و شتم و شکستگی دنده در بدن او دیده شده ، دلیل مرگ را خودکشی با قرص برنج اعلان کرده اند .
– برادر لیلا حسین زاده گفت پس از طوفان تویتری لیلا را از زندان عادل آباد میخواستند به زندان دیگری منتقل کنند . لیلا گفته تا آزادی من جایی نمیرم که با ضرب و شتم او را به زندان زنان اوین منتقل کردند .

@ اعتصاب و خبرهای کارگری
– تجمع اعتراضی کارگران پیمانی شرکت مخا برات رشت ،لاهیجان وتالش در برابر اداره شان . دلیل تجمع کارگران ، اعتراض به اخراج بعضی از همکارانشان و مخالفت با امضای قرارداد با شرکت های محلی به جای شرکت پیمانکاری شسکام می باشد .
– خود کشی دستکم ۲۳ کارگر در کمتر از یکسال به دلیل فقر ، طلب مزدی، تعدیل و اخراج از محل کار
– بدنبال آدمه اعتصاب غذای خشک‌ ۱۵ زندانی سیاسی زن ، برخی از خانواده های این زندانیان در مقابل زندان کچویی تحصن کرده اند .

@ دانشجویی:
– نوشتن اسامی جانباختگان راه آزادی روی دیوار خوابگاه امینیان دانشگاه نوشیروانی بابل
– علی اسدالهی شاعر ، منشی کانون نویسندگان ایران و دانشجوی ارشد ادبیات فارسی دانشگاه تهران باز داشت شد .
– نامه ۵۰۰تن از دانشجویان و اساتید برای آزادی لیلا حسین زاده

# حرکات دیگر:
@ در تهران
– آتش زدن پایگاه بسیج در شمیرانات

– بانگ شبانه و شعار مرگ‌ بر خامنه ای در محله دبستان
– شعارهای شبانه در ستارخان
– آتش زدن بنر بسیار بزرگ سلیمانی در اتوبان همت با سرعت وخیلی حرفه ای
– جواد نکونام فوتبالیست و نیز تعدادی هنرمند از جمله حامد بهداد از علی دایی حمایت کردند .

@ درشهرها ی دیگر :
– آتش زدن بنر، از شب به روز منتقل شده و بنر قاسم سلیمانی در اصفهان درمیدان شهر در روز آتش زده شد .
– پلمب دو داروخانه توسط نهاد های مزدور دادستانی حکومت در لنگرود به بهانه عدم رعایت حجاب .

و
– ماشاالله کرمی پدر مهدی کرمی که حکم اعدام او در دیوان عالی کشور هم تایید شده :
پسرم مهدی دستفروش است. او قهرمان کاراته است و چندبار جایزه کشوری دریافت کرده است .
– رئیسی در دیدار از شهرستان بهارستان : به نظر من این جلسات خانگی و هیئت های عزاداری را باید حفظ کرد. جوانها در مقابل این هجوم های فرهنگی با این برنامه ها حفظ می شوند.
– نواب ابراهیمی آشپز و مدرس آشپزی در پی گذاشتن اینستاگرامی مبنی بر آموزش پخت کتلت که همزمان با سالمرگ قاسم سلیمانی بود باز داشت شد.
– محمد رضا ترکمان در اصفهان برای برادرش محمدحسین ترکمان که در ۳۰ شهریور با شلیک‌گلوله مامورین در بابل کشته شد ، تکه کوچکی رپ نوشت و آن را خواند.

با آرزوی پیروزی
سایت سازمان راه کارگر

2023-01-05 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۱۴ دی – صدو یازدهمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۱۴ دی – صدو یازدهمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۱۴ دی – صدو یازدهمین روز

جو‌شدید امنیتی در تعدادی از شهرها همچنان پا برجاست . در زاهدان‌ اهالی شهر و بخصوص جوانان را با شیوه های خشن‌بازداشت می کنند . در جوانرود نیز فضا ی مشا به ی حاکم است و نیروهای حکومتی از برخی از مراکز دولتی در بیم از حمله مردم محافظت می‌ نمایند . شهر سمیرم‌ کاملآ شکل حکومت نظامی به خود گرفته است ، جلادان تعدادی از اهالی را دستگیر کرده و ویدئوهای روز سه شنبه به دلیل قطع اینترنت امروز ارسال شده است .
موج دستگیری ها به صورت ربودن افراد بدون اطلاع به خانواده ها همچنان ادامه دارد . از اعتصاب غذای تعدادی از زنان زندانی سیاسی گزارش وجود دارد و لیلا حسن زاده که اعتصاب دارویی کرده در وضعیت جسمی بسیار بد و خطر ناکی به سر می برد .

فراخوانی از جانب انقلابیون شهرک اکباتان داده شده برای۱۵ تا ۱۷ دی ، شعاردهی شبانه راس ساعت ۹ و همچنین اعتصاب و تجمع اعتراضی در روز یکشنبه ۱۸ دی . همچنین خانواده بکتاش آبتین اعلام کردند در روز یکشنبه سالروز جانباختن این شاعر آزاده ، برسر مزارش در امامزاده عبدالله مراسم برگزار خواهد شد .
خانواده جانباختگان سرنگونی هواپیمای اوکراینی در سومین سالگرد این فاجعه در فراخوانی خواهان تجمعات در سراسر جهان در روز ۱۸ دی شدند .
در روز ۱۴ دی گزارش از ۸ اقدام اعتراضی در شهرها وجود داشته که به شکل زیر توضیح داده می شود :

# جانباختگان و دستگیر شدگان :
کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان می‌گوید بر اساس تحقیقاتش، از آغاز اعتراض‌ها در شهریورماه تا امروز ، دستکم ۱۶ تن از دستگیرشدگان، به اشکال مختلف در زمان بازداشت کشته شده اند ، به گفته این نهاد مدنی، شکنجه و همچنین «جلوگیری از دریافت درمان موثر بعد از زخمی‌شدن با گلوله» از جمله دلایل کشته شدن این ۱۶ نفر بوده است .
به تازگی افشا شد که در جریان دستگیری بهارخورشیدی هنرمند ۲۲ ساله در ۳۱ شهریور در رباط کریم ، مزدوران اورا از ارتفاع پرتاب کرده و باعث قتل او‌می شوند . خانواده بهار جهت عدم اطلاع رسانی تخت شدید ترین فشارها بوده اند .
بهروز شفقت دوست ، پدر نیما شفقت دوست در اثر سکته قلبی جانباخت . نیما در اثر تیراندازی مزدوران کشته شد و‌خانواده وی تحت فشار بود که اعلام کنند سگ پای نیما را گاز گرفته است .‌ پدر نیما تحت تاثیر این فشارها سکته کرد .
– مریم سلیمان هنرمند نقاش ، خالق برخی از آثار انقلابی ، وقتی در فرودگاه شنید ممنوع الخروج شده به زندگی خود پایان داد.
محمد فیضی ۲۷ ساله ، سه ماه پس از دستگیری به اتهام فساد فی الأرض روبروشد در زندان قزلحصار دست به اعتصاب غذا زد .
بازداشت دست کم ۱۰۴ نفر از شهروندان بلوچ در مناطق مختلف زاهدان طی چهار روز گذشته توسط نیروهای نظامی و امنیتی
مادر محمد مهدی کرمی که حکم اعدامش إبقاء شده در مصاحبه از «همه مدافعان حقوق بشر در ایران و همه جهان» درخواست می‌کند که به او کمک کنند .
– عرشیا تک دستان ۱۸ ساله که در نوشهر دستگیر شده بود در ساری بابت اتهامات فساد فی الأرض و محاربه به اعدام محکوم شد .
@ اعتصاب و حرکات کارگری :
کارگران پتروشیمی در روز چهارشنبه در چوار ایلام در محوطه پتروشیمی و در ادامه ، در فرمانداری و اداره کار تجمع کردند . این کارگران فقط پایه حقوق را بدون هیچ مزایایی دریافت می کنند و خواسته شان تبدیل وضعیت و قرارداد مستقیم با مجتمع است .
– سه کارگر افغانی بر اثر آتش سوزی در کانکس استراحت کارگران در یک واحد معدنی در اردکان یزد جان خودرو از دست دادند .ایران رکورد دار حوادث کار در جهان است .
– کانون‌صنفی معلمان ایران – تهران ، طی بیانیه ای ضمن توضیح‌وضعیت سیاسی جامعه ایران و بی پاسخ ماندن خواسته های معترضان ، اعلام می کنند که معلمین نمی توانند به این حجم از خشونت و دروغ پراکنی بی تفاوت باشند . در این بیانیه آمده است که معلمان بیش از پیش می بایست نسبت به خیزش عمومی واکنش نشان‌دهند .

@ در شهرهای دیگر :
– آتش زدن پایگاه بسیج در سبزوار
– در سقز فعالان‌مدنی‌در حمایت از میلاد عبدی ،‌دانشجوی بازداشت شده ، با خانواده او‌دیدار کردند .‌ آنها پلاکاردهایی با شعار آزادی زندانیان سیاسی و نیز ما همه میلاد هستیم در دست داشتند .
– نیروهای امنیتی و نظامی به محلات مختلف زاهدان در روز ۱۴ دی حمله برده و‌تعداد دیگری را در ادامه‌دستگیریهای روزهای قبل بازداشت نمودند . آنها در حین دستگیری مردم با ماشین شخصی و اتوبوس ، اقدام به تیراندازی نمودند .‌حداقل تا کنون ۱۰۴ نفر دستگیر شده‌اند . همچنین‌در روز چهارشنبه نیروهای اطلاعات سپاه تعدادی از کارگران را با خودروی نظامی در فلکه کارگر زاهدان زیر گرفته و کارگران مجروح‌ را بازداشت کردند .
– رنگ کردن یا آتش زدن بنرهای تبلیغاتی رژیم از جمله بنرهای قاسم سلیمانی در شهرها از جمله در کرمان ادامه دارد .

– در هشتگرد در روی پل معروف هشتگرد مجسمه خیلی بزرگ‌ قاسم سلیمانی به رنگ خون درآمد . بطوریکه جرثقیل و نقاش مخصوص و ماشن های زیادی به محل اعزام شدند .
– جوانان مهاباد با استفاده از بارش برف به خیابان آمدند و به پخش سرود پرداختند .
– آتش زدن دکل مخابراتی در بوکان

و
– خامنه ای در سخنان روز ۱۴ دی : یشنهاد استفاده از زنان فرهیخته، دانشمند، فرزانه و مجرّب در رده‌های گوناگون تصمیم سازی و تصمیم گیری کشور، موضوع مهمی است که ذهن من را نیز مدتها است مشغول کرده و ان‌شاءالله برای آن راه حلی خواهیم یافت.
– جمعی از فعالین محیط‌زیست و دوستداران طبیعت در روستای ماراب از توابع شهر کامیاران ، روز سه‌شنبه به منظور زنده نگه‌ داشتن طبیعت و جلوگیری از احداث معدن با شعار:
《 برای کسب سرمایه ، محیط‌زیست را نابود نکنید. 》چند هکتار از کوه‌های این منطقه را با دانەهای دارویی بذرکاری کردند.
– جایزه سیمون دوبوار که‌هرسال به یک شخص و یا گروه مدافع آزادی و حقوق زنان داده می شود ، امسال به یاد مهسا (ژینا ) امینی به زنان ایران اهدا خواهد شد .
– مادر جان باخته محمد حسن ترکمان : این قلب من است که خارج از سینه ام در اوج آسمان نیلگون همچنان می تپد . محمد حسن ۲۶ ساله در ۳۰ شهریور در بابل با تیر اندازی ماموران امنیتی کشته شد .

با آرزوی پیروزی
سایت سازمان راه کارگر

2023-01-04 گزارش وجمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۱۳ دی – صد ودهمین روز

گزارش وجمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۱۳ دی – صد ودهمین روز

گزارش وجمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۱۳ دی – صد ودهمین روز

در روز سه شنبه در ادامه ایجاد جو اختناق در شهر سمیرم و برای جلوگیری از ادامه اعتراضات ، نیروی امنیتی زیادی به این شهر کوچک گسیل شد . مامورین به منازل مردم یورش برده و بیش از ۳۰ نفر را بازداشت کردند .
در شهر جوانرود نیز نیروی نظامی زیادی مستقر است و مامورین شبانه جهت دستگیری به منازل ، بخصوص خانه های بستگان کشته شدگان یورش می برند . در گزارشی گفته شده ۵۰ تا ماشین با ۵۰۰ تا نیرو تو شهر میچرخن .
در زاهدان در روز دوشنبه دست کم ۴۰ نفر‌در جریان عملیات مشترک وزارت اطلاعات ، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران و فرماندهی انتظامی سیستان و بلوچستان بازداشت شده اند .
بیانیه ای با نام ، زن ، زندگی ، آزادی در گرمیداشت دیماه و به یاد جانباختگان پرواز اکراین از سوی جمعی از خانواده های دادخواهان ،کارگران ،معلمان،بازنشستگان،زنان،فعالین حقوق کودک‌ ، هنرمندان ودانشجویان منتشر شد ه که در آن خواهان محاکمه عاملین حمله به این پرواز شده اند
در راستای سیاست دوگانه در ارتباط با احکام اعدام و‌پس از تایید و تکذیب چند باره ،حکم اعدام ۳ تن در پرونده روح الله عجمیان ، نقض شد و حکم اعدام مهدی کرمی و محمد حسینی ابقا شد .
در روز‌سه شنبه در تهران و ۵ شهر دیگر ۱۰ حرکت اعتراضی به شرح زیر وجود داشت :

# جانباختگان و‌دستگیر شدگان :
– مراسم چهلم جانباخته راه آزادی مهران توانا ،در روستای سند بالا در فومن در روز سه شنبه با وجود جو شدید امنیتی برگزار شد. شرکت کنندگان در حالیکه دست به هم می کوبیدند شعارمی دادند : این گل پرپر شده ، هدیه به میهن شده . مهران توانا در تظاهرات صومعه سرا با شلیک بسیجیان مزدور از قفسه سینه مجروح شد .
– شهروندان در جوانرود با گذاشتن گل سرخ و نوشتن “شهید نمی‌میرد” بر در مغازه برهان الیاسی، یاد و خاطرە این جوان که روز شنبه ۱۰ دی با شلیک مستقیم نیروهای سپاه پاسداران در جوانرود کشته شد را گرامی داشتند .
– دختر خرد سال پژمان فاتحی که محکوم به اعدام است ، برای نجات پدرش از نماینده گان بلژیک کمک خواست‌ .
– نیما (اصلان) شفق‌دوست، نوجوان ۱۷ ساله اواخر شهریور ماه در محله اسلام‌آباد ارومیه بر اثر اصابت گلوله‌های مزدوران رژیم جمهوری اسلامی به دو پایش مجروح شد و پس از د و هفته جان باخت . مادرش طی ویدئویی اعلام کرد که حکومت ما را وادار نمود تا بگوییم علت مرگ او این بوده که‌ سگ پاهای او را گاز گرفته است .
– حمیده زارعی که ۶۱ روز در حبس می باشد ،همراه با دیگر هم بندیهایش در زندان کچویی ، دست به اعتصاب غذای خشک زده اند . آنها به عدم رسیدگی به وضعیتشان پس از بازداشت طولانی معترضند .
– الهام مدرسی هنرمند نقاش که از بیماری ژنیتیکی کبد رنج می برد در اعتراض به عدم رسیدگی به پرونده اش از ۱۲ دی دست به اعتصاب غذای خشک زده است . او نیز ۶۱ روز از باز داشتش می گذرد .
– ندا تاجی فعال حقوق زنان از سوی دادگاه به ۸ ماه حبس ،۶۰ ضربه شلاق ، جزای نقدی ، ۲ سال ممنوعیت استفاده از تلفن هوشمند و ۸۰ صفحه پژوهش با موضوعی معین .

@ دانشجویی : حدود ۵۰ دانشجوی دانشگاه ارومیه ممنوع الورود شدند .

@ اعتصاب و کارگری :
– اهواز :احضار پنج کارگر بازنشسته به دادگاه انقلاب اهواز که عبارتند از:
بهرام گرگان، محمد برون، فرهاد رهداری،جهانشاه اسدنیا و حسین اکبری بیرگانی.
این کارگران بازنشسته به اتهام اجتماع وتبانی و اقدام علیه نظام وامنیت ملی از طریق مشارکت در تجمعات بازنشستگان در اهواز ، در تاریخ ۲۱ دیماه ۱۴۰۱ در شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز قرار است محاکمه شوند .
– پرسنل پیمانی مخابرات استان گیلان در اعتراض به نادیده گرفته شدن حقوق و مطالبات خود ، دست به اعتصاب زدند

@ ۴ حرکت در تهران :
– بانگ‌شبانه در سعادت آباد
– شعارهای شبانه مرگ بر خامنه ای ، مرگ بر دیکتاتور در پونک
– نورپردازی شعار مرگ بر خامنه ای روی دیوار مسجد مجتمع فرهنگی مذهبی ولیعصر ، مقابل تئاتر شهر
– آتش زدن بنر و شعارهای مربوط به قاسم سلیمانی و شعارنویسی در ستارخان ، شهرآرا و بزرگراه یادگارامام

@ درشهرهای دیگر:
– مهاباد ،بر پایی آتش و رقص در خیابان به مناسبت کشته شدن قاسم سلیمانی
– سمیرم ، آتش زدن دفتر امام جمعه ی این شهر

و
– مشاور عالی فرمانده کل قوا:
مکتب قاسم سلیمانی به عنوان دو واحد درسی در دانشگاه تدریس خواهد شد.
– آخوند آمده در تلویزیون میگه اگر سنگ توالتتون رو به قبله بود ، خودتان را بین ۱۵ تا ۲۰ درجه کج کنید .

با آرزوی پیروزی

2023-01-03 فصل جدید سیاست‌ورزی در ایران / پرویز صداقت

فصل جدید سیاست‌ورزی در ایران / پرویز صداقت

چشم‌اندازهای خیزش ژینا: تشکیل ائتلاف و ایجاد نهاد مؤثر رهبری‌کننده، نه از خلال توییت‌نوشتن در فضای مجازی یا تصویرسازی در شبکه‌های ماهواره‌ای، که از دل سالیان سال مبارزه در میدان‌های واقعی به دست خواهد آمد. باید امیدوارم باشیم و بکوشیم تا کنشگران آگاه قادر باشند ضمن استمرار خیزش «زن، زندگی، آزادی» مسیر مستقل خود را برای آزادی و عدالت اجتماعی پی بگیرند و توأمان به امپریالیسم و استبداد «نه» بگویند.

https://pecritique.com/2023/01/02/%d9%81%d8%b5%d9%84-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%88%d8%b1%d8%b2%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2-%d8%b5%d8%af/

2023-01-01 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۰ دی

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۰ دی

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۰ دی – صد وهفتمین روز

در دهم دی ماه ۱۸حرکت اعتراضی در تهران و ۱۲ شهر دیگر وجود داشته است ، که‌ بخشی از آنها مثل ۳ اعتصاب در بازار و نیز ۳ اعتصاب کارگری بدنبال فراخوانهایی بود که از قبل داده شده بود . همچنین بزرگ‌ ترین حرکت این روز که شهر کوچک جوانرود را به صحنه درگیری تمام عیار نیروهای سرکوبگر تبدیل کرد ، به دنبال فراخوان برای برگزاری چهلم‌ ۷ تن از جان باختگان رقم خورد . در مقابل جمعیت گسترده شرکت کنندگان ، نظامیان و مامورین امنیتی در ابتدا ریاکارانه در بلندگوها اعلام می کردند که این پلیس کشورهای غربی است که سرکوبگر است و نه مامورین ج ا . اما درفاصله کوتاهی تاب شعارهای انقلابی مردم را نیاورده و دست به سرکوب وسیع زدند . تظاهر کنندگان با وجود دادن چندین زخمی و یک کشته و با دست خالی در مقاطعی مزدوران را به عقب رانده و به چند مرکز دولتی حمله کردند . آنها حتی موفق شدند بعد از حمله وحشیانه سرکوبگران ، مراسم خاکسپاری کشته شده همین روز ، برهان الیاسی را برگزار کنند .
وقایع این روز جوانرود و همچنین تاحدی استمرار اعتراضات در شهر ۲۶ هزار نفره سمیرم ، یک بار دیگر نشان می دهد که چه پتانسیل انقلابی بالایی در جای جای کشورمان وجود دارد ‌و با وجود افت اعتراضات ، هر حادثه ای می‌تواند منجر به بروز و انفجار این ظرفیت ها شود .
اعتصاب کارگران نفت و همزمان در ۳ شهر با وجود خطرات این اقدام در شرایط سخت معیشتی کارگران و امکان هر گونه پاسخ ضد کارگری ، مایه امیدواری است .
توضیح اقدامات یاد شده به شرح زیر است :

# جانباختگان :
– نیروهای حکومتی با لشکر کشی و آمادگی قبلی در جریان برگزاری مراسم چهلم ٧ جانباخته اهل جوانرود ، در روز شنبه قبرستان حاج‌ابراهیم جوانرود، را محاصره کردند . نظامیان، جمعیت عظیم شرکت کننده را به داخل خیابان‌ها و کوچه‌های شهر کشاندند ومردم‌با سنگر بندی به مقابله با آنها پرداختند . در ادامه با شلیک گاز اشک آور و گلوله‌ها جنگی تعدادی از مردم از جمله برهان الیاسی و یک کودک ۱۴ ساله زخمی شدند . برهان ۲۲ ساله و مغازه دار که بشدت زخمی شده بود ، در بیمارستان جان باخت . در ادامه مردم خشمگین در خیابان ها سنگر بندی کرده و به بانک های کشاورزی و سپه حمله کرده و کانکس مامورین را آتش زدند . مردمی که برای مراسم چهلم ۷ جان باخته تجمع کرده بودند در همین روز پیکر هشتمین کشته ، برهان الیاسی را به خاک سپردند .
– مهدی زارع اشکذری و ساکن تهران در اعتراضات توسط نیروهای سرکوبگر باز داشت و در اثر شکنجه های شدید به کما رفته بود ، پس از ۲۰روز در بیمارستان جان باخت.
– به گفته شاهدین عینی ، ۱۰ روز پس از کشته شد ن رامین فاتحی یعنی در ۹ آبان ، سه خودروی سمند‌ به قطعه‌ی ۱۲ بهشت محمدی سنندج رفته‌ و جنازه‌ای را که کفن هم نشده بود در آنجا دفن کردند و روی مزار را بِتُن ریخته‌ و پوشاندند. این گور بی‌نام و نشان درست پایین مزار زانیار الله مرادی است. مردم سنندج آن را با تور سرخ پوشانده‌ و نشان کرده‌اند.
– برخی گزارش‌ها حاکی از جانباختن امیر‌ مصدق، ۲۰ ساله، ساکن مشهد بر اثر ضربات باتوم مزدوران است‌. گفته می‌شود، امیر تک فرزند خانواده است و در تاریخ هفتم دی ماه بر اثر شدت جراحات وارده در بیمارستان جان باخته است.

# اعتصاب :
– کارکنان رسمی شاغل در پالایشگاه نفت آبادان در اعتراض به عدم رسیدگی به خواسته‌هایشان مجدداً و مطابق فراخوان از پیش اعلام شده مقابل ساختمان مرکزی شرکت پالایش نفت آبادان دست به تجمع زدند.
– اعتصاب کارکنان پالایشگاه نفت در اراک
– اعتصاب کارکنان شرکت نفتی آذر مهران در ایلام
– اعتصاب های سه گانه بالا به سبب اجرا نشدن قانون وظایف اختیارات کارکنان وزارت نفت و افزایش نیافتن حقوق و مزایای کارکنان می باشد .
– اعتصاب در بازار تهران با تجمع مردم و سردادن شعارهای انقلابی همراه بود . در ادامه نیروهای مزدور به مردم حمله کردند .
– اعتصاب کفاشان در بازار تهران
– اعتصاب کسبه و بازار رشت

@ دانشجویی :
– آذین موحد، دانشیار و عضو رسمی هیات علمی گروه موسیقی دانشگاه تهران با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرامش خبر از عدم واریز حقوقش به دلیل حمایت از اعتراضات دانشجویی داده است.
– دانشجویان دانشگاه آزاد پونک ، همزمان با پخش نوحه خوانی از طرف بسیج دانشگاه بخاطر نزدیکی سالگرد قاسم سلیمانی ، موسیقی خودشان را پخش کرده و می رقصند .
–
# دیگر حرکات اعتراضی
@ در تهران :
– حمله به پایگاه بسیج در اسلامشهر
– شعارهای شبانه در شاهین جنوبی
–
@ در دیگر شهرها و نقاط :
– تظاهرات و تجمع اعتراضی مردم سمیرم مقابل فرمانداری در اعتراض به پاره کردن عکس ها و بنرهای جان باختگان ، توسط یگان ویژه . تظاهر کنندگان شعار می دادند ، بیزارم از دین شما نفرین به آیین شما .

درادامه سرکوبگران به مردم حمله کردند و تعداد زیادی را کتک زدند و با ساچمه و پینت بال به تظاهرکنندگان شلیک کردند . مقابله با مردم تا مدت طولانی ادامه داشت و خبر از کشته شدن یکی از مامورین امنیتی هم بوده است .
– راهپیمایی و سر دادن شعار در اصفهان
– چابهار :شماری از زنان بلوچ با تجمع مقابل فرمانداری شهرستان چابهار خواستار پاسخگویی مسئولین نسبت به اقدام غیر قانونی از سوی نیروهای نظامی که کپر های آن ها را به آتش کشیدند شدند .
– تجمع و سر دادن شعار در نجف آباد : دلارامون تو لبنان جونامون تو زندان
– فضای ملتهب در رودسر و آتش کشیدن بنر بزرگ خامنه ای
– آتش و راهبندان در سنندج در حمایت از مردم جوانرود
– آتش زدن مخابرات و عابر بانک – دره شهر ایلام
– حمله با نارنجک دست ساز به مجسمه قاسم سلیمانی در آمل

و
– ویدئویی از پیکر برهان الیاسی که در شنبه درجوانرود جان باخت نشان می دهد که گلوله ها به شکمش اثبات کرده .
– دختر مبارزی شبانه بر روی دیوار این شعار را می نوشت : هیتلر رفت ، خامنه ای خرکیه ؟
– شعار مردم جوانرود : کل ایران برادرن ، تشنه ی خون رهبرن
– عمامه پرانی ورژن ۲۰۲۳ با طناب دار : جوانی از پشت با زبلی تمام عمامه آخوندی را پرت می کند و طناب گره شده به صورت دار را به گردنش می اندازد .

با آرزوی پیروزی
سایت سازمان راه کارگر

2022-12-30 گزارش و‌جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۸ دی – صد پنجمین روز

گزارش و‌جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۸ دی – صد پنجمین روز

گزارش و‌جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۸ دی – صد پنجمین روز و گذشت ۳ و‌نیم ماه

در روز پنج شنبه گزارش از ۲۵ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۲ شهر دیگر وجود داشت . سهم‌ مراسم های مربوط به بزرگداشت جان باختگان هم به لحاظ کمی و همچنین از جهت کیفی در این روز بسیار برجسته بود . در شرایطی که دیگر اشکال اعتراضی برای معترضین پر هزینه شده است ، استفاده از امکان مراسم ها به غیر از ابراز همبستگی با خانواده جان باختگان ، مجالی است تا معترضین با پوشش آن مبارزه انقلابی شان را ادامه دهند .
چندین فراخوان برای دور جدیدی از اعتراضات برای شنبه ۱۰ دی داده شده که حرکت های کارگری و اعتصاب مغازه داران بخشی از این اعتراضات خواهد بود .
توضیح حرکاتی که گزارش آنها را در روز پنج شنبه داشته ایم به شکل زیر است :

# جانباختگان
– مراسم چهلم محمود احمدی در ایذه برگزار شد.
– مراسم چهلم حمید رضا روحی در تهران با حضور گسترده مردم در بهشت زهرابرگزارشد و شرکت کنندگان شعارهای ضد حکومتی سر دادند. مزدوران از جمله با گاز اشک آور به مردم حمله کردند و مردم جهت مقابله با سرکوبگران به سنگربندی ،‌ آتش زدن و بستن خیابان ها پرداختند .
-چهلم جانباخته علی عباسی که در روزهای پایانی سر بازی با گلوله سرکوبگران رژیم در ۲۰ آبان به قتل رسید با حضور گسترده مردم و دادن شعار ، در سمیرم اصفهان برگزارشد . راه طولانی منتهی به آرامستان ، سیل خروشان جمعیت عظیمی را نشان می داد که در میان برف و سرما خود را به مزار علی می رسانند . بر سر مزار ،غریو شعار دادن این جمعیت ، جلوه ی بی همتای همبستگی مردم با خانواده داغدار این جانباخته بود . خواهر علی عباسی اعلام کرد : شیپور جنگ‌نواخته شد و مرد از نامرد تشخیص داده شد .
– مادر مسلم هوشنگی که در ۲۶ آبان به ضرب گلوله مزدوران جان باخت ، در محل گلوله خوردن او‌شمع روشن کرده و در حال گریستن است .
-چهلم آرمان عمادی در مرودشت در روستای عماد آباد بر گزار شد . قسم به خون آرمان ، ایستاده ایم تا پایان ، از جمله شعارهایی بود که در این مراسم داده شد .
– مراسم چهلم عاطفه نعامی در اهواز با گلباران کردن مزار او و سر دادن شعار همراه بود.
-چهلم محسن نیازی از جانباختگان مبارزات مردمی ، در دهگلان برگزارشد. مردم طناب دار نمادین را به نشانه اعتراض به آتش کشیدند.
-چهلم مهرداد ملک در قزوین برگزارشد و پلیس گفت ما کشتیم اما تقصیر خودشان بود .
– چهلم زنده یاد جواد موسوی در خوراسگان اصفهان در محاصره نیروهای امنیتی برگزار شد .
– در ایذه مراسم چهلم رضا شریعتی و سپهر مقصودی برگزار شد.
– مراسم چهلم جانباخته میلاد سعید جویان در ایذه با شعارهای انقلابی مردم همراه بود .

@ دانشجویی :
– دانشجویان دانشکده هنر مرکز واحد سوهانک،علاوه بر نوشتن شعار بر دیوار کلاس ها سرود رها کن پرنده گان را گروهی اجراء کردند.
– آتش زدن دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه تهران شمال

@ تهران :
– آتش و راهبندان در شب گذشته در سعادت آباد :
– شعارهای شبانه در پونک
– در ادامه درگیری مامورین با مردم در مراسم حمید رضا روحی ، خیابان های بهشت زهرا به صحنه یک اعتراض خیابانی تمام عیار تبدیل شد و مردم همراه با آتش زدن سطل های زباله ، سردادن شعارهای ضد رژیمی را ادامه دادند .
– پس از مراسم چهلم حمید رضا روحی ، در منزل خانوادگی او ، تعدادی از جوانان تجمع کرده و به صورت گروهی شعر و سرود خواندند .
– کسبه پاساژ علاءالدین و بازارموبایل در اعتراض به گرانی دلار و نبود مشتری اعتصاب کردند .
– در روز پنجشنبه با توجه به‌امکان شکل گیری اعتراض بدنبال جهش قیمت ارز ،‌ در اطراف چهارراه استانبول پر از مامور و لباس شخصی بود .

@ در دیگر شهرها :
در رشت جمعی از زنان با در دست داشتن پلا کاردهای قیام علیه اعدام و اسامی برخی از معترضان محکوم به اعدام به همراه طناب دار بصورت نمادین ، به احکام صادره اعتراض کردند . این حرکت در پارک محتشم رشت که دکتر حشمت از مبارزان نهضت جنگل در این مکان اعدام شد ، صورت گرفت .
– رودسر،معترضان با آتش، جاده رامدشت رودسر را بستند .
– آتش زدن دفتر نماینده نجف آباد در مجلس .
– رها کردن بادکنک های عمدتآ سیاه برای جان باختگان در سمیرم توسط مردم .
– اعتراض چهره ها :
– استقبال جمعیت زیادی از مردم شیراز از برنده مدال طلای پرورش اندام ، هادی چوپان . او مدالش را به بانوان آزادیخواه ایران تقدیم کرده بود .
– سارا خادم‌الشریعه پس از اعتراض فدراسیون شطرنج به بازی کردن او بدون حجاب ، برای بار دوم باز هم بدون حجاب در مسابقه شطرنج در قزاقستان حاضر شد .
و
– شورای عالی امنیت ملی به کلیه روزنامه ها دستور داد که در باره رشد نرخ دلار هیچ مطلبی نوشته نشود .

– مدیر یک مدرسه گفت ازآن ها خواسته شده تا کلاس هایک به یک تعطیل شود و اگر مدارس یک منطقه بصورت همزمان تعطیل می شوند ، هماهنگی برای ایجاد فاصله میان پایان کلاس ها صورت گیرد و بچه ها با هم وارد خیابان نشوند .
– پراید ۳۳۰ ملیون تومان ، دیه زن ۳۰۰ ملیون تومان
خمینی : ما شما را به مقاوم والای انسانیت می رسانیم
– امیر رضا موسویان نوجوان ۱۵ ساله ، بازداشت شده درآبدانان ایلام ، به خانواده گفته که او را روی آسفالت کشیده اند و داخل کیسه پلاستیکی دربسته قرارداده شده .او‌گفته تحمل این همه شکنجه را نداره و می خواهد خودکشی کند .
– خودکشی آرش تبرک ، کارگر پتروشیمی چوار از توابع ایلام در ۵ دی .‌ او توسط حراست اخراج شده بود . قبل از این فاجعه ، در ۱۷ مرداد امسال کارگر اخراجی دیگری از پتروشیمی ایلام با اسلحه به زندگی خود پایان داد .

با آرزوی پیروزی

2022-12-30 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در  – صد وچهارمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در – صد وچهارمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهارشنبه ۷ دی – صد وچهارمین روز

در روز چهارشنبه حدود ۲۰ حرکت در تهران و ۱۱ شهر دیگر وجود داشته است . در این روز ۵ مراسم چهلم و ۳ مراسم خاکسپاری و یادبود برگزار گردیده که‌ عمومآ تبدیل به صحنه های پرشور اعتراض و سر دادن شعار از جانب جمعیت شرکت کننده شده است . از آنجا که در طی صد روز اعتراض عمومی جلادان بیرحمانه ، جان عزیز بسیاری را گرفته اند ، باید هر روزه منتظر چندین حرکت اعتراضی در مراسم های یادبود ، بخصوص در کردستان باشند . تازه این اعتراضات شجاعانه در شرایطی صورت می گیرد که با انواع تهدید ها ، از خانواده ها می خواهند که مراسم‌برگزار نکنند .
درماندگی کامل دولت و حکومت فاسد در کنترل قیمت ارز و دیگر نابسامانیها ، روزهای سخت تری را برای کارگران و زحمتکشان رقم خواهد زد که باید امید داشت دور تازه ای از اعتراضات به علت وضعیت وخیم اقتصادی را شاهد باشیم .
توضیح حرکات اعتراضی در ۷ دی به شرح زیر است :

# جان باختگان:
مراسم چهلم جان باختگان میلاد معروفی و شهریار محمدی در بوکان همراه با شعارهای انقلابی شرکت کنندگان برگزار شد .
مادر میلاد معروفی در این مراسم چنین گفت : برای پسرم اشک نریزید . آ نهایی که باید گریه کنند جاش هایی هستند که برای پول و مال دنیا خود فروشی کردند ، ملت فروشی کردند و فرزندان ما را فروختند . من برای پسرم اشک نخواهم ریخت ، او افتخار من است . فرزند آتش و خونم ،انتقام میلاد را خواهم گرفت. در ادامه مراسم ، مزدوران به حاضرین حمله ور شدند .
-مادر محمود احمدی برای گرفتن جنازه پسرش از مردم کمک خواست : محمود عزیزم سرباز بود و به مرخصی آمده بود .
در روز ۲۹ آذر محمود احمدی و حسین سعیدی به دست سرکوبگران جنایتکار جمهوری اسلامی در روستای پر سیلا (پر سوراخ)از توابع ایذه کشته شدند و جنازه آن ها به خانواده هایشان تحویل داده نشد .
– مراسم چهلم امیر فراستی شاد در آرامستان کهنه خانه در پیرانشهر برگزارشد .
– مراسم مهران رحمانی در روستای قالوزندان مهاباد با حضور جمعیت وسیعی برگزار شد .
– مراسم چهلم جان باخته غفور مولودی در بوکان همراه با سردادن شعار از طرف مردم برگزار شد .
– مراسم چهلم علی عراقی با وجود جوامنیتی شدید دیروز در تبریز برگزار شد .
– مراسم یادبود سیامک بابا در ۶ دی در کرج برگزار شد . سیامک در درگیری زندان رجایی شهر بوسیله ماموران کودک کش ، تیر به صورتش خورده بود .
– سمعیه ابراهیم پور مادر زنده یاد عرفان زمانی : امروز بیشتر از عزا ، خشم ، کینه و حس انتقام قویترم میکنه . به قول نیچه آنچه مرا نکشت ، قویتر میسازد . اگر قرار ه بمیرم اسم تو رو فریاد میکشم و با جسارت و شهامت برای خون خواهی تو بمیرم….قوی تر شوم تا لحظه انتقام .
-مراسم خاکسپاری مهردادملک جوان ۱۷ساله از ارداق توابع قروین که با شلیک گلوله سرکوبگران جان باخت ، دیروز بزگزار شد .

# اعتصاب :
– کارکنان پتروشیمی آبادان علیرغم تهدیدهای مسئولان ذیربط با اتحاد و یکپارچگی دست از کار کشیده و سومین روز اعتصاب را رقم زدند.
– کسبه پاساژ علاءالدین به علت نوسانات شدید قیمت دلار در ۷ دی اعتصاب کردند .
– مالباختگان تجارت گسترسرمایه پویش در شهرستان بهمنی بویراحمد با تجمع نسبت به کلاهبرداری این شرکت که وابسته به اطلاعات سپاه است اعتراض کردند . ادارات دولتی و بانک‌ها از وحشت تجمع مردم به حالت نیمه تعطیل درامدند .
– فراخوان بازاریان تهران :
فراخوان برای دعوت از مردم و بازاریان تهران و شهرستانها جهت پیوستن بە اعتصابات_سراسری :
– در اعتراض به گرانی سرسام آور ، نبود امید به زندگی از طرف مردم و گرانی هر روز دلار اعتصاب در روز شنبه ۱۰ دی

@ دانشجویی:
– دانشجو در جلسه پرسش و پاسخ با نماینده مجلس در واحد تهران مرکز دانشگاه آزاد : شما بیا رفاه‌ایجاد کن من نامردم برم یه کشور دیگه

# دیگر حرکات
@ در تهران
– شعارهای شبانه در آریاشهر :
مرگ بر دیکتاتور
– شعارهای شبانه مردم از پنجره و پشت‌بام خانه‌ها در بلوار فردوس :
«مرگ بر حکومت بچه کش» ، «مرگ بر خامنه‌ای قاتل»
@ در شهرهای دیگر
– مشهد :تظاهرات شبانه در سیدرضی
– حمله با کوکتل به بخشداری شهر کلمه در بوشهر
– آتش و راهبندان در سقز
– آتش زدن حوزه علمیه خواهران یزد
– آتش زدن پایگاه بسیج در تبریز
@ از اعتراضات هنرمندان : هادی محقق کارگردان ، هنگام دریافت جایزه در جشنواره فیلم بوسان :نیکا آن دم که آن تیر بر قلبت نشست ، خنجری از پشت کمرم را درید …… ایرانم خوب می دانم که این روزها سزاوار تو نیست

و
– ۳۶ هزار میلیارد تومان قسط اول پرداختی خریدار هلدینگ خلیج فارس گم شده است و معلوم نیست کجا خرج شده .
– نوشته‌ی سپیده رشنو بعد از ابلاغ حکم ۵ سال حبس تعلیقی که وکیلش نعیم نظامی منتشر کرده است :

«آدمی که می‌جنگد می‌داند انقلاب‌ها به طول می‌انجامند ، اما شکست نمی‌خورند»
– بخشی از نامه زندانی سیاسی مریم اکبری از زندان سمنان خطاب به مردم ایران در آستانه ورود به چهاردهمین سال حبس :
– این قصه ۴هزار صفحه‌ای نیست، واقعیت عریان زندگی زیر سلطه فاشیست‌هایی است که بر ما تحمیل کردند و ما نخواستیم تن بدهیم.
اگر چه با بند بند وجودم دلم می‌خواست در کنار فرزندانم می‌بودم، کدام مادری نمی‌خواهد؟ اما پشیمان نیستم بلکه مصمم‌تر برای ادامه مسیرم هستم. این را هر بار در هر جلسه بازجویی و بازپرسی رسمی و غیررسمی گفته و از تکرارش خرسندم!…
– فراخوان در کرمانشاه برای پنجشنبه ۸ دی ماه جهت مراسم یادبود جاوید نام محمد مرادی

با آرزوی پیروزی

2022-12-17 گزارش و جمعبندی از میارزات انقلابی مردم ایران در جمعه ۲۵ آذر – نود ویکمین روز و آغاز ماه چهارم

گزارش و جمعبندی از میارزات انقلابی مردم ایران در جمعه ۲۵ آذر – نود ویکمین روز و آغاز ماه چهارم

گزارش و جمعبندی از میارزات انقلابی مردم ایران در جمعه ۲۵ آذر – نود ویکمین روز و آغاز ماه چهارم

در روز جمعه که آغاز ماه چهارم اعتراضات سراسری بود ،  ۲۴ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۱ شهر دیگر وجود داشته است . بخش قابل توجهی از این حرکات مربوط به جانباختگان است که به مناسبت های مختلف از خاکسپاری تا چهلم ،بزرگداشت یا سالروز تولد برگزارشده است . خانواده های جان باختگان  سوگواریشان را با اشکال بدیع و بیانات اعتراضی خلاقانه تلفیق می کنند . از رقص پدر بر سر مزار پسر جان باخته اش  در حالیکه کیک تولد او را در دست دارد ، تا احترام یک خواهر داغدار به راهی که برادرش رفته و چادر از سر برداشتن در ضدیت با حجاب اجباری . از صحنه ی زیبایی که پدر و مادر بر سر مزار پسرشان کبوتر ازاد می کنند تا درخواست برادری از حاضرین که سکوت نکنند و اینکه سکوت تبدیل می شود به طناب دار بر گردن مبارزین . هر کدام از این صحنه ها در حین دردناک بودن ، بیانگر دنیایی از زیبایی و مقاومت است و همه بیانگرتاثیر عمیق مبارزه ی انقلابی بر اقشار مختلف است . غرورافرین و مایه ی امیدواری بسیار به پیروزی .
حرکات اعتراضی گفته شده به شرح زیر توضیح داده می شود :

# جان باختگان :
رقص ایستادگی پدر زنده یاد فرزین معروفی بر سر مزار پسرش در زاد روز تولدش . فرزین معروفی ۲۲ ساله اهل مهاباد در اکباتان کشته شد .
مراسم بزرگداشت آیدا رستمی که در شهرک اکباتان به قتل رسید .
خواهر علی روزبهانی در مراسم جهلم برادرش : من سر خم می‌کنم به راهی که تو قدم گذاشته ای و کشته شدی ،  اگر چادر من که یادگار حضرت زهراست ، الان  شده ملعبه ی دست قاتلین تو که جانین  و ظالمن و خون فرزندان این مملکت را میریزن ، من چادرمو در میارم .
مراسم خاکسپاری هیمن معروفی ۲۲ ساله در اشنویه که برای امضا چند برگه در ۲۴ آذر  به اداره اطلاعات احضارشده بود و پس از چند ساعت شکنجه ، آزاد شد و‌  در ساعت ۳ بامداد جان باخت .
در مراسم چهلم محمدرضا فردوسی(حسام) و نیزچهلم  نیما نوری  ، پدر ومادر آنها 
 به یادشان  چند کبوتر آزاد کردند .
مراسم ۳۰ سالگی علیرضا خشکبار بیانی که  با شلیک مستقیم مزدوران کشته شده بود ، بر سر مزارش برگزار شد .
در تهران مردم بر سر مزار محسن شکارچی جمع شدند و در مشهد مامورین مانع تجمع مردم بر سر مزار مجید رضا رهنورد شدند .
در میاندوآب مراسم چهلم مهران شکاری برگزارشد که در کرج جان باخته بود . 

# دانشجویی : دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر یک هفته است که برای آزادی هم کلاسی هایشان اعتصاب کرده اند .

#  ۱۳حرکت دیگر در تهران و دیگر شهرها :
@ ۳ حرکت اعتراضی در تهران : شعار شبانه از پنجره در منیریه ، آتش زدن فرمانداری شهرستان بهارستان و پایگاه بسیج قلعه حسن خان .
@ ۱۰ اقدام اعتراضی در شهرها و نقاط دیگر :‌تظاهرات گسترده در زاهدان بعد از نماز جمعه که با حمله ی مامورین روبرو شد ، در این هفته همچون جمعه های قبل زنان بلوچ‌ به صورت مستقل در این اعتراضات شرکت داشتند ، در دزاپ نیز هزاران نفر به تظاهرات پرداختند و در راسک که در خیابان‌ها و نیز در پایگاه های نظامی ، خودروهای ضد شورش مستقر کرده بودند ، مردم بلوچ دست به تظاهرات زدند .
آتش زدن حوزه علمیه در مرودشت ، حمله به بسیج در سلماس، آتش زدن محل اختفای مزدوران ونیز مجسمه در پارک شاهد کرمانشاه ، انهدام دکل های ایرانسل – واریتل در دیزیچه اصفهان و آویزان کردن مترسک ۲ متری خامنه ای که دار زده شده ، در کرج .      

و
برادر علی روزبهانی در مراسم چهلم او :‌مرسی که اومدین ، دستتون دردنکنه ولی سکوت نکنید ، ساکت نشین جلوی اینها ، مردم ! سکوت شما میشه طناب دارمحسن و مجید رضا ، سکوت شما میشه ماهان ، سکوت کنید خاک می ریزین روی اسم اینها .
پلاکارد در تظاهرات زنان زاهدان :‌دیکتاتور، مقام زن کو ؟
نوشته روی سنگ مزار نیما نوری در کرج : قرار بود ۸۰ سال عمر کنم ، ولی تو ۱۸ سالگی تو راه آزادی کشته شدم . قول بده بجای منم آزاده زندگی کنی .
دانشجوی پزشکی  در رشت یک نفره ، با گرفتن پلاکارد نه به اعدام ، 
 نترسید نترسید  ما همه با هم هستیم در میدان شهرداری رشت . او دقایقی بعد دستگیر می شود. 

با امید پیروزی

2022-12-16 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۲۴ آذر نودمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۲۴ آذر نودمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۲۴ آذر – نودمین روز و سه ماه کامل

در روز پنجشنبه و نودمین روز از  مبارزه شجاعانه مردم کشورمان ، با افت اشکالی از مبارزه  و نیز  بکارگیری اشکالی از حرکات اعتراضی که پوشش امنیتی بیشتری دارد ، روبرو بو ده ایم . بطور نمونه می توان به آتش زدن مراکز رژیم در شهرهای مختلف اشاره کرد . 
دادگاه های انقلاب همچنان در حال صدور احکام سنگین‌از جمله حکم محارب هستند و از طرف دیگر در سطحی محدود برخی از زندانیان را با قید وثیقه آزاد می کنند . 
گزارشات از انتقال نیروی انتظامی کمکی به بلوچستان‌ برای مقابله با اعتراضات روزجمعه حکایت دارد  و سرکوبگران هر پنجشنبه کابوس اعتراضات روز جمعه ی مردم مبارز بلوچ را می بینند .
در ۲۴ آذر و در غیبت جنبش دانشجویی  ، گزارش از ۲۰ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۴ شهر وجود داشت که به شرح زیر توضیح داده می شود :

# جان باختگان:
پیکر دنیا فرهادی دختر ۲۳ ساله اهوازی که از ۱۶ آذر ناپدید شده بود در روز ۲۴ آذر در رودخانه کارون در روستای مظفریه کشف شد . 
احمد گودرزی کشتی گیر لر و ساکن قلعه حسن خان پس از ربوده شدن از مراسم  چهلم حدیث نجفی ، بر اثر شکنجه دنده آش شکسته شد و پس از ۳ هفته  جسدش با بدن کبود  به خانواده داده شد . پیکر او در ۲۲ آذر در روستای خشتیانک اشترانکوه به خاک سپرده شد .
۲۴ آذر چهلم علیرضا کریمی دانشجوی دانشگاه آزاد اراک بود . او با ضربات باتون ماموران امنیتی جان باخت .
در پنجشنبه در هفتم شادمان احمدی جمعیتی گسترده در دهگلان شعا ر می دادند : کردستان کردستان ، گورستان فاشیستان . شادمان تنها ۳ ساعت پس از بازداشت بر اثر شکنجه های وحشیانه جان باخت .
مردم در دومین پنجشنبه بر سر مزار جانباخته حامد سلحشور در ایذه  تجمع کردند . حامد سلحشور جوانی که شغلش مسافرکشی بود ، سه روز بعد از دستگیری در اثر شکنجه جان باخت .
محمد حاجی رسول پور زندانی سیاسی سابق ، اهل بوکان که توسط نیروهای حکومتی ربوده شده بود بر اثر شکنجه به کما رفت و پس از اینکه خانواده ۵۰۰ ملیون تومان به عنوان وثیقه پرداختند ، اورا در حال کما با ویلچیر تحویل گرفتند .

# اعتصاب 
تجمع کادر درمان رو بروی نظام‌پزشکی مشهد در اعتراض به حکم اعدام و بویژه حکم اعدام دکتر حسنلو
اعتصاب وتجمع جمعی از کارکنان شهرداری یزد در اعتراض به کم کردن حقوق و مزایا
تجمع پزشکان و کادر درمان مشهد مقابل بیمارستان شریعتی در حمایت ازآزادیخواهان در بند
فراخوان برای اعتصاب و تجمع پرسنل رسمی نفت در ۲۶ آذر در شهرهای اهواز ، عسلویه و ماهشهر . 
تشکل های مختلف از جمله چندین تشکل بازنشستگی خواهان آزادی اسماعیل گرامی شدند که برای دفاع از سطح معیشت کارگران از ۲ سال پیش در زندان است و در یک دادگاه چند دقیقه ای  به ۶ سال زندان محکوم شده است .

# ۱۲ حرکات اعتراضی در تهران و ۷ شهر دیگر   :
@ ۵ حرکت در تهران :  
تجمع خانواده های جان باختگان هواپیمای اوکراینی در مقابل دادسرای نظامی همزمان با سومین جلسه دادگاه مربوط به این فاجعه
 شعار شبانه از پشت بام در محله پرند ، محله چیتگر دادن شعار در بیرون خانه ها ، شعارهای شبانه از پنجره ها در ستارخان و شمس آباد 
@ ۷ حرکت اعتراضی در  شهر ها و نقاط دیگر  :
در آبدانان استقبال با شکوه از آزادی سونیا شریفی ۱۶ ساله که اتهام محاربه داشت و با شرط وثیقه آزاد شده است .گزارش دهنده می گوید حدود هزار ماشین در این حرکت حضور داشتند 
اعتراض دانش‌آموزی در شیراز ، شعارهای شبانه در کرج ،آتش زدن اداره اوقاف مشهد ، آتش زدن فرمانداری طرقبه – شاندیز مشهد ، بابلسر آتش زدن دفترنماینده مجلس و  ایلام حمله به خانه ی‌جاشها

و
مرتضی عزتی اقتصاد دان در بازتاب : رشد تورم ۵ برابری با افزایش ۳ برابر دستمزد همخوانی ندارد . 
تشکل های باز نشستگی :همکار ما  اسماعیل گرامی به خاطر گفتن همین ناهمخوانی در ۲ سال پیش ،  به ۶ سال حبس محکوم شده است . 
مادر الهام افکاری که بطور دائم در جلوی زندان عادل آباد شیراز نشسته است با تمام وجود فریاد می زند: الهام هشت روز است چیزی نخورده است ، او گناهی نکرده ، او را هم می خواهید بکشید ؟ هوار ، به کی پناه ببرم ؟
رفتیم سر مزار محسن شکاری ، دیدیم سنگ قبر به اسم  خودش نداره و سنگ قبر مادربزرگ را برایش گذاشته اند . ما هم اسمش را با گل نوشتیم .
عبیرا سهلانی نماینده سوئد در پارلمان اروپا در یک حرکت نمادین دررابطه با اخراج ایران از کمیسیون مقام زن  در حالیکه چمدانی را حمل می کند : من برای آنها چمدانهایی تهیه کرده ام تا هر آنچه در اینجا دارند با خود ببرند . 

با آرزوی پیروزی

2022-12-14 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۲ آذر – هشتاد و هشتمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۲ آذر – هشتاد و هشتمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در سه شنبه ۲۲ آذر – هشتاد و هشتمین روز

در روز چهارشنبه همچنان احکام اعدام و نگرانی از اجرای این احکام ، محوری ترین موضوع گزارشات بود . دفاع برخی از چهره های اصلی رژیم از این احکام و در مقابل دامنه مخالفت ها به روحانیونی مثل مقتدایی ، رئیس سابق دیوان عالی کشور و عضو خبرگان کشیده شد .
اشکال مبارزاتی در این روز عمومآ و بخصوص در دانشگا ه ها به اعتراضاتی تبدیل شد که بهانه ی کمتری برای سرکوب ایجاد کند ، مانند انواع و اقسام شعار نویسی ها ، نقاشی ها و تصاویری از اعدام و دار زدن و نمونه های مشابه و همچنین پرفورمنس های اعتراضی .
در ۲۲ آذر ۲۵ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۴ شهر دیگر وجود داشت که به شکل زیر توضیح داده می شود .

# جان باختگان :
بستن راه ها به سمت مراسم مجید رضا رهنورد در مشهد و بستن در مسجدی که قرار بود مراسم در آنجا برگزار شود ،اما مردم در بیرون مسجد شعارهای اعتراضی شان را سر دادند .
مراسم بزرگداشت عباس منصوری در شوش که در روز دوشنبه ، پس از آزادی از زندان خودکشی کرد .
برای جلو‌گیری از شرکت در مراسم چهلم عرفان‌زمانی در سیاهکل ،‌ تمام مسیرهای منتهی به این شهر را مامورین‌بستند .
عرشیا کنگوزهی (ریگی) ۱۳ ساله در ۲۱ آذر در مقابل منزلش با رگبار افراد ناشناس کشته شده است.
پایگاه خبری بلو چستان اعلام کرد که در طی ۷۵ روز ، ۷۸ شهروند بلوچ اعدام شده اند .
نگرانی زیادی در مورد اجرای حکم اعدام زندانیانی چون محمد بروغنی ۱۹ ساله و ماهان صدارت در تهران وجود دارد و نیز برادران طه زاده در اشنویه .

# اعتصاب ها :
اعتصاب سیمان سپاهان دیزیجه اصفهان
تجمع پرستاران در تهران و شیراز در رابطه با خواسته‌ های صنفی و مربوط به استخدام
تحصن شجاعانه ۱۸ زندانی سیاسی زن در اوین در دفتر افسر نگهبانی و اعتراض به اعدام ها
فراخوان شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت که اطلاع داده : کارگران رسمی نفت برای ۲۶ آذر فراخوان به تجمع بزرگ و سراسری داده اند و همکاران در پترو‌پالایش ها فراخوان برای ۳٬۴٬۵ دی ماه .

# ۵ اعتراض دانش آموزی در : تهران ، کامیاران ، اهواز ، شیراز و دانش آموزان دبیرستان مریم میرزاخانی در روستای کولگان کرمان که خواهان آزادی دکتر قره حسنلو محکوم به اعدام و سازنده مدرسه شان شدند .

# ۸ حرکت دانشجویی
@ تجمع و اعتراض در تهران :‌دانشگاه سوره ، دانشگاه علوم تحقیقات و تجمع سکوت در دانشگاه علوم پزشکی تبریز
@ پرفرمنس و اقدامات اعتراضی :
دانشگاه های تهران ،‌ بهشتی و پردیس هنرهای زیبا در دانشگاه تهران
@نوشیروانی بابل ، و دانشگاه دامغان

# ۷ حرکت اعتراضی دیگر در تهران و ۳ شهر دیگر :
@ در تهران : در تهرانپارس ، چیتگر و اکباتان اعتراضات شبانه در خیابان صورت گرفت و در سعادت آباد از پنجره ها .
@ در شهرهای دیگر : تجمع مردم در جلوی منزل برادران طه زاده در اشنویه که گفته می شود قرار است در چهارشنبه اعدام شوند ، سقز بستن جاده در صالح آباد و حمله به بسیج در بویراحمد .

و
پدر محمد مهدی کرمی که‌ حکم اعدام گرفته است :
مدتهاست سر کار نرفته ام .من دستفروشی می کنم و دستمال کاغذی می فروشم . صبح می روم دادگاه و زندان و بعد در کوچه ها بی هدف راه می روم . اگر پسرم اعدام شود زندگی ما هم تمام می شود .
یکی از اساتید حقوق و جزای جیره خوار رژیم : مقابله با محارب لازمه توسعه است
محمد علی طالبی کارگردان سینما : جلادها اگر برای طناب دارتان دنبال گردن‌می گردید ، گردن من هست .

با آرزوی پیروزی

2022-12-13 گزارش و جمع بندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در روزهای یکشنبه ۲۰ آذر و دوشنبه ۲۱ آذر

گزارش و جمع بندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در روزهای یکشنبه ۲۰ آذر و دوشنبه ۲۱ آذر

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در روزهای یکشنبه ۲۰ آذر و دوشنبه ۲۱ آذر – هشتاد و ششمین و هشتاد وهفتمین روز 

در روز یکشنبه همچنان اعتراضات مربوط به اعدام محسن شکاری ادامه داشت و با توجه به دیگر  احکام‌ اعدام  و جا بجا شدن برخی از زندانیان ، نگرانی از اعدام های بیشتر در سطح وسیعی موج می زد  که با اعدام جنایتکارانه ی مجید رضا رهنورد ، ۲۳ ساله در ملاء عام و در ساعات اولیه بامداد دوشنبه ، رژیم اسلامی یکبار دیگر نشان داد که‌ همچنان مصمم است تا سرکوب اعتراضات مردمی را با کشتار دستگیر شدگان تکمیل کند . در میانه اعتراضات داخلی و بین المللی به سرعت اجرای حکم محسن شکاری که از دستگیری تا اعدام ۷۵  روز طول کشیده بود ، اینبار آدمکشان برای آنکه ثابت کنند ، مخالفت ها ذره ای برایشان ارزش ندارد ونیز  برای ایجاد رعب و وحشت ،   مجید رضا رهنورد  را به دار آویختند   که فقط ۲۳ روز از دستگیریش می گذشت .
رئیس کل دادگستری استان خراسان رضوی با وقاحت تمام از سرعت عمل کلیه عوامل انتظامی و امنیتی که در کوتاه ترین زمان ممکن نسبت به انجام وظایف خود اقدام کرده اند ، تشکر کرد . 

در دو روز مورد گزارش ، حدود ۴۰ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۴ شهر دیگر صورت گرفته که به شرح زیر توضیح داده می شود :

# جان باختگان :
بعد از اعدام مجید رضا رهنورد  در مشهد و به خاک سپردن او بدون‌ حضور خانواده ، گروه‌های مختلف یا  بر سر مزار او جمع شدند و یا به طرف منزل و محل کار او رفتند . کسانی که بر سر مزار جمع شده بودند در حین سوگواری ، بر علیه رژیم شعار سر دادند .
– در روز سوم محسن شکاری مردم بر سر مزار او گرد آمدند و یکی از شرکت کنندگان گفت که اینها اجازه آمدن خانواده تو را‌ نمیدهند ولی در عوض این همه مردم برای بزرگداشت تو جمع شده اند  .
گزارشی از مونا چمنی اهل رشت وجود داشت که با ضربات متعدد باتون به کما رفته  و در ۸ آذر جان می سپارد .
محکومیت ۶ نفر به اعدام در اشنویه از جمله ۲ برادر – فرزاد طه زاده و فرهاد طه زاده  که در ۲۲ آبان از منزل ربوده شدند و بدون حضورشان در دادگاه محکوم به اعدام شدند .
شهریار عادلی ۲۷ ساله پس از شکنجه در اطلاعات سردشت در ۱۲ آذر به بیمارستان برده می شود و ۵ روز بعد ، جان می بازد .
سپهر اعظمی ۲۳ ساله در ۱۲ آبان در کرج در اعتراضات زخمی شده و در ۱۵ اذر در بیمارستان جان می بازد .
خودکشی عباس منصوری در ۲۰ آذر ، چند روز پس از آزادی . او به جرم پخش شکلات دستگیر شده بود .

# اعتصاب تمام بخش‌های مختلف پتروشیمی در سنندج در روز ۲۰ آذر  و تجمع خانواده های بیماران sma   در جلو وزارت بهداشت در اعتراض به عدم تخصیص دارو .

# ۲اعتراض دانش آموزی در شیراز و در احمد آباد مشهد با شعار مجید مارو بردن ، جنازه‌ش رو آوردن .

#به غیر از انواع و اقسام اقدامات اعتراضی مبتکرانه و از جمله جلوه های زیبایی از هنر اعتراضی در دانشگاه ها ، ۱۰حرکت دانشجویی در ۷ دانشگاه :
@ در تهران در دانشگا های : علامه – اعتراض به مرگ مشکوک یک دانشجو بنام شهاب الدین هاشمی و تجمع اعتراضی در دانشکده ادبیات  ،دانشگاه خواجه نصیر ، بهشتی دانشکده ریاضی و نیز تحصن و سرودخوانی و دانشگاه هنرهای زیبا دانشکده موسیقی .
@ در شهرهای دیگر دانشگاه های : صنعتی اصفهان در اعتراض به مرگ حسین مرادی دانشجو‌یی که در  اثر انفجار در دانشکده شیمی کشته شد ، هنر اصفهان دانشکده توحید و نوشیروانی بابل

# ۲۰ حرکت اعتراضی درتهران و ۱۵ شهر  دیگر :
@ در تهران در ۲۱ آذر ۶ حرکت اعتراضی  عمدتآ در اعتراض به اعدام  مجید رضا رهنورد در : هفت حوض، چیتگر ، اکباتان ، مترو توپخانه ، حشمتیه و حمله به دفتر شورای باقرشهر
# ۱۵ اقدام مبارزاتی در ۱۴ شهر دیگر :  
@ در ۲۰ آذر در شهرهای : مشهد در خیابان ملک آباد ، درمجتمع دروازه شیراز اصفهان ، راهپیمایی سکوت در تبریز  و حمله به خودروی امام جمعه رشت ، دفتر بسیج ملایر ، سقز و سنندج حمله به خانه های مزدوران
@ در ۲۱ آذر و در اعتراض به اعدام مجید رضا رهنورد ، در این شهرها حرکت صورت گرفته : در مشهد در چندین نقطه از جمله احمد آباد و هفت تیر ، کرج ، شیراز معالی آباد و نیز حمله به بسیج در شیراز ، مجتمع مسکونی آخوندها در مشهد ، به آتش کشیدن موتور بسیجی ها در رودسر ، آتش زدن ماشین یک خبرچین در یاسوج ،آتش زدن مجسمه قاسم‌سلیمانی در آمل و نیز تجمع شبانه در جلو فرمانداری جوانرود در اعتراض به دستگیری امام جماعت یکی از مسجد ها که از اعتراضات مردمی دفاع کرده بود .

و          
شعار زن زندگی آزادی بر پشت کول بار یک کولبر زحمتکش نوشته شده بود و در حین حمل بار جلوه خاصی داشت 

شعار دانشجویان دانشگاه علامه :
نافرمانی ،‌کنشگری ،‌پیکار تا برابری
محمد بروغنی محکوم به اعدام : 
۳ ماه دیگه ۱۹ سالم میشه ، اگر تا آنوقت زنده بودم ، حتمآ تولدم را تبریک بگو ،
اگر چه تا به حال جشن تولد نداشته ام . پدر پیرم ضایعات جمع می کنه و می فروشه 

با آرزوی پیروزی

2022-12-12 اعدام ها چه چیز را تغییر می دهند؟ ?عقیل دغاقله

اعدام ها چه چیز را تغییر می دهند؟ ?عقیل دغاقله

اعدام ها چه چیز را تغییر می دهند؟
?عقیل دغاقله

حکومت با این اعدام ها دنبال تغییر میدان بازی است. هدفش تنها ایجاد رعب نیست. جان هایی را به گروگان گرفته تا مردم به «آزادشان کنید» و «اعدامشان نکنید» برسند. تا مورد خطاب قرار گیرد -و با همین مورد خطاب قرار گرفتن-تصور می کند اقتدارش باز می گردد و از انفعال به کنشگری می رسد.

در طی اعتراضات اخیر هم حکومت و هم حامیان ایدئولوژیک آن به انفعال کامل رسیدند. آنها نه تنها نتوانستند مهمترین رکن ایدئولوژیک رژیم (حجاب و گشت ارشاد) را حفظ کنند که حتی نتوانستند مسئولیت تعطیلی آن را برعهده بگیرند. این انفعال حتی در قتل ها هم نمایان بود. جرات نداشتند مسئولیت یک قتل را بر عهده بگیرند. در روایت هر قتلی، حکومت حداکثر کاری که توانست بکند این بود که «ما نبودیم. خودشان خودکشی کردند، از ساختمان افتادند،‌دشمن کشت.» و البته ده ها عنوان دیگر. حتی -به اصطلاح- سیاستمدارانشان هم ناتوان و عاجز بودند. یکی بیانیه می داد و دیگری تکذیب. در واقع، در اعتراضات اخیر حکومت حتی مورد خطاب قرار نگرفت. آنچه از سوی مردم شنید آن بود که «دیگر بس است، بروید.»

مهمتر انکه این جنبش اعتراضی بود که هم میدان بازی را تعیین می کرد و هم تاکتیک را. در ابتدا حجاب بود و خیابان و پس از آن مطالبات گسترده تر شد. حکومت آچمز شده بود و نه راه پیش داشت و نه راه پس.

این اعدام ها حرکتی -خودآگاه یا ناخودآگاه- برای بازگشت به آن نقطه کنشگری است. برای آن است که به خودشان و همراهانشان بگویند هنوز این ما هستیم که تصمیم می گیریم. درست است که نتوانستیم جلوی جمع شدن گشت ارشاد را بگیریم، و درست است که حتی نمی توانیم مسئولیت تعطیلی یا ماندن آن را بر عهده بگیریم، اما هنوز اسلحه داریم و می توانیم بکشیم و اینگونه -تصور می کند- با چوبه دار می تواند بازی باخته را ببرد و از انفعال به کنشگری برسد. و اکنون سرمست قدرتی شده اند که می تواند تصمیم بگیرد که چه کسی زنده بماند و چه کسی بمیرد.

اما آنچه که حکومت نمی فهمد این است که فضای امروز نه ۶۷ است و نه حتی ۸۸. حکومت نه قدرت هژمونیک دارد و نه همراهان فراوان که به امکان تغییر از درون باور چندان داشته باشند. آنچه مانده است مردمی زخمی، تحقیر شده و خشمگین هستند که آنچه آنها را آرام نگه داشته است نبود یک جایگزین و مسیر حساب شده برای تغییر است. و به دلیل همین فضای پرخشم است که حکومت هر آنچه بیشتر خون بریزد بیشتر غرق می شود چرا که با این اعدام ها، روایت معترضان (خیر در برابر شر) را استحکام می بخشد.

آنچه که حکومت نمی فهمد این است که جنبش ها برای پیروزی شان دنبال روایت هستند. روایتی که بتواند آن جنبش را به بدیلی برای وضع موجود بدل کند. با این اعدام ها، حکومت به شکل گیری این روایت کمک می کند: تلاش بیکرانی می کند تا جبهه خیر و شر را برپا سازد، به آن عینیت بخشد و خود لباس شر را به تن کند. این همانی است که حکومت در تمامی چند ماه گذشته سعی کرد از آن فرار کند. مسئولیت هیچ قتلی را برعهده نگرفت تا از برساخته شدن این جبهه شر در برابر خیر جلوگیری کند. اما اکنون به امید واهی، سرمستانه پا به این عرصه گذاشته است، میدانی که قبل از ورود در آن باخته است.

و با پذیرش این شر بودن، معترضان را -علیرغم همه اختلاف و تضادهایشان- حول محور واحدی که همان جایگزینی خیر به جای شر است گردهم خواهد آورد. ساده بگویم، این خون ها رعب و اقتدار نمی آفرینند. این خون ها درخت هایی را آبیاری می کنند که دیر یا زود از دل آن ها هم بدیل برخواهد آمد هم مسیر.

برگرفته از کانال تلگرامی کارگاه دیالکتیک
https://t.me/kdialectic

2022-12-11 گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۹ آذر    -هشتاد و پنجمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۹ آذر    -هشتاد و پنجمین روز

گزارش و جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در شنبه ۱۹ آذر    -هشتاد و پنجمین روز و آغاز هشتمین هفته

در روز شنبه بازتاب اخبار مربوط به دادگاهها انقلاب و احکام جنایتکارانه ی این دادگاه ها  همچنان بر فضای سیاسی حاکم بود .‌ برخی از چهره های  حاکمیت  همچنان بر طبل دفاع از  اعدام ها  کوبیدند . محمد علی نقدعلی ، نماینده مجلس گفت ، اعدام محسن شکاری مبارک است و خیلی هم دیر اجرا شده است . کیهان شریعتمداری  اعتراضات به این حکم را فضاسازی علیه اجرای حکم این جانی و تطهیر محسن شکاری  نامید .   

در مقابل در  روز شنبه و‌شروع هفته ،هم در دانشگاه‌ها و هم در  تهران و شهرهای دیگر شاهد موج جدیدی از اعتراضات بودیم  و این قافله سر باز ایستادن ندارد .  خیابان ستارخان تهران  دارد به یکی از مراکز اصلی اعتراضات تبدیل می‌شود و راهپیمایی سکوت در تهران و شهرهای دیگر بیانگر ابتکارات جدید است که هم می‌تواند نیروی بیشتری را پوشش دهد وتا حدی احتمال مقابله سرکوبگران‌ را پایین بیاورد .
در این روز گزارش از حدود ۴۵ حرکت اعتراضی در تهران و ۱۵ شهر دیگر داشته ایم که به شرح زیر توضیح داده می شود : 

# جان باختگان : در ۱۵ آذر  به غیر از تجمع بر سر مزار نیکا شاکرمی ، گزارش دیگری از مراسم جان باختگان  وجود نداشته است و بعد از آن  خبرهایی است  در مورد محکومین به اعدام که در زیر می آید :
حکم‌  اعدام حد اقل سه نفر تایید و به زودی اجرا می شود : 
ماهان صدارت در تهران ،سهند نور محمدزاده در کرج ، مجید رضا رهنورد در مشهد و محسن هاشمی در بلو چستان 

# اعتصاب ها به غیر از تداوم اعتصاب کامیونداران در برخی از شهرها  ، اعتصاب در کارخانه داروگر و تجمع اعتراضی کشاورزان در جلوی اداره آب اصفهان گزارش شده است . 
۵۰۰ سینما گر و فعال فرهنگی نیز در اعتراض به شرایط موجود ، جشنواره فیلم سینمای مستند را تحریم  کرده اند .

# ۱۰ اعتراض دانشجویی در ۸ دانشگاه تهران و دیگر شهر ها :
@ در تهران در ۶ دانشگاه ۷ اقدام اعتراضی  در دانشگاه های :
علم و فرهنگ ، علامه – علوم اجتماعی و نیز دانشکده اقتصاد ، خواجه نصیر ، بهشتی – زیست شناسی ، الزهرا و دانشگاه تهران – علوم اجتماعی . 
همچنین شورای صنفی ۱۸ دانشگاه در شهرهای مختلف طی بیانیه مشترکی به آیین نامه انضباطی جدید ، مصوب ماه پیش اعتراض کردند .

@ ۲ حرکت اعتراضی در دانشگاه های فنی حرفه ای سنندج که روز پر التهابی در این دانشگاه بود و مامورین به صفوف دانشجویان حمله کردند ، اعتراض به خارج از دانشگاه کشیده شد و مردم از دانشجویان حمایت کردند  و نیز در  دانشگاه قم که دانشجویان آخوند ذوالنوری را دوره کرده و مکرر از او‌ می پرسیدند که چرا اعدام می کنید .

# ۳۰ حرکت اعتراضی دیگر در تهران و دیگر شهر ها :
@در تهران ۱۰ اقدام مبارزاتی  : اعتصاب مغازه ها در خیابان منوچهری ، اعتراضات وسیع و ادامه دار در چندین نقطه از ستارخان از جمله راهپیمایی سکوت، تجمع و دادن شعار در محله های : نازی آباد ،صادقیه ،  نارمک در چند نقطه ، شریعتی، جنت آباد ، خیابان اعتمادیان و‌هفت حوض .

@  ۲۰ اقدام اعتراضی در ۱۲ شهر دیگر  : 
اعتصاب و بستن مغازه ها در سنندج و تجمع مغازه دارانی که مغازه هایشان
    پلمب شده بود در جلوی فرمانداری در نجف آباد
تظاهرات در : سقز ،  گله دار فارس ، رشت ،‌سبزوار و گلشهر کرج  
راهپیمایی سکوت در : اصفهان ،‌تبریز ، درختی کرج ، قزوین و رشت 
اعتراض شبانه در گوهر دشت کرج و گلستان اهواز ، ایجاد راهبندان و آتش زدن پایگاه سپاه در رودسر 
 بستن چند خیابان به وسیله چند دختر در سنندج  ،‌حمله به بسیج در رضوانشهر گیلان و اهواز .

و
   – گزارشی وجود داشت از یک برادر که عکس دست مجروح خواهرش را نشان داده و می‌گوید : 
۴۷ سالشه ، معلول است ، بعضی و قتها از بالکن شعار می‌دهد یا با بلندگو و بعضی روزها با ویلچیر می‌ره شعار نویسی . در خیابان لباس شخصی ها به او حمله کرده اند .
یکی از معترضین موتور سوار در حین حرکت در پشت اتوبوس شعار نویسی می کرد 
شعار معترضین در سقز :
خامنه ای دیوثه  نوکر چین و روسه
دختر معترضی در سنندج :
ما چندتا دختر با اینکه تعدادمون زیاد نبود و زور کم بود ، دوتا خیابونو‌ بستیم .

با امید پیروزی
سایت سازمان راه کارگر
   

2022-12-09 گزارش و جمعبندی ار مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۱۷ آذر – هشتاد و سومین روز  اعدام محسن شکاری

گزارش و جمعبندی ار مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۱۷ آذر – هشتاد و سومین روز اعدام محسن شکاری

گزارش و جمعبندی ار مبارزات انقلابی مردم ایران در پنجشنبه ۱۷ آذر – هشتاد و سومین روز و روز اعدام محسن شکاری

در روز پنجشنبه خبر اعدام محسن شکاری ۲۳ ساله پس از یک دادگاه سر وهم‌ بندی شده وحتی   خارج از روال قوانین ظالمانه خود رژیم ، مردم‌ ایران و نیز جامعه بین المللی را غرق در حیرت نمود . خامنه ای جنایتکار در راستای تمامی سیاستهای سرکوبگرانه آش بر علیه جنبش نوین انقلابی مردم ایران ، با این اقدام بطور ویژه  انتقام  سه روز اعتصابات سراسری درخشان را گرفت . بدنبال اعتراضات وسیع داخلی و خارجی به این جنایت ، در عصر این روز معترضین برای تجمع در خیابان ستارخان که محل زندگی محسن بود ، برنامه ریزی کردند و جمعیت زیادی پیاده یا با ماشین به سمت ستارخان رفتند و موفق شدند در چندین نقطه از این منطقه تظاهرات برپا کنند . 
در این روز یکی از کانون های اعتراضات ، مراسم های مربوط به جان باختگان بود و این اقدامات یکبار دیگر نشان داد که باهر کشته ای ، رژیم‌ مجبور می‌شود  خود را درگیر یک مجموعه مراسم های اعتراضی  کند که با تمام ترفندها قادر به جلوگیری از آنها نیست .‌ از جمله در روز پنجشنبه که مصادف با چهلم مهرداد شهیدی در اراک بود ، رژیم با استقرار نیروهای  نظامی در خیابان‌های این شهر و نیز محاصره خانه این جان باخته قادر نشد از شرکت مردم در این مراسم جلوگیری کند .
در ۱۷ آذر گزارشاتی که توانسته به خارج درز پیدا کند حاکی از ۳۰ اقدام اعتراضی در ۱۸ شهر است .
توضیح اقدامات گفته شده به صورتزیر است :

# جان‌باختگان : مراسم های چهلم سارینا ساعدی  در سنندج ، کومار درافتاده در پیرانشهر ، مهرشاد شهیدی در اراک و‌محمد‌قائمی فر در دزفول که تمامی آنها به صحنه اعتراضات مردم تبدیل شد . در مراسم دزفول شرکت کنندگان شعار می دادند : وقت عزا نیست که هنگامه ی خشم است  .
مراسم هومن عبداللهی که در اعتراضات  روز ۱۶ آذر بر اثر شلیک‌ مجروح  و پس از مدت کوتاهی در همان روز در بیمارستان جان باخت نیز با اعتراض و راهپیمایی بزرگی در سنندج در روز پنجشنبه همراه شد . 
شادمان احمدی در دهگلان در روز پنجشنبه و چند‌ساعت پس از بازداشت در زیر شکنجه جان باخت .

#ا‌ حرکت‌های دانشجویی ۲مورد گزارش شده‌است : 
در تهران دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر اعلام کردند تا آزادی کامل بازداشتیها در اعتصاب خواهند بود و در کرج در دانشگاه آسان دانشجویان تجمع اعتراضی داشتند .

# ۲۲ اقدام اعتراضی در تهران و ۱۲ شهر دیگر :
@ ۷ حرکت در تهران‌ : 
– تجمع خانواده های بازداشتیها در جلو اوین و نیز در همین محل تجمع تعدادی از پزشکان با شعارهای نوشته شده برای آزادی بازداشتیها و همچنین آزادی حمید قره حسنلو ، رادیولوژیست که‌ به اعدام محکوم شده است .
– در چند نقطه از  خیابان ستارخان و محله زندگی محسن شکاری ، تجمع و تظاهرات در شب پنجشنبه برگزارشد و نیروهای سرکوب از جمله از گاز اشک آور برای مقابله به معترضین استفاده کردند .
– در محله های هفت تیر ، جنت آباد و اکباتان نیز اعتراضات شبانه وجود داشت .
@ در شهر ها و نقاط دیگر : 
پلمب مغازه های اعتصابی در چند شهر منجر به اعترا ضات  و اعتصاب‌های  جدیدی شد . از جمله در سنندج ، کرمانشاه ، روانسر و‌نجف آباد . در سنندج مغازه های دیگر از همکارانی که محل کارشان  پلمب  شده بود ، دفاع کرده و دست به اعتصاب زدند . در نجف آباد مغازه داران ، زورگویی و شرط مسئولین مبنی بر دادن‌تعهد که دیگر اعتصاب نخواهند کرد را قبول نکردند و مغازه شان پلمب شده باقی ماند .مغازه داران روانسر جلوی فرمانداری در اعتراض به پلمب مغازه هایشان تجمع کردند .
در سنندج در شب تجمع اعتراضی وجود داشت و در چند نقطه راهبندان ایجاد شد .
در صالح آباد سقز راهبندان ایجاد شد 
در کوت عبدالله  اهواز ، حوزه علمیه آتش زده شد ، 
در یزد به کمیته امداد حمله شد  
در نکا مازندران دادگستری آتش زده شد 
در  یزد پایگاه بسیج آتش زده شد
در مارلیک کرج  مرکز بسیج آتش زده شد 
در بندر انزلی بازیکنان تیم ملوان در حرکتی نمادین با لباسی که عکس جان باخته مهران سماک بر روی آن چاپ شده بود به میدان رفتند .

و
شعار دانشجویان در قم خطاب به معاون رئیسی
سیستم فاسد نمی خوایم 
مهمان قاتل نمی خوایم
شعار تظاهرکنندگان در اعتراض به اعدام محسن شکاری 
محسن ما را بردن
جنازه شو آوردن 

با آرزوی پیروزی
  
سایت سازمان راه کارگر

2022-12-08 گزارش جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهار شنبه ۱۶ آذر

گزارش جمعبندی از مبارزات انقلابی مردم ایران در چهار شنبه ۱۶ آذر

در ۱۶ آذر ، روز دانشجو‌ و سومین روز از اعتصابات سراسری ، دانشجویان و بخش‌های دیگر مردم انقلابی کشورمان ، روز دیگری از جلوه های همبستگی و شجاعت را به نمایش گذاشتند و بار دیگر نشان دادند که همچنان پیگیر خواسته های بر حقشان هستند .
در این روز گزارش از ۱۲۰ حرکت اعتراضی در حدود ۸۰ شهر ایران وجود داشت .
اگر چه در دانشگاه ، خیابان و محله ،همچنان رژیم به سرکوب هار ادامه داد ولی در روز و شب ، همچنان گزارش از اعتراض و مقاومت ، تا آنجا که اینترنت به شدت کنترل شده اجازه می داد به شبکه های اجتماعی می رسید .

در دانشگاه ها رژیم سعی کرد که با به راه انداختن جلسات سخنرانی سران رژیم ، فضا را به نفع خود تغییر دهد ، ولی در عمل این دانشجویان بودند که هر جا توانستند شعارهای خود را سر دادند و سخنران را مفتضح کردند .
عصر روز چهارشنبه فاصله ۱۰ کیلومتری میدان انقلاب تا آزادی و خیابان‌های اطراف آن مملو از جمعیت و یا ماشین هایی بود که می خواستند خود را به میدان آزادی برسانند .
بعضی از گزارشات حاکی از بی سابقه بودن گستردگی جمعیت در مقایسه با دوره های مشابه بود . در همه جا مردمی وجود داشتند که به وسایل مختلف می خواستند‌ به میدان آزادی برسند . پیاده یا با ماشین ، با راهپیمایی سکوت یا در گروه های کوچک . مزدوران همچنان تلاش داشتند که به هر وسیله ممکن از جمله با تیراندازی ، با معترضین مقابله کنند . آن بخش از مردمی که به میدان آزادی رسیدند ، در چندین نقطه از این منطقه و از جمله در پایانه میدان آزادی ، دست به تظاهرات‌زدند .

شرح بخش های مختلف اقدامات اعتراضی گفته شده بدین صورت است :
# جان باختگان : هومن عبداللهی در روز چهارشنبه با شلیک مستقیم آدمکشان رژیم مجروح شد و در بیمارستان جان سپرد . جسد وی به خانواده تحویل داده نشد و مردم سنندج در جلوی منزل این خانواده تجمع کردند .
برای جلوگیری از مراسم چهلم زنده یاد مهرداد شهیدی در ۱۷ آذر در اراک ، در یک اقدام بی سابقه ، مسئولین اعلام کردند که آرامستان این شهر در ۱۷ و ۱۸ آذر تعطیل است .

# اعتصاب‌های کارگری : ۴ خبر کارگری به غیر از خبر ادامه اعتصاب کامیونداران وجود داشته است :
ادامه اعتصاب در پتروشیمی ماهشهر
ادامه اعتصاب پتروشیمی سنندج
اعتصاب تراکتورداران در تربت جام
مدیر عامل شیرین عسل کارگران‌اعتصابی را اخراج و به جای آنها کارگران جدید استخدام کرد

# ۲۴ اعتراض دانشجویی در ۲۰ دانشگاه در تهران و شهرهای دیگر
@ ۱۷ حرکت در ۱۳ دانشگاه در تهران
دانشگاه‌های : تهران – مهندسی شیمی ،‌مهندسی محیط زیست ، بهشتی ، علوم تحقیقات ، خوارزمی علوم ریاضی ، کامپیوتر ، علامه زبان و ادبیات ، خواجه نصیر ، تربیت مدرس ، سوره ، ، شریف ، دانشگاه آزاد تهران دندانپزشکی و واحد پونک ، دانشگاه هنر معماری پارس ، دانشگاه تهران شمال حکیمی ، دانشگاه آزاد تهران شمال

@ ۷ اقدام اعتراضی در ۷ دانشگاه‌ در۷ شهر دیگر :
فردوسی ، آزاد رشت ، هنر اصفهان معماری و شهر سازی، گیلان فنی مهندسی ، نوشییروانی بابل ،
دانشگاه شمال آمل و جندی شاپور اهواز

# ۴۵ اعتصاب وبستن مغازه ها در تهران و دیگر شهرها :
@ در تهران در میر داماد ، بازار پوشاک و اطراف تئاتر شهر
@ اعتصاب و بستن مغازه در ۴۲ شهر دیگر که عبارتند از : زاهدان ، اصفهان ، فولاد شهر ، زرین شهر ، شیراز ،‌قزوین ،مهاباد ،‌مریوان ، سقز ، بوکان ، دیواندره ، قروه ، کامیاران ، جوانرود ، کرمانشاه ،کوزران کرمانشاه ،‌ روانسر ، اسلام آباد غرب ،‌بهبهان ، نجف آباد ، ایلام ، آبدانان ، بندر گناوه ،‌ اسفراین ، بابل ، اراک ،شیراز ، مرودشت ، رشت ،‌کازرون ، بجنورد ، هفشجان چهار محال ، زرینه ، زنجان ، ارومیه دیزل مگور ، کرمان ، لاهیجان، بوشهر ، بهبهان ، تربت جام ، زرین شهر و گلشهر کرج

# ۴۵ اعتراض شبانه در تهران و دیگر شهرها
@ بیش از۱۵اقدام اعتراضی شبانه در تهران :
به غیر ازاعتراضات در میدان آزادی و خیابان‌های منتهی به آن که چندین حرکت در آنها صورت گرفته و نیز اقدامات اعتراضی در بسیاری از متروها و اتوبوس های شهری ، اعتراضات شبانه در محل های زیر وجودداشته است :
متروی آزادی ، تئاتر شهر ، اکباتان ، چیتگر ، جاده شهریار ، نواب ، خیابان اسکندری ، یوسف آباد ، چهارراه ولی عصر و صادقیه
@ ۳۰حرکت اعتراضی شبانه در شهرهای دیگر :
سقز ، دره شهر ایلام ، یزد ،اردکان یزد ، قزوین ، نجف آباد ،یاسوج ،اصفهان چند نقطه ، گوهرشت کرج ، کرمان ، یزد ، کرج ، رودسر ،‌لاهیجان‌ ،اردبیل ، سراب ،بومهن ، مشهد چند نقطه ،‌گناباد‌‌ ، جزیره خارک ،‌آستانه اراک ، سرآبله ایلام ، کرمان ، دهشهر ایلام ، سنندج ، کانی دیوان مریوان و دهلران

و
شعار بنر آویخته شده در اتوبان‌ چمران :
ما اگر از سر بریده می ترسیدیم
بی اسلحه با شما نمی جنگیدیم

با آرزوی پیروزی

2022-12-04 از تعطیل گشت ارشاد تا ” تعطیل نماز و روزه برای حفظ نظام”!  شهاب برهان

از تعطیل گشت ارشاد تا ” تعطیل نماز و روزه برای حفظ نظام”! شهاب برهان

نه دولت، و نه شورای عالی انقلاب فرهنگی که در اواخر دوره خاتمی مؤسس این گشت بود، هیچ بیانیه ای مبنی بر ” تعطیل گشت ارشاد” صادر نکرده اند و این که این خبر با صحنه سازی به شکل پرسش “یکی از حاضران” در جلسۀ تبیین… از دادستان کل کشور اعلام می شود، گویای پرهیز رژیم از برجسته سازی خبر با رسمیت دادن دولتی به آن است. حتا وقتی دادستان جواب می دهد “این تعطیلی ربطی به قوه قضائیه ندارد و از همانجائی که در گذشته تأسیس شد از همانجا نیز تعطیل گردید”، می کوشد ضمن تصدیق دوفاکتوی خبر، موضوع را آنهمه فاقد اهمیت جلوه دهد که ارزش پاسخگوئی به چرائی ی این تعطیلی ندارد.

دقت داریم که از لحاظ حقوقی، تعطیلی با انحلال فرق دارد. تعطیل می تواند موقت و مصلحتی باشد ولی انحلال، برچیده شدن برای همیشه است.

آیا انحلال همیشگی گشت ارشاد و اعلام رسمی آن واقعا ممکن است؟ بطور نظری نمی شود آن را محال دانست. خمینی فتوا داده است که برای حفظ نظام، می توان حتا نماز و روزه را هم موقتا تعطیل کرد. این ها اگر گشت ارشاد را بطور موقت ( یا دائم) تعطیل می کنند برای حفظ نظام است. پیداست که ” زور، خیلی پر زور” بوده که رژیم حتا در حد یک ترفند، مجبور به ” تعطیل” گشت ارشاد شده است. اعلام رسمی انحلال گشت ارشاد، خفت بار و اعتراف به شکست در یک نبرد و عقب نشینی می بود و همینطور اسباب تشجیع مردم. برای همین، آن را نه بطور رسمی بلکه به شکل دوفاکتو ( عملی حاصل) و بی اهمیت مطرح می کنند که ارزش توضیح چرائی اش را ندارد.

حتا اگر گشت ارشاد منحل شود و این انحلال، با بیانیه رسمیً دولت اعلام شود، تنها به معنای توقف گشت زنی ماشین ها و تغییر شکل کار و پوشیده کردن آن خواهد بود. دادستان کل کشور تأکید کرده است که بدحجابی همچنان و بویژه در شهر قم، از دغدغه های اصلی است و پلیس امنیت ملی برچیده نشده و قوۀ قضائیه هم به نظارت های خود بر رفتارهای اجتماعی ادامه می دهد. موسی غضنفر ابادی رئیس کمیسیون حقوقی و قضائی مجلس چندی پیش از به کارگیری ” دوربین های ثبت چهره” جایگزین گشت ارشاد خبر داده بود. پس آن هائی که ظاهر بینانه و ساده لوحانه از تعطیلی گشت ارشاد شادمانی می کنند، بهتر است کمی فکر کنند.

اعلام رسمی انحلال گشت ارشاد، اگر به دنبال اعلام رسمی الغای قانون حجاب اجباری، پذیرش رسمی آزادی انتخاب پوشش، اعلام رسمی الغای تفکیک جنسیتی در جامعه، اعلام رسمی ی ازادی معاشرت و ممنوعیت تفتیش روابط و نسبت های زنان و مردان با یکدیگر، یعنی با الغای مأموریت های گشت ارشاد نباشد، فقط یک ترفند و تزویر ظاهرسازانه است. رژیم تنها در صورتی به این عقب نشینی ها تن خواهد داد که “نماز و روزه را هم تعطیل کرده” و دیگر جائی برای عقب نشینی نداشته باشد. 

الغای رسمی همۀ این قوانین و ضوابط جنسیتی در جمهوری اسلامی، بدون الغای رسمی جمهوری اسلامی غیر قابل تصور است.

2022-11-29 ورزش و عدادی معدود از فحول علم سیاست / م.ع امینی

ورزش و عدادی معدود از فحول علم سیاست / م.ع امینی

ورزش و عدادی معدود از فحول علم سیاست

جناب محسن میلانی ، معرف خواص است و به حسب شرایط به عوام هم احاله می شود۔ انسانی است با سواد و پر مطالعه۔ ظاهرا شهروند ایرانی امریکایی است۔ ورزش را در کنار علم سباست تعفیب می کند و شاید هم سیاست را از ورزش بیشتر دوست دارد و اگر لازم باشد گریزی به دنیای ورزش می زند که به سیاست ورزی خود کیاستی ببخشد۔۔ توییت های ایشان گویا است.

تیم والیبال و جوان و خوب ایران در چند وقت پیش به همراه مربی خوب ایرانی اش ، تیم والیبال امریکا را شکست داد۔ تیم ایران خوب بازی کرد۔ اما به مرحله نهایی نرسید ۔ اما تیم امریکا به مرحله نهایی صعود کرد۔ و خوش د رخشید۔جناب میلانی از شکست تیم امریکا و پیروزی تیم ایران ابراز شعف فرمودند۔ تبریک وافر گفتند۔که حق طبیعی ایشان است.
اما وقتی تیم امریکا خوش درخشید، جناب میلانی ( که احتمالا تبعه امریکا هستمد) ، به روی مبارک نیاوردند و ابراز شادمانی نکردند۔ چرا؟! از خودشان بپرسید۔ نان و نمک هم ارزشی دارد پاس داشتنی۔ بگذریم۔ ایشان درافشانی می کنند که ایران ولز راشکست داد ولی انگار نه انگار از انگلیس شکست خورد۔ من هم از بازی خوب تیم اعزامی لذت بردم۔اما خیلی کوتاه۔ یاد حبیب خبیری افتادم۔ فوتبالی هم هستم.

تیم های امریکا و ایران هردو تیم های خوبی هستند۔ هر کس بهتر بازی کند ،خواهد برد۔ ایکاش، هم، تیم امریکا و هم تیم اعزامی از تهران می توانستند صعود کنند۔ اما عملی نیست۔ تیم امریکا باید ببرد تا صعود کند۔ اما اگر ایران ببازد، امریکا حتما صعود خواهد کرد۔اما ایا اقای میلانی به تیم خوب امریکا تبریک خواهد گفت؟! ۔ اگر مصالح ایران در صلح و همزییستی با جهانیان است ، کجا بهتر از میادین ورزشی؟!

کارلوس کیروش خودش را وارد دعوای پرچم نکرد۔ یک مربی حرفه ایی است۔ سیاست در ایران را از اقای میلانی بهتر می شناسد۔ یک تشر زد و خلایق ولایی خفقان گرفتند۔ مواجبش را میگیرد و پرچم با حلزون و شیر وخورشید ی و یا بدون آرم برایش فرقی نمی کند۔ می خواهد تیمش برتده شود۔ که برایش گل است و نبیذ
اما اگر جناب میلانی و آکادمیست های کارشناس سیاست و ادب ، (البته از نوع جناب میلانی و احمد آقای کریمی حکاک) ذره ایی سیاست ورزی مانند کیروش را می دانستند، باید از پرچم بدون آرم ایران که فدراسیون فوتبال امریکا ان را نشر داد ؛ به وجد می امدند۔حرمت سفره و نان و نمک را هم پاس می داشتند و بدارند ۔ تازه باید امید داشته باشند که ولز انگلیس را نزند ۔ اگر بازی ایران وامریکا به تساوی کشیده شود، انگاه ،معدل گل ، تعیین خواهد کرد که کدام تیم به مرحله بعد صعود پیدا خواهد کرد۔ در این صورت وا اسفا خواهد بود۔ هم ایران و هم امریکا صعود نخواهند کرد۔

اما تکلیف عالمان سیاست چه خواهد شد۔؟ انقلاب مهسا ، نشان دا دکه میتوان به اذهان زنگ زده سیاستمداران امریکایی ، تلنگر زد که شاید از باب اصل تکثر منابع تصمیم گیری (Difusion of powers) ، فرش قرمزی را که زیر پای ایت الله خمینی و احفاد و اولادش ، پهن کرده اند ؛ جمع کنند و ایر انیان را به حال خود بگذارند۔ قطعا اگر فحول علم سیاست مانند جناب میلانی باشند ، و دنبال حفظ بیضه اسلام باشند ، نظریه تحمیل گره کشا نخواهد بود.
واکنش ایشان ، پس از بازی فردا جالب خواهد بود۔خواهیم دید.

م۔ع۔ امینی۔
بیست و هشتم نوامبر ۲۰۲۲

2022-11-08 خشونت در خيابانهای ايران و  سيستم عصبي. د. وزیرزاده

خشونت در خيابانهای ايران و سيستم عصبي. د. وزیرزاده

با توجه به وقايع اخير در ايران و بروز خشونت عريان در خيابانها و ملا عام لازم است از بُعد رواني نگاهي به پشت پرده آن داشته باشيم.

با توجه به اينكه در گفتارهاي مختلف صحبت از ايجاد رعب و وحشت با اعمال خشونت ميرود، لازم است كمي عميقتر به موضوع نگريست.

ظرفيت ذهني و سيستم عصبي مغز انسان به حدي بالا است كه نياز به بحث جدا دارد. ولي با توجه به يافته هاي دانشمندان طي ساليان اخير، خشونت عريان نه تنها باعث ايجاد رعب و وحشت نميشود بلكه باعث عادي سازي خشونت در ناخوداگاه موجود زنده ميگردد.

با توجه به تعريف واژه allostatic load در علوم اعصاب، ميزان تحمل ذهني و عصبي موجود زنده از استرسهاي محيطي ميتواند جهت حفظ بقا متغيير باشد.

براي مثال در مطالعات ازمايشگاهي ميزان استرس در ٣٠ دقيقه اول بيشترين تاثير را بر روي موجود زنده نشان ميدهد. در واقع در ٣٠ دقيقه allostatic load موجود به ميزان ماكزيمم و خطرناك ميرسد. حال اينكه با حفظ شرايط موجود، بعد از گذر از دقيقه ٣٠ ام ميزان درك استرس كاهش يافته و موجود زنده به شرايط استرس عادت ميكند.

خشونت عريان هم در خيابانها در روزهاي ابتدايي بازتاب گسترده اي داشت ولي بعد از روزها تبديل به امري عادي تر شد.

در واقع با خشونت موجود در خيابانهاي ايران، مردم از نقطه ماكزيمم استرس گذشته و مسير اصلي عادي سازي در سيستم عصبي طي شده است.

البته مانند تمام مكانيسمهاي موجود در انسان اين تله رواني هم قابل بازگشت به حالت اول و همچنين قابل مديريت است.

د. وزیرزاده

2022-11-08 ایرانیان و جنگ اوکراین. م.ع.امینی

ایرانیان و جنگ اوکراین. م.ع.امینی

حدود ۵۰ هزار نفر ساکنین خرسون در حال انتقال به دیگر شهرهای روسیه یا مناطق تحت اشغال روسیه در خاک اکراین هستند.در ماریوپول آپارتمان های نوساز به آنها می‌دهند وهشدار به ساکنین خرسون که ممکن است سد روی رودخانه دنیپرشکسته شود و تمام خرسون را آب فرا گیرد.شهردار نیکلایف هم به ساکنین می‌گوید هرچه زودتر نیکلایف را تخلیه کنند.دستگاه تبلیغاتی کرملین هم هشدار می‌دهد که بایدن زلینسکی را تشجیع به حمله به خرسون می‌کند تا برگ برنده ایی در انتخابات نوامبر امریکا داشته باشد.روس‌ها هم به سرعت پل استراتژیک بین کریمه و دیگر نقاطرا بازسازی کرده‌اند که تا حدودی قابل استفاده عموم هم قرا ر گرفته.به نظر می‌رسد طرفین به نظر مشفقانه نوام چامسکی ،گوش نکرده اما در عمل بدان تمکین می کنند. میخواهند گناه مصیبت های جنگ را به گردن طرف مقابل انداخته و خود را پیروز نبرد و جنگ معرفی کنند .حال اگر دو شهر نیکلایف و خرسون هم نابود شود باکی نیست.مهم این است که گام های اولیه کاهش ابعاد لجام گسیخته جنگ بر داشته شود . تنش متداوم اما کنترل شده را ناگریز تحمل ‌ و مدیریت کنند. در این میان جنبش صلح و تحلیل گران ایرانی باید به بهترین نحو از این توازن نامتعادل و متغیر غیر قابل پیش بینی ، به بهترین در راستای یک تغییر کیفی بهره گیرند.بازیگران هژمون در بلوک های قدرت توانایی دارند که با یکدیگر مصالحه کنند اما به شرط اینکه پایینیها زیر میز بازی آنان نزنند. امروز برلین و بیانیه این همایش بزرگ تاریخی نشان داد که ایرانیان خواهان صلح در اکراین و منطقه هستند و این بدست نمی اید مگر با درهم شکسته شدن لانه مخوف واقع در خیابا ن پاستور تهران. ۲۲ اکتبر ۲۰۲۲ .محمد علی امینی

2022-11-08 وحشت در لانه مورچگان و اصلاح طلبان بازسازی قانون اساسی. جنبش انقلابی مردم ایران

وحشت در لانه مورچگان و اصلاح طلبان بازسازی قانون اساسی. جنبش انقلابی مردم ایران

 

وحشت در لانه مورچگان و اصلاح طلبان بازسازی قانون اساسی

در مکتب اسلامی رهبران جمهوری اسلامی « حفط بیضه اسلام اوجب واجبات » و انجام هر عملی در این رابطه از طرف همه مراجع عظام و شخص خمینی مرتجع و خامنه ای و رفسنجانی  مجازبوده است .نمونه هائی که تا کنون در این باره افشا شده کشتار زندانیان عقیدتی در سالهای  شصت ، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 بنا به فتوای خمینی  با  مشارکت فعال احمد خمینی ، اکبررفسنجانی ، سید علی خامنه ای و باند موتلفه ای ها ، انتشار نشریه ای به نام «قندپارسی» با محتوای ضد دینی که توسط سعیدامامی و باهدف گرفتن فتوا برای قتل روشنفکران منشر می شد که  توسط بخش دیگری ازاطلاعات شناسایی و جلوگیری شد،  بمب گذاری حرم امام رضا توسط باند سعید امامی ،  کشتن کشیشان مبلغ مسیحیت ،  قتل های زنجیره ای که امروز مشخص شده همه این مسائل در دوره زعامت اکبر رفسنجانی و خامنه ای و توسط سربازان گمنام امام زمان  بوده است .و نمونه کثیف ضدبشری اخیر انفجار در شاهچراغ شیراز که گفته می شود از شاهکارهای باند حسین طائب در سپاه بوده است . در واقع آخرین حرکت اصلاحی مردم با انتخاب خاتمی با شکست مواجه شد زیرا ملت با رای دادن به خاتمی و اصلاح طلبان تصور داشتند که با شرط واگذاری قدرت سیاسی  به ارتجاع حاکم ، حاکمیت از مواضع ارتجاعی‌اش در زمینه‌ سبک زندگی و آزادی بیان، کوتاه بیاید که دقیقا در سال 1378 با حمله ارتجاع به کوی دانشگاه و افشای قتل های زنجیره ای مشخص شد حاکمیت سر سوزنی از مواضع ارتجاعی خود کوتاه نخواهد آمد . شاید همین تجربیات ملموس باعث شده خیزش کنونی که بر پایه خردگرائی بود خودرا به تجربیات گذشته نیز آغشته نماید تا با ترکیب خرد و تجربه بتواند این بار مسیر سخت و سنگلاخی انقلاب را بدرستی به پیماید که مظهر آن علاوه بر تظاهرات های همگانی در سراسر کشور بلکه برگزاری بزرگترین تظاهرات خارج کشوردربرلین آلمان  از طرف مهاجران ، تبعیدی ها و میهن پرستان با دارا بودن عقاید مختلف  شد که جهان را به حیرت واداشت . خیزش کنونی  برای کل حکومت مداران اعم از دارندگان کرسی قدرت و یا نشسته گان بر صندلی های شکسته رزو شده آن چنان گران آمد که آسید حسن خمینی امید برباد رفته اصلاح طلبان در یک بیانیه پاچه خواری تاکید کردکه « شخص رهبر انقلاب اسلامی که علاوه بر جایگاه حقوقی از ویژگی‌های ممتاز اخلاقی برخوردارند و از سرآمدان روزگار خود هستند، برای همه کسانی که با معظم‌له از دور یا نزدیک آشنایی دارند دارای احترام ویژه‌ای هستند و برای بخش‌های بزرگی از مردم از چنان احترامی برخوردارند که توهین به ایشان مانع بزرگ هر نوع تفاهم و گفت‌وگواست.».

ایشان هم البته نگران است در فردای حسابدهی  اگر قرار باشد بیلان 33 ساله مالی آستان پدربزرگش  افشا و معلوم شد بازماندگان خمینی چه بخشی از بودجه و ثروت کشوررا به مفت خوری به یغمابرده اند، چه خواهدشد.

احمدزیدآبادی از سردمداران ملی – مذهبی های اصلاح طلب که از انقلاب چون جن از بسم اله می ترسد و ترس خودرا هم رسما بیان داشته در باره اعتراضات اخیر می گوید :« این تجمعات یک تاثیر مثبت دارد، این حسن را دارد که به تصمیم‌سازان و سیاستگذاران اصلی این پیام ارسال می‌شود که این‌گونه نمی‌توان کشور را اداره کرد و کشور در معرض بی‌ثباتی قرار گرفته است. اگر این پیام درک شود، اتفاقا زمان مناسبی است برای اصلاحات واقعی و بنیادین.دیگر جامعه با چه زبانی باید خطاب به مسئولان بگوید که نیازمند تغییر است. اغلب افرادی که به خیابان می‌آیند، مطالبه سیاسی ندارند. بیشتر می‌خواهند سبک زندگی آنها به رسمیت شناخته شود.  اگر اصولگرایان متوجه مطالبات مردم نشوند، درهای دوزخ به روی کشور باز می‌شود، چراکه کشور نه مستعد انقلاب است که نظم جایگزینی روی کار بیاید و نه با ساختار فعلی می‌تواند ادامه داد. اگر توجهی به این واقعیات نشود کشور با خطرات بزرگی مواجه می‌شود که هرج و مرج کمترین آن است. تنها یک راه برای اعاده حیثیت از ساختار سیاسی باقی می‌ماند که آن هم اصلاحات است. اصلاحات بهترین شانس برای حفاظت از کشور است.». یعنی ایشان تاثیر  تظاهرات را این دانسته که  ایشان و همفکرانش بتوانند با حاکمیت به گفتگو بنشینند و جنبش مردم را وجه المعامله سیاسی با رزیم برای اصلاح طلبان قراردهند ؟!! زهی خیال باطل .

زید آبادی سپس پارا فراتر گذاشته در جریان  کشتار مردم توسط اوباشان نیروی انتظامی و سپاهیان «فراخوان تشکیل جنبش خشونت پرهیز»  را صادر کرده و اعلام نموده «جنبش خشونت پرهیز بنا به ماهیت و هدف خود، از سازمان و رهبر و رسانۀ فراگیر و پشتوانۀ مالی بی‌نیاز است. کافی است خود را عضو این جنبش اعلام کنیم و در دایرۀ آن قرار گیریم؛ دایره‌ای که پَست و بالا و رئیس و مرئوس ندارد و همگان در حلقۀ آن، برابر و همسطح و همراه یکدیگرند. این جنبش محتاج گردهم‌آیی هم نیست. پیوندی است بین قلب‌ها که-روحیۀ جمعی- می‌سازد و چون شبحی بر فراز جامعۀ ما به پرواز در می‌آید و سرنوشت را تغییر می‌دهد».

این بدان معنی است که گویا قرارست مردم تودلشان هرچه می خواهند برعلیه حاکمیت شعاربدهند و نیازی به تظاهرات ، اعتضاب و سازماندهی و رهبری ندارند ! زیرا قرارست این آقایان به جای مردم با رژیم گفتگوکنند و خودرا نماینده و رهبر و سازمان جنبش معرفی نمایند؟! درواقع آقایان می خواهتد اعتراضات و کشتار جوانان مردم را وجه المصالحه خود با حاکمیت کرده و باب گفتگو بر سر سهم بری از قدرت حاکمیت برجامعه  را بازنمایند/!

زهی خیال باطل ؟!  تو گوئی که جوانان و زنان شجاعی که دسته دسته روزانه در خیابان ها به ضرب گلوله و باتوم کشته و زخمی می شوند خشونت گرا بوده و لذا آنها را به خشونت پرهیزی دعوت کنیم ؟!  البته این هذیان گوئی ها از یکی از رهبران  قبلی «دفتر تحکیم وحدت » که در دستگیری ها و کشتار دانشجویان دهه شصت بعوان بازوی حزب اله  عمل می کردند « فارغ از اینکه خودایشان در آن سالها در این ماجرا فعال نبوده است » ، و دیرزمانی بعد خودگرفتار فرانکیشتن خود ساخته « رژیم جمهوری اسلامی » شدند، دور از انتظار نیست. چرا که اینان هنوز بدهی تاریخی خودرا به مردم ایران بابت مشارکت در جنایات دهه شصت را پرداخت نکرده اند و از شورش و خیزش جوانان که در گرفتن حقوق اساسی خود منجمله آزادی ، دمکراسی ، حق انتخاب و…، هستند وحشت دارند؟!.  آقای زید آبادی و همفکرانش تووجه ندارند که در ضعارهای این جنبش برخلاف جنبش 1357 تاکنون شعار « اعدام باید کردد» داده نشده بلکه تظاهرات حول شعار« جمهوری اسلامی نمی خوایم ، نمی خوایم» بسیج شده است. لذا این تظاهرکنندگان  نبوده اند  که به خشونت روی  آورده اند بلکه نیروی سرکوب و لباس شخصی ها خشونت را بکاربرده اند که نمونه داشکاه شریف و .. همین موضوع را اثبات کرده است لذا نگران خشونت مردم نباشید چون آن ها  حداکثرتا کنون به دفاع مشروط متوسل  شده اند که درفرهنگ سیاسی این شعار پهنای مطالبه سیاسی را دارد و نه کمتر یعنی قرار نیست این از حان گذششته گان با عباراتی نظیر غزیزم و جانم و اسلام در خطر است، نیدان و تظاهرات را خالی کنند.به قول عوام این « توبمیری » از آن تو بمیری ها نیست ؟!

امثال زیدآبادی توجه ندارند که آنچه به نهادها و قوانین یک کشور، قدرت می‌بخشد، پشتیبانی مردم است که درواقع خود نیز تداوم میثاق اولیه‌ای است که این نهادها و قوانین را به وجود آورده است. در یک دولت قانونی با نمایندگان پارلمانی، مردم حاکمان واقعی هستند و بر کسانی که حکومت می‌کنند، تسلط دارند. تمام نهادهای سیاسی که مظهر و تبلور قدرت‌اند، به‌محض اینکه حمایت و پشتیبانی توده‌های مردم را از دست بدهند، رو به انجماد و فروپاشی می‌گذارند.» یا به ‌بیان‌دیگر، هنگامی‌که یک‌نهاد اجرایی، خواه رهبری یک حزب باشد یا یک حکومت، دیگر مورد اعتماد و پشتیبانی انتخاب‌کنندگان خود نباشد، به‌طور قانونمند قدرت خود را از دست می‌دهد. این قدرت ازدست‌رفته را با هیچ وسیله‌ی دیگری نمی‌توان جبران کرد، مگر بازگرداندن قدرت به سرچشمه‌ی اصلی آن یعنی مردم  که در این رابطه و در این مرحله این همان اجرای قانون اساسی جدید متضمن حقوق مردم یعنی برچیدن رژیم جمهوری اسلامی است . البته ما اعتقادداریم اگر جنبش بتواند در هرمرحله خیزش خود امتیازاتی ازحاکمیت نصیب مردم نماید حتما ازآن استقبال خواهدکرد کمااینکه محرز است این رژیم پیامد جنبش کنونی موضوع گشت ارشاد را عملا منتفی خواهدساخت اما با توجه به شعارهای تظاهرات انسان سیاسی باید کورباشد تا نفهمد کشت ارشاد در همان روزی که ایران دخت ما مهسا بقتل رسید از نطر مردم برچیده شده است زیرا موجودیت هر نهادی در سیستم اقتدارگرا به ابرازوجود و اعمال اقتدار بستگی دارد و چنانچه هر نهادی نتواند اقتدارخودرا در صحنه عمل و خیابان نشان دهد به معنی پایان وجودآن نهاداست .

دیر زمانی قبل زمانی که زیدآبادی گرفتار زندان رژیم جمهوری اسلامی بود  می گفت:

« زندگی به اندازه‌ای زیباست که همه چیز را می‌توان قربانی آن کرد، مگر شرافت را، که عزیزتر و زیباتر از زندگی است و لایق آنکه زندگی را قربانی آن کرد. این اصل اساسی زندگی من است و هر کس لحظه‌ای در این باره تردید کند هرگز مرا نشناخته‌است.» .

البته ما هم انتظارداریم اگر  این  افراد هنوز هم شرافت را بر زندگی تحمیلی ترجیح دهند ،  با مردم همسو شوند تا با نهادهای اطلاعاتی که این روزها اتاق فکر تشکیل داده اند تا چگونه جنبش خونین مردم و دستاورد زنان  مبارز را منحرف ووجه المصالحه بازیابی قدرت این یا آن وانهاده از قدرت نمایند.اینان باید بدانند که «تنها ماهی های مرده هستند که با مسیر آب حرکت میکنند.»

از دیگر مشاطه گران نظام چریک  پیر 81 ساله  بهزاد نبوی از رهبران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از بازوهای سرکوب رژیم در دهه شصت و عامل نظامیگری رژِم ارتجاعی جمهوری اسلامی است که در مصاحبه با روزنامه هم میهن دوم آبان ماه جاری پیرامون جنبش اعتراضی جوانان اظهارداشته «نمی‌توانیم با معترضان کف خیابان که شعار‌های براندازانه می‌دهند، همسو شویم، ما شعار‌های آنان را قبول نداریم.  معترضان امروز، به حرف سیاسیون گوش نمی‌دهند. ما شعارهای آنان -سرنگونی جمهوری اسلامی – را قبول نداریم: ما می‌خواهیم در چارچوب نظام، نظام را اصلاح کنیم. نمی‌خواهیم دینامیت زیر ساختمان نظام بگذاریم، بلکه می‌خواهیم همین بنا را اصلاح و ایراداتش را برطرف کنیم که البته می‌دانیم کار بسیار مشکل و پرهزینه‌ای است.

بی شک بهزاد نبوی با پیشینه سیاسی قبل و بعد انقلاب بدرستی محتوای شعارهای خیابانی را بدرستی درک کرده که اعتقاددارد این شعارها براندازی رژیم را مطالبه می کنند لذا تقلیل خواسته های مردم به اصلاحات درون رژیم « که بجای خود حتما جنبش ازآ« استفاده و استقبال هم خواهدکرد» ، عوام فریبی و انحراف بزرگی است زیرابرخلاف تحلیل بسیاری از وابستگان به حکومت، جنگ بر سر انتخاب سبک زندگی مختص طبقه‌ متوسط نیست بلکه آرمانی است که تمامی زحکتکشان و فرزندان آنها را به خود جلب می‌کند. تداوم خیزش  مهسائی  نشان می‌دهد که در حال حاضر  توجه به آزادی بیان و حقوق زن و حق انتخاب سبک زندگی و مخالفت با غلبه‌ اسلام و استبداد دینی بسیار مهم‌تر از جنگ با مدرنیته و غرب و دفاع از نقش فقه در زندگی اجتماعی است. باید بیادآوریم که در تمامی تظاهرات و اعتصابات اخیر مبارزان از هیچ شعار مذهبی استفاده نکرده که بمعنی مرزبندی جنبش با رژیم دیکتاتوری مذهبی و فاصله گذاری بین خود و رژیم است . ارتباطات آزاد و گسترده این نسل از طریق پیام‌رسان‌ها و فضای اینترنت سبب شده که انها درک بهتری از مفاهیمی  چون «حق» و «آزادی» و «دمکراس و حقوق زنان » داشته باشند.  این نسل نمی‌تواند به ارتجاع مذهبی و ایدئولوژیک از جمله در قالب قوانین تن بدهد. هرچند برخی تلاش می‌کنند این نسل را بدون «ارزش»‌های انسانی و «بی‌تفاوت» و «خودپسند» و «ولنگار» معرفی کنند اما این نسل با میل شدید به «مشارکت» در همه مسائلی که به سرنوشت آن مربوط می‌شود، به محیط زیست و کار خود احساس تعلق می کند و اتفاقا برای همین تعلق می جنگد نقطه قابل اتکای دیگران ارتباطات شبکه ای برون مرزی اسننسل با هم نسلان خوددر جهان پیرامون است و نیازی به اعزام نماینده و سفیر در کنگره ها و کنفرانس های آن چنانی ندارد و با سرود « برای…» با همه کسانی که برای همه جیز خود ارزش قائل هستند ارتباط مستقیم برقرارکرده است و دقیقا این نسل جدید کنکاش گر مدتهاست که مبانی قانون اساسی و پشتوانه فکری آن را به بازی گرفته زیرا به او در مدرسه و دبیرستان و دانشگاه یادداده بودند «جنگ افروزی بد است، اما جهاد خوب است ، دروغ بد است،اما تقیه خوب است ،  دخالت در کار دیگران بد است، اما امر به معرف و نهی از منکر خوب است ، شکنجه بد است، اما حد شرعی و تعزیر خوب است ، فاحشگی و تن فروشی بد است، اما صیغه متعه مجاز استتا بی نهایت خوب است ، نگاه ابزاری به زن بد است، اما زنان کشتزار مردان  هستند، وهرگونه که میخواهند به کشتزار خود وارد شوند، زن و مرد برابرند،اما مرد بر زن برتری داشته و دوبرابرزن ارٍ می برد و شهادت دوزن برابر شهادت یک مرد است ، همه انسان ها برابرند،  اما برده با مرد آزاد برابر نیست ، تجاوز بد است،  اما تجاوز به زن شوهرداری که در جنگ با کفار غنیمت گرفته شده، مجاز است و بر همین اساس به زندانیان سیاسی تجاوز می کردند، غارت بد است، اما غنیمت مجاز است و به همین علت مدهعی مصادره اموال تظاهر کنندگان شده اند، مثله کردن بد است، اما قطع دست راست و پای چپ خوب است ، باج گرفتن بد است، اما خمس و جزیه خوب است ، در دین هیچ اکراهی نیست، ولی خروج از اسلام؛ سزایش مرگ است و صدها مبارز چپ به همین بهانه حکم ارتداد و اعدام گرفتند.

همین تناقصات حاکمیتی و استبداد نشات گرفته از مذهب و دین بود که نسل جدید را به جمع بندی جدیدی کشانیده و این تحولات نشان می‌دهند که جوانان مبارز راه رفته ای را که ازانقلاب  مشروطیت به بعد توسط پدران و مادران و اجدادشان درپیش گرفته و تا کنون به نتیجه دلخواه نیانجامیده با مسیری کاملا متفاوت در پیش گرفته اند تا  سرنوشتشان را تغییر دهند. به همین علت بهزاد نبوی ها و  همه مشاطه گران و پادوها و اشخاصی که روزگاری پیچ و مهره نظام سرکوب بوده اند بخوبی از تغییرات شکننده ساختاری نظام وحشت دارند زیرا می دانند که بخشی از مطالبات  مردم پاسخ دهی این اشخاص بابت عملکرد قبلی شان است و نگران پیامدهای آن هستند. اگر این  چریک پیر تاب و توان رفتن به خیابان را داشت  و اخباررا از بولتن های وزارت اطلاعات تغذیه نمی کرد  احتمالا می دید  جوانان در خیابان ها رژه می روند و بانگ می دهند که « بهش نگین اعتراض ، اسمش شده انقلاب » یعنی به هیچ چیز مگر انقلاب و فرو پاشی نظام ملایان رصایت نمی دهند حتی اگر سرکوب شوند؟!

گسترش و توسعه روزافزون اعتراضات و تهاجم مردم معترض به کلیه نمادهای حکومت همجون خامنه ای و خمینی واصل ولایت فقیه و کاربرد الفاظی که فقط شایسته رهبران جمهوری اسلامی است و مقاومت بی نظیر جوانان در پایداری جنبش باعص شده که  وزارت اطلاعات و سازمان اطلاعات سپاه در بیانیه‌ای مشترک سی صفحه ای ، بدون ارائه مستندات، اعتراض‌های اخیر را به سازمان‌های اطلاعاتی خارجی مانند سی.‌آی.‌ای و موساد نسبت دادند و ادعاهایی درباره توییتر، اینستاگرام و همچنین اینترنت ماهواره‌ای استارلینک مطرح کردند که صحت نداردو خبرنگاران آزاده ای که درانتشار اخبارقتل سیمرغ ایران زمین ژینا« مهسا امینی» پیشقدم بودند را به جاسوسی متهم نمایند.

حزب توده ایران نیزاخیرا در پی تظاهرات ها  اظهارداشته «امروز نیز ما شاهد این واقعیت هستیم که به‌رغم اینکه مردم هوشیار ما در مبارزۀ خیابانی خود به‌روشنی شعار “نه شاه، نه رهبر، مرگ بر ستمگر” را می‌دهند امپریالیسم و ارتجاع با تمام توان تبلیغاتی‌شان تلاش می‌کنند جنبش مردمی به‌پاخاسته را در جهت منافع کارگزارشان همچون طرفداران رضا پهلوی و مجاهدین مهندسی کنند که از هم‌اکنون قمه به‌کمر برای همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه خصوصاً نیروهای چپ خط‌و‌نشان می‌کشند. تجربۀ دردناک انقلاب بهمن نشان داد که جایگزین کردن یک حکومت استبدادی و ضد مردمی با نوع دیگری از استبداد و دیکتاتوری نمی‌تواند خواست‌های اکثریت قاطع مردم ما برای تحقق آزادی، استقلال، و عدالت اجتماعی برآورده کند. نیروهایی همچون سلطنت‌طلبان که پروندۀ قطوری از سرکوب و خونریزی در میهن ما دارند و خود از عامل‌های اصلی رشد «اسلام سیاسی و روحانیت قشری»  برای مقابله با اندیشه‌های مترقی بوده‌اند یا نیرویی مانند سازمان مجاهدین که خود بر اساس نظریات ارتجاعی اسلامی- فرقه‌ای با پول کشورهایی همچون عربستان سعودی در مقام پاسدار منافع آن‌ها عمل می‌کند نمی‌توانند مدافع راستین حقوق مردم ما باشند. سازمانی که زنان عضوش ناچارند حجاب اسلامی را رعایت کنند و تنها سازمان اپوزیسیون در کشور است که پروندۀ قطوری از شکنجه و آزار و اذیت اعضای خود در سازمان عفو بین‌الملل و دیگر نهادهای حقوق بشری دارد نمی‌تواند مدافع راستین مبارزه قهرمانانه زنان میهن ما برای رهایی از زنجیرهای حجاب اجباری باشد. امروز بیش از هر زمان دیگری ما با همه نیروهای مترقی و آزادی‌خواه کشور از جبهه ملی و نهضت آزادی گرفته تا طیف رادیکال نیروهای ملی- مذهبی، جمهوری‌خواهان، و طیف نیروهای چپ مانند حزب چپ ایران (فدائیان خلق)، سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت)، سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)، سازمان راه کارگر و نیروهای نمایندگان خلق‌های میهن ما از حزب دموکرات کردستان ایران تا فرقۀ دموکرات آذربایجان و همه نیروهای محلی و ملی مدافع الغای ستم ملی و پایبند به تمامیت ارضی ایران نیازمند همکاری عملی و واقع‌بینانه هستیم.برپایی یک «ستاد مبارزاتی‌ مشترک » نیازمند توافق بر سر حداقل‌ها است».  این که چراحزب توده بنا به مصلحت خود حتی این حداقل را ازنطر حزب اغلام نداشته متضمن آن است تا حزب بنا بسوابق خود  بستگی به شرایط بتواند با هر حداقلی همراه شود ؟! این که  خطاب حزب توده کسانی است که رسما بیان می کنند هیچ تشکیلاتی درایران ندارند و ظاهرا قرارست مردگان اعضای آن باشند نیز جای تامل دارد!

ظاهرا این آقایان باورشان شده که جنبش داخلی نیازمند رهبری و ائتلاف اعضای  سرای سالمندان است. و یا فراموش کرده اند برخی از اتهامات بالا که به سایر کروه ها نسبت داده اند  تا همین مدتی پیش شامل حال حزب توده و فدائیان اکثریت هم بوده است ؟! و یا همراه دیروزین این دوگروه یعنی« گروه کاغذی راه توده » در حال حاضر هم رسما به عنوان شعبه فارسی زبان دولت روسیه عمل می کند.  در همین رابطه جریان کاغذی راه توده یا شعبه روسوفیل توده ای های کماکان هوادارروسیه پوتینی که هنوز هم رژیم  جمهوری اسلامی را ضد امپریالیسم امریکاو از متحدان سوسیالیسم روسی وجینی می داند  نیز در سایت راه توده بیان داشته که:  « حوادث اخیر کاملا اشکار کرد که اعتراضات و بیان نارضایتی ها تا جایی که جنبه مدنی و مسالمت آمیز دارد و دارای خواسته های اصلاحی کمابیش مشخص است – مانند اعتراض های کارگران و معلمان و بازنشستگان یا اعتراض دانشجویان به تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها – جنبه مترقی دارد ولی به محض آنکه از این چارچوب خارج شود و شکل خشونت آمیز به خود بگیرد جنبه ویرانگرانه و ارتجاعی آن غلبه پیدا می کند. حوادث اخیر نشان داد که تبدیل کردن هر اعتراض با هدف های مشخص و مسالمت آمیز به خیالپردازی هایی نظیر اینکه اصلاحات ناممکن است یا کل حکومت دیگر این بار باید برود و … جز خالی کردن اعتراض از جنبه مترقی آن و تبدیل کردن آن به یک شورش ارتجاعی هیچ نتیجه ای ندارد. همه دستاوردهای اعتراض های اخیر هم در عرصه آزادی نسبی حجاب و فشار سنگین روی جریان های واپسگرای حکومتی مربوط به همان چند روز نخست و ادامه مسالمت آمیز آن است و اگرنه شورش کوکتل مولوتفی بعدی که از تلویزیون های سه قلوی لندن هدایت می شد هیچ ثمری به جای نگذاشت مگر بسته شدن اینترنت و محدود شدن آزادی رسانه ای و بلند شدن دوباره صدای خشونت طلبان حکومتی. این مهمترین درسی است که مردم و نیروهای سیاسی میهندوست از این اعتراض ها می توانند بگیرند. باید بتوان مرز میان اعتراض مترقی و شورش ارتجاعی را مشخص کرد. به همان اندازه که از اعتراض مترقی باید پشتیبانی کرد دربرابر شورش ارتجاعی باید ایستاد. در شرایط کنونی ایران هر اعتراضی که مدعی باشد هیچ خواست اصلاحی ندارد و می خواهد کل حکومت برود یعنی یک شورش بالقوه ارتجاعی و همدست جریان های تجاوز طلب خارجی و گرایش های ارتجاعی حکومتی داخلی است زیرا هم هیچ هدفی ندارد و هم استفاده از هر وسیله و ابزاری در آن مجاز است که معنایش در نهایت جنگ داخلی و ویرانی ایران است. این درسی برای حکومت هم هست که با بستن راه اعتراض مسالمت آمیز داخلی آن را به سمت شورشی ارتجاعی سوق می دهد که سرانجام همه چیز را با خود خواهد برد و از جمله ایران و خود حکومت را.».

آن چه در لابلای بیانیه ها و اعلامیه های خارج  نشینان و داخلی های هوادار اصلاح قانون اساسی  در باره اعتراضات جوانان  مشهوداست آن است که چرا جنبش آنان را در «جایگاه  رهبری » نمی نشاند و همه تلاش  وتقلاهای سیاسی آنها براین است که نکند خدای ناکره یکی دیگر رهبر شود ؟!  بدون شک تجربه انقلاب سال 1357 و رهبرتراشی قدرت های بزرگ در کنفرانس گوادلوپ هنوز در حافظه مردم باقی است که همین پدیده رهبرتراشی در افغانستلن با علم کردن« حامدکرزی»  در مقابل جبهه انقلاب  به رهبری احمدشاه مسعود و« احمدچلبی»   هردوکشوررا درآستانه فروپاشس قراردادهاند. پدیده رهبرتراشی یا رهبرسازی  برای مردم مبارز منطقه و بخصوص ایرانیان در سال 1357 درس آموزی های فراوان داشت. امریکا و انگلیس و فرانسه که تاریخا خاورمیانه را تیول خود می دانند همه تلاش خودرا در رابطه با جنبش اعتراضی اخیر بکاربرده اند تا بتوانند به نوعی رهبری آنرا بدست گیرند در حالی که خصوصیت این جنبش تا کنون آن بوده که  بدون یک شیکه هرمی عمودی سنتی،   در سطح افقی با صدها رهبر میدانی و بدون یک ساختار عمومی رهبری زیر یک شبکه تودرتوی پیچیده که مفهوم آن دقیقا از عصر ارتباطات برگرفته شده  شکل گرفت لذا تا کنون همه رهبرتراشان جز ارائه نمادین چند  مجسمه بی حال و بدون جان کاری از پیش نبرده اند.جنبش انقلابی مردم ایران این گزینه را که نظامیان « ترکیبی از ارتش و سپاه » چه با حضور خامنه ای و چه بدون حضوراو در صد انجام شبه کودتا و برقراری یک نوع حکومت دیکتاتوری بعثی شبیه صدام و حافظ اسد و مصر کنونی را هم در نطر دارد . در این حالت حتی ممکن است درآغاز با برقراری  نوعی آزادی های کنترل شده اجتماعی نظیر برچیدن غیررسمی حجاب و جمع کردن بساط ولایت فقیه حتی در قالب عروسک گماری شخصی مثل رئیسی هم همراه باشد. فرامش نکنیم که فشارکشورهای خارحی برای تغییررفتاررژیم برای انهاست به برای مردم ایران زیرا اهداف آنها با هدف مردم به مف خیابان آمده همسو نیست .آنان یک رژیم متجاسرولی گوش به فرمان را لازم دارند حالا اگر دیکتاتورهم باشد اشکالی ندارد ؟ مگر رژیم مصر و الجزایر دمکراسی است ؟ اتفاقا وجود رژیم جمهوری اسلامی در برنامه استراتژیک اسرائیل و امریکا از اوجب واجبات است بشرطی که کمی گوش بفرمان باشد.

چنبش انقلابی مردم ایران با نگرش به تجارب یکصد ساله اخیر و بخصوص تحولات دودهه گذشته بخوبی آگاه است که قدرت شبکه های رسانه ای آن چنان است که در غیاب هشیاری و اتحاد نیروهای مبارز ، توافق هریک از کشورهای سه گانه امریکا ، انگلیس و فرانسه  می تواند در کوتاه ترین زمان لازم بیکباره یکی از سربازان گمنام این قدرت ها مجددا در ماه دیده شود .فرمول لو رفته این کار چندان سخت نیست، طی جند هفته با مصاحبه های سراسری که  بیست و چهارساعته تکرار خواهند شد به عنوان قهرمان راه آزادی علم می شوند و ناگهان چندین جایزه بین المللی واحتمالا  برنده جایزه اسکار و نوبل  و اخذ مدرک پسا دکترای رهبری از دانشکده های معروف جهان با پوشش جل الاغ نظیر لباسی که در تاجیکستان برتن احمدی نژآد، روحانی و رئیسی  انداختند ، برایمان رهبرآزاده می تراشند تا لباسی را که به قامت آنها برازنده نیست بپوشند . اما نکته گرهی کار در حال حاضر ان است که به کف آمده های خیابان خوداستاد فتوشاپ و نرم افزار بوده و تفاوت اصل و کپی را بسادگی تشخیص می دهند.  بنابراین امید بستن به خارج نشینان مشکوک الهویه  و مدعیان اصلاحات در حالی که جوانان مبارز جان برکف مرتب شعار می دهند « جمهوری اسلمی ، نمی خوایم ، نمی خوایم »  و یا روسری های سیاه وسفید و رنگین خودرا بعنوان مظهربردگی و حقارت جنسی به آتش می کشند تا به همگان منجمله رهبر خودخوانده ای که تصور می کند با روسری رنگین  می تواند مولفه القلوب شود ، بفهمانند که حنبش کنونی قهرمان ساز نیست بلکه نهادساز بوده است . برای این  عقب مانده های ذهنی که کهنسالی مغز آنان را فرتوت کرده و یادشان نیست مردم در جنبش سال 1396 فریاد می زدند   « اصلاح  طلب ، اصول گرا ، دیگه تمومه ماجرا» نشان داد که جنلش سالیانی است  با این کرگدن های ذهنی خداحافظی کرده و این جنبش ضمن افشا و برملانمودن حاکمیت دیکتاتوری مذهبی همه هواداران و دلباخته گان قدیم و جدید ، خجول و پرروی این نطام را هم برای مردم مبارز ایران لخت و عریان نمود که نوشته های بالا در همین رابطه قابل تامل هستند.زیرا  با تعرض همگانی جوانان متولد ده هشتاد ونود به تجربه عملکرد جمهوری اسلامی که به چندین نسل منتقل شده بود امیدی را در دل ایرانیان زنده کرده که منبعد حاکمان فرتوت این حک.مت نتوانند بر ایدئولوژِ منخص 1400 ساله خود اتکا کنند و درصورت پیروزی جنبش نیز  تا سالیان سال «عقیده» مذهبی و ایدئولوژیک از عرصه سیاست و مدیریت کشور اعم از خُرد و کلان، دور خواهد ‌ماند.این درس تاریخ است که سرنوشت محتوم جمهوری اسلامی که از پسماندهای تاریخ و عمق افکار ضدبشری فردی مانند خمینی سر برآورد و در گرداب فکری فسیل‌های درمانده و فرتوتی مانند خامنه‌ای و رئیسی و شورای نگهبان و دیگز کرگدن های فسیل رشد کرده  بود ،مضمحل شود.

 

 

 

 

 

 

این جنبش با شعار مرکزی «زن، زندگی، آزادی» و« مرگ بردیکتاتور»  با حضور شیرزنان و ایران دختان ، جوانان و نوجوانان جسورنو  از جان گذشته بصورت شبکه ای غیرمتمرکز در خیابان های کشور  شکل گرفت و دوام وقوام یافته است . همدلی سراسری و پشتیبانی روزافزون تشکل‌های کارگری و دانشگاهی، آموزگاران و دانشجویان و دانش‌آموزان از این جنبش آن را تا کنون ماندگارساخته و امید بر آن است با همراهی فعال و فراگیر لایه‌های گوناگون مردم بخصوص کارگران مبارزو اعتصابی با این جنبش تحت لوای دو شعار کلیدی بالا  مردم را متحد  به میدان بیاورد و زمینه‌ساز زنجیره‌ای از تغییرات، حتی تغییرات ساختاری در آینده‌ای شاید نه چندان دور شود. بدون شک امواج خروشانی که قتل ژینای کرد با شعار« زن، زندگی، آزادی » به همراه آورده آن چنان سهمگین بوده که حتی بنظر می رسد  در نیروهای حامی حاکمیت نیز شکاف ایجاد  و زمینه‌ساز پیوستن بخش‌هایی از آنان به صفوف مردم شود.کما اینکه توان درونی این جنبش در عمل باعث  ایجاد همگرایی ملی و سراسری و کشاندن قومیت ها به دور پرجم ملی ایران شده که باید کوشش نمود این ظرفیت مرتب اضافه شود تا رژیم  قادر به سرکوب آن نگردد. البته که خود جوانان مبارزهم به خوبی آگاه هستند که باید تلاش نمایند چنان چشم انداری را با حرکات اعتراصی – اعتصابی در کل کشور پدید آورند  که امید به تغییرات ساختاری و برچیدن جمهوری اسلامی با طرح خواسته های مردمی نظیر  برقراری دمکراسی پارلمانی، آزادی‌های مدنی و فردی، عدم دخالت دین و روحانیت در عرصه‌ی عمومی، برقراری نظام سلامت و بهداشت عمومی و از بین بردن فقر و فلاکت گروه‌های محروم اجتماعی، بازگشت نظامیان به سربازخانه‌ها، رفع تبعیض‌های جنسی و قومی در جامعه ، لغو اعدام « حتی برای دشمنان مردم» ، چشم انداز جنبش را تدوین و مراحل گذار برای دستیابی به آن را با درایت و هم اندیشی جمعی به وجود آورند. در این میان طراحان اصلاح قانون اساسی و بازگشت به جمهوری اسلامی ولائی یا بدون ولائی به اصطلاح تلطیف شده  و عصر طلائی خمینی « بخوانید عصر خلائی »  باید بدانند که خیانت به آرمان مردم و شهدای این انقلاب بدون شک بدون پاسخ نخواهد ماند. زیرا هرگونه اصلاح قانون اساسی بدون ابطال مواد موجد ولایت فقیه ، شورای نگهبان ، خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت و تاکید بر حکومت غیر دینی – مذهبی به معنی فرصت دادن به رژیم ملایان جهت تجدید قوا و به مسلخ  بردن جنبش انقلابی مردم ایران خواهد بود. برای آشنائی جوانان با قانون اساسی چه آن نسخه ائی که در سال 1358 تصویب و اجرا شد و چه متن پیشنهادی دولت موقت که خودرا لیبرال تلقی می کرد در زیر  مواداساسی که باعث ویرانی حقوق شهروندی و تولد دیکتاتوری مذهبی و برقراری رژیم تئوکراتیک خمینی –  خامنه ای شد نقل شده که نشان می دهد اساسا نه فقط مرتجعین ملا بلکه مکلاهای مدهبی نیز برسر قانون اساسی مذهبی هماهنگ  بوده و حاضر به قبول دگراندیشان در جمهوری اسلامی نبوده و نیستند و دقیقا بهمین علت است که در جنبش انقلابی فعلی شاهد هیچ شعار مذهبی از طرف تظاهرکنندگان نیستیم و شعار « مرگ بر اصل ولایت فقیه » همان روزهای اول جای خودرا تثبیت نمود. مصلحین مذهبی که در قالب نهضت و اتحادیه و … خودرا نشان می دهند متوجه نیستند وقتی جوانان بانگ برداشته اند« زن ، زندگی ، آزادی » یعنی تو مدعی  تحصیلکرده مذهبی نمیتوانی دویا سه همسر داشته باشی و در لندن به خرج حکومت خوش گذرانی کنی و علیه آزادی قلم  بنویسی.

جنبش انقلابی مردم ایران صراحتا اعلام می دارد با هرگونه سانسور قلم و بیان به ویژه در حوزه اندیشه مخالف بوده و سانسورچیان عملی و فکری را مشتی مرتجع مذهبی می داند. خوشبختانه رشد و شعور نسل بپاخاسته که دسترسی تمام وکمال به اینترنت و منابع اطلاعاتی دارند باعث شده همه سازمان ها و گروه های مدعی مبارزه نوعی احتیاط با آنان را درپیش گیرند زیرا آنها به صراحت شعار می دهند ما صغیر نیستیم که  نیاز به «ولی » داشته باشیم ، چه ولی فقیه و چه ولی عهد .آنها رسما می گویند نمی خواهند هیچ «زاده»  ای حقوق برتری از بقیه داشته باشد، چه « آقازاده» و چه « شاه زاده» .  برای همین مضمون محوری شعارهای اولیه این روزها به شعارهای « اتحاد، مبارزه، پیروزی »، « دانشجو اعتراض ، کارگر اعتصاب» ، «نه تاج و نه عمامه، آخوند کارش تمامه» ، »نه شاه میخوایم نه رهبر، نه بد میخوایم نه بدتر، مرگ برستمگر  » ، « ایرانی بیداره ، از شاه و شیخ  بی زاره » تغییر پیداکرد

از دیگر مواردی که این روزها  به  فرمان اتاق فکر سپاه  پاسداران   از حلقوم سازشکاران عمدتا مذهبی و سلطنت طلب  شنیده می شود بحث جنگ داخلی و تجزیه کشور و سوریه ای شدن ایران است. در واقع با طرح این شعار و نشان دادن فیلم هائی  راجع به عراق و سوریه و لیبی و این آخری حمله صوری برنامه ریزی شده به شاهچراغ درشیراز در  رسانه های تصویری می خواهند مردم را از ادامه جنبش بازدارند در حالی که ما عملا در ایران در جریان جنگ داخلی حاکمیت بر علیه مردم و اقوام کرد و بلوچ قرارداریم  لذا دیگر حجتی باقی نمانده که مبارزان از آن وحشت نمایند.علاوه بر آن همه مستندات و شواهد حاکی از نزدیکی فکری – تشکیلاتی رژیم جمهوری اسلامی با جریانات طالبان – القاعده و داعش بوده و فیلم ها و مستندات جهانی مشارکت فعال سپاه قدس به رهبری سربازولایت قاسم سلیمانی- بزرگ قاچاقچی  اسلحه و مواد مخدر در منطقه –  در قتل عام های فرقه ای در عراق ، سوریه و یمن است و لذا اتفاقا و حتما برچیدن جمهوری اسلامی و بازوی نظامی آن -سپاه پاسداران-  از مهم ترین خواسته های تظاهرکنندگان به منزله پایان جنگ های فرقه ای منطقه ای خواهدبود زیرا بدون شک فروپاشی جمهوری اسلامی و نقش زنان درانقلاب ایران غلاوه بر تاثرات عظیم بر حکومت های اسلامگرا در کشورهایی چون ترکیه و اندونزی، عراق ، افغانستان عربستان ، امارات ، الجزایر وآغازی بر تضعیف تاریخی بنیادگرایی اسلامی در منطقه و همه جهان و مهار پیامدهای آن از جمله جنگ و درگیری و مهاجرت از کشورهای مسلمان‌نشین خواهدبود .

ما به این کسانی که نگران تجزیه ایران هستند توصییه می کنیم به گوش پزشک مراجعه کنند تا صدا و شعار مردم در تظاهرات های داخل و خارج را بدرستی بشنوند که کرارا گفته اند: «کردستان زاهدان چشم و چراغ ایران»، «از سنندج تا تهران، از برلین تا تهران، جانم فدای ایران» ، « عرب ، بلوچ ، کرد و ترک ، ما همه با هم هستیم ».

 

برگرفته از قانون اساسی مصوب  سال 1358:

اصل 4 – کلیه‏ قوانین‏ و مقررات‏ مدنی‏، جزائی‏، مالی‏، اقتصادی‏، اداری‏، فرهنگی‏، نظامی‏، سیاسی‏ و غیر اینها باید بر اساس‏ موازین‏ اسلامی‏ باشد. این‏ اصل‏ بر اطلاق‏ یا عموم‏ همه‏ اصول‏ قانون‏ اساسی‏ و قوانین‏ و مقررات‏ دیگر حاکم‏ است‏ و تشخیص‏ این‏ امر بر عهد‏ه فقهای شورای‏ نگهبان‏ است‏.
«نظر تفسیری شماره ۱۹۸۳ مورخ ۸ /۲ /۱۳۶۰ شورای نگهبان:-مستفاد از اصل ۴ قانون اساسی این است که بطور اطلاق کلیه قوانین و مقررات در تمام زمینه ها باید مطابق موازین اسلامی باشد و تشخیص این امر بعهده فقهای شورای نگهبان است، بنابراین قوانین و مقرراتی را که در مراجع قضایی اجرا می گردد و شورای عالی قضایی آنها را مخالف موازین اسلامی می داند، جهت بررسی و تشخیص مطابقت یا مخالفت با موازین اسلامی برای فقهاء شورای نگهبان ارسال دارید.»

اصل 5 -در زمان غیبت حضرت ولی عصر «عجل الله تعالی فرجه » درجمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت برعهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده دار آن میگردد.

اصل 8 -در جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ دعوت‏ بخیر، امر بمعروف‏ و نهی‏ از منکر وظیفه‏‌ای است‏ همگانی‏ و متقابل‏ بر عهده‏ مردم‏ نسبت‏ به‏ یکدیگر، دولت‏ نسبت‏ به‏ مردم‏ و مردم‏ نسبت‏ به‏ دولت‏. شرایط و حدود و کیفیت‏ آنرا قانون‏ معین‏ میکند. «والمومنون‏ و‌المومنات‏ بعضهم‏ اولیاء بعض‏ یامرون‏ بالمعروف‏ و ینهون‏ عن‏‌المنکر

اصل یازدهم -بحکم‏ آیه‏ کریمه‏ «ان‏ هذه‏ امتکم‏ امه‏ واحده‏ و انا ربکم‏ فاعبدون‏» همه‏ مسلمانان‏ یک‏ امت‏‌اند و دولت‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ موظف‏ است‏ سیاست‏ کلی ‏‌خود را بر پایه‏ ائتلاف‏ و اتحاد ملل‌‌ اسلامی‏ قرار دهد و کوشش‏ پی گیر بعمل‏ آورد تا وحدت‏‌ سیاسی‏، اقتصادی‏ و فرهنگی‏ جهان‏ اسلام‏ را تحقق‏ بخشد.

اصل 12-دین‏ رسمی‏ ایران‏، اسلام‏ و مذهب‏ جعفری‏ اثنی‏ عشری‏ است‏ و این‏ اصل ‏‌الی ‏‌الابد غیرقابل‏ تغییر است‏ و مذاهب‏ دیگر اسلامی‏ اعم‏ از حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی‏ و زیدی‏ دارای‏ احترام‏ کامل‏ میباشند و پیروان‏ این‏ مذاهب‏ در انجام‏ مراسم‏ مذهبی‏، طبق‏ فقه‏ خودشان‏ آزادند و در تعلیم‏ و تربیت‏ دینی‏ و احوال‏ شخصیه‏ (ازدواج‏، طلاق‏، ارث‏ و وصیت‏) و دعاوی‏ مربوط به‏ آن‏ در دادگاه‌ ها رسمیت‏ دارند و در هر منطقه‏‌ای که‏ پیروان‏ هر یک‏ از این‏ مذاهب‏ اکثریت‏ داشته‏ باشند، مقررات‏ محلی‏ در حدود اختیارات‏ شوراها بر طبق‏ آن‏ مذهب‏ خواهد بود، با حفظ حقوق‏ پیروان‏ سایر مذاهب‏.

اصل 13 -ایرانیان‏ زرتشتی‏، کلیمی‏ و مسیحی‏ تنها اقلیتهای‏ دینی‏ شناخته‏ میشوند که‏ در حدود قانون‏ در انجام‏ مراسم‏ دینی‏ خود آزادند و در احوال‏ شخصیه‏ و تعلیمات‏ دینی‏ بر طبق‏ آئین‏ خود عمل‏ میکنند.

اصل 18 -پرچم‏ رسمی‏ ایران‏ به‏ رنگهای‏ سبز و سفید و سرخ‏ با علامت‏ مخصوص‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و شعار «الله‏ اکبر» است‏.

اصل 19 -نشریات‏ و مطبوعات‏ در بیان‏ مطالب‏ آزادند مگر آنکه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ یا حقوق‏ عمومی‏ باشد. تفصیل‏ آنرا قانون‏ معین‏ میکند.

اصل 91 -بمنظور پاسداری از احکام اسلام و قانون اساسی از نظر عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با آنها، شورایی بنام شورای نگهبان با ترکیب زیر تشکیل میشود:
۱- شش نفر از فقهای عادل وآگاه به مقتضیات زمان و مسائل روز، انتخاب این عده با مقام رهبری است .
۲ ـ شش‏ نفر حقوقدان‏، در رشته‌های‏ مختلف‏ حقوقی‏، از میان‏ حقوقدانان‏ مسلمانیکه‏ بوسیله‏ شورای‏ عالی‏ قضائی‏ به مجلس‏ شورای‏ ملی معرفی‏ میشوند و با رأی‏ مجلس‏ انتخاب‏ میگردند.

اصل 93 – مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ بدون‏ وجود شورای‏ نگهبان‏ اعتبار قانونی‏ ندارد مگر در مورد تصویب‏ اعتبارنامه‏ نمایندگان‏ و انتخاب‏ شش‏ نفر حقوقدان‏ اعضای‏ شورای‏ نگهبان‏.

اصل 96- تشخیص‏ عدم‏ مغایرت‏ مصوبات‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ با احکام‏ اسلام‏ با اکثریت‏ فقهای‏ شورای‏ نگهبان‏ و تشخیص‏ عدم‏ تعارض‏ آنها با قانون‏ اساسی‏ بر عهده‏ اکثریت‏ همه‏ اعضای‏ شورای‏ نگهبان‏ است‏.

شده

اصل 107-پس از مرجع عالیقدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله العظمی امام خمینی «قدس سره الشریف » که از طرف اکثریت قاطع مردم به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر به عهده خبرگان منتخب مردم است. خبرگان رهبری درباره همه فقهاء واجد شرایط مذکور دراصول پنجم و یکصد و نهم بررسی و مشورت می کنند هرگاه یکی از آنان را اعلم به احکام و موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصد و نهم تشخیص دهند او را به رهبری انتخاب میکنند و در غیر اینصورت یکی از آنان را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می نمایند. رهبر منتخب خبرگان، ولایت امر و همه مسوولیت های ناشی از آن را برعهده خواهد داشت. رهبر در برابر قوانین با سایر افراد کشور مساوی است.

اصل 108- قانون مربوط به تعداد و شرایط خبرگان، کیفیت انتخاب آنها و آئیننامه داخلی جلسات آنان برای نخستین دوره باید به وسیله فقهاء اولین شورای نگهبان تهیه و با اکثریت آراء آنان تصویب شود و به تصویب نهائی رهبر انقلاب برسد. از آن پس هرگونه تغییر و تجدید نظر در این قانون و تصویب سایر مقررات مربوط به وظایف خبرگان و صلاحیت خود آنان است.

اصل 109 – وظایف و اختیارات رهبر:- تعیین سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام – نظارت بر حسن اجرای سیاستهای کلی نظام  فرمان همه پرسی. فرماندهی کل نیروهای مسلح- اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها.-  نصب و عزل و قبول استعفاء -فقهای شورای نگهبان. ،عالیترین مقام قوه قضائی،  رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسامی ایرا،  رئیس ستاد مشتر،  فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلام،  فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظام،  حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.حل معضلات نظام که از طریق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام. امضاء حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم – صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جهت دارا بودن شرایطی که در این قانون می آید، باید قبل از انتخابات به تایید شورای نگهبان و در دوره اول به تایید رهبری برسد. عزل رئیس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوانعالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رأی مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی بر اساس اصل هشتاد و نهم. عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رئیس قوه قضائیه .
رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند.

اصل 115 -رئیس‏ جمهور باید از میان‏ رجال‏ مذهبی‏ و سیاسی‏ که‏ واجد شرایط زیر باشند انتخاب‏ گردد:ایرانی‏‌الاصل‏، تابع ایران‏، مدیر و مدبر، دارای‏ حسن‏ سابقه‏ و امانت‏ و تقوی‏، مومن‏ و معتقد به‏ مبانی‏ جمهوری‏ اسلامی‏ ایران‏ و مذهب‏ رسمی‏ کشور.

 

 

برگرفته از  پیش نویس قانون اساسی پیشنهادی دولت موقت بازرگان که تصویب نگردید:

اصل ۱ – نوع حكومت ايران «جمهوري اسلامي » است كه ملت ايران در پي انقلاب اسلامي پيروزمندش در همه‌پرسي دهم و يازدهم فروردين سال يكهزاروسيصد وپنجاه و هشت هجري شمسي با اكثريت ۹۸/۲%  به آن رأي مثبت داده است.

اصل ۲– نظام جمهوري اسلامي نظامي است توحيدي بر پايه فرهنگ اصيل و پويا وانقلابي. اسلام، با تكيه بر ارزش و كرامت انسان، مسئوليت او درباره خويش نقش بنيادي تقوا، در رشد او،‌نفي هر گونه تبعيض و سلطه جوئي فرهنگي، سياسي و اقتصادي و ضرورت استفاده از دستاوردهاي سودمند علوم و فرهنگ بشري در جهت التزام كامل به همه تعاليم الهي اسلام.

اصل ۳- آراء‌عمومي مبناي حكومت است و بر طبق دستور قرآن كه :«ومشاور هم في‌الامر» و« امرهم شوري بينهم» امور كشور بايد از طريق شورا‌هاي منتخب مردم در حدود صلاحيت آنان و به ترتيبي ناشي از آن مشخص مي‌شود حل و فصل گردد.

اصل ۴- جمهوري اسلامي ايران دراستقرار جامعه توحيدي، معنويت و اخلاق اسلامي را مبناي روايط سياسي، اجتماعي واقتصادي قرار مي دهد.

اصل ۱۳ – دين رسمي ايران اسلام و مذهب جعفري است كه مذهب اكثريت مسلمانان ايران ا ست و مذاهب ديگر اسلامي، اعم از زيدي، حنفي، مالكي، شافعي و حنبلي معتبر ومحترم است و در مناطقي كه مسلمانان پيرو اين مذاهب اكثريت دارند مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق اين مذاهب خواهند بود. ولي در احوال شخصيه ودر تعليم وتربيت ديني هر مسلمان در هر نقطه از ايران بر طبق مذهب اسلامي خود عمل مي‌كند.

اصل ۲۰ – پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز وسفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي است.

اصل 24- مطبوعات در نشر مطالب و بيان عقايد آزادند، مگر در نشر مطالب مخالف عفت عمومي يا توهين به شعائر ديني. اتهام و افترا وتعرض به شرف و حيثيت و آبروي اشخاص يا نشر اكاذيب، جرائم مطبوعاتي و كيفيت مجازات و رسیدگي به آنها را قانون معين مي‌كند.

اصل ۶۶ – مجلس شوراي ملی نمي‌تواند قوانيني وضع كند كه با اصول مسلم اسلام و قانون اساسي مغايرت داشته باشد. تشخيص اين امر طبق اصل ۱۴۴ بعهده شوراي نگهبان قانون اساسي است.

اصل ۷۶- رئيس جمهوري بايد مسلمان و ايراني‌الاصل و تابع ايران باشد.

اصل ۸۴ – رئيس جمهور حق دارد در مهلت توشيح، مصوبات مجلس شوراي ملي را كه بر خلاف قانون اساسي يااصول مسلم و احكام شرعي مي‌بيند،‌با ذكر دلايل خود، براي اصلاح و بررسي مجدد آن به مجلس بازگرداند، در اينصورت قانوني كه پس از شور دوباره به تصويب مجلس شوراي ملي مي‌رسد، بايد ظرف مهلت مقرر به توشيح برسد و هرگاه رياست جمهوري آن را باز هم متعارض با قانون اساسي يا اصول مسلم و احكام شرعي بداند، مراتب را به شوراي نگهبان اعلام مي‌ كند.

اصل ۱۴۲ – بمظور پاسداري، از قانون اساسي از نظر انطباق قوانين عادي با آن، شوراي نگهبان قانون اساسي با تركيب زير تشكيل مي‌شود:

۱- پنج نفر از ميان مجتهدان در مسائل شرعي كه آگاه به مقتضات زمان هم باشند مجلس شوراي ملي اين پنج نفر را از فهرست اسامي پيشنهادي مراجع معروف تقليد انتخاب مي‌كند.

۲-  شش نفراز صاحبنظران درمسائل حقوقي، سه نفراز اساتيد دانشكده‌هاي حقوق كشور و سه نفراز قضات ديوان عالي كشور كه بوسيله مجلس شوراي ملي از دو گروه مزبور اننتخاب مي‌شوند.

اصل ۱۴۳ – اين اشخاص براي مدت ده سال انتخاب مي‌شوند ولي در نخستين دوره، پس از پنج سال از هر گروه دو نفر بقيد قرعه تغيير می یابند وانتخاب مجدد اعضاء‌ممكن نيست رياست شورا به انتخاب اعضاي آن است.

اصل ۱۴۴- شوراي نگهبان به درخواست يكي از مراجع معروف تقليد، یا رئيس جمهور يا رئيس ديوانعالي كشور يا دادستان كل كشور، صلاحيت رسيدگي به قوانين را پيدا مي‌كند، مشروط بر اينكه از تاریخ توشیح قانون بيش از يكماه نگذشته باشد.

 

 

 

اگر مهم ترین شعار سیاسی تظاهرات های اخیررا   شعار«مرگ بر دیکتاتور» بدانیم باید یادرآورشویم که اتفاقا همین شعار مشهورترین شعار انقلاب علیه نظام سلطنتی نیز  بود. این شعار به‌منظور هدف قرار دادن کل نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم در دوران حکومت  محمدرضا پهلوی، با مفهوم درهم شکستن شاخ  «دیکتاتور» تدوین  و استفاده شد . رژیم ارتجاعی تئوکراتیک جمهوری اسلامی  که ثمره انقلاب ایران علیه شاه را تصاحب کرده بود غافل بود که  نسلی  در دوران انقلاب پرورش یافته اند که با خیابان و دیوارو پشت بام پیوند دیرینه دارد و روزی  به خیابان ها خواهند آمد تا مجددا به  شعار «مرگ بر دیکتاتور» جامه عمل بپوشانند و نگران ریزش اصلاح طلبان و موعظه کنندگان تجریه و سکوت نیستند. این نسل بجای «کتاب مادر » ماکسیم گورکی خواننده «کتاب گوسفند نباشید»  و بخوبی آگاه است که حمایت و پشتیبانی هر یک  از کشورهای خارجی بر اساس منافع خودشان در راستای بهره برداری از جنبش انقلابی است مگرآن که مردمان و زحمتکشان کشورهای خارجی دولت های آنها را به حمایت جدی از مبارزه مردم ایران سوق دهد. نسل مبارز ایران اعتقاددارد نتیجه مبارزات مردم ایران کف خیابانهای کشور تعیین می شود نه مذاکرات و لابیگری عده ای خاص که خودخوانده خودرا رهبر، نماینده و لابیگر می دانند بهمین علت توصییه دارد همراهان انقلاب از خواسته های کف خیابان حمایت کنند و نگران رهبری و برنامه آنی جننش نباشند که هر آبستنی به وقت خود یا طبیعی و یا با سزارین نوزاد خودرا بدنیا خواهد اورد . این نسل گریزان از خشونت و تا بن دندان عمیقا به صلح و همزیستی مسالمت آمیز اعتقاددارد اما در دفاع مشروط از خود و مردم در لحظه موعود  درنگ نخواهدکرد زیرا دفاع مشروع یا دفاع قانونی حقی است که بر مبنای حقوق کیفری بین الملل برای اشخاص در مورد دفاع از خود یا افراد دیگر«در صورت نیاز به کمک » در هنگام حمله افراد دیگر قائل شده است. دفاع مشروع در جائی پدید می‌آید که به‌جز ارتکاب  جرم هیچ راه دیگری برای دفع خطر ممکن نباشد. در این صورت مدافع نه تعقیب و مجازات می‌شود و نه ضامن خساراتی است که به بار می‌آورد.اصل دفاع مشروط  در تمامی نظام‌های حقوقی دنیا پذیرفته شده و حتی بم موجب قوانین فعلی ایران هم جایز است . زنان مبارز جان برکف ایرانی همچون الگوی زنان مبارز جهان روزالوکزامبورگ اعتقاددارند« اگر یک شهروند آزاد توسط دیگری در یک حصار و اتاق در بسته توقیف شود ، آنگاه هرکسی اعتراف خواهد کرد که این عمل را بايد عملی متجاوزانه و خشونت بار محسوب کرد اما اگر دقیقا همین عمل در کتابی به نام قانون جزا مکتوب شده باشد و آن اتاق هم سلول زندان پادشاهی پروس{ بخوانید جمهوری اسلامی } باشد ، این عمل فورا به یک عمل صلح آمیز قانونی مبدل می گردد . به طور خلاصه باید گفت آنچه تحت عنوان مشروعیت قانونی توصیف می گردد چیزی جز خشونت طبقه حاکم که به لباس قانون در آمده باشد نیست . در واقع مشروعیت بورژوازی { و پارلمانتاریسم به عنوان مظهر آن } در حقیقت بیان اجتماعی مفروض خشونت بورژوازی است که از شالوده اقتصادی نشات می گیرد » . همان طوری که در بیانیه های قبلی تاکید کرده ایم جامعه ایران آبستن حوادثی است که سرانجام آن اتقلاب و فروپاشی نظام جههوری اسلامی بعنوان مانع اصلی تداوم هستی جامعه است .کنشگران این مبارزه تا کنون موفق به جا انداختن شعارهای واحد سراسری شده و ویژگی فعلی آن اینست که  حتی سرکوب نقطه پایانی آن نیست بلکه سرکوب موحب روی آوری سایر بخش ها و نوید دورانی است که دیگر آغازنداردزیرا جز با تغییر وضعیت موچود پایان نخواهدگرفت .

زنده باد رزم خونین مردم ایران

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

برقرارباد جمهوری دمکراتیک ایران

جنبش انقلابی مردم ایران

پنجشنبه – پنج آبان ماه 1401

 

2022-11-04 بیانیه جنبس انقلابی  مردم ایران

بیانیه جنبس انقلابی  مردم ایران

بیانیه جنبس انقلابی  مردم ایران

هموطنان مبارز

ایران دختان  شجاع و جوانان برومند

ما کیستیم ؟ – وارثان خون و شهادت

عده ای از مبارزان قبل انقلاب که در قیام سال 1357 مشارکت فعال داشتند و تقاص ان را با بیش از 5 سال زندان در اسارت گاه های خمینی جلاد پس دادند و سپس با درس گیری از تجارب و اشتباهات در تمام کنش های اجتماعی از سال 1378 فعال شرکت نموده و تلاش کرده اند تا این کنش ها را جهت دار نمایند وآن ها را  از الودگی های سیاست های اصلاح طلبان دروغین و مدعیان داخل نشین و خارج نشین پالوده نمایند . ما نیز بخشی از همان هائی هستیم که در جمبش 1388 توانستیم  شعار “مرگ بر دیکتاتور- مرگ  بر خامنه ای ” را به شعار محوری جنبش تبدیل کرده و ساختار جاکمیت ارتجاعی جمهوری اسلامی را به چالش کشانیم . اطلاعیه ها و بیانیه های ما از همان زمان با نام جنبش انقلابی مردم ایران در تظاهرات ها توزیع و برخی رسانه های خارجی نیز بازتاب یافت. ما اعتقاد داریم جمهوری اسلامی ایران تنها حکومت در جهان است که کودکان را نیز اعدام می‌کند و هزاران زن در آن به‌خاطر مخالفت، اعدام شده و یا در زیر شکنجه به‌قتل رسیده‌اند. ده‌ها هزار زن سیاسی و اجتماعی از جمله دختران نوجوان، زنان باردار و مادران سال‌خورده در دهه ۶۰ به‌خاطر استفاده از حق آزادی بیان و عقیده اعدام شدند. کار بجائی  رسید که آیت اله منتطری که خود مبدع ولایت فقیه و در موضع جانشین خمینی قرار داشت در اعتراض نسبت به اعدام دختران سیزده چهارده ساله خطاب به خمینی نوشت: «… اعدام دختران سیزده چهارده ساله به صرف تندزبانی بدون این‌که اسلحه در دست گرفته یا در تظاهرات شرکت کرده باشند کاملا ناراحت‌کننده و وحشتناک است، فشارها و تعزیرات و شکنجه‌های طاقت‌فرسا رو به افزایش است.» .این فتوا درست پس از پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق و شکست قطعی ایران در جبه ها صادر شد بنا به اظهارات مکتوب آیت اله منتطری بیش از ۳۰۰۰ زندانی سیاسی و به‌گفته برخی منابع چندین برابر آمار منتظری زندانی سیاسی در سال ۱۳۶۰ قتل‌عام شده‌اند. براساس اسناد و گزارش‌های موثق زندانیان سیاسی در گروه‌های شش نفره یا بیش‌تر در فاصله زمانی نیم ساعت برای اعدام برده می‌شدند و پیکرهای آنان نیز توسط کامیون‌ها منتقل و در گورهای دسته‌جمعی به‌ویژه در خاوران دفن شدند.در طول دهه‌های گذشته نیز جمهوری اسلامی ایران با استفاده از مجازات اعدام به سرکوب مخالفان سیاسی و حتی غیرسیاسی و عادی خود پرداخته و ده‌ها هزار زندانی سیاسی اعدام کرده است. علاوه بر این مجازات‌های روش‌های دیگری شکنجه از جمله آزار و اذیت جنسی، ضرب و شتم با باتوم، میله‌های فلزی و شوکر الکتریکی، زنجیر کردن زندانیان به میله در محوطه زندان در هوای سرد یا گرم، محرومیت زندانیان از خدمات پزشکی، محرومیت زندانیان از ملاقات، انتقال طولانی مدت زندانیان به انفرادی نیز در زندان‌های ایران استفاده می‌شود.

براساس گزارش‌های متعدد و مکرر منتشر شده بازداشت‌شدگان در این بازداشتگاه در معرض تجاوز جنسی و سوء‌استفاده جنسی و سایر شکنجه‌های غیرانسانی قرار داشتند.  هم‌چنین در سال‌های نخست پس از انقلاب ۵۷، دختران «باکره» را قبلا از اعدام به «عقد» پاسداران درمی‌آورد چون از نظر اسلامی دختری که رابطه جنسی نداشته و باکره است بی‌گناه به‌شمار می‌رود، اگر اعدام شود، به بهشت می‌رود. بنابر این طبق فتوایی شرعی و برای جلوگیری از به بهشت رفتن دخترانی که به دلایل سیاسی محکوم به اعدام شده بودند، در شب پیش از اعدام آن‌ها را اجبارا به عقد‌(صیغه) یکی از پاسداران یا کارگزاران دیگر زندان در می‌آوردند تا با تجاوز از آن‌ها رفع بکارت شود و بعد، اعدام شوند. گفته می‌شود  دختر بچه‌هایی را که می‌کشند، بعد برای خانواده گل و شیرینی می‌بردند و یا کله قند و می‌گفتند دختر شما دیشب به عقد یک برادر پاسدار در آمد و امروز اعدام شد. گفته شده است که از بعضی‌ها پول گلوله هم گرفته بودند. همه این عوامل باعث ظهور جنبش دادخواهی جدید شده لذا عدم ارتباط جنبش نوین با جنبش ها و شورش و تظاهرات های قبلی بی پایه و انحرافی است.

 

 

اگرچه چپ واقعی ایران از همان فردای انقلاب به خویشتن خود بازگشت و دانست که رزیم ارتجاعی دینی جمموری اسلامی در قالب کمربند سبز حافظ منافع منطقه ای سرمایه داری جهانی است اما برخی چپ خوانده های وطنی همچون فدائیان اکتریت و توده ای ها به متابه پادوی ارتجاع مدهبی درآمدند و در خدمت به رژیم ملایان از هیچ خیانتی روگردان نبودند. این در حالی بود که مدافعان حقوق شهروندی خلق های ایران  در کردستان و به ویژه سنندج تا پای چان با رژیم آخوندی به مبارزه برخاسته بودند . سالهای سیاه 1363-1360 شاهد بخون کشیدن بیش از سی هزار مبارز مچاهد و چپ در کلیت خود بودیم که نقطه عطف کشتارها در مرداد 1367 با فرمان خمینی بزرگ ارتجاع جهموری اسلامی و همدستی احمد خمینی، رفسنجانی ،  خامنه ای و باند موتلفه بیش از 4500 زندانی سیاسی که همگی از مجاهدین  و مبارزین بودند  و احدی از انان به سلطنت طلب ها و لیبرال ها تعلق نداشتند  با چرتقیل و سیم بکسل بدار اویخته شدند تا شاید صدای انقلاب ایران را خاموش  سازند . هدف جمهوری اسلامی  نابودی رهبران و همه کسانی بود که ظرفیت رهبری و راهبری جنبش مردمی را دارا بودند غافل از اینکه هر نسلی رهبران خودرا بازتولید خواهدنمود. رژیم ملایان و پاسداران تروریست بخوبی می دانستند که رهبر فرهمند يک جنبش اجتماعى اين توانائى را دارد که توده‌هاى مردم را به پشتيبانى از هدف‌هاى جنبش بسيج کند. رژیم ملایان با درس گیری از قیام سال 1357  بخوبی دریافته بود  که هيچ جنبش اجتماعى نيست که بدون يک رهبرى اجرائی و توانمند  موفق شده باشد. تحولات سیاسی – اقتصادی چهاردهه اخیر موجبات شکل گیری اقشار و طبقه بندی های اجتماعی شده که خواستار رژیم ارتجاعی دینی  نبوده و آزادی خودرا درگرو رهائی از این حاکمیت عقب مانده قرون وسظائی می بیند . نگاهی به آمارهای زیر حکایت از دگرگونی در زیر پوست جامعه بوده که از دید ملایان بیسواد غافل مانده است

 

ردیفشرح13551400
1جمعیت(میلیون)3382
2درصد ساکن روستا5525
3درصد با سوادی1555
4جمعیت زیر 35 سال1760
5تعداد دانشجویان150.0004.650.000
6تعداد جمعیت زنان (میلیون)1641
7تعداد دانشجویان زن47.0002.500.000
8تعداد زنان تحصیلکرده دانشگاهی300.0007.000.000
9تعداد پزشکان عمومی زن3.50060.000
10تعداد پزشکان متخصص زن5905.300
11درصد اعضای هیات علمی زن1.424
12درصد زنان دانش اموخته دانشگاهی645
 
درواقع برجستگی دهه هشتادی ها از انجا ناشی می شود که درنظر داشته باشیم بیشترین رشد جمعیت دانشجویی مربوط به سال های ۸۴ الی ۸۹ است.
 
جدول زیر نمایشگر نگر جنبش های اعتراضی و یا شورش های سرکوب شده  سالهای پس از انقلاب تا کنون را نمایش می دهدکه این امر بیانگر تشدید تضاد طبقاتی در دهه های پس از پایان جنگ ارتجاعی می باشد

 

 

 

 

 

 

ردیفسالنوع اعتراضنتیجه
1اصفند 1357اعتراض به حچاب اجباریحاکمیت روسری و مانتو
2خرداد 1360تظاهرات هواداران سازمان مجاهدین در حمایت از بنی صدرفاز نظامی و کشتار مبارزین
39 خرداد 1371 مشهددرکیری ساکنان کوی طلاب با سپاهسرکوب خونین
4مرداد 1373 قزوینردطرح استانی شدت قزوین  در مجلسدرگیری سپاه سیدالشهدا و سرکوب معترضیین
5اسلام شهر 1374گرانی تاکسی و مایحتاج عمومیچهارروز درگیری سپاه با مردم و سرکوب معترضیین .
6تهران کوی دانشگاه 1378سانسور مطبوعاتیورش لباس  شخصی ها به رهبری قالیاف و سرکوب دانشجویان
7جنبش سبز 1388اعتراض  به نتیجه انتخابات و برگزاری بزرگترترین راه پیمائی بعد انقلابسرکوب و دستگیری و کشتار معترضیین وظهور نماد ندا آقا سلطان
8دیماه 1396 مشهدتظاهرات و شورششعارسراسری اصلاح طلب ، اصول گرا ، دیگه تمومه ماجرا
9آبان 1398سهمیه بندی بنزینبین 500 تا 1500 نفر کشته شامل 10 زن و 22 کودک
10شهریورماه 1401قتل ایران دخت مهساامینیتظاهرات سراسری جوانان به پیشتازی زنان آزاده ایران

 

 

 

نگاهی به جدول فوق و شعارعا و اهداف انها نشان دهنده ان است که تا سال 1388 هنوز مردم براین باوربودند که می توانند بافشار حاکمیت را وادار به اصلاحات مورد نطر خود کنند اما برپائی شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ برخامنه ای در تظاهرات های سال 1388 که برای اولین بار شعارسراسری معترضیین شده بود نشان داد که مردم از خط قرمز حاکمیت عبور کرده و راهکاری مگر سرنگونی نظام را بر نمی تابند.اگر منضفانه وقایع سالهای اخیررا بررسی کنیم جرقه انقلاب از اعتصابات کارگری هفت تپه و ظهور ایران دخت سپیده قلیان شورشگری که جنسیت و مرگ را ببیازی گرفته بود شروع شد . اعتصابات و گردهمائی های فرهنگیان و بازنشستگان عملا باعت شد هیبت نظامی حاکمیت درهم شکند .شاید بتوان اولین ضربه سیاسی که حیثیت رژیم آخوندی را در محافل بین المللی و حقوق بشری ببادداد افشای قتل های زنجیره ای بدانیم که  هزینه انرا مبارزین داخل که هیچیک سلطنت طلب یا لیبرال نبودند پرداخت کردند اما طاهرا امروز همچون سال 1357 دیرآمدگانی نه تنها می خواهند زود سوار قطار انقلاب شوند بلکه ک.شش دارند خودرا سوزنبان قطار انقلاب جا بزنند که زهی خیال باطل . حضور دهها زن ومرد مبارز امثال نسرین ستوده ، نرگس محمدی ، آتنادائمی ، پریسا رفیعی ، زهرا محمدی ، نوشین جعفری ، یاسمن آرائی ،  صبا کرد افشاری ، سارا و سیمین محمدی   ، عبدالفتاح سلطانی ، ناصر زرافشان ، فریبرز رئیس دانا که پیشرانان حقوق شهروندی بوده و هیچ ارتباطی هم با خارج نشینان فرصت طلب نداشته اند .  برای یک دگرگونی اساسی بحران اقتصادی ، نابرابری اجتماعی – سیاسی عظیم ، فساد و فحشا و رشوه و ناشاستگی حاکمیت لازم باشد درواقع ایران مدتها بوده در آستانه انقلاب بسر می برده ولی عامل ذهنی آن به پختگی نرسیده بود . تاریخ نشان داده که جنبش‌هاى اجتماعى عموما ً زمانى موفق مى‌شوند که برخى اوضاع ناخوشايند اجتماعى باعث شوند که ناراضی ها و معترضیین گردهم آيند و براى تغيير آن اوضاع متشکل شوند. اوضاعى چون نارضایتی های  گسترده، سرخوردگي، از هم‌گسيختگى اجتماعي، فساد نهادینه شده ، ناامني، بى‌هنجارى و از خودبيگانگي، شهروندان  را وادار به از بین بردن عوامل ایجاد این نارضایتی ها می نماید به خصوص آنجا که  اين اوضاع با احساس بى‌عدالتى اجتماعى توأم گردد، انگيزش‌هاى تشکل يک جنبش اجتماعى شدت بيشترى مى‌يابد که همه موارد فوق عملا در ایران موجود بود و نیاز بیک فتیله آتش داشت که قتل ایران دخت مهسا امینی آنرا برافروخت .

در واقع قتل  مهسا نماد اعتراض مردمی شد که بیش از چهل سال داغدار عزیزانی بودندکه حتی جسد آنها را نیافتند و خاوران نیز عملا نماد مفقودشدگان ، اعدامی ها و ربوده شدگان شده بود. اگر چه همه خیزش ها و اعتراضات و شورش های بعد از روی کار آمدن باند جنایتکار اسلامی خمینی الگووشعار یکسانی نداشتند اما از سال 1388 با طرح شعار هوشمندانه سراسری” مرگ بر دیکتاتور- مرگ بر خامنه ای”  اعتراضات و خواسته های مردم معترض وارد فاز براندازی شده بود بهمین  علت هم شاهد ان بودیم اعتراضات پس ازآن  مرتبا تعمیق یافتند و منسجم تر و استوارتر پیش آمدند. این در حالی بود که همین مدتی پیش شیخ کروبی و موسوی خوئینی ها از سردمداران جنبش  سبز  عاچزانه از ولی فقیه خواستار توجهات خاص شده بود تا شاید براندازی نطام در دستورکار مردم قرار نگیرد غافل از این که  بيشتر جنبش‌ها در يک زمان بحرانى آغاز مى‌شوند و با سرعت‌‌هاى مختلفى رشد مى‌يابند و سرانجام، يا از ميان مى‌روند و يا نهادینه شده و ریشه ضد انقلاب را می سوزانند . در واقع رفتارو کردار حاکمیت بهترین راهنمای مردمی شد که خواستار تغییرات ساختاری بودند زیرا این حاکمیت بود که تخم نارضایتی گسترده را به صورت روزمره در جامعه می کاشت و در واقع غافل بود که ” آنها که باد می کارند ، طوفان درو خواهندکرد” . دهه هشتادی ها در واقع با بهره گیری از دانش رایانه ای و بازگشت به خویشتن خویش توانستند ناآرامی و برانگیختگی خودرا با استفاده از تجربیات نسل های انقلاب در قالب تجمعات خیابانی به نمایش گزارند.آنها به درستی از پدران خود آموخته اند که یک رابطه مستقیم و اعلی بین” خیابان ، دیوار و پشت بام ” وجوددارد . اگر این نسل را معجون و آمیخته نسل های قبلی بدانیم که هستند ، باید به آنها یادآور شد که آرام آرام باید کوشش کنند با ایجاد یک ساختار شبکه ای تودرتو به سمت یافتن یا ساختن  ايدئولوژى جنبش براى معترضیین برآیند و فراموش نکنند که برخلاف هجویات برخی خارج نشینانی که هیچگونه قرابتی با مبارزات مردم ایران ندارند و درصدد فرصت طلبی و رهبر خواندگی جنبش هستند هیچ مبارزه ای بدون سازماندهی ، تشکیلات و رهبری و راهبری به سرانچام نخواهد رسید. نگاهی به اظهارات شاهزاده رضا  نشان می دهد ایشان احتمالا یا تاریخ نخوانده اند یا خودرا به بی اطلاعی می زنند که مدعی حمایت از حقوق شهروندی بهائیان و یا تاسیس مسجد اهل تسنن در تهران شده اند ؟! زیرا به واقع اولین سرکوب پس از دوره قاجارو جدی‌ترین موج آزار بهائیان در دوران پهلوی از سال 1334آغاز شد؛ هنگامی که حکومت به شیخ محمدتقی فلسفی اجازه داد در رادیوی سراسری بر ضد بهائیان، به وعظ و خطابه بپردازد و عوام را علیه بهائیان بشوراند. موجی از بهائی‌ستیزی در کشور به راه افتاد و در بسیاری از نقاط بهائیان با قتل و غارت مواجه شدند. شاید یکی از دلایل این موج از بهائی‌ستیزی این بود که شاه به دستگاه روحانیون دینی که به او کمک کرده بودند با کودتا علیه مصدق قدرت را بازپس گیرد احساس دِین می‌کردو یا رضا شاه و پدرش هیچگاه اجازه تاسیس یا سخت مساجد اهل سنت در تهران را نداند زیرا آ«ان هم در واقع شیعه گری را برای برقراری حکومت خودکامه خدائی خودلازم داشتند؟! این در حالی بود که سازمان های چپ و مبارز ملجا همه مبارزان با هر دینی بودند و بسیاری از عناصر فعال چنبش چپ در خانواده های  بهائی یا زرتشتی یا اهل سنت پرورش یافته بودند که نمونه بارز آن کردستان همیشه قهرمان است که از سالیانی دراز به سنت چپ پای بند است. از طرف دیگر اگر چه حمایت شبکه های اجتماعی و برخی فعالان در خارج کشور از جنبش انقلابی مردم ایران قابل تحسین بوده اما آنها فراموش نکنند که موجد و مولود انقلاب زنان و جوانان داخل نشین و انها حداکصر حامی تبلیغاتی بوده لذا توصییه می شود از شائبه رهبری و خودشیفتگی راهبری پرهیز کنند که مردم انقلابی راهبران خودرا در خیابان ها و تظاهرات بیرون خواهدداد.

اگر جنبش اجتماعی نوین، را یک حرکت و مبارزه گروهی  با یک هدف مشترک در قالب یک رفتار جمعی برای تغییرات ساختاری سیاسی -اجتماعی است پس ناچاریم وضعیت چنبش را برای همه شرکت کنندگان در آن از نطر چنسیت ، قومیت و نوع حاکمیت نیز توضییح دهیم. بدون شک در این مرحله چشم انداز بعدی هنوز ناروشن اما داشتن برنامه باعث جذب تعداد بیشتری به جنبش خواهد شد .بطور مثال زنان مبارز ایرانی باید بدانند که شعار” زن، زندگی، آزادی که به زبان کردی” ژن، ژیان، ئازادی” گفته می شود  یک شعار سیاسی و اجتماعی است که  نخستین بار توسط زنان مبارز چپ کرد در گردان های چپ در کردستان ترکیه و سپس در جنگ علیه داعش استفاده شد و به سایر تجمعات اعتراضی سطح جهان نیز راه یافت. لذا نمیتوان اجازه داد هر مدعی  آسوده خاطر خارج نشینی آنرا تصاحب نماید و برعلیه جریان چپ و رایدکال مبارزان ایرانی از آن استفاده نماید همان طوریکه رقص  بلا چا ، بلاچا نیز توسط پارتیزان های ایتالیائی ضد فاشیست در جنگ دوم جهانی که زیر نظر کمیته ملی آزادی – CLN- که توسط حزب کمونیست، سوسیالیست، حزب لیبرال سوسیالیست جمهوریخواه ایتالیا، حزب دمکرات مسیحی و دیگر احزاب خرد تشکیل شده بود ، اجرا شده است . تجربه جنبش 1388 بیان می کند که این جنبش یک حرکت کاملا سیاسی – اجتماعی بود  که در آن گروهی متکثر، با یک هدف مشترک، به طور خودخوش، و بدون رهبری و با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، جنبشی را بر علیه نادیده گرفتن حق شهروندی خود به راه انداختند. اما حاکمیت با سرکوب و ارعاب، مانع دست یافتن آن جنبش به هدف خود شد و با درنظر داشتن تجربه گران بهای  جنبش‌های بهار عربی دریافتیم که اگرچه می توان از شبکه های اجتماعی برای تبلغات و پیوند بین عناصر جنبش استفاده کرد اما بدون شک با فیس بوک و اینستاگرام وواتساپ نمی توان انقلاب را بسرانجام رسانید

ما اعتقاد راسخ داریم نسل به خیابان آمده با هرگونه ویژگی خاص  میرات دار نسل های قبلی و توانمندی های او منبعث از استفاده از تجارب نسل 1357 و خیابان  اکتشاف جدیدی نیست که تاریخ صد ساله اخیرمنصه ظهور  همه انقلابات و جنبش های اجتمعاعی خیابان در پیوند با دیوار و پشت بام بوده است .

ما بر خلاف جامعه شناسان ایرانی که همه نگرانی آنها فروپاشی حاکمیت است و لذا نسل بر افروخته دهه هشتادی را نسل ربات و گیم پروگرام که گویا جون نمی دانند مرگ چیست با مرگ بازی می کند ، نمی دانیم بلکه  اتفاقا معتقدیم این نسل آگاهانه مرگ را به بازی گرفته تا زندگی را دریابد والا کدام انسان عاقلی است که بوی مرگ را تشخیص ندهد بلکه اینها مرگ را ببازی گرفته اند تا از زندگی نکبت بار خودرهائی یابند

سرانجام جنبش ؟
بر اساس پیشگفته ای قبلی ما امروز شاهد جنبشی پرتوان ، مستحکم و همگانی در سراسر کشور م.اجه هستیم که حجم گستردگی آن علیرغم آنکه یادآور جنبش سال 1357 اما  فقدان رهبری  و برنامه خطر ویرانگری آن است ؟!  ویژگی اصلی جنبش کنونی آن است که با هجوم پلیش و سپاه نمی گریزد بلکه خود به انها حمله می کند و جسارت عناصر جنبش  بخصوص  ایران دختان غلغله ای بپا کرده که شجاعت مردان را مضاعف نموده است . بهترین تعریف آن است که این جنبش مکمل جنبش های فوق الاشاره  و شورش های برشمرده در جدول فوق هستند و قرارست آرمان نا تمام مشروطیت و خواسته های برحق مردم را در سرنگونی حک.مت اسلامی و بر کندن توهمات مذهبی  جامه عمل بپوشاند . این جنبش سر سازگاری با فاسدان ، غارتگران و مرتجعین مذهبی ندارد . برای این جنبش کرد ، ترک ، بلوچ و عرب و فارس همه  تیرگان ایرانی هستند که زیر پرچم مبارزه  تجمع کرده اند. این جنبش همانقدر شعار می دهد که کردستان چشم و چراغ مائی که بانگ بر داشته مبارز بلوچی ، حمایت ، حمایت و ترک و کرد و بلوج پیوندتان مبارک..

برای تداوم این جنبش باید اعتراصات با اعتصابات بوِیزه اعتصابات نفتگران قهرمان در هم آمیزد زیرا اعتضابات نفتگران صندوق پول رژیم ارتجاعی را خالی خواهدکرد و توان مالی تداوم زیست رژیم را ناممکن می سازد به همین علت گارگران و کارکنان مبارز پالایشگاه ها و پتروشیمی ها و معادن  به مثابه شیشه حیات مالی  رژیم باید از کار بیفتند و این جز از طریق هاهنگی کمیته اعتصابات و اعتراضات صورت نخواهدگرفت که ان نیز امری ممکن است زیرا ما مدتهاست در ایران  شاهد جنبش زنان، جنبش داتشجویان، جنبش کارگری، جنبش معلمین، جنبش دفاغ از محیط زیست و جنبش‌های قومی هستیم که باید کوشش کرد با تشکیل کانون سراسری اعراضات و اعتضابات وسعت چنبش را به پهنای جغرافیای ایران کنیم زیرا در غیر این صورت رزیم  ارتجاعی ملایان با همدستی سپاه آدمکش در اولین فرصت جنبش را ذبح خواهد کرد . البته باید همینجا تاکید کنیم که حتی درصورت شگست مقطعی این جنبش تاتیرات  بلافاصله  آن دامنگیر حاکمیت بطوری که رژیم نادان و خیره سری که ملت را به حساب نمی آورد هم اکنون داد گفتگو سرداده است ؟! . بدون شک اگر حاکمیت بخواهد جنبش را سلاخی کند بایددر انتظار پاسخ مناسب زنان و مردانی باشد که مرگ را بازیچه قرار خواهندداد تا مرگ رژیم راورق زنند.

 

 

سخنی با دولت های منطقه و جهان

جنبش انقلابی ایران هیچگاه حمایت های مزورانه برخی کشورهای قدرتمند در قالب معاملات آشکار و پنهان آنها فراموش نخواهد کرد اما در این برهه زمانی که مردم ایران هستی خود و کشورشان را به نیستی رژیم آخوندی گره زده اند هرگونه توافق و قرارداد بین المللی که بر علیه منافع مردم ایران با رژیم آخوندی منعقد شود فردای انقلاب به سطل زباله انداخته خواهدشد لذا در این شرایط حتی در مذاکرات برجام نباید ذره ای منابع مالی باین رژیم آخوندی منحوس پرداخت شود تا بنیه مالی سرکوب آن قوی شود . بنگاه ها و موسسات حامی و لابیگری رژیم اسلامی باید بفوریت منحل و اسامی لابیگران در اختیار جنبش انقلابی مردم ایران و دادگاه های بین المللی حقوق بشری قرار گیرد تا در فردای  حسابدهی مدنظرقرارگیرد. بدون شک این جنبش چشم آنانی را که در این مرحله گوشه چشمی به تجزیه این آّب و خاک داشته باشند را نیز کور خواهدساخت.

به گروه های نیابتی ووارثان سردار قاچاقچی قاسم سلیمانی اخطار می کنیم خودرا آلوده مبارزات مردم ایران نکنند که عقوبت بس سنگینی در انتظار آنان و خانواده هایشان خواهدبود. مردم ستمدیده عراق و سوریه و یمن حامیان جنبش انقلابی مردم ایران و به نیابت از جنبش انقلابی مردم ایرام وظیفه و مسئولیت گوشمالی گروه های نیابتی را دارند .

ساختار حاکمیت پیشنهادی جنبش انقلابی مردم ایران :

اگر چه هنوز تا سرنگونی رژیم ملایان مدتها باقی است اما با درس گیری از بی برنامگی انقلابیون سال 1357 که باعث دزدیده شدن انقلاب توسط ملاها شد از هم اکنون جنبش انقلابی باید چارچوب برنامه رهائی خودرا تدوین نماید . بدون شک تا سرنگونی جمه.ری اسلامی ، شورائی مرکب از نمایندگان کمیته های اعتصابات کارگری ، معلمان ، زنان و دانشجویان و بازاریان ،اقوام و نظامیانی که بانقلاب خواهند پیوست  هدایت انقلاب را برعهده تا دوره گذار به تشکیل مجلس موسسان فراهم شود. صد البته که قوانین حاکم بر این دوره گذار که ممکنست حتی یکسالی بطول انجامد همان قوانین حاکم بر کشور در دوره قبل انقلاب با تاکید بر حاکمیت غیر دینی – غیر مذهبی خواهدبود با این تاکید که چنانچه ضرورت داشته باشد هر قانون و مقررات موقتی لازم باشد شورای گدار تصویب خواهدکرد.

 

نکات برجسته حکومت  شورائی

  • ماهیت سوسیال دمکراسی آن مشابه کشورهای اروپای شمالی و اسکاندیناوی
  • رابطه حسن همجواری با همه کشورهای دنیا بویژه کشورهای منطقه
  • برقراری آزادیهای سیاسی – اجتماعی و فرهنگی برای همه شهروندان با هر دین ، مذهب و مرام و عقیده
  • آزادی مطبوعات و رسانه ها
  • برقراری نظام عادلانه مزد برای کارگران و زحمتتکشان و ایجاد سیستم تامین اجتماعی و سلامت عمومی همچون اروپای شمالی و آلمان
  • برقراری تناسب منصفانه همه مناصب کشوری بین زنان و مردان و تاسیس وزارت زنان بطوری که ایران انقلابی در جهان بتواند مظهر عدالت جنسیتی در حاکمیت شود.
  • حمایت کامل از اتجادیه ها ، سندیکاهای کارگری ، معلمان و بازاریان
  • برقراری رابطه رسمی با اسرائیل با حمایت از طرح دودولت در یک کشور
  • برقراری نطام آموزش اجباری تا مقطع دیپلم و آموزش رایگان تا مرحله دکترا و لغو سهیمه بندی های

10-برچیدن دکان روحانیت و آموزش آنان برای حقوق شهروندی وتمرکز این امور زیرنظر دولت انقلابی

11-حساب وجوهات شرعی و کمکهائی که مردم ممکنست به مراجع تقلید   نمایند همچون مالزی در یک حساب متمرکز بانکی با شرط انتقال آن به دولت پس از مرگ مراجع مذکور و حسابرسی سالانه این حسابها و انتشار گرازشات حسابرسی به صورت عام

12-انحلال مدارس مذهبی و زیر نطر قراردادن انها توسط وزارت اموزش و پرورش

13-برسمیت شناختن قانونی حق اعتراض ، حق اعتصاب برای هگان

14-لغو آموزش های دینی در مدارس زیرا باورهای مدهبی امری شخصی تلقی خواهدشد

15-مصادره فوری اموال و دارائیهای غاصبان و غارتگرانی که از طریق ویژه خواری منابغ کشوررا به دارائی شخصی تبدیل کرده اند

چه باید کرد؟

انقلاب فرآیندی مستمر، پیوسته و مدت دار است که طول مدت آن بستگی به عوامل متععدی نظیر توازن قوای انقلاب با ضد انقلاب دارد. رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی در مخمصه قرارگرفته که اگرچه زور دارد اما اقتدار آن در هم شکسته  لذا از هم اکنون باید حداقل موارد زیررا رعایت کنیم تا شاهد موفقیت را در آغوش گیریم

  • تشکیل هسته های مقاومت در دانشگاه ، مدارس و محلات بصورت شبکه ای که هر هسته تعداد محدودی داتشه و ارتباط هسته ها از طریق شبکه های اجتماعی بصورت رمزینه صورت گیرد
  • تشکیل کانون های اعتصاب بر حسب جغرافیای کارخانجات به طوریکه با فراخوان کانون کل کارخانجات یک منطقه دست از کار بگشند
  • تشکیل کانون کارکنان و رانندگان شبکه های حمل و نقل که با پیوستن به اعتصابات شبکه حمل و نقل کشوررا فلج کنند
  • تشکیل هیات شناسائی دستگیرشدگان و جمع آوری کمک های مالی نقدی و غیرنقدی برای خانواده های آنان
  • فعال شدن کانون معلمان و بازنشسته ها در پیوند با اعتصابات و اعتراضات
  • تشکیل یک هسته فعال از وکلای میهن پرست برای حمایت حقوقی از دستگیرشدگان
  • فعالیت گسترده در شبکه های اجتماعی نظیر واتساپ ، تلگرام ، اینستاگرام و توئییتر و .. با رعایت محرمانگی که این امر در مسئولیت جوانان دهه هشتادی است
  • در کلیه  ادارات ، دانشگاه ها و مدارس تضاویر منحوس خمینی و خامنه ای را بزیر کشیم یاا با پاشیدن مرکب بر آن اعتراض خودرا آشکار سازیم
  • شعار نویسی در دیوارها ، مترو ،استادیوم با سرشعار مرگ بر دیکتاتور- مرگ بر خامنه ای ه نابودباد رژیم جمهوری اسامی ، برقرار باد جمهوری شورائی ایران  را به صورت مستمر انجام بدهیم

10-در روزهای مسابقات ورزشی  با سردادن شعارهای بالا اعتراض خودرا اعلام کنیم

11-اگر در شهر یا محله تان سگ ولگرد سراغ دارید پارچه منقش به مرگ بر خامنه ای را تنش کنید تا در شهر بچرخد

12-شعاردادن در پشت بام ها را تا پیروزی انقلاب همه شب بین ساعت 9 تا ده شب سر دهید

13-اسامی و عکس مزدوران سپاه ، بسیچ و ارتش و اطلاغات و ماموران دولتی را در شبکه های اجتماعی با ادرس محل سکونت و  افشای اسامی خانواده های آنان انتشار دهید تا بدانند اعمال آنها در فردای انقلاب بی پاسخ نخواهد ماند.

14-استادان و معلمان در همراهی با دانشجویان و محصلین در تعصیل کلاس ها همکاری نمایند و انجام کلاس ها را موکول به آزادی بازداشتی ها کنند.

15-اسامی غارتگران و سرمایه دارانی که با اتصال به حاکمیت منابع ملی کشوررا به اموال شخصی تبدیل کرده اند ودر برپائی حاکمیت ارتجاعی مشارکت داشته اند ، را افشا کنید .

16-رزیم جمهوری اسلامی بعلت شرایط تحریم در تنگنای شدید مالی قراردارد و به مالیات ستانی با زور روی آورده لذا شرکت و صاحبان کسب و کار با عدم پرداخت مالیات تنها منبع فعال مالی دولت را قطع کنند تا قدرت سرکوب آن کاهش یابد.

17-تظاهرات را به صورت غیرمتمرکز در محلات مختلف به خصوص محلات جنوب شهر همچون نازی آّباد ، خزانه ، کارون و جیحون ، نارمک و تهرانپارس سازماندهی کنیم و از طریق پیک های موتوری سیار وضعیت محلات همجواررا بررسی تا درصورت نیاز به اعزام نیرو ، جوانان را به آن محلات گسیل داریم

18-صاحب  خانه ها و مالکان تا پیروزی انقلاب به منظور همراهی با جنبش انقلابی از تخلیه واحدهای استیجاری یا افزایش ب اجاره بها  اجتناب کنند.

19 حامیان جنبش انقلابی مردم ایران در خارج تلاش کنند با اجتناب از خودمحوری با تشکیل کانون حامیان انقلاب ایران و تشکیل شورای راهبری مبارزات خارج کشور ، مردم و زحمتکشان، نمایندگان مترقی پارلمان ها  و عناصر مبارز و سلبریتی های مشهورآزادیخواه را تشویق به حمایت از جنبش انقلابی نمایند تا از این رهگذر بر دولت های خارجی نیز فشار واردآید از برخورد های دوپهلو با رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی دست بردارند و محافل بین المللی را به موضع گیری علیه این رژیم تشویق نمایند

20- ارتباط گیری با احزاب مترقی جهان بویژه احزاب سبز و محافل مترقی فمنیستی به منظور راه اندازی وسیع کارزار علیه جمهموری اسلامی و فراخوان سفرای خارجی از ایران و همچنین شناسائی و افشای باند لابی جمهوری اسلامی در کشورهای مختلف به ویژه امریکا و انگلستان

در خاتمه برای نتیجه گیری از مبارزات مردم قهرمان کوشش  کنیم شعارهای یکسان در سراسر کشوربرقرار کنیم . آنان که در خیابان حضورندارند بانگ رسای انقلاب را شباهنگام بین ساعت نه تا ده شب از خانه و پشت بام ها سردهند تا ارتجاع اسلامی قادر به تجمع نیروهای سرکوب در یک مکان نگردد

 

امسال سال خونه ، جمهوری اسلامی سرنگونهمی جنگیم ، می میریم ، وطن را پس می گیریم
زن ، زندگی ، آزادگیموی سر هر زنی، پرچم هر برزنی
اتحاد، مبارزه ،پیروزیکارگر قهرمان ، اعتصاب ، اعتصاب
آزادی ، آزادی ، آزادیزندانی سیاسی آزاد باید گردد
تنها ره رهائی ، آزادی ، آزادیتنها ره رهائی ، نابودی ارتجاع
ارتشی ، سپاهی ، به انقلاب به پیوندزنده و جاوید باد یاد شهیدان ما
مرگ بر این جمهوری اسلامیمجتبی بمیری ، رهبری را نبینی
خامنه ای ، خامنه ای ، ننگ به نیرنگ توخون شهیدان ما می چکد از چنگ تو
توپ ، تانک ، فشفشه ، آخوند باید گم بشهتوپ ، تانک ، مسلسل ، دیگر اثرندارد
می کشم ، می کشم ، هرآنکه خواهرم کشتایرانی می میرد ، ذلت نمی پذیرد
ما همه مهسا هستیم ، بجنگ تا بجنگیممرگ بر دیکتاتور ، مرگ بر دیکتاتور
زنان انقلابی ، تو افتخار مائی ، زنان انقلابی ، تو افتخارمائیانقلاب ، انقلاب ، خواسته بر حق ما ، مرگ بر جمهوری اسلامی
مجلس ارتجاعی نابود باید گرددوای به روزی که مسلح شویم
هنرمند، ورزشکار بپاخیز ، خواهرت شهید شدنترسیم ، نترسیم ، ما همه با هم هستیم
کردستان ، سنندج تو افتخار مائیبلوچ قهرمان ، تو افتخار مائی
دانشجوی زندانی آزاد باید گرددبترسید ، بترسید ما همه با هم هستیم

 

جنبش انقلابی مردم ایران

سرنگون باد رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی

برقرارباد جمهوری دمکراتیک شورائی مردم ایران

 

قسمت اول – گفتگوی محفلی مجازی پیرامون بیانیه جنبش انقلابی مردم ایران

اخیرا و در بحبوبه اعتراضات خیابانی دو بیانیه با نام  جنبش انقلابی مردم ایران در بین تظاهرکنندگان تهرانی توزیع  که در برخی سایت های خارجی نیز منعکس کردید . بررسی سابقه این محفل یا بقول خودشان گروه با تعداد محدود نشان می دهد که از این گروه قبلا نیز اعلامیه های منتشر که در سایت های گروه های انقلابی ایران و حتی افغانستان نیز بازنشر شده است .پرسش و پاسخ های زیرروز پنجشنبه 29 شهریورماه 1401 به صورت محفلی و مجازی در همین رابطه با یکی از دست اندرکاران گروه انجام که برای اگاهی مردم مبارز کوچه و خیابان منتشر می شود

رفیق امید  نخست اظهار داشت که محفل چنبش انقلابی مردم ایران اگرچه کوچک اما آگاهانه  از سال 1378 در حد توان خوددر همه تظاهرات های سراسری شرکت داشته و کمابیش با انتشار اعلامیه مواضع خودرا بیان داشته است . او اظهارداشت اعضای محفل معتقدین به آرمان سوسیالیسم واقعی و- نه الگوی اقتداری استبدادی شوروی و چین – هستند و در حال حاضر نیز با توجه به توان و خواسته جنبش مدلی نظیر اروپای شمالی را برای دوره گذار از جمهوری اسلامی را مدنظر داریم .خوانندگان را .به متن پرسش و پاسخ های زیر ارجاع می دهیم:

س- برای بسیاری این سئوال پیش آمده که با توجه بانکه جنبش انقلاب مردم ایران نام گروهی مسلمان که رهبری ان بر عهده مرحوم دکتر سامی بوده ، علت استفاده شما از این نام چیست ؟

ج- تا انجا که سوابق نشان می دهد نام گروهی که تحت رهبری مرحوم دکتر کاظم سامی تاسیس شده بود« جنبش انقلابی مردم مسلمان ایران » بود در حالی که در نام گروه ما کلمه « مسلمان » وجودندارد و علت انتخاب آن نیز در بحبوبه تظاهرات های سال 1388 خوداختیاری بدون مطالعه بود

س- در بیانیه جنبش انقلابی بحث از جمهوری دمکراتیک شورائی داشته اید ؟ آیا منظورتان این است که مرحله انقلاب سوسیالیستی و نوع حکومت شورائی است ؟

ج- بهیچ وجه. متن بیانیه و شعارهای مندرج در آن کاملا گویاست که نوع حکو.مت آینده دمکراتیک و تاکید شورائی متضمن حضور نمایندگان همه اقشار فعال و مبارز در جنبش است . تحلیل ما در حال حاضر نشان نمی دهد که جامعه و بازیگران اصلی مبارز ظرفیت انقلاب سوسیالیستی را دارا باشند . ما معتقدیم همانطوری که مارکس و انگلس بنیانگذاران مارکسیسم واقعی اغلام داشته اند سوسیالیسم ارمانی مقدس و دارای مولفه های انسانی بسیار گرانقدری است که در یک جامعه سرمایه داری – و نه جامعه الگارشی فامیلی مالی عقب مانده ارتجاعی دینی – می تواند صورت بگیرد و هرگونه اعمال اراده گرایانه نظیر انقلابیون روسیه و چین نظامی را حاکم خواهدکرد که ناچار به سرکوب خودطبقه کارگر خواهندشد

س- بسیاری گروه های چپ خارج کشور شعار برقراری جمهوری سوسیالیستی یا جمهوری شورائی می دهند . وجه افتراق یا تسمیه محفل چنبش انقلابی با آنان چیست؟

ج-   متاسفانه چپ ایران علیرغم همه ادعای خود تا امروز یک تحلیل بنیادین استوار بر امار و ارقام پیرامون جامعه سرمایه داری ایران چه قبل انقلاب و چه بعد انقلاب ارائه نداده است که نشان دهنده ضعف اساسی مارکسیست ها در اقتصاد یا همان چیزی است که انها معتقدند کلید همه تغییرات جوامع بشری بوده است . این در حالی است که بنیان گذاران مارکسیسم یعنی مارکس و انگلس و یا حتی لنین برای اثبات یک موضوع دهها نوشته و صدها فاکت و سند ارائه داه اند . بهمین علت ما این دوستان را مارکسیست سیاسی می نامیم یعنی مارکسیسم را صرفا در بعد سیاسی مطالعه کرده اند ، فارغ از انکه بسیاری مدعیان مارکسیسیم ایرانی اعم از رهبران فدائی یا پیکار یا سایر گروه ها عاجز از درک مفاهیم نطری مارکسیسم و غالبا حتی در نوشته های خود ناتوان از نقل مطالب بزرگان مارکسیسم هستند که نشان داده اوج بیسوادی سیاسی – اجتماعی – فلسفی و اقتصادی آنان است.

س وجه مسلط تظاهرات های اخیررا چه می بینید ؟

ج- همانطوریکه در بیانیه متذکر شده ایم این تظاهرات علیرغم همه خصوصیات وویژگی های خود دنباله انباشت مطالبات مردم از سالهای پس از انقلاب بوده که هربار بطریقی سرکوب و فرو نهشته شده بودند . با این ویژگی محض که پرچمدار کنونی  ان شیرزنان و ایران دخت هائی  بودند که شاید هیچ تعلق گروهی هم به هیچ یک از جناح های اپوزیسیون ناشته اند ! شعار مسلط این تظاهرات ها که آرام آرام با اعتصابات کارگری گره می خورد «مرگ بر دیکتاتور و سرنگون باد جمهوری اسلامی» است . که در حال حاضر رادیکال ترین شعار ممکن با توجه به ترکیب شرکت کنندگان در تظاهرات است . الیته اینجا و آنجا برخی سازمان ها و گروه ها با علم کردن یک بیرق جنددقیقه ای درصدد مصادره جنبش هستند که عملا با واکنش منفی تظاهرکنندگتان مواجه می شوند .

س- نطر جنبش انقلابی راجع به حضور زنان و شغار « زن _ زندگی _ آزادی » چیست ؟

ج- مواضع ما همان مواضع اصولی مارکس و انگلس است که صراحتا در بیش از صد سال پیش اعلام داشتند بدون آزادی زنان هیچ انقلابی صورت نخواهدگرفت . فراموش نکنیم این شعاردر زمانی از طرف مارکس اعلام شد که در کشورهای سرمایه داری زنان را به بردگی بکار می گرفتند. مارکس در کتاب خانواده مقدس  بصراحت  نوشت « تغییر در یک دوره‌ی تاریخی همیشه می‌تواند براساس پیشرفت زنان به سمت آزادی تعیین شود. زیرا در رابطه‌ی زن با مرد، ضعیف با قوی، پیروزی سرشت انسان بر خشونت مشهود است. درجه‌ی رهایی زنان، سنجه‌ طبیعی رهایی همگانی است.. و یا در جائی دیگر مارکس نوشته که« هرکس  چیزی از تاریخ بداند، اذعان می‌کند که تغییرات بزرگ اجتماعی بدون غلیان‌ زنانه غیرممکن هستند. پیشرفت اجتماعی دقیقاً می‌تواند براساس جایگاه اجتماعی جنس لطیف  سنجیده شود. بنابراین ما مارکسیست ها ادعا داریم مارکسیسم اولین مکتب سیاسی- اقتصادی است که نوید برابری زن و مرد را داده و بسیاری از حقوق زنان در جوامع سرمایه داری مرهون فداکاری مبارزان مارکسیست هستند که برای برابری حقوق زنان و رعایت حقوق کودکان وآموزش رایگان جنگیده اند  زیرا سرمایه داری همین حالا هم زیر بار این گونه هزینه ها نمی رود که نمونه بارزآن درصد بیکاری زنان در ایران علیرغم درصد بالای تخصیلات انها می باشد

س- تحولات  بنیادین جامعه زنان در ایران چیست که مرتب ازآن نام برده می شود

ج- بد نیست با ذکر چند  آمارو ارقام این ویزگی  را برایتان توضییح دهم. بر اساس اخرین امارهای خود جمهوری اسلامی جمعیت زنان در سال 1400 حدود 42 میلیون نفر یعنی از کل جمعیت ایران در سال انقلاب 1357 بیشترست که شامل هفت میلیون زن با تحصیلات عالی دانشگاهی و 2.3 میلیون زن دانشجو است. این آمار با هیچیک از کشورهای خاورمیانه قابل مقایسه نیست. شاید جالب باشد بدانید 80 درصد جمعیت زنان ایران متولدین سالهای بعد انقلاب که حدود شصت درصد انها در گروه سنی تا 35 سال هستند.  این بدان معنی است که انها با حاکمیت کهنسال ارنسل کرگدن با میانگین بالای هشتاد سال تعارض اساسی دارند . حتی ما مدعیان انقلابی نیز بیشتر مواقع حرف انان را نمی فهمیم چه رسد به خررمه های شورای نگهیان و مجمع تشخیص مصلجت و رهبر نادان  متوهم .

س – آیا می توان خواسته زنان در مبارزات  اخیررا در رفع حجاب اجباری تبیین کرد؟

ج- بطوریقین خیر. رفع حجاب اجباری شروع مبارزه و پیش دسر مبارزه احقاق حقوق  سیاسی – اقتصادی است . زنان زندگی و معیشت خود و خاناده هایشان را مشاهده می کنند که پدر خانواده از صبح تا شام قادر به تامین حداقل زندگی خانوارنیست درحالی که فرزندان حاکمان و دهک بالائی یا خارج نشین حافظ مال پدر و یا دارای زندگی اشرافی افسانه ای در مقابل کسانی هستند که قوت لایموت ندارند. خلاصه کردن خواسته های تظاهرکنندکان به رفع حجاب یک شعار انحرافی است زیرا تظاهرکنندگان و اعتضاب کنندگان مرتبا فریاد بر داشته اند که« مرگ بر دیکتاتور»  که این شعارربطی به رفع حجاب ندارد بلکه به رفع کل نطام دارد

س- در بیانیه جنبش انقلابی کنایه ای هم به شاهزاده رضا زده شده در حالی که بسیاری معتقدند حضور همین نیم هلوی هم در جنبش غنیمت  است ؟

ج- ما هم معتقد به حضور حداکثری مردم و گروه ها دذر مبارزات پیش روی هستیم اما از انجا که ایشان برخی مواقع یا سهوا ( بدلیل جوانی در دوران پدر) و یا عمدا تسامح بکار می برند که قبل انقلاب درکشور چه خبر بوده ناچارشدیم یاداورشویم فارغ از انتقادی که به رهبران بهائیت برای عدم ورود به مسائل سیاسی داریم بگوئیم اتفاقا اولین آزار اساسی بهائیان در دوره محمدرضا شاه با همراهی ملایان ارتجاعی صورت گرفت و در دوره هر دو پهلوی به اهل سنت اجازه تاسیس مسجددر تهران را صرفا برای دل آسودگی مراجع شیعه ندادند. اما با این موضع شاهزاده  رضا موافق هستیم که نوع حکومت بعدی را مجلس موسسان تعیین خواهدکرد ونه شعارهای توخالی یا بدون پشتوانه فعلی

س- یعنی جنبش انقلابی و یا سایر گروه های مدعی چپ می پذیرند حکومت بعدی پادشاهی یا جمهوری بدون حضور چپ ها باشد ؟

ج – ما از تاریخ درس گرفته ایم که همه تلاش و توان خودرا برای برقراری جکومتی مردمی بکارببریم اما اگر قادر نباشیم دریک  انتخابات آزاد  نظر اکتریت مردم را جلب نمائیم بدون شک به نطر اکتریت تمکین خواهیم کرد همان طوری که ساندنیست ها در دور دوم انتخابات علیرغم مسلح بودن ، تسلیم نتیجه انتخابات عادلانه شدند و از قدرت کناررفتند و بعدها مجددا با کارفرهنگی و جلب نطر مردم بقدرت بازگشتند .فراموش نکنید مهر و امضای چپ ایرانی علیرغم همه اشتباهات و اختلافات  بر مبارزات بویژه در کردستان زده شده است.

س- نیتجه مبارزات فعلی را جه می بینید و آیا ایران در آستانه موقعیت انقلابی  است ؟

ج – فراموش نکنید مبارزه صحنه یارکشی و درگیری انقلاب و ضد انقلاب است . در حال حاضر برخی داده های هردو طرف مبارزه ناروشن  است اما با توجه به شواهد و مفروضات موقعیت انقلابی وجودندارد .بدین معنی که  ایران در وضعیت  موقعیت انقلابی قرارندارد ، اما همین خیزش عمومی چنان ضربه هولناکی به خیمه ضدانقلاب و عمود آن یعنی ولایت فقیه زده است که بعید بنظر برسد بسادگی بتوانند از ان جان سالم بدرببرند و احتمال اینکه با ندانم کاری های بیشتر جامعه را وارد موقعیت انقلاب کنند بسیار است  .

س- چقدر بنطر شما احتمال اینکه مبارزه وارد فاز نظامی و مبارزه مسلحانه شود وجوددارد؟

ج- مبارزه مسلحانه شعار نیست بلکه پیامد حوادت متعددی است که رخ خواهدداد. شاید بررسی روزهای انقلاب 57 بتواند مارا در شناسائی آن کمک کند.  بنا باظهارات همه گروه های سیاسی وقت ، کل نفرات آنها شامل آزاد شدگان زندان بیش از هزارنفر نبود و هیچ یک نیز مسلح نبودند.زیرا داشتن چهارتا کلت و هفت تیر قراضه درآن شرایط مشکلی را حل نمی کرد ولی حمله بعدازظهرروز 20 بهمن گارد شاهنشاهی به همافران مستقردر نیروی هوائی خود باعت دست یابی مبارزین به سلاح  شد لذا در وضعیت فعلی هم رویداد چنین امری امکان پذیراست . اما تجربه رژیم های تمام توتاتالیتر و دیکتاتوری نطیرشوروی سابق ، رومانی ، صدام ، قذافی نشان می دهد که فرآیند فروپاشی ممکنست حتی به یکهفته هم نرسد . مهم تکامل بعدی انقلاب و سرانجام آن است که از حالامبارزان و تظاهرکنندگان و اعتصابیون باید  هوشیاری و زیرکی سیاسی داشته باشند فرصت طلبان دستاورد انقلاب را تصاحب نکنند و مجددا روز از نو و روزی از نو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتگوی محفلی مجازی پیرامون بیانیه جنبش انقلابی مردم ایران

قسمت دوم

اخیرا و در بحبوبه اعتراضات خیابانی دو بیانیه با نام  جنبش انقلابی مردم ایران در بین تظاهرکنندگان تهرانی توزیع  که در برخی سایت های خارجی نیز منعکس کردید . بررسی سابقه این محفل یا بقول خودشان گروه با تعداد محدود نشان می دهد که از این گروه قبلا نیز اعلامیه های منتشر که در سایت های گروه های انقلابی ایران و حتی افغانستان نیز بازنشر شده است .پرسش و پاسخ های زیرروز پنجشنبه 29 شهریورماه 1401 به صورت محفلی و مجازی در همین رابطه با یکی از دست اندرکاران گروه انجام که برای اگاهی مردم مبارز کوچه و خیابان منتشر می شود . در این قسمت توجه خوانندگان گرامی را به ادمه گفتگو چلب می کنیم .

 

 

س- با گذشت بیش از یکماه از اعتراضات و اعتصابات خیابانی بنظر می رسد ابعاد خیزش دامن گیر بخشی از حاکمیت نیز شده است . اظهارات ضدونقیض برخی مسئولان و نگرانی ماله چی های اصلاح طلب از شورش مردم و مقابله نظامی و یا تذکرات سردارحسین علائی و مسیح مهاجری سردبیر روزنامه جهموری اسلامی برای بسیاری این سئوال پیش آمده که روند آتی خیزش به کجا خواهد انجامید ؟

ج0 مردم از سال 1396 با شعار« اصلاح طلب ، اصول گرا ، دیگه تمومه ماجرا » عملا ماله جی ها را دور زدند و در خیزش کنونی نیزبا طرح شعار همگانی « مرگ بر خامنه ای ، مرگ بر دیکتاتور» و همچنین « مرگ بر اصل ولایت فقیه » نشان داده اندکه هدف اصلی خیزش برچیدن جمهموری  اسلامی و «راندن دین و مذهب »به جایگاه اصلی آن که همانا باور شخصی است می باشد.  نگرانی امثال آقای زید آبادی با شعار « توپ ، تانک ،  فشفشه ، آسیدعلی …….» نیز کاملا قابل هضم است چون اینها ولایت فقیه را تیرک باورهای خود می دانند و فقط علاقمندند که حضرت ولی فقیه یک کمی مراعات مردم را نماید غافل از آنکه مردم دیگر حاضر نستند پشیزی رعایت ولایت هر کسی را نمایند. بنطر ما تعمیق خیزش باعث روی آوری بخشی از کسانی که سابقه جنگ و جبهه را داشته اند و خانواده های آنان به صف انقلاب خواهد شد که نمونه های آن از هم اکنون هویدا شده است لذا نگرانی امثال دکتر زیبا کلام که بقول خودش در تحلیل نهائی با تفنگ از جمهوری اسلامی دفاع کرد کاملا قابل درک است ؟!

س- چرا علرغم پشتیبانی مردم جهان بخصوص شهروندان کشورهای اروپائی از خیزش مردم ایران ، شاهد تظاهرات و حمایت مردم کشورهای عربی بویژه در خاورمیانه نیستیم ؟

ج- شعار « زن ، زندگی ، آزادی » دااری محتوای انقلابی مشارکت و مساوات زنان در همه ارکان جامعه می باشد که با بافت سنتی کشورهای خاورمیانه و مسلمانان فناتیک همخوانی ندارد. لذا حاکمیت این کشورها عملا نوعی سکوت همراه با سانسور شعارهای اصلی جنبش مردم ایران را در پیش گرفته است .زیرا درصورت پیروزی مردم ایران یکی از بزرگترین حماسه های جهان در فروریزش تفکر مذهبی سنتی داعش گونه در همه مذاهب در باره نقش زنان روی خواهدداد .بواقع جنبش زنانه در ایران  باعث شدند که مادران کهنسال به احترام خواسته های سرکوب شده تاریخی شان روسری و لچک را از سربردارند و با این کار زنگ مرگ 1400 سال قهقهرای سنتی را به صدا در اورند. آنچه در این میان حیرت آور است موضع گیری برخی سازمان هائی است که داعیه رهبری و رئیس جهموری ایران را دارند و با روسری رنگین در رسانه ها حاضر شده و خیزش مردم را مایملک خودمی دانند .در حالی که ابتدائی ترین شعارو خواسته زنان ایران که آتش زدن روسرس به مثابه تحقیر و توسری را درک نکرده اند. اینان تصور می کنند زنان مبارزو شجاع ایرانی با رنک روسری مشکل دارند در حالی که زنان  اصل روسری را ابزار اصل ولایت فقیه  می دانند و بهمین علت آنرا به آتش کشیده اند.

س- آیا احتمال ورود  سپاه و ارتش را برای مقابله با تظاهرات و اعتصابات وجوددارد؟

ج- چرا احتمال ؟ همین الان سپاه و ارتش به انحاء مختلف در خیابان ها تحت لوای نیروی ویژه ، سپاه محمد ، یگان ویژه حضوردارند و اتفاقا حضور طولانی آن ها موجبات فروپاشی انها خواهدشد. شک نکنید این یک اصل اساسی است که هرجه خیزش سراسری بسمت و سوی جنبش و انقلاب پیش برود موضوع ریزش صف ضد انقلاب اعم از سپاه و ارتش و حتی نیروی ویژه  جدی تر خواهدشد. زیرا بسیاری از فرزندان انها در بین جوانان به تظاهرات مشغول هستند . مگر تطاهرات سال 1388 وکشته شدن  فرزند سردارروح الامینی مشاوررهبری را فراموش کرده اید که بدست جلاد مرتضوی  شهیدشد.سیلاب انقلاب بسیاری از آب رفت های ضدانقلاب را درهم خواهدشکست .از هم اکنون حرف و حدیث های بسیاری در بدنه سپاه در گرفته است که ما قرار بوده از وطن و مردم دفاع کنیم و قرارنیست در مقابل مردم قرار بگیریم. سخنان فرماندهان و مسئولان پیرامون موضع گیری خواص در همین رابطه بوده است

س- برخی محافل معتقدند رژیم آخوندی بسیارزیرک است و در تحلیل نهائی ممکن است با علم کردن امثال آقای خاتمی درصدد فریب جنبش برآیند ؟

ج- اولا مهره هائی نظیر خاتمی مدتها سوخته اند و اتفاقا اگر انها به سرنوشت خودو کشورومردم علاقمندهستند باید رسما به صف مردم به پیوندند و زنجیره اسارت جمهوری اسلامی را از عبا و گردن خودبازکنند زیرا تعمق در شعار جوانان تائید کننده این موضوع است که جوانان بسیار زیرک تر از  امثال آخوندها ، ملایان و مکلایان در خدمت تحجر هستند. وقتی شعارجنبش« سرنگونی جمهوری اسلامی ، نابودی ولایت فقیه و دیکتاتور » است یعنی مدت هاست جنبش از رفرم های کاغذی و دروغین عبورکرده است . زنان ستون این انقلاب شده اند و در اسلام زن موجود بلاتکیفی است که بازیچه شهوترانی مرد است لذا هرگونه کوشش و تفسیرهای من درآوردی در باره جایگاه زن در اسلام دروغی بیش نیست .

س- نقش اشخاصی نطیر دکترسروش ، کدیور و یا کسانی همچون باند مجاهدین انقلاب اسلامی  که خودرا دگراندیش مذهبی – دینی می دانند در این خیزش چیست ؟

ج- خیزش و جنبش خودراسا جایگاه افرادرا بدلیل مواصع ل و فعلی انان روشن می کند. بدون شک این خیزش مذهبی نیست لذا هرکس علاقمنداست سوار قطار انقلاب شود اول باید خودرا از پیرایه های باورهای خرافه ای و غیرعلمی پاک نماید و در تعمیق همین شعارهای جنبش که واضح خواسته های مردم است بکوشد و از طرح شعارهائی که بیش از جهل سال است کشورو مردم را به نگون بختی  سوق داده حتی با رنگ و لعاب های دروغین  اجتناب کنند . قطار انقلاب مثل سالن سینما نیست که کسانی بلیط ورود به آن را رزو کنند بلکه دقیقا مشابه  قطاریست که مسافران آن باید دارای یک حداقل ویژگی باشند تا بتوانند سوار شوند و آن حداقل ویژگی همراهی بدون قیدوشرط با مردم و به خصوص جوانانی است که جان برکف در خیابان ها ایستاده اند

س-رابطه اعتراضات با اعتضابات چگونه برقرارشوند

ج- خوشبختانه جنبش  دارای سابقه انقلاب 1357 در باره سازماندهی  اعتضابات و نظاهرات است . با این ویژگی که در زمان کنونی اتصال به شبکه های اجتماعی کاررا بسیار آسانتر و کم خطرتر کرده است. باید« شورای هماهنگی سراسری تظاهرات و اعتصابات» متشکل از کمیته هماهنگی سراسری اعتصابات ، شورای هماهنگی فرهنگیان ، شورای سراسری دانشجوئی ، کمیته اعتصابات ادارات ، شورای بازاریان و اصناف ، هسته های نظامیان و سپاهیان طرفدار جنبش انقلابی، سازمان های  های قومی درکردستان ، بلوچستان ، آذربایچان و خوزستان  از طریق این شبکه های اجتماعی بهم وصل شودو با فراخوان های مشترک و حمایت از تظاهرات هاو اعتضابات رژیم را به زانو درآورند.

س- بسیاری جوانان در حال حاضر دستگیرشده اند و خانواده های آنان در بلاتکلیفی بسر می برند در این رابطه چه باید کرد؟ و برای حمایت مالی از زندانیان و دستگیرشدکان و خانواده های آنان جه راهکاری پیشنهاد دارید؟

ج- ما ازوکلای انقلابی و مبارز می خواهیم که با تشکیل «کمیته دفاع از زندانیان سیاسی » حمایت و دفاع حقوقی از دستگیرشدگان را برعهده گیرند. علاوه برآن در همه شهرستان ها «کمیته حمایت مالی از مبارزان و زندانیان » صندوق مالی با جمع آوری وجوه از مردم و کسانی که توانائی مالی حمایت از جنبش را دارند تلاش نمایند تا زندانیان و خانواده های آنان دچار مشکل مالی نشوند البته باید بطریقس عمل شود تا احیانا افراد فرضت طلب نتوانند از این محمل برای خود کلاهی بدوزند!

س- وظیفه ایرانیان و سازمان ها و احزاب و گروه های سیاسی- مدنی  ساکن خارج چیست و آنها چگونه می توانند بیاری جنبش انقلابی مردم ایران برآیند؟

ج- خوشبختانه ایرانیان با هر اسم و گروهی توانسته اند فریاد رسای جنبش جوانان و زنان در جهان باشند . ما توصیه می کنیم در شرایط فعلی از تنگ نطری های گروهی یا  رهبری خودخوانده  اجتناب کنند و منافع ملی و حمایت بدون قیدوشرط از جنبش انقلابی را سرلوحه فعالیت های خودقرارداده و با تشکیل و فراخوان تطاهرات ، آکسیون ، تجمعات و همایش ندای حق طلبی زنان و مردان بپاخواسته ایران را به گوش جهانیان برسانند . فراموش نکننید خطاب اصلی ما مردم و زحمتگشان جهان هستند زیرا دولت های غربی به خودی خود معامله گرانی هستندکه در مرحله نهائی ممکن است با رزیم مصالحه کنند ولی اگر بتوانیم مردم کشورها را همراه سازیم دولت ها از ترس مردمان خود از جنبش حمایت خواهندکرد .

س- دررباطه با کشورهائی که با رژیم جمهوری اسلامی دارای رابطه تنگاتنگ هستند چه باید کرد؟

ج- خوشبختانه  رژیم جمهوری اسلامی آن قدر ارتجاعی است که حتی رزیم طالبان نیز با آن مشکل دارد .اما رزیم ها و سازمان های نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه باید بدانند که در فردای پیروزی انقلاب،  ملت ایران حساب یکایک آنها را رسیدگی خواهدکرد لذا بهترست آنها دجار خبائث نشوند و خودرا قاطی ماموران سرکوب در ایران نکنند که عاقبت شومی در انتظار آنها خواهدبود.

س- پیش بینی وضعیت زنان در انقلاب آتی چگونه است ؟

ج- شک نیست که انقلاب آتی بوی و رنگ زنانه دارد . این نه به معنی  فمنیسم بلکه بسیار بیش از آن یعنی قرارگرفتن زنان در جایگاه اصلی خوددر خانه ، اجتماع و اقتصاد و سهم حداقل مساوی آنان در مناصب حکومتی خواهد بود بطوری که تصور می شود نقش زنان در ایران به عنوان مدل جکومتی مدنظر سایر زنان جهان خواهدشد

س- رژیم جمهوری اسلامی و حتی برخی باصطلاح اصلاح طلبان مرتبا در بوق و کرنا بطرق مختلف مدعی هستند که احتمال تجزیه ایران درفرایند جنبش انقلابی وجوددارد . نظرتان در این باره چیست؟

ج- این حرف ها را در بحبوبه انقلاب سال 1357 هم می زدند تا جنبش انقلابی خلق های ایران را سرکوب کنند . جالب است رژیمی که حتی همین امروز هم اسلامیت خودرا بر ایرانیت ترجیح می دهد و با هرآنجه مظهر ایران و ایرانی بوده درافتاده یکباره نگران مرزهای جغرافیائی ایران شده است . خوشبختانه چه از دوره شاه و چه در حال حاضر جنبش های آتنیکی و قومی ایران هیچگاه شعار تجزیه طلبی نداده اند و همیشه ایرانی استوار با حق خودمختاری منطقه ای را آرزو داشته اند. این موضوع را سلطنت طلبان همراه با ؤزیم جمهوری اسلامی تکرار می کنند چون اساسا هردوی آنها یکی اسلامیست و دیگری شوونیست هستند. ما حق قوم ها را در خودمختاری منطقه ای در چارچوب ایرانی آزاد به رسمیت می شناسیم و تکلم به زبان مادری را از اولین حقوفق ابتدائی قوم ها می دانیم. بسیاری از مفاخر ما ایرانی ها در موسیقی،  هنروورزش از قومیت های مختلف ایران هستند

س- نقش و جایگاه هنرمندان ، ورزشکاران در جنبش انقلابی چگونه ارزیابی می کنید

ج- این جنبش به قدری توانمند و استوار برخاسته که بسیاری هنرمندان ، ورزشکاران نیز با آن هم صدا شده اند زیرا هنرمندان اصیل وورزشکاران نامی شهرت ، اعبار و همبستگی اجتماعی خودرا از همین مردم کوچه و بازار گرفته اند و خودرا مدیون مردم می دانند .همان طوریکه  برخی دیگر همچون تفاله هائی نظیر رضازداه ، جدیدی و دبیر و شریفی کارچاق کن و دنبالچه رزیم فساد هستند. مردم ایران از ورزشکاران خواستارآن بوده و هستند که به سنت «جهان پهلوان تختی نامدار ، که بود از بهر وطن افتخار» پایدارباشند و هنرمندان و شاعران و نویسندگان نیز نیز چون سعید سلطانپور ، فرخی یزدی و عشقی از زخم مردم بسرایند و شادی مردم را درشعرو موسیقی بازگونمایند. خوشبختانه جنبش انقلابی نسلی همچون شروین حاجی پور را در دامان خودپرورش داده که شعر« برای …….» او جهانگیر شده است .

س- نقش کارگران مبارز و اعتصابات آتی کارگری چقدردر ویرانی رژیم موثر است؟

ج- بدون شک نقش و همراهی اعتصابات  کارکران مبارزو کارکنان واحدهای تولیدی – صنعتی و معادن  به ویژه نفتگران قهرمان و کارکنان واحدهای پتروشیمی در پیروزی جنبش انقلابی تعیین کننده خواهدبود. زیرا با اعتصاب این واحدها رگ حیاتی بودجه تامین مالی واحدهای سرکوب قطع خواهدشد .مضافا کلیه آحادمردم ، کسبه و بازاریان و مدیران همراه با انقلاب باید از پرداخت مالیات خودداری کنند تا رزیم سرکوب به زانو درآید .

س- در رابطه با لباس شخصی ها و فرضت طلبانی که در سرکوب مردم نقش دارند چه باید کرد؟

ج- بهترین گزینه شناسائی آنها و خانواده هایشان از طریق عکس برداری و انتشار مشخصات و آدرس آن ها در شبکه های اجتماعی است تا خانواده ها  نیز بدانند که فرزندان یا همسران انهادر سرکوب مردم مشارکت دارند و در صورت لزوم جوانان غیرتمند از خجالت آنها در بیایند . هیچکس نباید آسوده از سرکوب جنبش انقلابی باشد و باید بدانند که چه در حال حاضر و ججه فردای پیروزی انقلاب همه این اراذل و اوباش  باید حساب پس بدهند.

 

س –  کدام شعاردر این مرحله شعاراساسی جنبش انقلابی باید باشد

ج- خودجوانان به درستی شعارهائی نظیر « مرگ بر جهموری اسلامی » ، « مرگ بر خامنه ای » ، نابودباد رژیم ملایان » ،  امسال سال خونه ، سید علی سرنگونه» ، «زنده باد آزادی» ، «زن -زندگی -آزادی»، «می جنگیم ، می میریم ایران را پس می گیریم »« می کشم ، می کشم آنکه خواهرم کشت » ،« ما همه مهسا هستیم»-« دانشجوی زندانی آزاد بایدگردد» ، « کارگر قهرمان ، اعتصاب -اعتصاب » ، « کردستان ، کردستان چشم  و جراغ مائی » را سرلوحه تظاهرات قرارداده اند.

س- خلاصه  مواضع سیاسی- اقتصادی جنبش انقلابی را بیان کنید؟

ج- برقراری جمهوری دمکراتیک متضمن آزادی های سیاسی- اجتماعی – خودمختاری قومیت ها در جارجوب ایران آزادو مستقل – ترکیب شورائی هیات وزیران -جدائی دین و مذهب از سیاست و آموزش و پرورش – برقراری حقوق برابر زنان و مردان در جامعه بخصوص مناصب دولتی و مدنی – حفاظت از محیط زیست و مسائل اقلیمی -اقتصاد مشارکتی مبتنی بر بازار با ایجاد فرصت های برابر برای همه فعالان اقتصادی -بیمه و سلامت رایگان – اموزش اجباری  رایکان تا دیپلم و آموزش تحصیلات عالی رایگان – برقراری نظام مسولیت و پاسخگوئی برای نمایندگان مجلس و ایجاد سازوکار مناسبی که بطوریکه اگر بیش از نصف رای دهندگان به هریک از نمایندگان خواستار برکناری وی شوند  قادر به این کار باشند- تفکیک قوای سه گانه -برقراری رابطه سیاسی – اقتصادی با همه کشورهای جهان بر اساس رعایت منافع ملی ایران – تبدیل زندان ها به کارگاه های بازپروری و مهارت افزائی -برقراری نظام شایسته سالاری در نظام گزینشی مناصب دولت – آزادی تشکیل حزب و سازمان های سیاسی -توسعه پایدار اقتصادی با تاکید بر تروت انسانی و حفاظت ازآب و خاک ومحیط زیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

قسمت سوم –  گفتگوی محفلی مجازی پیرامون بیانیه جنبش انقلابی مردم ایران

 

اخیرا و در بحبوبه اعتراضات خیابانی دو بیانیه با نام  جنبش انقلابی مردم ایران در بین تظاهرکنندگان تهرانی توزیع  که در برخی سایت های خارجی نیز منعکس کردید . بررسی سابقه این محفل یا بقول خودشان گروه با تعداد محدود نشان می دهد که از این گروه قبلا نیز اعلامیه های منتشر که در سایت های گروه های انقلابی ایران و حتی افغانستان نیز بازنشر شده است .پرسش و پاسخ های زیرکه نخستین بار در روز پنجشنبه ۲۹ شهریورماه ۱۴۰۱ به صورت محفلی و مجازی در همین رابطه با یکی از دست اندرکاران گروه انجام که ذیلا قسمت سوم این گفتگوکه روز گذشته انجام شده  برای اگاهی مردم مبارز کوچه و خیابان منتشر می شود .

 

 

 

س- در این یکماه و اندی که از22 شهریورماه جاری و تظاهرات  مردمی  سراسری در ایران و خارج از ایران می گذرد شاهد حضور هزارات نفر از کسانی هستیم که تا مدتی پیش شاید کمتر به فکر حضور در خیزش انقلابی جاری بودند. همچنین شاهد برپائی تظاهرات انبوه مردم در خارج کشور به ویژه آلمان « برلین» ، فرانسه « پاریس » کانادا «دنکوور -تورنتو» ، انگلستان « لندن» ، امریکا « سان فرانسیسکو» ، هلند« آمستردام» و ….شده ایم که حضور صدها هزارنفری ایرانیان جهان را به حیرت و تعچب و هواداری از خواسته های مردم ایران واداشته است. نظر جنبش انقلابی مردم ایران در این رابطه چیست ؟

ج- خوشبختانه شعار اصلی « سرنگون باد جمهوری اسلامی » در قالب « مرگ بر خامنه ای » بعنوان مظهر رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی توانسته به عنوان شعاراصلی همه تظاهرات ها مظرح شود . نکته مهم این تظاهرات و اعتضصابات این است که بهیچ عنوان از شعائر مذهبی و تمسک به  رهبران مذهبی استفاده نشده که بیانگربیزاری و  گریز مردم از حکومت مذهبی  و هرآنچه شعائر دروغین است می باشد ! بسیاری از اصلاح طلبان سالخورده و کسانی که متعلق به نسل های اولیه انقلاب بودند با مصاحبه های متعدد چون نمی توانند خواسته های نسل جوان را بفهمند برخی به مخالفت  با شعارهای این  جنبش و برخی به زبان بی زبانی در آرزوی شکست این جنبش هستند تا ثابت کنند آنها درست گفته اند؟! تظاهرات برلین که در نوع خود بی نظیر و بنوعی یادآور تظاهرات های دوران کنفدراسیون جهانی دانشجویان ایرانی در امریکا بود ، همبستگی ملی ایرانیان در برچیدن نظام منحوس جمهوری اسلامی را نشان داد . ما قبلا هم یادآورشدیم حتی در صورت سرکوب جنبش فعلی ، جامعه و جوانان دیگر به نقطه قبل از شهریورماه باز نخواهندگشت زیرا خیزش و جنبش فعلی مقدسات جمهوری اسلامی را به زباله دان تاریج سپرد.

س – بسیاری مستقیما یا غیرمستقیم این جنبش را بعلت فقدان رهبری و برنامه محکوم به شکست می دانند و برخی نیز با معرفی تعدادی اشخاص به عنوان رهبر یا رهبران آتی در صددتصاحب خیزش و جنبش فعلی هشتند. نظر شما در این رابطه چیست ؟

ج- این اظهارنظر ها که عموما از طرف سنتی ها چه راست و چپ مطرح می شوند باین علت است که این افراد اساسا توجه نیستد عصر ارتباطات الکترونیک و دیجیتال دارای مشخصه و مولفه های خاصی هستند که این عصر و جنبش های زائیده آنرا از جنبش های قبلی متمایز می کند لرا اگرچه مکن است فراخوان تظاهرات یا اعتصاب از طرف شخص خاصی داده شود ولی این بدان معنی نیست که گویا آن شخص رهبر جنبش و راهبری تظاهرات را برعهده داردد . ترکیب تظاهرکنندگان داخل و خارج هم نشان می دهد که در حال حاضر نمی توان هیچ جریانی را به عنوان رهبری جنبش معرفی کرد اگرچه شاهدآن هستیم که برخی افراد بخصوص خارج نشینان خودرا نفر اول یا رهبر معرفی می کنند در حالی که در داخل جنبش و صحنه معرکه اصلی انقلاب کسی از آنان نام نمی برد. تاریخ جنبش های انقلاب نشان می دهد که در فرآیند رشد و گسترش جنبش رهبران جنبش خودبخود زائیده و معرفی و به ظهور می رسند.

س- آیا امکان دارد این خیزش یا جنبش بدون رهبری و برنامه به پیروزی دست یابد؟

ج- تجربه کمون پاریس امکان پیروزی را نشان می دهد ولی بعلت فقد رهبری و برنامه جنبش قادر به تداوم نخواهدبودو شکست خواهدخورد. شاید اشاره به جنبش سال 1357 نیز خالی از فایده نباشد که ما همگان بدون برنامه به زیر پرچم جنبش بی برنامه سینه زدیم و آخرش اسیر چنگال اهریمنی خمینی و رژیم ددمنش جمهوری اسلامی شدیم که هنوز هم تاوان آنرا می دهیم .لذا تاکید ما برآن است که همه گروه هائی که برنامه مشترک دارند در قالب نوعی اتحاد در جنبش مشارکت کنند . بطور مثال سلطنت طلب ها ، گروه های هوادار سوسیالیسم ، لیبرال ها و لیبرال دمکرات ها باید در مشارمت های خاص در این جنبش باشند تا مردم بدانند کدام گروه چه می گوید و اهداف گروه ها روشن بیان شود و اهداف و برنامه را به بعد انقلاب موکول نکنیم که نوعی فریبکاری نظیر موضع خمینی در سال 1357 خواهدشد. اگر چه هدف اصلی سرنگونی رژیم مذهبی ارتجاعی جمهوری اسلامی اما برنامه خودما  برقراری جمهوری دمکراتیک مردمی خواهد بود اما این که این جمهوری دمکراتیک چه مشخصاتی خواهدداشت باید از هم اکنون رسما بیان کنیم و آنرا به فردای نامعلوم حواله نکنیم

س- آیا جنبش انقلاب برناه خاصی برای برقراری جمهوری دمکراتیک فردای ایران دارد؟

ج- ما درقسمت دوم گفتگوی مجازی رسما مواضع خورا بیان کردیم که عبارت بود از: برقراری جمهوری دمکراتیک متضمن آزادی های سیاسی- اجتماعی – خودمختاری قومیت ها در جارجوب ایران آزادو مستقل – ترکیب شورائی هیات وزیران -جدائی دین و مذهب از سیاست و آموزش و پرورش – برقراری حقوق برابر زنان و مردان در جامعه بخصوص مناصب دولتی و مدنی – حفاظت از محیط زیست و مسائل اقلیمی -اقتصاد مشارکتی مبتنی بر بازار با ایجاد فرصت های برابر برای همه فعالان اقتصادی -بیمه و سلامت رایگان – اموزش اجباری  رایکان تا دیپلم و آموزش تحصیلات عالی رایگان – برقراری نظام مسولیت و پاسخگوئی برای نمایندگان مجلس و ایجاد سازوکار مناسبی که بطوریکه اگر بیش از نصف رای دهندگان به هریک از نمایندگان خواستار برکناری وی شوند  قادر به این کار باشند- تفکیک قوای سه گانه -برقراری رابطه سیاسی – اقتصادی با همه کشورهای جهان بر اساس رعایت منافع ملی ایران – تبدیل زندان ها به کارگاه های بازپروری و مهارت افزائی -برقراری نظام شایسته سالاری در نظام گزینشی مناصب دولت – آزادی تشکیل حزب و سازمان های سیاسی -توسعه پایدار اقتصادی با تاکید بر تروت انسانی و حفاظت ازآب و خاک ومحیط زیست.

س – ایا سایر گروه ها و سازمان ها هم مواضع خودرا بطور شفاف بیان کرده اند؟

ج- متاسفانه بسیاری گروه ها برای بیان مواضع از الفاظ کلی استفاده کرده اند که این مایه نگرانی مبارزان  کنونی است . این که به مردم بگوئیم هدف سرنگونی جمهوری اسلامی است و برنامه جنبش بعد از انقلاب تعیین خواهدشد یعنی دوباره همان کلاهی که سال 1357 استفاده کردند و مرتب می گفتند « وحدت کلمه ، وحدت کلمه » دوباره سرمان برود که نسل جوان و تیزهوش این را نخواهدپذیرفت.

س  – در برخی شبکه ها و رسانه ها که تاثیر زیادی هم دارند اگرچه ادعای بیطرفی دارند اما به انحاء مختلف کوشش می کنند یا از سلطنت یا از گروه خاصی پشتیبانی کنند. نظرتان در این باره چیست ؟

ج- البته هرگروهی که داخل در مبارزه کشور باشد حق دارد برنامه خودرا اغلام و انرا تبلیغ کند . اگر رسانه خاص هم داشته باشند مشکل خاصی نیست .اما اگر رسانه یا شبکه ای مدعی بیطرفی « که از نظر ما نوعی فریبکاری سیاسی است » باشد ولی در عمل بلندگوی گروه خاصی  باشد کاری غیر اخلاقی انجام می دهد و در واقع مردم را گوسفند تلقی کرده تا انها اورا هدایت کنند. این دقیقا موضع و درک خمینی ازمردم است که باید بشدت محکوم و افشا شود.

س- برخی افراد معلوم الحال که اتفاقا هیچگونه پایگاه اجتماعی ندارند مرتبا به صورت هیستریک بر علیه جنبش چپ سم پاشی می کنند و بعضا رسما از جنایات ساواک هم پشتیبانی می کنند. نطرتان در این باره چیست ؟

ج- تاریخ جنبش چپ در ایران و بخصوص بعداز برقراری جمهوری اسلامی درخشان است و  نمی توان عملکرد فاجعه آور بخشی از سازمان چریک های فدائی خلق ایران » در فاصله 1363-1359» و رهبران خزب توده را به پای جنبش چپی نوشت که تا همین امروز افتخار مردم ایران در شعار« کردستان چشم و چراغ مائی » یعنی حمایت از جنبش چپی که  کردستان را باینجا رسانیده و هر سه گروه حاضر در کردستان  خودرا چپ و دمکرات می دانند و هیچ گروه راست یا سلطنت طلبی در انجا هیچ گاه وجود نداشته است. اتفاقا این افرادی که اسم بردید از این ناراحت هستند که بر خلاف تبلیغات نئولیبرال های خارجی و داخلی ، جنبش چپ زنده و زاینده است . نگاهی به پیشینه عمده هنرمندان  ، نویسندگان ، شاعران و شخصیت های سیاسی بیانگر حضورچپ در لابلای کوچه ها  ، دانشگاه ها و کارخانجات کشور است. لذا زیاد نگران این افراد نباشید جون بعضا مامورین جمهوری اسلامی و مزدبگیر دستکاه های اطلاعاتی هستند  . مضحکه آنجاست که خود شاهزاده رضا و فرح پهلوی قادر به دفاع از عملکرد ساواک نبوده و تلویحا ساواک را عامل سقوط سلطنت می دانند اما این چندتا جعلق خودشیفته که پیشینه هم ندارند به سم پاشی بر علیه جنبش چپ مشغول هستند و کوشش دارند صف متحد خلق در سرنگونی جمهوری اسلامی را بشکنند. نکته دیگری که نئولیبرال ها و بوقجی های آنان  نگران هستند طرح شعار « نان ، مسکن ، آزادی » ، « نان ، آزادی و عدالت » از طرف جناح های  چپ فعال در مبارزات مردم هستند چون جارچیان الیگارش های مالی و غارتگران اعم از مدهبی ها و غیرمدهبی ها از عملی شدن این شعارهاست که مهنا و تبیین خاصی دارند. ما حتی پیش بینی می کنیم در برهه ای ازمرحله نهائی جنبش احتمال ائتلاف و همکاری سلطنت طلبان و ملایان و بخشی  از اصلاح طلبان برای تصاحب انقلاب وجوددارد که باید همه جوانان در این رابطه بهوش باشند که سلطنت و روحانیت پیوند ورابطه ارتجاعی تاریخی دارند

س- ایا این چپ مبارزاتی در حال حاضر در ایران و تظاهرات و اعتضابات حضوردارند؟

ج – اولا  بنا به آمار ها و مستندات که در اینترنت هم قابل دست یابی هستند بعد ار استقرار جمهوری اسلامی این مجاهدین و بسیاری چپ ها بودند که در مقابل فاشیسم خمینی و جمهوری اسلامی بپا خواستند و موج موج تیرباران و اعدام شدند و ما از سایر گروه هائی که امروز سردرآورده اند ان موقع هیج خبر و عکس العملی ندیده ایم . از سال  سال 1378 هم چپ نو ایران در قالب و اشکال مخلف در همه خیزش ها و جنبش ها حضورداشته که رویش چپ جدید دانشکاهی در همین رابطه بود . بیشترین تلاش چپ در تظاهرات سال 1388 بود که تلاش نمود جنبش مردم را به سلاخ خانه نکشاند و حول محور مرگ بر دیکتاتور سازماندهی کندزیرا این شعار اصلاح طلبان درآن موقع نبود و آنها از طرح این شعار پرهیزداشتند. حتی همین حالا هم امثال زیدآبادی و تاج زاده معتقدند حضرت آقا پتانسیل رادیکال شدن و غلطیدن به سمت و سوی مردم دارد و گویا حضرت آقا علاقمند به توسعه وطرفدار صنعت دانش بنیان است ؟! و حتی از طرح شعارهای دشنام به رهبران جمهوری اسلامی نگران و وحشت زده شده اند.

س- تداوم تظاهرات  فعلی و حضور مدارس و محصلین و مشارکت نرن نرم کارخانجات بصورت اعتصاب به کچا خواهد انجامید؟

ج- موفقیت این تظاهرات ها منوط به اتصال آنها به اعتصابات کارگری است لذا باید شعار « دانشجو اعتراض ، کارگر اعتصاب » و« اتحاد مبارزه پیروزی » را این روزها برجسته کنیم و بتدریج بپذیریم و کوشش کنیم کمیته هماهنگی  اعتصابات و تظاهرات ها را متشکل از شورای سراسری کارگران ، شورای هماهنگی دانشکاهای کشور، کانون هماهنگی زنان ، اتحادیه های دانش آموزی ، شوراهای محلات ، سندیکای کارکنان شرکت های حمل و نقل ، کمیته اعتصابات کارکنان دولت ، کمیته نظامیان طرفدار مردم و … را تشکیل دهیم تا موج اعتراض و تظاهرات را به امواج خروشانی تبدیل کنیم تا سربزنگاه رژیم را سرنگون سازد ،

 

 

2022-10-18 نبرد فرسایش و امید  نوشته‌ی: تارا بهروزیان

نبرد فرسایش و امید نوشته‌ی: تارا بهروزیان

نبرد فرسایش و امید نوشته‌ی: تارا بهروزیان
امکان‌ها، ضرورت‌ها و چشم‌اندازهای خیزش انقلابی ژینا

حدود یک ماه از خیزش ژینا می‌گذرد. خیزشی که در مدت زمانی کوتاه لایه‌ها و اقشار و گروه‌های گوناگون را با خود همراه ساخت و با پیشروی شگفت‌انگیز و دلاورانه‌ی خود و رادیکالیزه کردن جامعه، کلیت رژیم را نشانه گرفته است. اما این روزها که به‌رغم سرکوب گسترده، صدای خشم خروشنده‌ی مردم پیوسته از خیابان‌های شهرهای کوچک و بزرگ به گوش می‌رسد بسیاری هنوز در به کاربردن صفت انقلابی برای خیزش «زن، زندگی، آزادی» مردد هستند. این وسواس یا تردید شاید ریشه‌های نظری قابل‌توجیهی داشته باشد، اما لحظه‌ی انقلابی منتظر وسواس‌های نظری نمی‌ماند. دیگر نمی‌توان شکل‌گیری ذهنیت انقلابی و کنش گسترده‌ی هم‌پیوند با آن را در جامعه‌ی ایران انکار کرد.[1] با این حال هر وضعیت انقلابی، و هر خواست جمعی انقلابی، برای تحقق انقلاب و حرکت به سمت چشم‌اندازهای رهایی‌بخش و در نهایت پیروزی مستلزم تداوم، ارتقا، و پیشروی مداوم است. به‌ویژه هنگامی که هنوز ابزارهای متنوع و زیادی در اختیار ندارد. در چنین وضعیتی بررسی مداوم امکان‌ها، ظرفیت‌ها و موانع خیزش انقلابی «زن زندگی آزادی» اهمیتی دوچندان می‌یابد و یافتن راه‌ها و راه‌حل‌های تازه‌ برای افزایش توان انقلابی و دمیدن خون تازه و آگاه به رگ‌های جنبش در مسیر مبارزه‌ی فرسایشی با رژیم به ضرورتی عاجل بدل می‌شود.

تصور تغییر بنیادین و ضرورت آن در اذهان جامعه به شکلی فراگیر مشروعیت پیدا کرده است و جنبش انقلابی اینک در مرحله‌ی به چالش کشیدن اقتدار رژیم و نفی هژمونی آن قرار دارد اما چگونگی فرارفتن از این مرحله تعیین‌کننده‌ی گام‌های بعدی است. مردم معترض از مرحله‌ی گسترش حرکت اعتراضی و تبدیل آن به یک جنبش انقلابی سراسری گذر کرده‌اند. اما هم‌زمان، دست‌کم هنوز، نهادهای ویژه‌ی خود را تشکیل نداده‌اند. پرسش محوری و مشخص در این مرحله می‌تواند این باشد که در وضعیت کنونی، این «ما»ی جمعی شکل‌گرفته چگونه می‌تواند در مسیر مبارزه به یک مرحله بالاتر ارتقا یابد؟

ضرورت حفظ خیابان

خیابان عرصه‌ی عمومی مبارزه و محل رویارویی عریان با رژیم است. حفظ و تسخیر سپهر عمومی در یک خیزش انقلابی نه فقط در تقویت روحیه‌ی مبارزان و فرسایش سازوبرگ سرکوب موثر است بلکه به شکی عیان و مستقیم نظم سرکوب‌گر مستقر را به چالش می‌طلبد. با این حال عدم امکان تظاهرات گسترده‌ و متمرکز شهری به دلیل سرکوب شدید و خون‌بار، چالشی جدی برای حفظ سپهر خیابان است. در روزهای و هفته‌های اخیر شاهد بودیم با توجه به این‌که تعیین مکان مشخصی برای گردآمدن معترضان باعث تمرکز نیروی سرکوب، محاصره‌ی محل و در عمل غیرممکن شدن تظاهرات می‌شود، معترضان هوش‌مندانه و به‌طور خودجوش دست به تظاهرات پراکنده در نقاط مختلف شهرها زدند. با این حال گرچه تغییر تاکتیک از تظاهرات متمرکز به تظاهرات پراکنده در زنده‌ماندن خیابان و گسیختگی و کاهش توان نیروی سرکوب موثر بوده است، اما به تدریج این دست تظاهرات پراکنده، مگر در برخی محلات، خصلتی تصادفی پیدا کرده‌اند. به‌رغم این‌که این خصلت اتفاقی در کوتاه‌مدت به نفع معترضان است و باعث سردرگمی سرکوب‌گران می‌شود اما در میان‌مدت و دراز‌مدت می‌تواند به فرسودگی، خستگی، تحلیل رفتن نیرو و دل‌سردی بیانجامد. برای تداوم، این خصلت اتفاقی و خودبه‌خودی ضرورتاً می‌بایست به خودپویی آگاهانه و هدف‌مند ارتقا یابد. به این معنا، خودپویی هرگز به معنای عدم سازمان‌دهی نیست. خودپویی با خودمدیریتی، خودسازمان‌یابی و سازمان‌دهی‌های مردم‌پایه از پایین پیوندی تنگاتنگ دارد.

تظاهرات موضعی و ضربتی یکی از راه‌هایی است که در میان‌مدت می‌تواند به شکل‌گیری سازماندهی‌های مردمی و هدف‌مندی اعتراضات خیابانی کمک کند. تظاهرات موضعی و ضربتی به هیچ روی اتفاقی نیست. بلکه با برنامه‌ریزی قبلی با تعداد اندک و در ‌زمانی کوتاه انجام می‌شود. اما در صورتی که به شکل مداوم و مکرر و به‌طور فراگیر اجرا شود می‌تواند تاثیری ماندگاری بر تسخیر سپهر خیابان داشته باشد و در عین حال راه را برای شکل‌گیری سازماندهی‌های محلی هموار کند.[2]

در شرایط فعلی جرقه‌ی تجعمات اغلب با فراخوان‌های گروه‌های گم‌نام زده می‌شود. گروه‌هایی که گاه به نظر می‌رسد خود هیچ حضور میدانی و واقعی در عرصه‌ی مبارزه ندارند و از این رو، حتی اگر بدبینانه شماری از آن‌ها را محصول مضحک اتاق‌های فکر رسانه‌‌های رنگارنگ خارج کشوری ندانیم، فاقد ارتباط ارگانیک با بدنه‌ی معترضان در میدان هستند. تا زمانی که شکل‌گیری تجمعات متکی به فراخوان‌های از بالا و بیرون از سوژه‌های درگیر باشد، امکان کنش هدف‌مند و نتیجه‌بخش بودن آن از سوی معترضان اندک است. یکی از مهم‌ترین کارکرد‌های وضعیت انقلابی همانا گشایش امکان شکل‌گیری نهادها و سازمان‌یابی‌های مردم‌پایه حول منافع و مطالبات خود، و فراهم آمدن بستر دگرگونی سازوکار‌های قهرآمیز و سلسله‌مراتبی زندگی اجتماعی در جهت دست گرفتن سرنوشت خویش است. از این رو گام بعدی ضروری و حیاتیِ خیزش تلاش برای شکل‌ دادن به چنین سازمان‌دهی‌هایی است. تجربه‌ی مقاومت در سنندج و برخی دیگر شهرهای کردستان درس‌های مهمی برای همه‌ی ما دارد. این‌که چگونه کمیته‌های محلات می‌توانند نقش مهمی در تداوم اعتراضات به‌رغم شدیدترین نوع سرکوب داشته باشند و در عین حال روحیه‌ی هم‌بستگی، هم‌دلی اجتماعی و امید به ادامه دادن مبارزه را تقویت کنند.[3] تشکیل هسته‌ها یا کمیته‌های مبارزاتی محله در مراحل نخست الزاماً به معنای ارتباط مستقیم یا عضویت جمع کثیری از ساکنان در چنین کمیته‌هایی نیست، بلکه به معنای ایجاد شبکه‌ای نامرئی اما هم‌بسته برای برداشتن گام‌های بعدی است. یک گروه کوچک سازمان‌یافته در یک محله می‌تواند انواعی از تاکتیک‌ها را برای فعال ساختن جامعه‌ی پیرامون خود به کار بندد. از پخش شب‌نامه و فراخوان‌های اعتراض و تجمع گرفته تا شعارنویسی بر دیوارها و راه‌اندازی تجمعات موضعی و ضربتی، و رسیدگی به خانواده‌های دستگیرشدگان و…، و نهایت سازمان‌دهی امور جاری زندگی محله در مراحل بعدی.

سازمان‌دهی محله‌محور – هم‌بستگی محله‌محور

اگر بر این باور پای بفشاریم که صرف تظاهرات خیابانی ولو با جمعیتی کثیر به خودی‌خود و بلاواسطه به سرنگونی منجر نمی‌شود، نقش عمیق‌تر سازماندهی‌های مردم‌پایه روشن‌تر می‌شود. جایگاه سازمان‌دهی‌های محلی را نه فقط در نبردهای خیابانی شهری بلکه در فعلیت‌یابی راهبریِ آزادانه و آگاهانه‌ی حیات اجتماعی باید جست. ایجاد شبکه‌ای هم‌بسته از ساکنان یک محل قدرت از دست‌رفته‌ی شهروندان را به آنان باز می‌گرداند. پس از سال‌ها سرکوبِ هرگونه‌ نهاد و سازمان یا تشکل مردمی، چنین تجربه‌هایی درک بلاواسطه و ملموسی از خودسازمان‌دهی را به اقشار و گروه‌های مختلف برمی‌گرداند. همچنین در غیاب و ضعف سندیکاها و تشکل‌های محل کار، ساکنان محلات می‌توانند با متشکل کردن خود در قالب کمیته‌های محلات، خودآیینی و خودمدیریتی را تمرین و متحقق کنند. به‌ویژه اگر به این نکته توجه کنیم که اکثریت نیروی کار کشور را کارگران «غیررسمی» تشکیل می‌دهند که اغلب امکان زیادی برای متشکل شدن و پیوستن به تشکل‌های کارگری یا صنفی ندارند. این کمیته‌ها می‌توانند حلقه‌های اتصال بخش‌های مختلف جبهه‌ی کار باشند و گروه‌ها و اقشار مختلف را از طریق این کمیته‌ها با دیگر انواع سازمان‌ها، از جمله سازمان‌های و نهادهای از پیش موجود، پیوند بزنند. برخلاف آن‌چه رسانه‌ها و اپوزیسیون راست ترویج می‌کنند آینده‌ پس از سرنگونی آغاز نمی‌شود. موقعیت انقلابی مدرسه‌ی توده‌ها، فشردگی گذشته و آینده در لحظه‌ی اکنون است. آینده هم‌اینک ساخته می‌شود و سرنوشت انقلاب آتی و شکست یا انحراف آن به ساختن بسترهای یک زندگی دمکراتیک و خودآیین در امروز بستگی دارد.

بازیابی مفاهیم مبارزاتی فراموش‌شده

به نظر می‌رسد اینک همه هم‌نظرند که پیوند یافتن اعتراضات خیابانی با اعتصاب عمومی در تعیین سرنوشت این خیزش انقلابی و ادامه‌ی مسیر آن نقشی تعیین‌کننده دارد. موقعیت انقلابی عرصه‌ی بازیابی و تمرین مفاهیم ازیادرفته و به‌حاشیه‌رانده‌شده از حیات اجتماعی نیز است، مفاهیمی که بار دیگر از اعماق برمی‌خیزند، به شکلی فراگیر مطرح می‌شوند و مشروعیت کسب می‌کنند. اعتصاب یکی از این مفاهیم است که در طی سال‌ها سرکوب تشکل‌یابی کارگری در اذهان مردمان رنگ باخته بود. اکثریت اعضای جبهه‌ی کار هیچ خاطره‌ای از شرکت شخصی در یک اعتصاب یا تأثیر آن ندارند، به جز گروه‌های شاخص و معینی که در سال‌های اخیر دست به اعتصاب زده‌اند. اما موقعیت انقلابی یکی از بزنگاه‌هایی است که بسیاری از اعضای جبهه‌ی کار، ورا و فرای ایدئولوژی‌های رنگارنگی که احاطه‌شان کرده است، ناگهان بار دیگر خود را به مثابه‌ی «کارگر» شناسایی می‌کنند (حتی اگر هم‌چنان از نامیدن خود به این نام پرهیز کنند) و به اعتصاب به‌عنوان یکی از سلاح‌های اعمال قدرت خود می‌اندیشند.

با این حال اعتصاب برای اغلب افراد هم‌چنان در هیات امتناع «فردی» از کار نمایان می‌شود و در بسیاری موارد حداکثر در شکل «اعتصاب نمادین» درک می‌شود (هرچند نباید انکار کرد که اعتصاب‌های نمادین در این مرحله در ایجاد هم‌بستگی جایگاهی ویژه و اثرگذاری بی‌نظیری دارند). اما درک این نکته که سوژه‌ی اعتصاب یک سوژه‌ی جمعی است گامی حیاتی در تحقق ایده‌ی اعتصاب عمومی است، گامی که به‌رغم ضرورت عاجلش به زمان نیاز دارد. درک ملموس این نکته که اعتصاب نه علیه خود یا کسب و کار خود، که علیه کارفرما، علیه سرمایه‌دار و برای قطع جریان سرمایه، و در شرایط انقلاب سیاسی برای فلج کردن جریان حیات اقتصادی دولت مستقر انجام می‌شود، به تجربه‌ی زیسته‌ای متکی است که سال‌هاست به محاق رفته است. گرچه ترویج ایده‌ی ضرورت اعتصاب عمومی را می‌توان گام اول در مسیر شکل‌گیری آن تلقی کرد اما در عین حال درک این نکته که جرقه‌ی اعتصاب عمومی و سراسری، برخلاف تظاهرات خیابانی، تنها با آمادگی ذهنی یا یک فراخوان ساده زده نمی‌شود گام مهم بعدی در پیشروی به مرحله‌ی تحقق اعتصاب عمومی است.[4] برای جلوگیری از دل‌سردی و غلبه بر تصور ناممکن بودن اعتصاب سراسری یا تصویر مضحک و کاریکاتورگونه‌ای که اپوزیسیون راست از آن ارائه می‌دهد، ترویج ایده‌ی تشکیل کمیته‌های اعتصاب ضروری است و می‌تواند به ارتقای توان جامعه برای بالفعل ساختن این بالقوگی کمک کند. تشکیل هسته‌های چندنفره‌ در محل‌های کار، به‌ویژه در حوزه‌هایی که توان فلج کردن جریان اقتصادی را دارند، ارتباط‌گیری این کمیته‌ها با یک‌دیگر، و در گام بعد تاسیس صندوق‌هایی برای حمایت از اعتصاب‌کنندگان در طول مدت اعتصاب، بسترساز واقعیت یافتن اعتصاب عمومی هستند. بدون طی کردن این پروسه ایده‌ی اعتصاب عمومی می‌تواند به عاملی برای سرخودگی کسانی بدل شود که برای نخستین بار در زندگی اجتماعی‌شان انگیزه‌‌ی واقعی برای اعتصاب پیدا کرده‌اند. به عبارت دیگر، آگاهی به جمعی و صنفی بودن کنش‌های اعتصابی بار دیگر مسئله‌ی ضرورت سازماندهی را پیش می‌کشد که در پایان این نوشته به آن باز خواهم گشت.

نه به همگن‌سازی

مردم به هیات یک «ما» ظاهر شده‌اند. اما این ما به هیچ وجه یک دست نیست. ویژگی «ما»ی انقلابی در معنای مترقی آن، تکثر و چندگونگی است. ارجاع به مردم به مثابه‌ی یک کل همگن و بی‌شکل و حذف این تکثر و تفاوت به بهانه‌ی اتحاد می‌تواند به عامل تحلیل‌برنده‌ی خصلت انقلابی آن بدل شود. تداوم و ارتقای خیزش منوط به فراخواندن مطالبات و سویه‌های طبقاتی، اتنیکی، جنسیتی و فرهنگیِ همواره به‌حاشیه‌رانده شده و بازگشت این به‌حاشیه‌رانده‌شدگان به متن مبارزه و جامعه است. خیزش انقلابی ژینا تا همین جا نیز گام‌های بلندی در این مسیر برداشته است. به‌ویژه با پیشتازی زنان به عنوان بزرگ‌ترین گروه به‌حاشیه‌رانده‌شده و تحت ستم؛ یعنی اکثریتی عظیم که در شبکه‌ی اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیک رژیم به اقلیت بدل شده بود. یا پیشتازی کردستان به عنوان موتور محرک جنبش و هم‌دلی عظیم میان ملیت‌های ساکن ایران؛ امری که تا پیش از این شاهدش نبودیم. همه‌ی این‌ها نشانه‌های یک گسست انقلابی است. با این حال، مشخص شدن این «ما» در گرو مشخص شدن مطالبات متمایز و متکثر درون آن هم هست. افراد و گروه‌های اجتماعی حول خواست‌ها و اهداف مشخص بسیج می‌شوند. گرچه خواست سرنگون کردن رژیم به مثابه‌ی جدی‌ترین مانع بر سر راه دیگر خواست‌ها عامل وحدت‌بخش جنبش انقلابی است، اما پیشروی جنبش بدون طرح بدیل‌ ممکن نیست. برخلاف آن‌چه اپوزیسیون راست ترویج می‌کند طرح بدیل مسئله‌ای مربوط به فردای سرنگونی نیست. مسئله‌ای‌ است که بلاواسطه و بلافاصله با وضعیت کنونی و سرنوشت آن پیوند دارد. و طرح هرگونه بدیل وضعیت موجود، ناگزیر به معنای مشخص‌تر و متعین‌تر شدن «ما» است. چرا که ‌ادغام در جنبش از مجرای یک‌دست‌سازی نمی‌گذرد.[5] ساطور «وحدت کلمه» مخل هم‌بستگی است. تنها مادام که گروه‌های اجتماعی تحت انواع ستمْ تبلور خواست و منافع مشخص خود را در پیروزی جنبش ببینند، فعالانه در آن را مشارکت می‌کنند. بنابراین گام دیگری که می‌تواند به ارتقا و پیشروی و سوخت‌رسانی به جنبش یاری رساند و از فرسایش آن جلوگیری کند، مشخص شدن خواست‌های گروه‌های گوناگون و برجسته ساختن پیوند‌های مشترک میان آن‌هاست.

سازمان‌دهی‌ و باز هم سازمان‌دهی

مسئله‌ی سازمان‌دهی به گره‌گاهی بدل شده است که گشودن آن به معنای گشودن مسیرها و چشم‌اندازهای گوناگون خواهد بود. برعکس فروماندن در این گره‌گاه می‌تواند به بهای از دست رفتن توان انقلابی جنبش تمام شود. گرچه اندیشیدن به انواع سازمان‌دهی‌های نو و تلاش برای به عمل درآوردن آن ضرورتی غیرقابل انکار است اما به حاشیه راندن و غافل شدن از نقش و جایگاه سازمان‌ها و تشکل‌های از پیش موجود، نادیده گرفتن نیروی بالقوه‌ای است که با همه‌ی فراز و فرودهایش بخشی از مسیر سازمان‌یابی را به‌رغم سال‌ها سرکوب طی کرده است. اندک سازمان‌های مستقل صنفی موجود با همه‌ی نقاط ضعف و قوت‌شان در طی دهه‌ها تجربه‌ای عملی از تحصن، اعتصاب و مطالبه‌گری اندوخته‌اند و بدنه‌ی متشکلی دارند که در چند سال اخیر، هنگامی که اکثریت جامعه هنوز از ذهنیت و کنش جمعی فاصله داشتند، به شکل واقعی به جنبش‌های اجتماعی معنا و جهت بخشیدند. برای مثال شکل‌گیری و وجود همین تشکل‌ها بود که توانست نخستین اعتصاب هدف‌مند را در روزهای اخیر در میان کارگران صنعت نفت کلید بزند.

اگر بپذیریم که «جنبش اجتماعی ظرفیتی‌ست بالفعل نزد اعضای پُرشماری از طبقات، قشرها و گروه‌های جامعه (کارگران، دانشجویان، معلمان، زنان، جوانان، افزارمندان، بیکاران، تهیدستان،…) در مطالبه‌ی خواسته‌هایی کمابیش معین یا در اعتراض به فقدان امکاناتی مشخص، اعم از امکانات مادی یا حقوق، جایگاه‌ها و امتیازات اجتماعی؛ این ظرفیتِ واقعاً موجود، خود را دائما در کنش‌های پراکنده و اساساً محدود به این یا آن گروه‌بندی نشان می‌دهد. خیزش‌ها و انقلاب وجوه وجودیِ این ظرفیت واقعی‌ و بالفعل‌اند: خیزش‌ها به‌مثابه انفجارش در رویدادی واقعی و با شرکت مقطع مشترکی از اعضای همه – یا دست‌کم اکثریت بزرگِ – این گروه‌ها؛ و انقلاب، به‌مثابه به میدان ‌آمدن وسیع‌تر آن‌ها، اعمال هژمونی گفتمانی/ایدئولوژیکشان بر دیگر اعضای جامعه، در راستای تغییرات بنیادی‌ای که امید می‌رود آن خواست‌ها را برآورده یا آن فقدان‌ها را جبران کنند»[6]، آنگاه جایگاه و نقش این سازمان‌دهی‌های از پیش موجود در «راستای فراهم‌آمدنِ توانِ لحظه‌ی انقلابی» برجسته‌تر می‌شود. دیدن این پیوستار تاریخی به ما کمک می‌کند که بار دیگر به مفهوم «شیوه‌ی تولید و بازتولید زندگی اجتماعی» یا در بیانی تقلیل‌گرایانه بعد «اقتصادی» حیات اجتماعی و نقش آن در شکل‌گیری خیزش‌ها و انقلاب‌ها بازگردیم.

جبهه‌ی کار در جنبش انقلابی «زن زندگی آزادی» به‌مثابه‌ی یک طبقه، در هیات یک طبقه، و با خواست‌های طبقاتی، به میدان نیامده است. اما در جنبش حضور دارد. موقعیت انقلابی، موقعیت فراخوانی مطالبات طبقاتی است. و از این رو فرصتی است یگانه برای تشکل‌های کار که با تاکتیک‌های نو و رادیکال‌تر، خواست‌ها و امتیازهای از دست‌رفته‌شان را بر بستر یک خیزش انقلابی مطالبه کنند. درک این حقیقت که رژیم دیکتاتوری مانع بلافصل تحقق این خواست‌ها و کسب این امتیازهاست، نه فقط به شکل ذهنی بلکه در عرصه‌ی عمل نیز می‌بایست متجلی شود. با این حال خطاست اگر تصور کنیم و انتظار داشته باشیم که تشکل‌ها کاری و صنفی در این مقطع ضرورتاً با پرچم و شعار مستقیم سرنگونی به میدان بازگردند. برعکس فرارفتن از هدف‌گذاری به‌اصطلاح صرفاً «صنفی» به لحاظ تاکتیکی در گرو طرح همان مطالبات «صنفی» اما در سطحی رادیکال است، مطالباتی که این بار رژیم بدون فروپاشی بنیان‌هایش قادر به پاسخگویی و برآوردن آن‌ها نباشد. مطالباتی که گرچه در ظاهری صنفی تجلی می‌یابند اما به ژرف‌ترین شکل ممکن مناسبات و مشروعیت رژیم را هدف می‌‌گیرند و عرصه را بر ایدئولوژی حاکم تنگ می‌کنند. درست همانند خواسته‌ی آزادی پوشش و لغو حجاب اجباری «که انکار آشکار یکی از قوی‌ترین پایه‌های مشروعیت ایدئولوژی حاکم جمهوری اسلامی ایران است … و یکی از قدرت‌مندترین عناصر هویت جمهوری اسلامی را به‌ چالش می‌کشد و ایدئولوژی حاکم را، نه در چگونگی، بلکه در چیستی‌اش تهدید می‌کند.»[7] گروه‌های صنفی می‌توانند با طرح چنین مطالباتی به طور غیرمستقیم واژگون کردن نظم موجود را تسهیل کنند. موقعیت انقلابی طرح چنین خواست‌هایی را ممکن و تسهیل می‌کند و در عین‌حال امکان همراهی بدنه‌ی این تشکل‌ها را نیز به شکل سازمان‌یافته فراهم، و سرکوب را دشوارتر می‌کند. بی‌شک شناسایی این مطالبات و خواسته‌ها در هر رسته و قشر کاری به بازنگری، بازسازمان‌دهی و فرصت برای تغییر هدف‌گذاری‌ها نیاز دارد، و با موانع ذهنی، عملی و تشکیلاتی متعدد روبه‌روست. اما برداشتن این گام می‌تواند نقطه عطفی در خیزش انقلابی ژینا و گذار به مرحله‌ی انقلاب باشد. فراموش نباید کرد که اگر در مسیر فرایند انقلابی، سازمان‌های مردمیِ مستقل ضعیف و منفعل باشند، و اقدامی عملی فراتر از صدور بیانه‌های همدلانه انجام ندهند، امکان هژمون شدن رویکردهای ارتجاعی و تبدیل شدن نیروهای موجود به پیاده‌نظام ایدئولوژی‌های ارتجاعی در لباسی جدید و پرزرق و برق دور از انتظار نخواهد بود.

ما ناامیدان پرامید

جنبش برای پیش‌روی و غلبه بر سرخوردگی و فرسایش، نیازمند دستاوردی مشخصی و ملموس در هر مرحله است. چندین ماه مبارزه بدون هدف و بدون دستاورد، انرژی انفجاری آزاد شده برای تغییر را تحلیل خواهد برد. ایجاد این تصور مخرب در اذهان که رژیم در عرض چند هفته‌ی آینده سقوط خواهد کرد و تعجیلی که از سوی بنگاه‌ها و رسانه‌های بیرون به داخل تزریق می‌شود، می‌تواند رسیدن به مرحله‌ی انقلابی را نه تنها به تأخیر بیندازد بلکه آن را کم‌رنگ و در نهایت دور از دسترس کند. دخالت آگاهانه و ترویج مداوم این ایده که هیچ میان‌بر و مسیر کوتاهی وجود ندارد، کمک می‌کند که تصور موفقیت جنبش خودبه‌خودی به نفع نیاز به هدف‌مندی و رهبری از پایین کنار رود. نبرد فرسایش و امید نه فقط در خیابان‌ها که در عرصه‌ی گفتمان‌ها نیز در جریان است. اما آن‌چه در نهایت این نبرد را به نفع امید برمی‌گرداند نه صرفاً در عرصه‌ی گفتمانی بلکه در سپهر عملِ در پیوند با نظریه‌ رخ می‌دهد. ترویج ایده‌ها، به معنای به عمل درآوردن ایده‌هاست.

یادداشت‌ها:

[1].‌ در همین باره نگاه کنید به مقاله «زن، زندگی، آزادی: آغاز یک انقلاب؟»، نوشته‌ی محمدرضا نیکفر، رایو زمانه، مهر 1401.

[2].‌ برای آشنایی با تاکتیک تظاهرات موضعی بنگرید به: تجربه تظاهرات موضعی، پروین کارگر، رادیو زمانه، مهر 1401.

[3].‌ شرح گزارش‌گونه‌ای از تاکتیک‌های مقاومت محلی هفته‌های اخیر در سنندج در کانال تلگرامی کولبر نیوز در این لینک یافت می‌شود: گزارشی از جوانان سنندج و تاکید بر یادگیری اصول مبارزه شهری

[4].‌ بنگرید به: اعتصاب عمومی در پی خیزش اعتراضی: از ایده به واقعیت، کمیته‌ی عمل سازمانده‌ی کارگری، مهر 1401.

[5].‌ نمونه‌ی ساده‌ای از تلاش برای همگن‌سازی در قالب یک هویت بی‌شکل یا سوژه‌ی عام، در روزهای اخیر خود را در ترویج دیدگاه نسل‌محور به جنبش نشان داد. گرچه باید به احترام جوانان و نوجوانانی که متهورانه قدم به میدان گذاشته‌اند و موتور محرک اعتراضات هستند کلاه از سر برداشت، اما تقلیل و فروکاهی همه‌ی ویژگی‌های متکثر و متفاوت طبقاتی و جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی به مفهوم گنگ و نامشخص «تفاوت نسلی»، یک‌دست‌سازی معترضان جوان در قالب پیکری همگون به نام «دهه‌ی هشتادی»، و همه‌ی تقبیح‌ها و بت‌سازی‌هایی که حول این مفهوم افسانه‌وار شکل‌ می‌گیرد، باعث می‌شود که چندوجهی و متفاوت بودن معترضان، حتی معترضان جوان و نوجوان، نادیده گرفته شود. مفهوم نسل به این معنا نه در رابطه‌ای تنگاتنگ و معنادار با شکاف‌های اجتماعی و تبعیض‌های ساختاری، و در پیوند با پیوستار مبارزات اجتماعی گذشته، بلکه تنها در معنایی روان‌شناختی و کلی‌گو درک می‌شود که مانع ادغام و تکثر است. در نگاه نسل‌گرا فرقی نمی‌کند که یک جوان 15 یا 20 ساله اهل منطقه‌ی حاشیه‌نشین زاهدان باشد که به ندرت به اینترنت یا حتی گوشی موبایل دسترسی دارد، یا اهل یکی از شهرهای کوچک کردستان، یا یکی از شهرک‌های اقماری محروم اطراف پایتخت، یا مرکز شهر اصفهان؛ عنوان «دهه‌ی هشتادی» و ویژگی‌های متصور منتسب به آن برای توصیف او و خواست‌هایش کافی است. (هرچند نباید از این نکته غافل بود که این دست همگن‌سازی‌ها در عرصه‌ و میدان واقعی اعتراضات بروز و مقبولیت چندانی ندارد.)

نمونه‌های عمیق‌تر این نوع یک‌دست‌سازی‌ها را می‌توان در نادیده گرفتن ستم‌های چندگانه اتنیکی و ملیتی از طریق همگن‌سازی افراد در قالب شهروند «ایرانشهر» دید. شکلی از همگن‌سازی که همواره از سوی ناسیونالیسم ایرانی ترویج و تقدیس می‌شود.

[6].‌ کمال خسروی، خیزش‌های امروز انقلاب فردا، نقد، بهمن 1398.

[7].‌ دختران انقلاب، نقد، اسفند 1396

2022-10-16 درباره‌ی مسأله‌ی زن  خسرو پارسا

درباره‌ی مسأله‌ی زن خسرو پارسا

در این مختصر جای بحث در مورد همه‌ی تناقضاتِ اجتماعی نیست. مسأله‌ی خیزش و جنبش کنونی را هم نمی‌توان و نباید به مسأله‌ی حجاب فروکاست. مسأله تشخیصِ پاشنه‌ی آشیل در شناخت و پیداکردن راه‌های مبارزه با آن و گسترش آن به سایر تناقضات اجتماعی اساسی است که قطعا در روند کار و توسط خود دست‌اندرکاران ــ و نه بنا بر توصیه این یا آن مرجع ــ پیدا خواهد شد.

درباره‌ی مسأله‌ی زن
خسرو پارسا

تقریباً در مورد تمامیِ عواملی که موجب خیزش و جنبش اخیر شده سخن رفته است، با شدت و حدّت متفاوت. در اینجا من قصد بازبینی همه‌ی شعارهای آزادی‌خواهانه، عدالت‌خواهانه و دموکراتیک را ندارم. ولی از میان همه‌ی خواست‌ها من می‌خواهم بر نکته‌ای تأکید کنم که به‌نظرم هستی‌شناسانه‌ و وجودی است و آن‌هم مسأله‌ی دیدگاه و نگرش برده‌داری است. پیشاپیش از تأکید بر مسأله‌ی این دیدگاه از همه‌ی زنان و مردان پوزش می‌طلبم. منظور من بیان دیدگاه مردسالارانه‌ای‌ست که از عوامل اساسی سرکوب در طول تاریخ بوده ولی هرگاه فرصتی دست داده از طرف زنان و مردان آزاده به‌مصاف کشیده شده است.

به زنان در تاریخ همچون بردگان نگریسته شده است. زنان، بردگان و حتی مردانی که مالکیت خصوصی نداشتند حق رأی هم نداشتند. زن مایملکِ مرد بوده است. ملکِ خصوصی او بوده است. از بدو تشکیلِ مالکیت خصوصی، زن به‌صورت یکی از اجزاء ملک بوده است. مرد می‌توانسته ده‌ها کنیز و زن و به همان اندازه غلام داشته باشد. حد آن در یک سیستمِ برده‌داری تواناییِ مالی بوده است. زن (همسر)، کنیز و برده اجزاء اِعمالِ قدرتِ مرد بوده‌اند که اگر هم در ابتدا به‌عنوان جایگاه او در مناسبات تولید اولیه و نیز متصوراً قدرت بدنی بیشتر مشخص می‌شده، در ادامه‌ی خود به‌صورت یک نظام درآمده است، نظام برده‌داری. بنابراین نظام برده‌داری صرفاً مربوط به مناسبات ارباب و برده و در روند تولید تظاهر نمی‌یابد بلکه به‌همان اندازه در خانه و خانواده ــ یعنی هرجا که امکانِ مالکیتِ خصوصی وجود داشته است ــ جاری بوده است.

در این سیستم زن مملوک است، تحت انقیاد و فرمان برده‌دار. هیچ حقوقی جز ابزار بودن برای گذران زندگی مرد و فرزندان ندارد. مرد هروقت بخواهد، (حتی هنگام عبادت) می‌تواند به او تجاوز و حتی تجاوز جنسی کند و هروقت بخواهد می‌تواند یک‌جانبه او را به دور بیفکند و یا هر تعداد که بخواهد زن‌های دیگر بگیرد. اگر کم است کنیز هم بگیرد. اگر کم است غلامان و غلام‌بچه‌های فراوان بگیرد. دنیا حول رجولیت می‌چرخید. نه تنها دنیا، بلکه آخرت نیز. در بهشت هم حوری و غلمان تا حد اشباع در خدمت مرد بودند؛ در آنجا هم زنان وسیله‌ی تفرّج مردان بودند. در هند اسم شب «ذَکَر پرستی» بود، بدون رودربایستی.

هیچ سیستم و روندی در سراسر جهان عیناً مشابه هم نیست. استثنائاتی بوده است. در روند مردسالاری این موارد کم نبوده‌اند. دوران‌های مادرتباری در بسیاری از نقاط جهان، نقطه‌های انقطاع درخشانی بودند که برخی مدت‌ها هم دوام آورده‌اند. تمدن مَینوس نقاطی در هند و در همین ایران … قابل توجه و الهام هستند. ولی به‌هرحال روندِ غالب مردسالاری و مردمحوری بوده است. مردان هرجا که خواسته و توانسته‌اند قدرت خود را اِعمال کرده‌اند. به کتاب چشم‌گشای انگلس «منشاء خانواده و مالکیت خصوصی و دولت» نگاه کنید تا دریابید که خانواده و مالکیت خصوصی چگونه به تشکیل دولت ــ دولت لزوماً سرکوب‌گر ــ می‌انجامد و یادمان باشد که منشاء این میراث دوران برده‌داری است.

برده‌داریِ عریان البته منسوخ شد ولی نه به‌سادگی بلکه در طول مبارزات و جنگ‌های فراوان. برده‌داران حتی تا حد جنگ‌های داخلی پیش رفتند. ولی مناسبات سرمایه‌داری که جدیداً متولد شده بود تحمل برده‌داریِ رقیب را نداشت. برده‌داری به‌ظاهر منسوخ شد گرچه به صدها شکل پنهان ــ ولی شاید نه چندان هم پنهان! ــ ادامه یافت. استعمار کهن نیز به‌‌همین ترتیب به‌ظاهر رفت ولی با پوششی نو به حیات خود ادامه داد.

اما در مورد برده‌های دیگر چه؟ به‌نظر می‌رسد که بخشی از جهان که تاریخاً برده‌داری تولیدی را منسوخ شمرده‌اند در مورد حفظ برده‌داری زنان پافشاری بیشتری داشته‌اند. این دیگر مناسبات تولیدی نیست ــ مناسبات تولید است!

نهضت آزادی‌خواهیِ زنان در اواخر قرن نوزدهم و به‌ویژه در اوایل قرن بیستم در اروپای مرکزی و شرقی و روسیه و سپس با کمی تأخیر در سایر نقاط غرب تحرک بیشتر یافت. ابتدا در قالب مبارزه برای حق رأی و سپس سایر حقوق. این مبارزات دستاوردهایی داشته است قابل‌توجه، ولی هنوز بسیار ناقص. این برده‌داران به‌همان اندازه مقاومت می‌کنند که برده‌داران پیشین. هیچ قدرتمندی حق و ملک خصوصی خود را به راحتی واگذار نمی‌کند. تا این‌جا هم به‌زور از حلقومش بیرون کشیده شده است.

* * *

این‌ها در غرب بوده است. ولی در شرق به‌ویژه کشورهای اسلامی چه؟

در غالب این کشورها هرگز انقلاب ضدبرده‌داری تولیدی و بنده‌داری خانگی به‌وقوع نپیوسته است. مناسبات تاریخی که تحت لوای دین منجمد شده است به‌قوت خود باقی است. اگر عده‌ی کثیری از مردم این بخش از جهان با یادگیری از آنچه در سایر نقاط جهان اتفاق افتاده است به‌فکر تجدیدنظر در باورها و مناسبات گذشته افتاده باشند ــ که کم هم نیستند ــ ولی دولت‌ها، به‌ویژه دولت‌های بنیادگرا به نفع‌شان است که در همان عهد عتیق به سر برند. این‌ها حتی اساس برده‌داری و بنده‌داری را هنوز حتی به‌ظاهر هم لغو نکرده‌اند و نه بالتبع به‌نظر متحجر خود برده‌داری زنان را. این امر برای آن‌ها مسأله‌ی وجودی است! مسأله‌ی موجودیت آن‌هاست. مسأله‌ی دین صرفاً بهانه است، مگر نه اینکه هرکجا به‌نفع‌شان بوده است احکام بی‌بروبرگشت دینی مانند ربا را دور زده‌اند. مگر نگفته‌اند نماز و روزه و حج را هم در صورت مصلحت می‌توان متوقف کرد؟ ولی این یکی ــ این ستون ــ را نمی‌شود لحظه‌ای نادیده گرفت چون موجودیت‌شان به خطر می‌افتد. و حتی وقتی مبارزات به‌حدی می‌رسد که سیستم در حال نابودی است باز نمی‌توانند از این «ستون» دست بکشند. آنقدر به جلو فرار می‌کنند که می‌خواهند سنگ‌های قبور گذشته‌ی زنان بی‌حجاب را هم بکنند! گرچه این‌بار این ستون در مورد مشهودترین عامل سرکوب ــ ضرورت حجاب ــ خود در میان مؤمنین هم مورد مناقشه است. عده‌ای نه چندان کم از متدینین از اساس مخالفِ اجبارِ مذهبی در مورد حجاب هستند. عده‌ای اساساً منکر آن هستند و می‌گویند حجاب نه از اصول دین است و نه از فروع آن. ولی بازهم این شبهه برای سرکوب‌گران مهم نیست. مهم آن است که آن‌ها که در قدرت‌اند و سود می‌برند چه می‌خواهند. این‌ها که از صدر تا ذیل نهادهای حکومت‌شان حتی یک زن وجود ندارد، آن‌ها که حتی در ظاهر هم نمی‌توانند وجود زن را تحمل کنند چه می‌خواهند. آقای خاتمی می‌گفت من با حضور زنان در کابینه مخالف نیستم ولی هیچ زن شایسته‌ای را پیدا نکردم! این واقعیت آن‌هاست. این دید آن‌هاست. دید ایدئولوژیک آن‌ها. ماهیت وجودی آن‌هاست.

به هرحال، هرچه پیش آید قدر مسلم آن است که پیشرفتِ بشریت را نمی‌توان مسدود کرد وای به‌حال آن‌ها که خودخواسته ستونی را برگزیده‌اند و برایش می‌جنگند که تردیدی در فروپاشی آن نیست.

برتراند راسل می‌گفت هیچ چیز غم‌انگیزتر از «ناله‌ی یک پیرزن نیست». درست می‌گفت ولی هیچ چیز هم شادی‌انگیزتر از فریاد شیرزنی نیست که دارد بندها را می‌گسلد.

* * *

در این مختصر جای بحث در مورد همه‌ی تناقضاتِ اجتماعی نیست. مسأله‌ی خیزش و جنبش کنونی را هم نمی‌توان و نباید به مسأله‌ی حجاب فروکاست. مسأله تشخیصِ پاشنه‌ی آشیل در شناخت و پیداکردن راه‌های مبارزه با آن و گسترش آن به سایر تناقضات اجتماعی اساسی است که قطعا در روند کار و توسط خود دست‌اندرکاران ــ و نه بنا بر توصیه این یا آن مرجع ــ پیدا خواهد شد.

بدون تردید بخشی از حاکمیت خودزنی می‌کند. زندانی کردن شخصیت‌های سیاسی، هنری مانند سینماگران، معلمین، دانشجویان، بازنشستگان، کارگران، زنان و …. بی‌اعتنایی به اعتصاب‌هایِ احتمالی درپیش همه نوعی خودزنی، فرار به پیش است.

این‌طور بوده و اکنون هم چنین است که فراریانِ به پیش در نوعی افراط‌گرایی کور هرگز متوجه آثار درازمدت روش‌های خود نیستند. آن‌ها فکر می‌کنند از این ستون تا آن ستون فرج است، غافل از آنکه زمانی هست که دیگر ستونی باقی نخواهد ماند.

منبع: نقد اقتصادسیاسی

2022-10-12 جنبش زنان پسااسلام‌گرا / آصف بیات / ترجمه‌ی مریم وحدتی

جنبش زنان پسااسلام‌گرا / آصف بیات / ترجمه‌ی مریم وحدتی

ویژگی متمایز خيزش كنوني سوژگي و عاملیت زنان و «مسأله‌ی زنان» به عنوان موضوع اساسی مطالبات بوده است. به همین دلیل آصف بیات معتقد است شعار محوری آن يعني «زن، زندگي، آزادي» جنبش اعتراضي كنوني را منحصر به‌فرد ساخته است. همچنین به لحاظ ذهنی يك درد مشترك و خواست مشترك به وجود آمده که گروه‌ها و اقشار مختلف اجتماعي را در احساس و ابراز آن شريك نموده و آنان را به عمل جمعي رهنمون شده است.

علاوه بر این، به گفته‌ی بیات، با ظهور «مردم» به‌عنوان سوژه، به‌عنوان اَبَر‌جمعي كه در آن مرزها و تفاوت‌هاي طبقاتي، جنسيتي، قومي، مذهبي به‌طور موقت و به نفع خير عمومي بزرگ‌تر رنگ مي‌بازند، به‌ نظر مي‌رسد خيزش کنونی وارد نوعي اپيزود انقلابي شده است.

اما سوژگی و عاملیت زنان در خیزش کنونی یک‌شبه پدید نیامده و تاریخی طولانی از انواع اشکال مقاومت در پس آن است. زنان ايران ساليان متمادي مقاومت خودشان را در پهنه‌ی زندگي روزمره، استفاده از هنر حضور و در چارچوب ناجنبش و پيشروي آرام ادامه دادند.

مطلب حاضر که بخشی از فصل سوم کتاب دموکراتیک کردن اسلام است روایتی از پیشروی‌ آرام زنان در ایران بعد از گذر از اولین دهه‌ی پس از انقلاب 1357 است. پیشروی‌ها، موفقیت‌ها و ناکامی‌هایی که بی‌گمان خیزش کنونی زنان به پشتوانه‌ی درس‌های آن امکان‌پذیر شده است. – نقد اقتصاد سیاسی

گردهمایی زنان علیه قوانین تبعیض‌آمیز با حضور سیمین بهبهانی، تهران، 22 خرداد 1384، عکس از زنده‌یاد آرش عاشوری‌نیا

در دهه‌ی 1370، جنبش زنان ایران همچون فعالیت‌های دانشجویی، در گفتمان و استراتژی به نحوی بنیادی از سال‌های نخستین انقلاب فاصله گرفت. بسیج و سرکوبِ هم‌زمان زنان در جمهوری اسلامی آنها را اخلاقاً خشمگین و به طرز چشم‌گیری فعال ساخت. شاید هیچ گروه اجتماعی به اندازه‌ی زنانِ طبقه‌ی متوسط به نحو فوری و فراگیر ضربه‌ی سنگین انقلاب اسلامی را حس نکرد. تنها چند ماه پس از حیات رژیم اسلامی، سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی جدید زنانی را خشمگین ساخت که اخیراً علیه سلطنت راه‌پیمایی کرده بودند. رژیم جدید قوانین حمایت از خانواده در سال 1346 را لغو کرد و زنان یک‌شبه حق خود برای قضاوت، طلاق، حضانت فرزند و سفر به خارج از کشور بدون اجازه‌ی قیمِ مرد را از دست دادند. تعدد زوجات بار دیگر احیا شد و تمام زنان، صرف نظر از اعتقادشان، وادار به پوشیدن حجاب در فضای عمومی شدند.[1] در سال‌های نخست، کنترل اجتماعی و سهمیه‌بندی تبعیض‌آمیز علیه زنان در تحصیل و اشتغالْ بسیاری از زنان را مجبور به ماندن در خانه و پی‌گیری بازنشستگیِ پیش از موعد یا ورود به مشاغل غیررسمی و خانوادگی کرد.[2] بسیارانی به دنبال زندگی در تبعید بودند.

واکنش نخستین به این سیاست‌های شدید از جانب زنان سکولار بود. هزاران نفر در 8 مارس 1979 (17 اسفند 1357) در تهران تظاهرات کردند و علیه تحمیل الزام به حجاب از سوی [آیت‌الله] خمینی شعار دادند. گرچه وی موقتاً عقب‌نشینی کرد، این فرمان به‌تدریج اجرا شد. زنان سکولار که از هجوم به آزادی‌های مدنیِ محدود خود جا خوردند، از سر استیصال ده‌ها نهاد را سازمان‌دهی کردند که بیشتر آنها وابسته به گرایش‌های چپ فرقه‌‌گرا بودند، و مسئله‌ی جنسیت برای آنها تابع پروژه‌ی «رهایی طبقاتی» بود.[3] همه‌ی این گروه‌ها با آغاز جنگ با عراق در سال 1359 توسط رژیم اسلامی سرکوب شدند. آن‌گاه یک دهه سرکوب، تضعیف روحیه و گریز را در پی داشت. در حالی که زنان سکولارِ در تبعید به تحصیلات و فعالیت‌های فمینیستی ادامه می‌دادند، زنانِ در ایران صرفاً در پایان جنگ به‌آرامی از تعلیق زجر‌آور خود بیرون آمدند و وارد جهان هنر، ادبیات، روزنامه‌نگاری و دانش‌پژوهی شدند.

گرچه روحانیون سنت‌گرا از نگاه‌داشتن زنان در خانه و به دور از «خطرات اخلاقی» حمایت می‌کردند، برخی دیگر به دلیل حضور چشم‌گیر زنان در انقلاب ناگزیر به اتخاذ گفتمانی شدند که زنان مسلمان را هم به‌عنوان نگهبان خانواده و هم به‌عنوان کنش‌گران فعالِ حوزه‌ی عمومی می‌ستود. این چارچوب گفتمانیِ گسترده به طیفی از ‌«فعالان زن مسلمان» جهت داد. آنها با الهام از نوشته‌های علی شریعتی و مرتضی مطهری بر آن شدند تا «الگوی زن مسلمانِ»[4] بومی، هر چند انتزاعی، را در تصویر فاطمه دختر پیامبر و نوه‌اش زینب ارائه کنند، که هم‌زمان خانه‌دار و چهره‌ی مردمیِ «راستین» بودند.[5]

جمعیت زنان انقلاب اسلامی از میان ده‌ها گروه و سازمان اسلامی، زنان برجسته‌ی اسلام‌گرا از جمله اعظم طالقانی، فرشته هاشمی، شهین طباطبایی، زهرا رهنورد و گوهر دستغیب را گرد هم آورد. اکثر آنها اعضای خانواده‌های روحانی برجسته بودند و اعتقاد داشتند که شرق زنان را صرفاً ‌«ماشین کار» و غرب آنان را «اشیای جنسی» می‌داند، در حالی که تنها اسلام آنها را «انسان واقعی» در نظر می‌گیرد.[6] این فعالان به جای برابری، ماهیت مکمل زن و مرد را متذکر می‌شدند. برخی تعدد زوجات را به این دلیل توجیه می‌کردند که از زنان بیوه و یتیمان حمایت می‌کند. گرچه برخی معترض حجاب اجباری و لغو قانون خانواده بودند، از هرگونه اعتراض مشخص پرهیز کردند، لیکن مدعی شدند که پوشیدن حجاب باید به میانجی آموزش اجرا شود، نه با تهدید و اجبار. اکثر آنها از پذیرش فمینیست‌های سکولار غربی خودداری کردند، چه رسد به برقراری ارتباط با آنها که کارشان را ‌«تحریک‌ زنان علیه مردان» و زیر سؤال بردن اصول دینی و قداست شریعت می‌دانستند.[7]

در واقع، شهلا حبیبی (مشاور رئیس جمهور رفسنجانی در امور زنان) که از خطر بحث‌های جنسیتی دلواپس شده بود، خود را ‌«مخالف مبالغه در مورد ستم بر زنان» و سیاست‌های هویتی اعلام کرد. در عوض، بر «خانواده [به عنوان] قلب جامعه و زنان [به عنوان] قلب خانواده» تأکید کرد.[8] بنابراین، گفته می‌شد که مراکز مهدکودک «برای کودکان مضرند»[9]، حتی اگر تعطیلی‌شان بی‌کاری بسیار زنان را در پی داشته باشد. کنش‌گران زن مسلمان «سنت» (قرآن، حدیث، شریعت و اجتهاد) را به‌عنوان راهنمای بسنده برای تضمین کرامت و بهروزی زنان پذیرفتند.[10] مریم بهروزی، یکی از نمایندگان زن مجلس، بر این باور بود که «در یک حکومت اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه نیازی به تشکیلات خاصی برای دفاع از حقوق زنان نیست».[11] در حالی که میانه‌روها با ‌«آزادی زنان برای تحصیل، انتخاب مشاغل مناسب و دست‌رسی به حوزه‌های مختلف اجتماعی و اداری» موافق بودند[12]، اسلام‌گرایان محافظه‌کارتر (مانند نمایندگان مجلس مرضیه دباغ، رجایی، دستغیب و مریم بهروزی) تفکیک جنسیتی در مشاغل، وظایف و فعالیت‌ها را امری الهی می‌دانستند.[13] زنان در پارادایم خود، به عنوان مسلمان، بیش از آنکه حقوق داشته باشند، تکالیف داشتند.

با آغاز جنگ ایران و عراق (1359-1367) بحث درباره‌ی وضعیت زنان به محاق رفت. مقامات همچنان زنان را اساساً به عنوان مادر و همسر مطرح می‌کردند که هدف‌شان تولید نیروی انسانی برای جنگ و برای سربلندی اسلام و ملت بود. لیکن در اواخر دهه‌ی 1360، اختلاف عقاید در ‌«سیاست گلایه کردن» زنان غلیان کرد. زنان روزانه در فضاهای عمومی، در تاکسی‌ها، اتوبوس‌ها، صف نانوایی‌ها، خواربارفروشی‌ها و ادارات دولتی از سرکوب، اقتصادِ جنگ و خود جنگ شِکوه می‌کردند. آنها با این کار دادگاهی از افکار عمومی سرکوب‌ناپذیر تشکیل دادند که قابل نادیده‌انگاری نبود. و لحظه‌ی نمادینی توهم ‌«الگوی زنان مسلمان» را در هم شکست، آن زمان که زنی جوان در رادیو ایران ترجیح خود را برای اوشین، شخصیت فیلم ژاپنی، بر فاطمه، دختر پیامبر، بیان کرد. تنها آن هنگام بود که مقامات دریافتند تا چه حد از زندگی زنان در جامعه ایران بی‌خبر بوده‌اند. اعظم طالقانی حدود ده سال پس از استقرار جمهوری اسلامی به تلخی اعتراف کرد: ‌«فلاکت و تعدد زوجات تنها چیزی است که زنان بی‌نوا از انقلاب به دست آورده‌اند».[14]

جنگ و سرکوب بی‌گمان صدای زنان را خاموش کرده بود، لیکن عزم‌شان را برای اثبات خود به میانجی شیوه‌های زندگی روزمره، با مقاومت در برابر اسلامی‌سازی اجباری، با ادامه‌ی تحصیل، ‌جست‌وجوی کار، اشتغال به هنر و موسیقی، تمرین ورزش و اجتماعی کردن فرزندان‌شان تغییر نداده بود. در این پی‌گیری‌ها بسیج‌شدن برای اقدامات جنگی آنها را از پیش به عنوان «زنان مسلمان نمونه» در عرصه عمومی قرار داده و نسبت به قدرت خود آگاه‌شان ساخته بود. تنها طی بیست سال، علاقه‌ی بی‌سابقه‌ی زنان به تحصیلْ نرخ سوادشان را بیش از دو برابر افزایش داد: در سال 1376 این میزان به 74 درصد رسید.[15] تا سال 1377، دختران بیشتری نسبت به پسران وارد دانشگاه‌ها شدند، واقعیتی که برخی از مقامات را نگران کرد، زیرا می‌ترسیدند زنان تحصیل‌کرده نتوانند مردانی با موقعیت برابر یا بالاتر برای ازدواج بیابند. اما دانشگاه برای زنان جوان نه تنها آموزش، بلکه مکانی برای معاشرت، کسب موقعیت و فرصت بهتری در راستای دنبال کردن شغل و یافتن شریکی مطلوب را ارائه می‌داد.

در حالی که برای برخی صِرف نیاز مالی چاره‌ای جز ‌جست‌وجوی شغل در اقتصاد نقدی باقی نگذاشت،[16] اکثر زنان طبقه‌ی متوسط ​​و مرفه برای حضور در عرصه عمومی کارِ بیرون از خانه را انتخاب کردند. پس از کاهش همه‌جانبه‌ی اشتغال زنان، عمدتاً در صنعت، از 40 درصد بین سال‌های 1355 و 1365، سهم زنان شاغل در شهرها از 8.8 درصد در سال 1355 به11.3 درصد در سال 1375 افزایش یافت. این رقم آنهایی را که در حرفه‌های غیررسمی، کسب‌وکار خانوادگی یا مشاغل پاره‌وقت کار می‌کردند، مستثنا می‌ساخت.[17] در اواسط دهه‌ی 1370، بیش از 40 درصد در آموزش در اختیار زنان بود. زنان حرفه‌ای، به ویژه نویسندگان و هنرمندان، از تبعید خانگی دوباره بیرون آمدند؛ در نخستین نمایشگاه کتاب ناشران زن تهران در سال 1376 حدود چهل و شش ناشر 700 عنوان از نویسندگان زن را به نمایش گذاشتند. بیش از دوازده فیلم‌ساز زن متناوباً در زمینه بسیار رقابتی خود نامزد می‌شدند و در جشنواره فیلم ایران در سال 1374 زنان بیش از مردان جایزه‌ کسب کردند.[18] اما معدودی از تولیدات تحسین‌شده آنها در عرصه بین‌المللی به ارتقای وجهه ستم‌دیده زنان مسلمان ایرانی در جهان مدد رساند.

شرایط اقتصادی خانواده‌ها زنان خانه‌دار را بیش از همیشه در معرض دید عموم قرار داد. مصائب اقتصادی فزاینده از اواخر دهه 1359، بسیاری از مردان طبقه‌ی متوسط ​​را ناگزیر ساخت تا در چند شغل و ساعات طولانی‌تری کار کنند. بدین ترتیب، بیشتر کارهای روزمره (به مدرسه بردن کودکان، رسیدگی به خدمات اجتماعی، امور بانکی، خرید و تعمیر ماشین) که پیش‌تر توسط زن و شوهر انجام می‌شد، به زنان سپرده شد.[19] مطالعه‌ای تأیید کرد که زنان در تهران، به ویژه زنان خانه‌دار، به طور متوسط ​​دو ساعت در روز را در مکان‌های عمومی، گاه تا ساعت ده شب، در رفت‌وآمد با تاکسی، اتوبوس و مترو سپری می‌کردند.[20] این حضور عمومی به زنان اعتماد به نفس، مهارت‌های تازه‌ی اجتماعی و دانش شهری داد و بسیاری را راغب ساخت که به مدرسه بازگردند یا در سازمان‌های مردم‌نهاد و خیریه‌ها داوطلب شوند. یکی از نمونه‌های چشم‌گیر داوطلبی، بسیج 25هزار زن در تهران توسط وزارت بهداشت در اوایل دهه‌ی 1370 برای آموزش خانواده‌های طبقات فرودست شهری در مورد بهداشت و پیش‌گیری از بارداری بود. رشد فزاینده‌ی جمعیت (9/3 درصد بین سال‌های 1350 و 1364 و 4/3 درصد بین سال‌های 1364 و 1369) موجب تشویش سیاسی شدید رژیم شده بود،[21]و این زنان در کاهش نرخ رشد جمعیت به پایین‌ترین میزان یعنی 1.7 درصد بین سال‌های 1369 و 1374 نقش داشتند.[22]

زنان ورزش را رها نکردند، گرچه بدن (و در نتیجه ورزشِ) زنان در کانون جنگ اخلاقی رژیم قرار داشت. مشقتِ عرق ریختن زیر لباس بلند و حجاب بسیاری از زنان را از دویدن، دوچرخه‌سواری و تیراندازی یا از بازی تنیس، بسکتبال و صعود به قله‌ی اورست منصرف نساخت. آنها همچنین از شرکت در مسابقات ملی و بین‌المللی – البته منحصراً برای زنان یا مسلمانان – اجتناب نکردند.[23] همچنین از سیاست دولت مبنی بر ممنوعیت حضور زنان در مسابقات مردانه سرپیچیدند؛ برخی جامه‌ی مبدل مردانه می‌پوشیدند،[24] در حالی که افراد جسورتر صرفا با زور وارد می‌شدند. در سال 1377، صدها زن به استادیوم عظیمِ مملو از مردان جوانِ شادمانی سرازیر شدند که پیروزی تیم ملی فوتبال را جشن می‌گرفتند. آن زمان، بخش‌های ویژه‌ای در استادیوم برای زنان تعیین شد، گرچه این دستاورد کوتاه بود. ولی مطالبه آنها برای بازی فوتبال در فضای عمومی در سال 1379 به ثمر نشست، زمانی که نخستین تیم فوتبال زنان صریحا به رسمیت شناخته شد.[25] فائزه رفسنجانی، دختر رئیس جمهور، نقش مهمی در ترویج و نهادینه‌سازی ورزش زنان ایفا کرد. نخستین دانشکده‌ی تربیت بدنی زنان در سال 1994 برای آموزش پرسنل ورزش‌کار مدارس تأسیس شد.

در حالی که نظم نوین اخلاقی و تحمیل حجاب تأثیر سرکوب‌گرانه‌ای بر زنان سکولار و نامسلمان داشت، لیکن درجاتی از آزادی را برای هم‌قطاران محافظه‌کار اجتماعی آنها به ارمغان آورد: مردان سنتی از این‌که به دختران یا همسران خود اجازه می‌دادند به مدرسه بروند و در رویدادهای عمومی ظاهر شوند، احساس راحتی می‌کردند.[26] افزون بر این، بسیج طبقات فرودست رژیم برای عملیات جنگی، راه‌پیمایی‌های خیابانی، یا خطبه‌های نماز جمعه به طور چشم‌گیری حضور عمومی زنانی را افزایش داد، که در غیر این صورت در انزوای خانه‌های کوچکِ خود باقی می‌ماندند.

در این حین، زنانی که از اخلاقی‌سازی قهرآمیز حکومت احساس خفقان می‌کردند، صبورانه و پی‌گیرانه مقاومت کردند. مقامات همواره از بدحجابی یا بی‌توجهی زنان جوان به پوششِ مناسب شکایت می‌کردند. مجازات حبس برای نشان دادن نادرست چند اینچ مو (بین 10 روز تا دو ماه) جرقه‌ی درگیری‌های خیابانیِ هرروزه میان زنان بی‌پروا و مجریان اخلاقی متعددی چون ثارالله، امر به معروف و اداره‌ی اماکن را برانگیخت. طی یک دوره‌ی چهارماهه در سال 1369 در تهران، 607 زن دستگیر شدند، 6589 نفر مجبور به امضای تعهدنامه‌ی کتبی مبنی بر رعایت قانون در آینده شدند و 46هزار اخطار دریافت کردند.»[27] با این حال، در اواخر دهه‌ی 1370، ‌«بدحجابی» به یک رویه‌ی رایج تبدیل شده بود.

زندگی روزمره و مقاومت زنان در برابر حکومت اسلامی به معنای روی‌گردانی از دین‌داری نبود. در واقع، اکثریت از خود ارادت مذهبی نشان می‌دادند، و اگر اجباری نبود، بسیاری مایل به پوشیدن روسری‌های سبک بودند.[28] با این حال، بر داشتن حق انتخاب و استحقاق فردی اصرار داشتند، که هم ادعاهای برابری‌طلبانه دولت اسلامی و هم مبانی اسلام راست‌کیش را به چالش می‌کشید. زنان می‌خواستند ورزش کنند، در مشاغل دلخواه کار کنند، درس بخوانند یا موسیقی گوش دهند یا بنوازند، با کسی که می‌خواهند ازدواج کنند و نابرابری مفرط جنسیتی را رد کنند. زنی در مجله‌ای نوشت: «چرا ما باید تنها در اشاره به مردان به رسمیت شناخته شویم؟ چرا ما باید برای گرفتن یک اتاق هتل از اداره‌ی اماکن [پلیس اخلاق] اجازه بگیریم، در حالی که مردان به چنین مجوزی نیاز ندارند؟»[29] با این حال، به نظر می‌رسد که این آرزوها و خواسته‌های به ظاهر پیش‌پاافتاده وضعیت زنان در جمهوری اسلامی را بازتعریف می‌کنند، زیرا هر گام رو به جلو مطالبات برای رفع محدودیت‌های بیشتر را پیش می‌برَد. اثر آن می‌تواند به‌سرعت منتشر شود. چگونه می‌توان این معضل را حل کرد؟

مجلات زنانه‌ی زن روز، پیام هاجر و پیام زن نخستین‌هایی بودند که به این معضلات پرداختند. در سطح دولتی، شورای اجتماعی فرهنگی زنان و دفتر امور زنان به ترتیب در سال‌های 1367 و 1371 تأسیس شدند تا سیاست‌های مشخصی برای رسیدگی به چنین موضوعاتی طراحی کنند. حتی اسلام‌گرایانی چون خانم رجایی، همسر نخست‌وزیر سابق، نسبت به ‌«الگوی زنان مسلمان» ابراز احتیاط کردند و به عقاید «کوته‌نگر» ضدزن و وسواس نسبت به حجاب تاختند.[30] جالب آن که بسیاری از این زنان در مناصب دولتی، از جمله مجلس، اشتغال داشتند و از سوی همکاران مرد سنت‌گرا طعم تبعیض را چشیده بودند. انجمن زنان انقلاب اسلامی تعطیل شد و نظرات آن مورد حمله قرار گرفت؛ حزب جمهوری اسلامی مجلات زن روز و راه زینب را ادغام کرد؛ اعظم طالقانی، اسلام‌گرای برجسته ، پس از پایان دوره‌ی پارلمانی‌اش، مغضوب دولت گشت. در نهایت، رویکرد فلسفی نسبتاً انتزاعی زنان اسلام‌گرا برای سازگاری با تمایل زنان برای انتخاب فردی در یک چارچوب اسلام‌گرایانه نابسنده بود. با این حال، فمینیست‌های پسااسلام‌گرا برای مقابله با این چالش ظاهر شدند.

فمینیسم پسااسلام‌گرا؟
فمینیسم پسااسلام‌گرا با گسست از کنش‌گری زنان اسلام‌گرا، آمیزه‌ای از تقوا و انتخاب، دین‌داری و حقوق را پی افکند و استراتژی‌ای برای تغییر به میانجی مباحثه، آموزش، و بسیج در یک چارچوب گفتمانی تنظیم کرد که مرکب از اصطلاحات مذهبی و سکولار بود. با یک کاربرنامه‌ی روشن فمینیستی، استراتژی پسااسلام‌گرایی نه از یک مدل انتزاعی بلکه از واقعیت زندگی روزمره زنان مشتق می‌شد.

کنش‌گرانْ اسلام را در کلیتش نظامی می‌دانستند که تنها در صورتی می‌تواند حقوق زنان را تأمین کند که از دریچه‌ی فمینیستی دیده شود. این فمینیست‌ها برای استقلال و انتخاب زنان ارزش قائل بودند و بر برابری جنسیتی در همه‌ی حوزه‌ها تاکید داشتند. از نظر آنها، فمینیسم صرف نظر از خاستگاه آن (سکولار، مذهبی یا غربی) به طور کلی با فرودستی زنان سروکار داشت. آنها دیگر غرب را به مثابه موجودیت یک‌پارچه‌ای آغشته به فساد و انحطاط نمی‌دیدند (دیدگاهی که زنان سکولار انقلابی و اسلام‌گرا داشتند)؛ همچنین غرب آشیان دموکراسی و علم، فمینیست‌ها و زنان ایرانی تبعیدی بود که می‌خواستند با آنها گفت‌وگو برقرار کنند. این موقعیت از دوگانگی زنان ‌«اسلامی» در مقابل ‌«سکولار» فراتر رفت. فمینیست‌های پسااسلام‌گرا با زنان فعال اسلام‌گرا تفاوت داشتند، مانند هبه رئوف مصری که عمدتاً اسلام‌گرا بودند لیکن اتفاقاً زن بودند و مسائل مربوط به زنان را مطرح می‌کردند. فمینیست‌های پسااسلام‌گرا در درجه‌ی نخست فمینیست‌هایی بودند که از گفتمان اسلامی برای فشار در جهت برابری جنسیتی در چارچوب محدودیت‌های جمهوری اسلامی استفاده کردند. آنها منابع فکری خود را به اسلام محدود نکردند، بلکه از فمینیسم سکولار نیز بهره بردند.[31] مجلات زنانه فرزانه، زن، زنان با انتشار مقالاتی درباره‌ی مثلاً چگونگی بهبود زندگی جنسی، آشپزی، هنرهای زنانه در گفتمان انتقادی فمینیستی، ساختارشکنی ادبیات فارسی مردسالار و مسائل مذهبی حقوقی، از نویسندگان مسلمان، سکولار، ایرانی و غربی، از جمله ویرجینیا وولف، شارلوت پرکینز گیلمن، سیمون دوبوار و سوزان فالودی این روند را هدایت کردند.[32] مجله زنان به طور خاص مورد توجه زنان جوان تحصیل‌کرده‌ی شهری قرار گرفت.[33]

چالش اصلی فمینیسم پسااسلامی اثبات این بود که مطالبات حقوق زنان لزوماً با فرهنگ ایرانی یا اسلام بیگانه نیست. اما، چنان که برای فمینیست‌های سکولار سؤال بود، درحالی که ‌«جمیع مسلمانان، از اصول‌گرایان تا رادیکال‌ترین اصلاح‌گرایان، قرآن را به‌عنوان کلام تحت اللفظی خداوند، تغییرنیافته و تغییرناپذیر می‌پذیرند»، فعالیت در گفتمان اسلامی، تلاش‌ها برای برابری جنسیتی را محدود نمی‌کند؟[34] فمینیست‌های پسااسلام‌گرا با برداشت‌های زن‌محور از متون مقدس پاسخ دادند، مشابه شیوه‌ای که فمینیست‌های اولیه‌ی اروپایی، برای نمونه هیلدگارد از بینگن (1098-1179)، کریستین دو پیزان (1365-1430)، ایزوتا نوگارولا (1418-66)، و آنا ماریا فون شورمن (1607-1607) تلقی کتاب مقدس از منشِ «گناه‌کار» و «پست» حوا/ زن را واسازی کردند.[35]

مجله زنان درصدد برآمد تا «خوانش‌های مردسالارانه» از متون مقدس را واسازی کند و برداشت‌هایی حساس به جنسیت ارائه دهد که زنان را مجاز می‌دارد تا با مردان برابر باشند و به‌عنوان قاضی، رئیس‌جمهور، مرجع یا فقیه در موقعیت‌های اجتماعی و سیاسی قرار گیرند. آنها استدلال می‌آوردند که ‌«در اسلام [در مورد زنان] هیچ کاستی‌ای وجود ندارد. مشکلات در نگرش‌های سیاسی و مردسالارانه نهفته است».[36] درون این ‌»الهیات فمینیستیِ» نوظهور، مفسرانْ قوانین زن‌ستیز و قرائت تحت‌اللفظی آیه‌ی قرآن را زیر سؤال بردند. در عوض، بر «روح عمومی» اسلام تأکید کردند، که به گفته‌ی آنها حامی برابری بود. اگر پیامبر اسلام در بیست‌وسه سال مبارزات خود بسیاری از شیوه‌های ضدزن در زمان خود را تغییر داد، فمینیست‌های پسااسلام‌گرا بنا بود این سنت رهایی را به دوران مدرن بسط دهند. به لحاظ روش‌شناسیِ مبتنی بر هرمنوتیک، زبان‌شناسی و تاریخ‌گرایی، مفسران زن از معانی تحت‌اللفظی به نفع قیاس‌های غیرمستقیم فراتر رفتند. نویسندگان زنان برای رد «برتری ذاتی مردان» که قرائت‌های راست‌اندیش از آیات قرآن استنباط می‌کنند (مانند سوره 4: 34 نساء، جایی که به نظر می‌رسد مردان بر زنان ترجیح داده می‌شوند)، اساس سلسله مراتب را از جنسیت به تقوا تغییر دادند، با استناد به آیه بدون جنسیت: ‌«برترین شما نزد خدا باتقواترین شماست» (S.49:13).

بدین ترتیب، حضانت کودک نباید خودبه‌خود حق مردان باشد (آن‌طور که شرع مجاز می‌داند) بلکه باید بر اساس رفاه و راحتی کودکان تعیین شود، که اسلام بسیار بر آن تأکید می‌کند.[37] برخلاف لایحه‌ی مجلس در سال 1377 که خواستار جدایی زن و مرد در درمان پزشکی بود، مجله‌ی زنان نه تنها استدلال کرد که قرآن به طور کلی هر گونه هدایت قهری را منع کرده است (زیرا مردم مسئول انتخاب‌های خود هستند، خوب یا بد)، بلکه همچنین در الهیات اسلامی دین برای خدمت به انسان‌ها وجود دارد، نه برعکس. در نتیجه، به‌جای تعهد، این لایحه باید انتخاب بیمار در درمان پزشکی‌اش را به رسمیت بشناسد.[38]

فمینیست‌های پسااسلام‌گرا با تکیه بر تحلیل‌های زبان‌شناختی، آیه‌ی الرجال قوامون على النساء (مردان حافظان و نگهبانان زنان هستند) را واسازی کردند (نساء، 4:34)، که بسیاری از استنباط‌های زن‌ستیز بر آن استوار است.[39] مجتهدان فمینیست کلمه‌ی قوام را نه به ریشه‌ی عربی قیم به معنای «ولایت بر دیگری»، بلکه به ‌«قوم» به معنای «قیام کردن»، «برآوردن نیازها» یا «حفاظت» نسبت می‌دهند.[40] به همین ترتیب گفته‌اند که فعل ضرب در قرآن را نه صرفاً باید به «ضربه زدن»، بلکه ‌«پایان دادن به» یا «همراهی با» دانست.[41] متعاقباً، آنها استدلال کردند که قرآن حق طلاق را تنها به مرد نداده یا چنین حقی را از زن سلب نکرده است.[42] در حقیقت، بی‌طرفیِ جنسیتیِ زبان فارسی، همان‌طور که در قانون اساسی جمهوری اسلامی بازتاب یافته است، مجال گفتمانی مبسوطی را برای زنان فراهم می‌کند تا برای حقوق برابر مبارزه کنند.[43] مثلاً شرایط صلاحیت برای ریاست جمهوری کشور، مانند رجال مذهبی یا فقیه عادل، می‌تواند هم برای مرد و هم برای زن صدق کند. در حالی که کلمه‌ی رجل در عربی به معنای مرد پذیرفته شده است، لیکن به نظر آنها در فارسی به طور کلی به شخصیت (سیاسی) اشاره دارد؛ بنابراین، استدلال می‌کردند که زنان نیز واجد شرایط نامزدی برای ریاست جمهوری هستند.[44] نکته‌ی تازه‌ی این بحث‌های الهیاتیِ حساس به جنسیت این بود که، سوای شمار معدودی روحانی روشن‌فکر،[45] زنان بدان می‌پرداختند و این مباحث را در صفحات جراید عمومی پدیدار می‌ساختند.

کنش‌گری نوین زنانْ نهاد روحانیت، مردان عادی و زنان محافظه‌کار را آشفته ساخت. یک آسیب‌شناس مرد با ناراحتی اظهار داشت: «آزادی زنان در ایران بد فهمیده شده است – در چند سال گذشته برخی از زنان که ظاهراً سردمدار مبارزات برای حقوق برابر شده‌اند، به بی‌راهه رفته‌اند. آن‌قدر از سلطه‌ی مردان صحبت کردند که مردم با هم دشمن شدند و این ضربه‌ای به جامعه ما بود.»[46] آیت‌الله فاضل لنکرانی از حوزه‌ی علمیه قم به فعالان این حوزه هشدار داد و اعتراض کرد: ‌«با روشن‌فکری خود اصول اسلام را زیر سؤال نبرید… چه کسی می‌گوید بین زن و مرد تفاوتی نیست؟ شما که هستید که نظر می‌دهید{…} در پیشگاه خدا و پیامبرش؟»[47] امام جمعه‌ی رشت زنانی را که «در زمینه‌ی حجاب و شریعت مراجع دینی را زیر سؤال می‌برند» محکوم کرد و به آنها هشدار داد «»از خط قرمزها عبور نکنند، به قرآن و اسلام بی‌اعتنایی نکنند».[48] برخی دیگر چون آیت‌الله مظاهری، از خواست کنش‌گران از دولت ایران مبنی بر پذیرفتن کنوانسیون سازمان ملل متحد در مورد رفع تبعیض علیه زنان خشمگین شدند، زیرا این امر بازتاب‌دهنده‌ی سلطه‌ی غرب بر ملت می‌بود.[49] منیره نوبخت و مرضیه وحید دستجردی، زنان اسلام‌گرای نماینده‌ی مجلس، پیشنهاد کردند که بحث‌های فمینیستی در مطبوعات و افکار عمومی محدود شود، زیرا آنها «میان زنان و مردان ضدیت ایجاد می‌کنند» و شریعت و مبانی دین را تضعیف می‌سازند.[50] چنین حملاتی به توجیه فکری غوغاگران و رسانه‌های تندرو تبدیل شد تا زنان بدحجاب (بدپوشش) را در خیابان‌ها مورد تعرض قرار دهند، ورزش و تفریح زنان را تقبیح کنند و با بازگشت ‌«فساد، مد و سلیقه‌ی فردی» بجنگند.[51] زنان در سال 1377 به اتهام تحریک زنان علیه مردان و «اشاعه‌ی همجنس‌گرایی» به دادگاه کشانیده شد.[52] روحانی محسن سعیدزاده، که مقاله‌های زن‌محورش در زمینه الهیات و حقوق اسلامی روحانیون محافظه‌کار را بیمناک ساخته بود، در خرداد 1377 زندانی شد.[53]

علی‌رغم جمیع این فشارها، این جنبش تأثیرات قابل توجهی ایجاد کرد و زنان را از طریق تحصیل، اشتغال، قانون خانواده و عزت نفس توانمندتر ساخت. فرصت آموزش برابر با مردان پس از حذف سهمیه‌های محدودکننده‌ی رسمی که به نفع مردان بود، بازگشت. تعدد زوجات به طور جدی کاهش یافت، حق طلاق مردان محدود شد و متعه (ازدواج موقت) مطرود گردید در اوج آن در سال 1381، تنها 271 ازدواج یا یک از هر هزار ازدواج، متعه یا ازدواج ‌«موقت» بود.[54] در مواردی که شوهران برای طلاق اقدام می‌کردند، زنان به اجرت‌المثل یعنی مزد مالی برابر با ارزش خانه‌داری غیرارادی آنها در دوران تأهل دست می‌یافتند، هرچند اجرای چنین احکامی دشوار بود.

قوانین جدید اجرت‌المثل را به زنان شاغل بیوه مجاز کرد، مرخصی زایمان را به چهار ماه افزایش داد، مهدکودک‌ها را برای فرزندان مادرانِ شاغل راه انداخت و طول روز کاری زنان را به 73 درصد از زمان مورد نیاز مردان کاهش داد. قانون جدید همچنین مهریه را به ارزش فعلی قابل پرداخت کرد، بازنشستگی پیش از موعد پس از بیست سال کار را مجاز داشت، از زنان و کودکانِ محروم از حمایت مردان پشتیبانی مالی ‌کرد، دولت را موظف به تامین تسهیلات ورزشی برای بانوان ساخت، و به زنان مجرد بالای 28 سال اجازه تحصیل خارج از کشور بدون قیم مرد را داد.[55] در سال 1377، یک پروژه‌ی آزمایشی برای جلوگیری از همسرآزاری راه‌اندازی شد.[56] حضانت کودک به شدت مورد بحث قرار گرفت و تکاپو برای قاضی شدن زنان منجر به انتصاب آنها به عنوان مشاور قضایی در دادگاه‌های بدوی و قاضی مشترک در دادگاه‌های عالی شد. در سال 1376، پانزده نماینده زن در کمیسیون امور زنان مجلس حضور داشتند.[57]

این مبارزات همچنین به دگرگونی‌هایی در روابط قدرت زنان و مردان در خانواده و جامعه منجر شد. خودکشی زنان و افزایش نرخ طلاق (27 درصد در سال 1381 که 80 درصد آن زنان خواهان طلاق بودند) چیزی بود که یک جامعه‌شناس ایرانی آن را ‌«مدرن‌سازی دردناک جامعه ما» نامید.[58] در همین حال، نظرسنجی‌ها درباره نقش عمومی زنان نشان می‌دهد که 80 درصد پاسخ‌دهندگان (زن و مرد) موافق وزرای زن بودند و 62 درصد با رئیس‌جمهور زن مخالف نبودند.[59] ثابت شد که تلقی غربی از زنان ایرانی به‌عنوان سوژه‌های درمانده‌ی گرفتار در انزوای خانه‌داری و پنهان‌شده زیر چادر بلند سیاه یک ساده‌سازی بیش از حد فاحش است.

یک ناجنبش؟
این به معنای مبالغه در وضعیت زنان ایرانی در جمهوری اسلامی نیست. در واقع، تا سال 1377، مهرانگیزِ کار وکیل فمینیست نسبت به اغراق بیش از حد در مورد دستاوردهای زنان هشدار داد. او ده‌ها حوزه را در حقوق ایران فهرست کرد که در آن نابرابری‌های جنسیتی فاحش ادامه داشت،[60] چنان که در اکثر نهادهای سیاسی، حقوقی و خانوادگی که با روابط مردسالارانه آغشته بودند، این روال برقرار بود. مردان همچنان حقوق بیشتری در طلاق و حضانت فرزندان داشتند؛ آنها مجاز به اختیار چندین همسر بودند و می‌توانستند از همسران خود خواسته‌های جنسی داشته باشند. وانگهی، میزان دیه یک مرد همچنان دو برابر یک زن بود.

با این حال، این نیز درست است که مبارزات هرروزه‌ی زنان در عرصه‌ی عمومی نه تنها جنبه‌های زندگی آنها را دگرگون ساخت، بلکه همچنین تفسیر دموکراتیک‌تری از اسلام ارائه داد. مهم‌ترین دستاورد زنانْ براندازی شکاف جنسیتی مرسوم بین «مرد اجتماعی» و «زن خانگی» بود. زنان ایرانی در مقابل مقاومت‌های بسیار، خود را به عنوان بازیگران عرصه‌ی عمومی تحمیل کردند. وضعیت متناقض زنان در جمهوری اسلامی بسیاری از ناظران و همچنین خود فعالانی را که در تلاش برای درک ماهیت کنش‌گری زنان بودند، سردرگم ساخته بود. فعالان به صراحت آن را به عنوان یک جنبش اجتماعی توصیف کردند،[61] اما برخی آن را یک ‌«جنبش خاموش» می‌دانستند[62]، در حالی که سایرین استدلال می‌کردند که فعالیت پراکنده زنان فراتر از یک ‌«مسأله‌ی اجتماعی» نیست.[63]

کنش‌گری زنان ایران را چگونه توصیف کنیم؟ آیا چیزی به نام ‌«جنبش زنان» وجود داشت؟ اگر نه، چگونه فعالیت‌های پراکنده و در عین حال جمعی و غیرعمد به برخی نتایج ملموس منجر شده است؟ در اواخر دهه‌ی 1370، مشارکت زنان در صدها نهاد غیردولتی زنان، شبکه‌های همبستگی و گفتمان‌ها به درجاتی از فعالیت سازمان‌یافته اشاره داشت. گروه‌های زنان تجمعات برگزار می‌کردند، در نشست‌های بین‌المللی زنان شرکت می‌جستند، با سیاستمداران و رهبران روحانی لابی می‌کردند و در مجلس کارزار راه می‌انداختند. هفته‌های زن، نمایشگاه‌های کتاب، جشنواره‌های فیلم و رویدادهای ورزشی محل بسیج آنها بود. در سال 1374 فعالان مستقل به همراه مقامات معتدلی مانند شهلا حبیبی (مشاور رئیس جمهور رفسنجانی در امور زنان)، جشنواره هفته زن را که شامل 62 سمینار، 3000 بزرگداشت، 230 نمایشگاه و 161 مسابقه بود، ترتیب دادند.[64] بیش از دوازده مجله زنانه (از جمله زنان، فرزانه، حقوق زن، زن روز، نادا، ریحانه، پیام هاجر، مهتاب، کتاب زن و جنس دوم)[65] و شمار فزاینده‌ای از وب سایت‌ها (مانند بدجنس و زنان ایران) ایده‌ها را به اشتراک می‌گذاشتند، رویدادها را تبلیغ می‌کردند و شبکه‌های همبستگی ایجاد می‌کردند. بین سال‌های 1369 و 1381، سی‌وشش نشریه جدید زنان منتشر شد. ایده‌های فمینیستی در دانشگاه‌ها نفوذ کرد و گروه‌های دانشجوییِ زن خبرنامه‌هایی درباره‌ی مسائل جنسیتی چاپ می‌کردند؛ در اواخر دهه‌ی 1370، چهار دانشگاه ایران برنامه‌های مطالعات زنان را دایر کردند، هر چند عملکردشان بسیار مانده بود تا به مطلوب نزدیک شود.[66]

با این حال، تمام این فعالیت‌ها و شبکه‌ها در اندازه‌ای نبود که جنبش ساختاریافته‌ای پدید آورد که قادر به ایجاد اعتراض گسترده و سازمان‌یافته باشد. کنش‌گری زنان ایران مجموعه‌ای از احساسات پراکنده‌ی جمعی، مطالبه‌گری و شیوه‌های روزمره مرتبط با موضوعات مختلف جنسیتی، به‌ویژه تاکید بر فردیت زنان را دربرمی‌گرفت. هویت‌های جمعی در نهادهای زنانه کم‌تر از فضاهای عمومی (هر چند تحت کنترل) شکل می‌گرفت: فضاهای کاری، دانشگاه‌ها، صف‌های جیره‌بندی، مراکز خرید، محلات، اجتماعات غیررسمی و مساجد. گرچه شبکه‌سازی سنجیده‌ای وجود داشت، ‌«شبکه‌های منفعل» به‌عنوان رسانه‌ای حیاتی برای ساختن هویت جمعی عمل کردند.[67] چنان که در میان جوانان جریان داشت، شبکه‌های منفعل اجازه می‌دادند تا ارتباط آنی و ناگفته‌ای بین زنان منفردی برقرار شود که به طور ضمنی اشتراکات خود در سبک و سیاق، رفتار و دل‌مشغولی‌ها را تشخیص می‌دادند. به عنوان مثال، زنان دگراندیش با لباس‌های «نامناسبِ» مشابه در خیابان‌ها، تهدید مشترک از سوی پلیس اخلاق و همبستگی با یکدیگر را احساس می‌کردند.

هنگامه‌ی تنش شدید سیاسی، تهدید یا فرصت غالباً شبکه‌های منفعل زنان را به گروه‌های ارتباطیِ فعال تبدیل می‌سازد. بنابراین، زنان خانه‌دار یا مادران قربانیان جنگ، از آنجا که فاقد سازمان‌دهی نهادی برای ابراز نارضایتی بودند، اغلب نارضایتی خود را به خیابان‌ها می‌بردند، هنگامی که در صف‌های طویل جیره‌بندی، در نانوایی‌ها یا قصابی‌ها، یا در ایستگاه‌های اتوبوس ایستاده بودند، جایی که آنها شیوه‌ی سرکوب‌ناپذیر «گلایه عمومی» را تکمیل کردند. زنان به‌خوبی از مزیت نسبی مبتنی بر جنسیت خود، مصونیت مادری یا قدرت خود به عنوان مادر و خانه‌دار برای اعتراض استفاده کردند و در عین حال از واپس‌زنی مصون ماندند. در حالی که اعتراضات مردان و جوانان اغلب سرکوب می‌شد، جایگاه مادریِ زنان از آنها محافظت می‌کرد. همسران قربانیان جنگ این مصونیت مادری را با سرمایه‌ی سیاسی خود به عنوان خانواده شهدا درآمیختند تا مبارزات موفقیت‌آمیزی را علیه تفسیر مردسالاری از شریعت راه بیاندازند که حضانت فرزندان یتیم‌شان را به پدربزرگ‌شان اعطا می‌کرد.

با این حال، اعتراض عمومیِ چنینی تنها جنبه‌ای ناچیز از مبارزات زنان را شکل می‌داد. آنها به‌ندرت مطالبات مشترکی را در مورد نابرابری جنسیتی بیان می‌کردند؛ درعوض، به خودی خود پیش رفتند تا مستقیماً در جایی که می‌توانستند – در آموزش، کار، ورزش و دادگاه‌ها- مطالبه‌شان را مطرح کنند. آن زمان، جنبش آنها جنبش اجتماعی متعارفی نبود که غالبا با تصاویر تشکیلات یکپارچه، رهبری شناخته‌شده، بنرها و راه‌پیمایی‌ها همراه باشد. کنش‌گری زنان ایرانی یک جنبش ضمنی را بازنمایی می‌کرد- نوعی تخطی ساختاری، فرایندی پیش‌رونده و ضروری از مطالبه‌گری که ریشه در قدرت حضور آنها داشت و به شیوه‌های زندگی روزمره گره می‌خورد. در برابر تعصب جنسیتی اسلام‌گرا، صِرف حضور عمومی زنان یک دستاورد بود، اما همچنین به عنوان سکوی پرتابی عمل کرد که زنان می‌توانستند از آن برای تخطی از سیاست مردسالارانه یا مذاکره با آن استفاده کنند. زنان در اقدامات جنگی و فعالیت‌های داوطلبانه شرکت کردند و جویای شغل بادرآمد شدند؛ تحصیل و ورزش را دنبال می‌کردند، دویدن و دوچرخه‌سواری را پی می‌گرفتند و در مسابقات بین‌المللیِ دوی میدانی شرکت می‌جستند؛ به عنوان متخصص، رمان‌نویس، فیلم‌ساز و راننده‌ی اتوبوس و تاکسی کار می‌کردند و برای مناصب عالی دولتی کاندیدا می‌شدند.

و همین نقش‌های عمومی، از هر سو بر الزامات اجتماعی و قانونی که باید مورد توجه قرار می‌گرفت، می‌تاخت: عرف و قوانین محدودکننده باید برای تطبیق با ضروریات زنان «حوزه‌ی عمومی» در نظام مردسالار حاکم تغییر می‌کرد. برای نمونه، تحصیلات دانشگاهی اغلب مورد نیاز زنان جوان بود تا مستقل از خانواده زندگی کنند، چیزی که در غیر این صورت نامناسب تلقی می‌شد. فعالیت عمومی زنانْ موضوع حجاب (سازگاری آن با ماهیت کارشان)، مصاحبت‌شان با مردان، کشش‌های جنسی[68] و برابری با مردان را در جامعه پیش کشید. اگر زنان بیشتر از مردان وارد دانشگاه می‌شدند و از آن فارغ‌التحصیل می‌شدند، زنان بیشتری می‌توانستند (البته نه لزوماً) سِمت‌هایی را اشغال کنند که بر مردان نظارت داشته باشند، که اقتدار آنها را اگر نهادینه نمی‌کردند، باید می‌پذیرفتند. ایفای نقش‌های عمومیِ مشابه مردان راه زنان را برای مطالبه حقوق برابر در قوانین احوال شخصیه، طلاق، ارث، دیه یا حضانت فرزند می‌گشود. چنان که زهرا شجاعی، مشاور رئیس جمهور خاتمی در امور زنان اظهار کرد: ‌«اکنون که زنان نان‌آور خانه شده‌اند، آیا وقت آن نرسیده است که الرجال قوامون على النساء را با نگاه تازه‌ای بخوانیم؟»[69] چرا زنان نباید به عنوان رئیس‌جمهور یا رهبر انتخاب شوند؟ اگر زنان بتوانند به عنوان مقامات عالی در تجارت یا دولت خدمت کنند، آیا باز هم برای شرکت در یک کنفرانس خارجی نیاز به کسب اجازه از شوهران خود دارند؟

در این پیشرفت ساختاری، زنان فعالیت‌های عادی مشابهی را انجام می‌دادند (کار در حوزه‌ی عمومی، ورزش، مطالعه یا انجام کارهای خانه)؛ اما این اقدامات بسیار معمولی مقامات را واداشت تا نقش زنان در جامعه و در نتیجه حقوق‌شان را به رسمیت بشناسند. این ضرورت حضور مردمیِ معنادار اما مداوم بود که مطالبات، استحقاقات و انتخاب‌های زنان را ارتقا می‌داد، زیرا به‌تدریج شکستن محدودیت‌های مردسالارانه‌ی بیشتری را ضروری می‌کرد. هر گام رو به جلو، گام بعدی را توجیه می‌کند، چرخه‌‌ی فرصت برای مطالبات بیشتر پدید می‌آورد و در نهایت به برابری جنسیتی و حقوق فردی بیشتر منجر می‌شود. این «ناجنبش» قدرت خود را نه از تهدید کنش‌گران به اغتشاش یا ناپایداری، بلکه از قدرت حضور آنها می‌گرفت: توانایی آنها برای ابراز اراده‌ی جمعی، به‌رغم تمام موانع، با دور زدن محدودیت‌ها، استفاده از آنچه ممکن بود و کشف فضاهای جدیدی که در آن‌ها خود را شنیده، دیده و احساس‌شده می‌ساختند. با این حال، پیشرفت به چیزی بیش از اعمال روزمره متکی بود؛ افزون بر این، فعالان فمینیست ابزارهای پیچیده‌ی حقوقی، الهیاتی و نظری را به کار بردند تا از فرصتی که حضور عمومی زنان در اختیارشان قرار داده بود، بهره ببرند.

‌«خطرِ» چنین «پیشروی آرامی» بود که روحانیون محافظه‌کار را نگران ساخت که حدود سی‌وپنج سال پیش با اعطای حق رأی به زنان در انتخابات محلی از سوی شاه مخالفت کرده بودند. ‌«حق رأی برای زنان، علاوه بر مشکلات خودش، منجر به شرکت آنها در انتخابات مجلس می‌شود؛ در این صورت این امر به برابری زن و مرد در طلاق، قضاوت و مانند آن می‌انجامد… بی‌شک این اعمال در مقابل اصول دینی ما قرار می‌گیرد.»[70]

انگیزه‌ی زنان برای حضور عمومی با یادآوری وضعیت پیش از انقلاب‌شان، ضرورت اقتصادی و جهانی‌شدن مبارزات زنان تقویت شد. لیکن عامل بلافصلْ فرصت گفتمانی بود که مبارزات خود زنان پیش‌تر پدید آورده بود. مشارکت گسترده‌ی آنها در انقلاب 57 بسیاری از رهبران مذهبی، به‌ویژه آیت‌الله خمینی، را واداشت تا به طور علنی عاملیت اجتماعی و سیاسی زنان را به رسمیت بشناسند. اشاره‌ی وی به رأی‌دهندگان زن در نخستین همه‌پرسی جمهوری اسلامی قدرت عمومی آنها را تثبیت ساخت. او تصدیق می‌کند: ‌«زنان بیش‌ از مردان در این نهضت [انقلابی] سهم دارند؛ مشارکت آنها دو برابر مردان است.»[71]و در ادامه می‌گوید: ‌«اینکه زنان مسلمان باید در خانه‌های خود حبس شوند، تصوری مطلقا غلط است که برخی آن را به اسلام نسبت می‌دهند. حتی در صدر اسلام، زنان در ارتش‌ها و جبهه‌های جنگ حضور داشتند.»[72] بعدها، فمینیست‌های مسلمان برای سرپیچی از روحانیون محافظه‌کاری که می‌خواستند آنها را به حیطه خصوصی بازپس برانند، به این اظهارات استناد کردند. هم‌زمان، عمومی شدن فراگیر زنان در شُرف به چالش کشیدن بسیاری از ساختارهای مردسالار دولت اسلامی و روابط جنسیتی و ایجاد یک هویت مستقل جدید برای آنها بود. این به نوبه‌ی خود، به خواسته‌های زنان برای برابری جنسیتی و رد بسیاری از نقش‌های ‌«سنتی» چارچوب بخشید.[73] مقاومت و حضور روزمره‌ی زنان باعث تعمیق اختلاف در گفتمان دینی شد و تفسیری متفاوت، پسااسلامی و زن‌محور از متون مقدس را از پیش برد. و در این میان، زنان از جنبش نوظهور دیگری، یعنی جنبش ‌«روشن‌فکران دینی»، بینش‌های اساسی را گرفتند.

آصف بیات

[1] بنگرید به: پایدار، زنان و روند سیاسی.

[2] بنگرید به: کریمی، «سهم زنان در بازار کار ایران».

[3] برای مواضع گروه‌های چپ در مورد مسائل زنان بنگرید به: شهیدیان، «چپ ایرانی». همچنین بنگرید به: توحیدی، «مسأله‌ی زنان و روشن‌فکران طی تحولات دهه‌ی اخیر».

[4] برای نمونه، بنگرید به: سخنرانی گلنار دستغیب، نماینده‌ی زن اسلام‌گرا، در اتحادیه‌ی بین‌پارلمانی هاوانا، چاپ‌شده در طبری و یگانه، زیر سایه اسلام. همچنین، بنگرید به: طبری، «اسلام و مبارزه»، ص 17.

[5] بنگرید به: پیام هاجر، شماره 1، 19 شهریور 1359 (1980)، ص 2.

[6] بیانیه‌ی هیأت نمایندگان زنان ایران در کنفرانس دهه‌ی زنان سازمان ملل، ژوئیه 1980.

[7] برای نمونه بنگرید به: اظهارات دو زن نماینده‌ی محافظه‌کار اسلام‌گرای مجلس پنجم، منیره نوبخت و مرضیه وحید دستجردی، به نقل از زنان، شماره 42، فروردین-اردیبهشت 1377 (1998)، ص 3.

[8] به نقل از زنان، شماره 26، ص 3.

[9] مریم بهروزی، به نقل از اطلاعات، 3 اسفند 1361 (1982)، ص 6.

[10] طباطبایی، «درک اسلام در کلیت آن»، ص 174.

[11] به نقل از رسالت، 26 فروردین 1375.

[12] رئیس‌جمهور رفسنجانی، به نقل از زنان، شماره 26، ص 5.

[13]مریم بهروزی نماینده مجلس چهارم به نقل از آزاده کیان-تیبوت، «زن و سیاست»، ص 44.

[14] به نقل از آزاده کیان-تیبوت، «زن و سیاست»، ص 39

[15] بنگرید به: ایران فردا، شماره 36، شهریور 1376 (1997)، ص12، زنان، شماره 27، آذر_دی1374 (1995)، ص 6.

[16] مقدم، «مسائل اشتغال زنان».

[17] خاتم، «ساختار اشتغال زنان شهری». کریمی، «سهم زنان در بازار کار ایران».

[18] زنان، شماره 27، ص 42.

[19] بنگرید به: مسرت امیرابراهیمی، مصاحبه در:

Bad Jins, 6th ed., December 2002, online.

[20] مینا، «تحرک زنان در تهران».

[21] برای یک گزارش عالی بنگرید به:

Hoodfar, Volunteer Health Workers in Iran.

[22] بین سال‌های 1990 تا 1995، نرخ رشد جمعیت به طور متوسط سالانه 2 درصد کاهش یافته بود. برای تمام ارقام نرخ رشد، به سال‌نامه سازمان ملل (نیویورک: سازمان ملل متحد، سال‌های مختلف) مراجعه کنید.

[23] زنان ایرانی در مسابقات ورزشی با بانوانی از پاکستان، سوریه، لیبی و کامرون به رقابت پرداختند. در مورد ورزش بانوان بنگرید به: ویژه‌نامه زنان، شماره 30؛ همچنین بنگرید به: زنان، شماره 9، بهمن 1371 (1991).

[24] Womeniniran.com [June 6, 2003].

[25] بنگرید به: زنان، شماره 42، اردیبهشت 1377، ص 61.

همچنین، برای گزارش‌های مربوط به تیم‌های فوتبال زنان مراجعه کنید به:

womeniniran.com [June 2003].

[26] برای یک بحث عالی در مورد اینکه چگونه مراکز فرهنگی جدید در جنوب تهران به مکان‌هایی «امن» برای زنان طبقات فرودست برای حضور فعال در عرصه عمومی تبدیل شده‌اند، بنگرید به: امیرابراهیمی، «تأثیر فرهنگ‌سرای بهمن بر زندگی اجتماعی و فرهنگی زنان و جوانان تهران».

[27] اطلاعات، 15 آبان 1369 (6November 1990).

[28] در نظرسنجی‌ای در سال 1373 از زنان ایرانی پرسیده شد که اگر ملزم به حجاب داشتن نبودند، آیا حجاب می‌پوشیدند و اگر چنین است چه نوع حجابی. حدود 20 درصد بدون حجاب، 10 درصد روپوش سبک، 40 درصد روسری و مانتو یا شال و 25 درصد چادر کامل را ترجیح می‌دادند. بنگرید به: عبدی و گودرزی، تحولات فرهنگی در ایران، ص 148.

[29] نامه یک زن به زنان، شماره 35، تیر 1376، ص 26.

[30] رجایی (نماینده مجلس)، به نقل از اطلاعات، 15 بهمن 1367 (1988).

[31] فعالان زن پسااسلام‌گرا به ویژه با رویکرد مشارکتی برخی فمینیست‌های سکولار تشویق شدند. برای بحث و تلاش برای ایجاد اتحاد فمینیست‌های پساسلام‌گرا و سکولار، بنگرید به: توحیدی، فمینیسم. همچنین مراجعه کنید به: «فمینیسم اسلامی» هم‌او.

[32] برای تشریح دقیق دیدگاه‌ها و نگرش زنان، بنگرید به: نجم آبادی، «فمینیسم در جمهوری اسلامی».

[33] بنگرید به: نظرسنجی خود زنان از خوانندگان‌اش در زنان، شماره 52، مرداد- شهریور 1374 (1995)، صص 54- 58.

[34] طبری، «اسلام و مبارزه»، ص 17.

[35] فمینیست‌ها استدلال می‌کردند که اگر حوا «ضعیف‌تر» بود، او کم‌تر از آدم در هبوطش مقصر بود. آنها در ادامه گفتند که زن (حوا) از مرد (آدم) اصیل‌تر بوده، زیرا مرد از زمین و زن از مرد آفریده شده است. در واقع زن برتر شمرده می‌شد، زیرا تنها او، نه مرد، می‌زاید، یا «بر جهان می‌افزاید». بنگرید به: لرنر، ایجاد آگاهی فمینیستی، صص 138-66. در مورد نمونه‌هایی از الهیات فمینیستی در مسیحیت و یهودیت، بنگرید به:

Bayes and Tohidi, Globalization, Gender and Religion, chap. 2.

[36] زنان، شماره 9، ص 34

[37] توجه به فرزندان در آیاتی از جمله المال و البنون (مال و فرزند) (کهف: 46) مورد تأکید قرار گرفته است. احادیث: «کودکان پروانه‌های بهشت‌اند» یا «هیچ گناهی بزرگ‌تر از نادیده گرفتن کودکان نیست» محوریت مراقبت از کودکان را نشان می‌دهد. بنگرید به: زنان، شماره 38، آبان 1376، صص 2-5.

[38] بنگرید به: سعیدزاده، «کالبدشکافی طرح انتقال امور اداری»، ص 15.

[39] به روایت قرآن، ترجمه عبدالله یوسف علی (بیروت: دارالعربیه، ن.د.).

[40] مصاحبه با مصطفی ملکیان در زنان، شماره 64، صص 32-35.

[41] شکری و لبریز، «مرد: شریک یا رئیس؟»، زنان، ش. 2، اسفند 92، صص 26-32.

[42] زنان، شماره 23، فروردین- اردیبهشت 1374 (1995)، صص 46-57.

[43] برای نمونه، بنگرید به: کار، «مشارکت سیاسی زنان».

[44] زنان، شماره 35، تیر 1376، ص 6.

[45] آیت‌الله بجنوردی از حوزه‌ی علمیه قم بیان می‌کند: «فقه [که احکام تبعیض‌آمیزی دارد] چیزی جز ادراکات خاص فقها نیست. و می‌توان آن را تغییر داد»؛ بنگرید به: فرزانه، شماره 8.

[46] به نقل از ماه‌نامه گزارش، شماره 148، تیر 1382.

[47] جمهوری اسلامی، 12 مهر 1376(1997).

[48] زنان، شماره 43، خرداد 1377 (1998).

[49] زنان، شماره 38، آبان 1379 (2000)، ص 59.

[50] گزارش‌شده در زنان، شماره 42، فروردین-اردیبهشت 1377 (1998)، ص 3.

[51] هفته‌نامه صبح، شماره 32، آبان 1375 (1996) و 28 فروردین 1375 (1996).

[52] گزارش محاکمه مجله در زنان، شماره 43، خرداد 1377 (1998)، ص 4.

[53] برای تحلیل دقیق بحث‌های جنسیتی در میان روحانیون شیعه ایران، بنگرید به: میرحسینی، اسلام و جنسیت.

[54] این در مقایسه با 283،253 ازدواج دائم یا عادی در مدت مشابه است. بنگرید به: حیات نو، 11 آبان 1381 (2002)، ص 11. لازم به ذکر است که ازدواج متعه همیشه ثبت نمی‌شود. بنابراین بسامد واقعی آن ممکن است بیشتر باشد.

[55] برای فهرست کامل رجوع کنید به: زنان، شماره 28، فروردین 1375 (1996)، ص 3.

[56] زنان، شماره 38، آبان 1376 (1997)، ص 38.

[57]اما سهم زنان از کرسی‌های پارلمان، یعنی 6 درصد، هنوز بسیار کمتر از میانگین جهانی 6/11 درصدی بود. میانگین در کشورهای عربی 4.3 درصد بود. رجوع کنید به: زنان، 33، ص 76.

[58] به نقل از مستقیمی، «حقوق – ایران». در بیش از 80 درصد طلاق‌ها در سال 2000 زنان خواهان بوده‌اند. برای این گزارش بنگرید به: شادی صدر در یاس نو، به نقل از سایت زنان ایران [4، 2003].

[59] زنان، شماره 34، اردیبهشت 1376 (1997)، ص 4 و شماره 37، شهریور-مهر 1376 (1997)، ص 8. مطالعه‌ای توسط عذرا شالباف تأیید کرد که زنان (همسران) با تحصیلات عالی، قدرت تصمیم‌گیری وسیع‌تری در خانواده‌ها دارند، گرچه مسئولیت‌های خانگی آن‌ها به میزان اندکی تغییر کرده بود. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران، 1380.

womeniniran.com [May 21,2003].

[60] بنگرید به: زنان، شماره 41.

[61] بنگرید به: آزادی، «جنبش اجتماعی زنانه»، سایت زنان ایران [۱۱ نوامبر ۲۰۰۳].

[62] مهدی، سایت ایران امروز [تیر 1381]; مقدم، «فمینیسم در ایران و الجزایر»؛ هودفر، «جنبش زنان در ایران»؛ آزاده، «جنبش اجتماعی زنانه»www.womeniniran.com.

[63] بنگرید به: جلایی‌پور، «مسأله اجتماعی، نه جنبش اجتماعی»؛ همچنین به «تحلیلی از پویش زنان ایران» هم‌او.

[64] گزارش‌شده در زنان، شماره 26، ص 5.

[65] بین سال‌های 1990 و 1997، سیزده مجله جدید زنان منتشر شد (ندا، رهروان سمیه، بوریش، پگاه، معراج، جلوه، پیام زن، زنان، تکاپو، فرزانه، ریحانه، طوبا و بانو). طی دوره‌ی بین انتخاب خاتمی و 2002، بیست‌وسه نشریه جدید زنان پدید آمد: زن و پژوهش، زن (روزنامه)، ارشاد نسوان، همسر، مهتاب، کتاب زنان، پوشش، قرن 21، زنان جنوب، زن امروز، الزهرا، بانو، نور بارون، شمیم نرگس، سروش بانوان، طرح و مد، یاس، ایراندخت، مطالعات زن، مالینی، عروس، زنان فردا، زن شرقی، کوکب. از سال 2000، پنج مورد از این مجلات توسط مقامات تعطیل شده بودند. بنگرید به: یاس نو، 23 می 1382 (2003).

[66] برای بررسی انتقادی برنامه‌های مطالعات زنان، بنگرید به: جلالی نائینی، «تأسیس رشته مطالعات زنان در ایران».

[67]برای توضیح مفهوم «شبکه منفعل» بنگرید به: بیات، سیاست خیابانی، فصل. 1.

[68] کشش جنسی در مرکز بحث آیت الله جوادی آملی علیه زنان که می‌توانند به عنوان قاضی یا فقیه عمل کنند، قرار داشت. بنگرید به: زنان، 9، ص 30.

[69] به نقل از زنان، شماره 37، شهریور-مهر 1376 (1998)، ص 56. این فرآیند به نوعی شبیه استراتژی «پیشروی آرام» است، که من در جای دیگر برای مفهوم‌سازی سیاست مردم عادی، حاشیه‌نشینان شهری در کشورهای در حال توسعه توضیح داده‌ام. این سیاست غیرخصمانه توزیع مجدد محصولات اجتماعی، فضای عمومی، زمین، مصرف جمعی و فرصت‌های تجاری را به میانجی اقدامات مستقیم طولانی‌مدت، آرام و مجزا توصیف می‌کند. جنبش زنان در ایران نیز مانند جنبش فقرای شهری، فرآیندی مجزا، دنباله‌دار و فزاینده برای به دست آوردن دستاوردها بود، فرآیندی که نزدیک به شیوه‌های زندگی روزمره بود. با وجود این، در حالی که حاشیه‌نشینان شهری حول ساختارهاي قانوني هنجاري و (مدرن) عمل مي‌كنند و در نتيجه مي‌توانند از آن عبور كنند، بازیگران زن باید در بطن این ساختارها عمل کنند و بنابراین قوانین محدودکننده چنین ساختارهایی را به چالش بکشند.

[70] دوانی، نهضت روحانیان ایران، ص 67.

[71] گزیده‌هایی از مقالات پیام هاجر، ص 1، تهران: جمعیت زنان انقلاب اسلامی، 21 تیر 1359.

[72] به نقل از زنان، شماره 9، ص 30.

[73] مطالعه‌ای در مورد جنسیت و نگرش اجتماع، تحت حمایت وزارت فرهنگ، نشان داد که بین دیدگاه‌های مردان و زنان در مورد «رضایت از زندگی» اختلاف فراوانی وجود دارد، چندان که انتظار زنان بسی بیش از مردان است. به گزارش خبرگزاری ایرنا، خرداد 1383 (2004)، به نقل از سایت ایران امروز.

2022-10-12 جنبش گیسوان  جواد تسلیمی

جنبش گیسوان
جواد تسلیمی

جنبش گیسوان
جواد تسلیمی
16 مهر 1401
این‌روزها در حکومت اسلامی مدوساهای جوان و زیبای ایران با به آتش کشیدنِ روسری‌های خویش، یعنی ابزار سرکوبشان، گیسوان زیبا و دلربای خویش را آشکار می‌کنند تا این حکومت پدر – مرد – قاتل‌سالار را تبدیل به سنگ کنند. آنها این‌بار از حمایت مردان و زنان ایران و جهان برخوردارند و می‌خواهند برای اولین بار با جنبش خود، خودشان را در متن قرار بدهند. جنبش انقلابی زنان در ایران آغاز شده است: جنبش گیسوان.

در اساطیر یونانی مدوسا زنِ زیبایی است که به تقاضای پوسیدون (خدای سیل، رودخانه‌ها و دریاها) پاسخ منفی می‌دهد. مجازات این سرپیچیِ زنانه در برابر یکی از قدرتمندترین ایزدان یونان باستان، یعنی پوسیدون، فرزند کرونوس و برادر زئوس که با وجود زندگی با همسری زیبا با زنان بسیاری آمیزش جنسی دارد، تبدیل مدوسا به هیولایی ترسناک از طریق تبدیل گیسوان زیبای او به مارهایی کریه و خوف‌انگیز است.

اسطورۀ مدوسا روایت سرکوبِ سرپیچی و زیباییِ زنانه است. مدوسا زن – انسان و پوسیدون مرد- خدا است. او «آن دیگری» است و فناپذیر در جهانی که مردانِ فناناپذیر بر آن سلطه دارند. اما نافرمانی او برای مردان هراس‌انگیز است. آنها توانِ دیدنِ او را ندارند. هر مردی با دیدن او تبدیل به سنگ می‌شود. روایت ساختگیِ نظام مردسالار از زن سرکش به مثابۀ موجودی خطرناک در طول تاریخ از طریق ادبیات، فرهنگ، هنر و مذاهب مردسالار به شکل‌های مختلف بیان و به نوبۀ خود به خودآگاه و ناخودآگاه افراد تزریق شده است.

در ادبیات نمونه‌های بسیاری از زن اغواگر داریم: از آناستازیای داستان «ابله» داستایوسکی گرفته تا زن لکاته «بوف کورِ» هدایت. در فیلم‌‌نوآرهای کلاسیک هالیوود هم یک کاراکتر زن داریم که «فم فَتال» نامیده شده: زنِ زیباروی اغواگر که بسیار خطرناک و مرگ‌آور است. کاراکتر باربارا استان‌ویک در فیلم «غرامت مضاعفِ» بیلی وایلدر و مری آستور در فیلم «شاهین مالت» جان هیوستن نمونه‌هایی از این زنان فتنه‌گر در سینمای کلاسیک هستند. در مذاهب هم نمونه‌های بسیاری داریم: از حوّا گرفته تا سالومه. اما تبدیل زن زیبا با گیسوان دلربا به هیولایی که به جای تارهای مو، مارهای ترسناک و زشت بر سر دارد، یعنی هراس از گیسوان زن، در اسلام در امر حجاب تجلی پیدا می‌کند. امر به پوشاندن گیسوان زن که زیبایی و قدرت اغواگری دارد نشانۀ دیگری از سرکوب جنسیِ زنان در ایران اسلامی است.

این‌روزها در حکومت اسلامی مدوساهای جوان و زیبای ایران با به آتش کشیدنِ روسری‌های خویش، یعنی ابزار سرکوبشان، گیسوان زیبا و دلربای خویش را آشکار می‌کنند تا این حکومت پدر – مرد – قاتل‌سالار را تبدیل به سنگ کنند. آن‌ها این‌بار از حمایت مردان و زنان ایران و جهان برخوردارند و می‌خواهند برای اولین بار با جنبش خود، خودشان را در متن قرار بدهند. جنبش انقلابی زنان در ایران آغاز شده است: جنبش گیسوان.

2022-10-10 جنبش و یا بزودی شاید انقلاب “برای…” و نقش چپ آزاده شکوهی

جنبش و یا بزودی شاید انقلاب “برای…” و نقش چپ
آزاده شکوهی

جنبش و یا بزودی شاید انقلاب “برای…” و نقش چپ

آزاده شکوهی

امروز بیست‌ و سه روز از آغاز مبارزات مردم در ایران می‌گذرد. مقاله حاضر بررسی موجز و تحلیلی است از شرایط موجود و نقش چپ.

تاریخ روند داده ها را رقم می‌زند. داده های امروز ما چیست؟
*راه اندازان این جنبش نوجوانان و جوانان متولد دهه‌های هفتادو هشتاد هستند. نسلی با ویژگی های خاص خود. بزرگ شده با اینترنت و آموزشهای مدرنیته. نسلی که به همت چپ داخل کشور انواع کتاب‌های فلسفی، جامعه شناسی، سیاسی و… را به زبان فارسی برای خواندن در دسترس داشته و باز هم به همت فعالین داخل با هنر تشکل و سازماندهی آشنا شده است.

* با یک جنبش فمینیستی روبرو هستیم. جنبش فمینیستی که به قول ژیژک در نوع خود بی‌نظیر است چون مردان را هم در برمی‌گیرد و آنها را حذف نمی‌کند. جنبشی که شعار زن، زندگی، آزادی را به شعار محوری خود تبدیل کرده است.

*با این واقعیت روبرو هستیم که شماراعتصابات، خیزش ها و تظاهرات به طور روزمره در حال بالا رفتن است. دیروز شنبه اوج تاکنونی این جنبش را در تمامی شهرهای ایران شاهد بودیم.

*شاهد تداوم حضور در خیابان و دادن شعارهایی همچون “تا انقلاب نکردیم به خونه بر نگردیم” هستیم. مردم روزها در خیابان هستند و شبها روی پشت بامها. مبارزان شب گذشته تا پاسی از شب سنگر خیابان را آگاهانه پاسداری کردند.
*با نسلی آگاه و هوشیار روبرو هستیم. کیفیت شعارها نشان از آگاهی این نسل دارد. شعارهایی همچون” کارگر دانشجو اتحاد، اتحاد” یا “فقر و فساد و بیداد مرگ بر این استبداد” و البته “زن، زندگی ، آزادی”.

*شاهد آن هستیم که سلبریتی ها در سطح ایران و جهان از این جنبش حمایت میکنند. حمایت سلبریتی ها به هر چه بیشتر پخش شدن خبرها و در نتیجه جلب حمایت داخلی و بین‌المللی کمک می‌کند.

*همچنین شاهد حمایت تمامی احزاب مترقی و چپ، اتحادیه های کارگری، معلمان، هنرمندان، وکلا و… در سرتاسر جهان از این جنبش هستیم که باز موجب جلب حمایت بین المللی از سوی طیف متفاوتی می‌شود.
*این جنبش و مبارزات مردم ایران که به سوی انقلاب می‌رود نه تنها در خاورمیانه بلکه در تمامی جهان نور امید تابانده است. در دنیای افسرده و سر خورده از هجوم خشونت بار سرمایه داری نئو لیبرال این جنبش همچون جنبش سال‌های شصت و هفتاد در آمریکای لاتین با خود امید به تغییر آورده است.

ظرفیت این جنبش چه اندازه است؟
کارآیند بودن هر جنبشی متکی به ظرفیتش است.ظرفیت این جنبش در نیروی عظیم نوجوانان و جوانان تازه نفس، در همپیوندی با ملیت ها و قوم‌های ساکن ایران و در پیوند عمیق‌ با فمینیسم و خواسته‌ های جنبش زنان است. ظرفیت این جنبش همچنین در آن است که روشن ساخت امروز دیگر اکثریت عظیم مردم ایران جمهوری اسلامی را نمی خواهند و امروز تنها شعار سرنگونی است که اعتبار دارد.

نقاط ضعف جنبش کدام است؟
در شرایط کنونی (این شرایط می‌تواند دقیقه ای تغییر کند) پاشنه آشیل این جنبش دو مورد است.

اول: عدم حضور و حمایت گسترده آن صد هزار نفری که باید پای در خیابان بگذارند. همراهی اعتصاب کنندگان صنایع بزرگ مثل نفت و ذوب آهن و…
دوم:خلأ رهبری. منظور از رهبری یک بزرگ آقای از فرنگ وارد شده نیست. رهبری یعنی یک رهبری جمعی با حضور فعالین مدنی، حقوق بشری، فعالین زنان، محیط زیست، فعالین تشکلات کارگری، معلمان و ملیت‌های ساکن ایران. همگی از داخل کشور.

نقش چپ
اینجاست که به نقش چپ می‌رسیم. منظور من از چپ آن بخش از چپ است که به سوسیالیسم، فمینیسم و دموکراسی عمیقا باور دارد. چپ سوسیالیست-فمینیست دموکراسی خواه امروز می‌تواند و باید با تمامی قدرت به میدان آید زیرا پلاتفرم این جنبش که در ترانه شروین (که بر اساس توییت‌های مردم ساخته و اجرا شده) فرمول بندی شده، پلاتفرم چپ است. شروین می‌خواند مغزهای پوسیده چپ می‌گوید جمهوری سکولار، شروین می‌خواند “ولیعصر و درختهای فرسوده” چپ می‌گوید یک سیاست درست برای حفظ محیط زیست، شروین می خواند “شرمندگی برای بی پولی” چپ می گوید نظامی مبتنی بر برابری و تامین اجتماعی و عدالت، شروین می‌خواند “کودک افغانی، دختری که آرزو داشت پسر بود” چپ می‌گوید رفع تبعیض از همه شهروندان‌ به دلایل قومی، ملیتی، جنسی، جنسیتی و… و شروین می‌خواند “آزادی” و چپ می گوید دمکراسی و حق آزادی بیان و تشکل.

ترانه شروین که پلاتفرم سیاسی این جنبش شده است، پلاتفرم چپ است. هیچ حزب و جریان دست راستی و محافظه کاری نمی‌تواند به این پلاتفرم پاسخ مثبت بدهد و آن را تحقق بخشد.

یک موقعیت استثنایی برای حضور چپ فراهم شده، باید تیزهوشانه موقعیت را دریابیم و در جهت پیوند دادن این پلاتفرم با جنبش چپ حرکت کنيم. اگر چپ سوسياليست – فمینیست دموکراسی خواه بتواند حول این پلاتفرم خودش را سازماندهی کند آنگاه توان و قدرت وارد شدن در ائتلافات بزرگ را خواهد داشت. ائتلافات موقتی و موضعی. مثلا ائتلاف تا سرنگونی، ائتلاف از سرنگونی تا تشکیل مجلس موسسان و ائتلافات بعدی بر حسب شرایط و موقعیت‌ها.

یک نکته مهم دیگر آنکه چپ سوسیالیست – فمینیست دموکراسی خواه باید بتواند رتوریک ایران دوستی را از سلطنت طلبان و رژیم چنجی ها باز پس گیرد. از تشکیل گروه ۵۳ نفر تا امروز این چپ بوده که برای آزادی و آبادی ایران بدور از شوینیسم فارس محور تلاش کرده است. ما برای آنکه ایران گوهری تابان شود خون دلها خورده ایم و باید این را با افتخار فریاد زنیم.

آینده این جنبش به هر شکل ختم شود ما دیگر هرگز به دوران پیش از قتل مهسا (ژینا) امینی باز نخواهیم گشت. آنچه به دست آورده‌ایم اگر در کوتاه مدت به سرنگونی نیانجامد قطعا راه سرنگون کردن رژیم را هموار خواهد کرد.

2022-10-10 خواسته‌‌ای هدف‌مند برای اعتصابات، برای ارتقای جنبش زن، زندگی، آزادی، فرنگیس بختیاری

خواسته‌‌ای هدف‌مند برای اعتصابات، برای ارتقای جنبش زن، زندگی، آزادی، فرنگیس بختیاری

خواسته‌‌ای هدف‌مند برای اعتصابات، برای ارتقای جنبش زن، زندگی، آزادی

نوشته‌ی: فرنگیس بختیاری

«غـفلت از جـنبش‌های خـودجـوش، تحقیر آن‌ها و عـدم هدایتشان در مسیری آگاهانه و ارتـقای سـطح آن‌ها بـا قـرار دادنشان در درون سیاسـت، اغـلب می‌تـوانـد پیامـدهای جـدی و خـطرنـاک داشـته بـاشـد… یکی از عـلل کارآمـد شکل‌گیری کودتـاها را بـاید در دسـت ‌کشیدن گـروه‌های مـسئول از هدایت جـنبش‌های خـودجـوش بـه سمت آگاهی و ارتقای آن‌ها به یک عامل مثبت سیاسی جست‌وجو کرد.»- آنتونیو گرامشی

ارتقای خیزش زن، زندگی، آزادی در مسیری آگـاهـانـه، این‌جا و اکنون در گرو آزادی زندانیان سیاسی و پر کردن خلاء رهبری است؛ یک عامل مثبت سیاسی، که در این مرحله می‌تواند مبارزه علیه ستم جنسیتی و مذهبی را با مبارزه علیه ستم طبقاتی و ستم قومی به یک کل واحد فرا برد. تنیدگی مبارزه علیه این چهار ستم و جهت ‌دادن به خشم و نفرت موجود توسط فعالان سیاسی شناخته‌شده، توان واقعاً موجود جنبش اجتماعی برای عدم تکرار انحراف انقلاب سال 1357 است.

ظرفیتِ خودگستری جنبش زن، زندگی، آزادی

«شکوفایی انسان، رها از همه‌ی بندهای سلطه و استثمار نژادی، قومی، طبقاتی و جنسی، شرط شکوفایی همگان است.»

در خیزش اخیر، چهار ویژگی مرتبط با زیست مهسا، ستم جنسی، ستم قومی، ستم مذهبی (شیعه ‌نبودن) و ستم طبقاتی (فرودست ‌بودن) موجب سراسری‌ شدن آن، بیش‌تر بین نوجوانان اقشار میانی جامعه و کم‌تر نوجوانان به‌حاشیه‌رانده‌شده‌ است، موضوعی که از اهمیت وافر آن نمی‌کاهد.[1] پیشرو بودن دختران نوجوان در این خیزش، شرکت پسران دوشادوش آن‌ها و فریاد درد مشترک در خیابان و تويیت‌ها، از فمنیسمِ معطوف به‌ ستم مختص به ‌زن فرا رفته‌ است. به‌طوری‌که معترضان[2] مرد و زن، پیر و جوان، کرد و فارس و عرب در نفی اجبار و الزامات قدرت حاکم نسبت به زن، خواسته و ناخواسته، رهایی خود را می‌یابند. جنبشی خودانگیخته که «ناگهان دوباره تا سطح بالا آمده و منفجر شده … به این دلیل که فلاکت مفرط، یا سرکوب تحقیرآمیز نه تنها اقتصادی بلکه سیاسی نیز، چنان فریاد بلندی از هر یک از قربانیانش برآورده که تمام قربانیان فریاد یک‌دیگر را می‌شنوند… خودانگیختگی توده‌ها موتور کنش انقلابی است.»

انـفجارهـای سیاسی مـانـند جـنبش زنـان ایران یا جـنبش اقـوام ــ روژاوا، عـفرین ــ و یا جنبش سیاهان، همه، خیزش‌هایی ضد سلطه و استثمار هستند و ظرفیت خودگستری آن‌ها به فرای مرزها، می‌توانـد زنجیره به‌هم‌بافته‌ی سلطه واستثمار مذهبی، جنسیتی، نژادی و طـبقاتی را حلقه به حلقه فعال کرده، بـه ‌سـوی عـدالـت اجـتماعی راه جوید. این جنبش‌ها در مسیر تکاملی‌شان می‌توانند از مـنشاء و هـدف اولیه‌شان فـرا روند و بـا ارتـقا بـه سـطح بنیادی‌تـر از مـبارزه، توان گذار به جامعه‌ی آزاد انسانی را بیابند. جنبش نفی حجاب، یکی از این جنبش‌هاست که با به چالش‌کشیدن هستی ایدئولوژی حاکم، ابعادی چنان گسترده یافته که قادر است پایه‌های هویتی را که بستر اجتماعی و تاریخی این ایدئولوژی در منطقه است به ‌لرزه درآورد.[3] دختران جوان با جسارت و شهامت و سراپا خشم، قیامی را شعله‌ور کرده‌اند که پس از دهه‌ها بنیادگرایی، قتل و وحشت، نور امید و شادی به خاورمیانه می‌فرستد و خودگستری و خودزایندگی پراتیک، مرزها را پشت سر گذارده از محدوده‌ی جغرافیایی و فمنیستیِ صرف فرا رفته، در حال ورق ‌زدن تاریخ جهان است نه فقط به دلیل گستردگی جغرافیایی و استمرار آن، بیش‌تر از آن رو که راهی نو برای همبستگی جهانی علیه سلطه و ستم گشوده ‌است، تحولی تاریخی و بس مهم. روزنه‌ای در سویه‌ی چشم‌انداز تاریخی.

نوجوانان، معترض و شجاع در محاصره ایدئولوژی «براندازی» سریع

نوجوانان شگفت‌انگیزی که جرقه این تحول را زدند، ویژگی تاریخی منحصربه‌فردی دارند. این ویژگی با توصیف ایدئولوژیک دهه‌ی هشتادی، عامداً نادیده گرفته می‌شود. آن‌ها گرچه متولد اواخر دهه‌ی 70 و دهه‌ی 80 هستند اما در بستر اینترنت و مبارزه‌ی طبقاتی مستمر دهه‌ی اول قرن 21 رشد کرده‌اند و خود محصول تاریخی اوج‌گیری مبارزه‌ی طبقاتی، قومی، جنسیتی و نژادی دهه‌ی گذشته در جهان و ایران هستند. طبیعی بود فرزند زمانه‌ی خود شوند چنان‌که می‌بینیم. آن‌ها نهال‌های دهه 90 هستند، باروت خشم و عصیان، فرزندان اعتراض، فریاد و حق‌خواهی هر روزه که بر دوش زندانیان سیاسی، فعالان زن و مرد، مهساهای در بند بالیدند و روحیه‌ی اعتراض در آنان نهادینه شده است. آن‌ها مثل عموم انسان‌ها بسته به موقعیت‌ها و شرایط زیست و ظلمی که دیده‌اند وارد عرصه‌های مختلف اعتراض می‌شوند. نوجوانان ما که درد و آزار بنیادگرایان ضدزن را هر روز می‌کشند، مبارزه برای آزادی زن و آزادی مذهب فعالشان کرده است. آن‌ها معترضانی بی‌باک و جسور هستند و انرژی فوق‌العاده‌ای دارند، ولی صبر ندارند، دنبال نتایج سریع هستند و در غیاب راهبران آزموده در گردباد خواسته‌های جهت‌داده‌شده رسانه‌ای به سرعت تهیج و گرفتار می‌شوند.

اکنون و این روزها جادوی «براندازی» سریع اکثریت نوجوانان را تسخیر کرده است. آن‌ها سوار امواج شده‌‌، با تشویق و هلهله‌‌ی رسانه‌های بورژوازی، در خلسه‌ی سلب قدرت حاکمان به هر سو می‌‌روند، سیزیف‌وار دور خود می‌چرخند، دستگیر و کشته می‌شوند، اما هدف معین قابل وصول ندارند. گرچه از نظر جغرافیایی همه جا هستند ولی از نظر کمی هم‌چنان در اقلیتند و هنوز نتوانسته‌اند کارگران را به میدان بکشانند، نتوانسته‌اند اعتماد کارگران به‌حاشیه‌رانده را جلب کنند. نوجوانان غیور ما فرمان اعتصاب و انقلاب به کارگرانی می‌دهند که اکثراً کنار ایستاده‌اند و نوجوانان را چون فرزندانشان ناپخته می‌دانند، هم‌دردی می‌کنند اما ورود نابهنگام به میدان نبرد را پذیرا نیستند و تا لحظه‌ی نوشتن این مقاله، هنوز این جنگ را جنگ خود نمی‌دانند. پیرها چون نگارنده تجربه‌ی انقلابی شکست‌خورده دارند، گوادلوپ را به یاد می‌آورند، «فعلاً شاه برود» به یاد می‌آورند،. مسن‌ها و جوان‌ترها دو دهه جنگیده‌اند، به نقاط قوت و ضعف‌ خود آشنایند و در غیاب فرماندهان آشنای دیروز، هنوز به میدان جدید جنگ باور ندارند. دانشجویان آگاه‌ترند، می‌دانند اگر وارد میدان نشوند، امکان دارد غافله را کلاً ببازند. به‌نظر می‌رسد اندرز گرامشی را پذیرفته‌اند که: عدم«هدایت جـنبش‌های خـود‌جـوش بـه سمت آگاهی» می‌تواند خطرناک باشد. ‌از روز شنبه وارد میدان مبارزه‌ی زن، زندگی، آزادی شده‌اند. امید داشته ‌باشیم کارگران و معلمان نیز به این نوجوانان بپیوندند اما، حتی اگر آن‌ها هم اعتصاب کنند، در غیاب راهبرانشان، خطرات در کمین جنبش بدون سر رفع نمی‌شود، شاید کاسته شود. تنها با توان انقلابی دهه‌ی 90 می‌توان بر این گردباد سوار و این انرژی بی‌مهابا را از محاصره‌ی ایدئولوژیک بورژوازی رهانید.

چرا شعار آزادی زندانی سیاسی محوریست

امروز‌، جامعه از اقلیتی کنش‌گر که هم‌‌صدا حضور مادی در مبارزات داشته باشند، شناخته شده و مورد اعتماد مردم باشند، محروم است. در غیاب چنین نیروی، فرزندان ما که در کلاس درس مبارزه‌ی دختران انقلاب، معلمان، دانشجویان و کارگران در دهه‌ی 90 بزرگ شدند، تنها و بدون آموزش‌دهندگان و رشددهندگان ‌خود، بدون راهبران آن دهه‌ و بدون هرگونه تکیه‌گاهی در عرصه‌ی مبارزه تنها مانده‌اند. لشکری را مانند که فرمانده ندارد اما زیر رگبار دشمن، چاره‌ای جز دفاع از خود نیز ندارد. هم‌زمان ایدئولوژی بورژوازی از تلویزیون‌های فارسی‌زبان فرامرزی، رسانه‌های دموکراسی پارلمانی تا سلبریتی‌ها و قدرت‌مندانِ سیاست آن‌ها را محاصره‌ کرده‌اند و برای تکرار بهارعربی دیگری، تصاویر بهمن 1357 را در راستای «براندازی» سریع آن روزها در باورها می‌نشانند. ایدئولوژی «انقلاب بدون رهبر»، در خلاء رهبری، رهبر می‌سازد و ایدئولوژی «براندازی» سریع، با ممانعت از تکوین مبارزات و سازمان‌یابی مردم، از آستین خود دیکتاتور مدرن بیرون می‌آورد. در چنین شرایطی آن حلقه‌ی تعیین‌کننده که می‌تواند خلاء راهبری را کمابیش پر نموده با دادن توان انقلابی به جنبش، تهاجم ایدئولوژیک موجود به نوجوانان را کم‌رنگ کند، فعالانی هستند که در دو دهه‌ی گذشته بستر رشد این نوجوانان را فراهم کردند، فعالانی که با جان‌فشانی، شکنجه و زندان سکوت نکردند و با تلاش برای سازمان‌یابی همکارانشان، موفق شدند ضرورت تشکل‌های مستقل از کانون‌های صنفی تا سندیکاها و مجامع عمومی را میان مردم ببرند. آن‌ها سال‌ها زندان رفتند و بزرگ‌شدن فرزندانشان را ندیدند، زیر شکنجه با آبروی‌شان بازی شد، خانواده‌شان از نان شب محروم شدند. اما پای بر زمین واقعیت‌های موجود در میدان ماندند و هرکدام در حوزه‌ی مبارزاتی خود شناخته ‌شده، اعتماد مردم را به دست آوردند. آن‌ها، فعالان زنان، کارگری، قومی و مذهبی، حتی حامیان محیط زیست در این روزها همگی در تبعید و زندان‌اند و حتی از دیدن زمین بارور شده‌ی خود که محصولش نوجوانانی چنین بی‌باک هستند محرومند. در صورتی‌که در واقعیت، در ذهن جامعه وجود دارند. مردم در این 20 سال آن‌ها را شناخته‌اند به آن‌ها اعتماد دارند و فقط صدای آن‌ها را خواهند شنید.

سیاست آن‌ها

«هر خیزش اجتماعی ــ حتی زمانی‌که بتوان جرقه‌ی برافروزنده‌ی آن را بی‌اماواگر طرح و توطئه‌ی مشخص نیروهایی معین یا نقشه‌ها و آمال اهورایی یا اهریمنی دوستان و دشمنان آن دانست ــ بدون تضادها و کشاکش‌های ژرف در ریشه‌های واقعیت اجتماعی و تاریخی آن خیزش، هرگز روی نخواهد داد.»

تضادها و کشاکش‌های ژرف اقتصادی، سیاسی در هر جامعه عموماً بر سیاست‌مداران آشکارتر از مردم است. آن‌ها پس از اتمام کرونا و رکود موقت اعتراضات، منتظر برآمد دیگری در جای‌جای دنیا بودند. اتاق‌های فکر آن‌ها می‌دانستند جنبش را سر تسلیم و کرنش نیست، سیاست‌مداران ایران نیز از ماه‌ها قبل به تدارک مقابله نشستند و نهایتاً اجرای گام‌به‌گام سرکوب سیستماتیک سال‌های 58 الی 60 را تنها راه نجات خود یافتند، اجراکننده‌ی آن سرکوب را در رأس دولت نشاندند تا تاریخ را تکرار و اقتدار نظام در سرکوب مبارزات علیه سلطه و استثمار را تضمین مذاکرات هسته‌ای و بقای خود کنند. سرکوب‌کنندگان بر آن شدند با روش‌های استالینی لیدرها را جدا، فعالان را به بند بکشند، بدنه‌ی جنبش را از راهبرانش محروم سازند و با بمباران کردها، چون شهریور 58، باز هم خون کرد دلیر را چاشنی دفاع از «تمامیت میهن»، «امنیت» و تفرقه کنند. با همین سیاست از آعاز سال 1401 سلبِ سرِ جنبش گام‌به‌گام جلو رفت. در آن ماه‌ها که موش کور جسور تاریخ حفاری‌اش رو به پایان بود و نوجوانان تاریخ‌ساز ما می‌رفتند روزنی رو به نور بگشایند، تمامی فعالان سیاسی زن و مرد، معلم، دانشجو و کارگر، بدون استثناء تمامی رهبران با تجربه که ماحصل دو دهه مبارزه طبقاتی بودند، دستگیر، ‌زندان و تبعید شدند. سیاستی که این روزها نیز ادامه دارد، شناسایی لیدرهای تظاهرات و دستگیری شبانه‌ی آن‌ها. جداکردن و به بندکشیدن کامل سرِ جنبش اعتراضی، هدیه‌ای بود که به رسم ملاقات شاهان، پشتوانه‌ی مذاکرات رئیسی برای اثبات قدرت نظام در سرکوب و ممانعت از تکثیر ظرفیت ضدسرمایه‌دارانه‌ی جنبش در منطقه گردید. اگر نمایندگان سیاسیِ سرمایه فرش قرمز زیر پایش انداختند و با زهرخند به اعتراضات، بر سکوی بین‌المللی نطق و خطابه دعوتش کردند از آن روست که با دست پر وارد میدان مذاکره شده بود. برای تداوم قدرت سرمایه، بمب اتمی و انرژی هسته‌ای منبع سود و رقابت است و خطر حیات و ممات آن نیست. آن‌چه همیشه خطر است و در بحران‌های اقتصادی، سیاسی در هر منطقه جغرافیایی خطرش دوچندان می‌شود مبارزات رهایی‌بخش مردم و فعالانی‌ست که توده‌پذیرند و این مبارزات را جهت می‌دهند. بدیهی‌ست اگر این منطقه در قلب خاورمیانه باشد و پیشینه‌ی یک دوره‌ی انقلاب شورایی را نیز داشته باشد، از بمب اتم برای سرمایه خطرناک‌تر است، چون می‌تواند کل منطقه را متأثر کند. شاهدیم که قتل مهسا و پی‌آمدهای غیرقابل پیش‌بینی آن چاشنی یک بمب مبارزاتی علیه سلطه و استثمار جنسیتی شد که توان فعال‌کردن سایر بمب‌های مبارزاتی در خاورمیانه را نیز دارد. نمایندگانِ سرمایه در غرب و شرق، که در بهره‌برداری از فرصت‌ها گرگ باران‌دیده شده‌اند، مذاکرات را ادامه می‌دهند. استفاده حداکثری از حُکام وحشت‌زده‌ ایران، در همان حال محکومیتشان در دادگاه آبان یک اتفاق ساده نیست. همان‌طور که ژانویه‌ی 1919 آلمان یک اتفاق ساده نبود. امپراتورها، عـلی‌رغـم تمامي رقابت‌هایشان، هوشـیار و بـیدار آماده شده‌اند با گذشتن از روي جسد حاکمان، بمب مهسا را خنثی نمایند. مبادا، مبادا این رژیم خون‌خوار قبل از سقوط، 67 دیگری با آن‌ها معامله کند!! و جزیره‌ی ثبات را برای حاکمان بعد هموار کنند. خرس قطبی هم از این معامله بار خود را می‌برد. این خرس نیز می‌داند بمب مبارزه علیه سلطه و استثمار زیر پای خودش قرار دارد، نمی‌گذارد کلاهش را باد ببرد. همه‌ی مدعیان آزادی و نیروی چپ در برابر این مبادا، روزی باید پاسخ‌گو باشند.

پشـت خیزش زیبا و قدرت‌مند این روزها، راهبران مردم را به بند کشیده‌اند و با سرکوب ایدئولوژیک پردامنه، تلاش می‌کنند این خیزش را از جنبش انقلابی پرتوان دهه‌ی گذشته منفک و مانع اعتلایش شوند. بلاشک نگارنده متهم به نگاه توطئه‌گرانه خواهد شد. چه باک! تـوانـایی مـا و بیش‌تر وظیفه مـا شـرکت فعالانه در این خیزش و نقد ایدئولوژی‌هاست و نه انکار آن‌ها!

سیاست ما

مهمترین وظیفه‌ی «رهبری» در دوران اعتصاب توده‌ای مبتنی است بر وضع ‌کردن شعار مبارزه، جهت دادن به مبارزه، تنظیم کردن تاکتیک مبارزه‌ی سیاسی؛ به شیوه‌ای که در هر فاز و در هر لحظه از نبرد، تمام نیروی پرولتاریایی که پیش‌تر در مبارزه درگیر و به عرصه‌ی نبرد پرتاب شده، متحقق شود و به فعلیت درآید. تاکتیک‌… نباید هرگز پایین‌تر از سطح رابطه‌ی قوای فعلی باشد، بلکه برعکس، باید از این سطح گذر کند»- روزا لوکزامبورگ

در این طوفان بزرگ، در این روزها، که نیروی چپ نیز‌‌‌‌‌ مانند همه‌، پس جنبش زن، زندگی، آزادی روان است و امواج شدید آن همه را بهت‌زده کرده است. شعار زندانی سیاسی آزاد باید گردد نیز، زیر این امواج و پشت هلهله‌ی رسانه‌ها از چشم‌ها پنهان مانده است. نیروی محرکه‌ای که باید پشت زندان‌ها تجمع کند و فریاد بزند مهساهای ما را آزاد کنید در کف خیابان انرژی خود را مدام خالی می‌کند. ترکیدن بغض چهل‌ساله، چنان خشمی در این خاک رها کرده که به نظر نگارنده از برآمد 1905 شوروی یا هر خیزشی در قرن بیستم تاکنون فراتر می‌رود. بریدن زنجیرها و فریادها، جنبش اسپارتاکوس را تداعی می‌کند. استمرار و اعتلای این خیزش خودانگیخته و خودگستری آن در خاورمیانه وقتی می‌تواند راهی نو برای اعتلای مبارزه‌ی رادیکال علیه سلطه و استثمار در جهان بگشاید که در گرداب مهلک شور و هیجان خودرهبری منحرف نشود. در این فضا و موقعیت، بیانیه‌ها و شعارهای نیرو چپ نیز در دریای گفته‌ها، نوشته‌ها و صداها محو می‌شود و جز معدودی گوش شنوا به آن‌ها ندارند. تنها نیرویی که امکان دارد صدایش شنیده شود فعالان سیاسی خود مردم هستد. لایک، تو‌ئیت و صدای آن‌هاست که بیانیه‌ها و رهنمودها را به نیروی مادی تبدیل می‌کند و موج‌ها را در مسیری دیگر می‌اندازد. آزادی زندانیان سیاسی، جهانی‌ کردن این خواسته، جهت دادن تظاهرات به سوی زندان‌ها، پیوستن قلب تپیده‌ی جنبش به سر خود جهت ادامه و تکوین مبارزه‌ی محوری‌ترین راهبرد در این مرحله جنبش است. آزادی زندانیان سیاسی و پرکردن خلاء یک «اقلیت کنش‌گر»، توان انقلابی وارد جنبش می‌کنند، توانی که ریشه در تاریخ جنبش اخیر دارد و بعید نیست ترک‌تازی دموکراسی پارلمانی در گوشه و کنار جهان را تحت‌الشعاع قرار دهد.

از طرف دیگر نفس طرح شعار آزادی زندانیان سیاسی:

ظرفیت بسیار برای فراخوان اعتصابی هدف‌مند برای دانشجویان، معلمان و کارگران دارد این شعار بر تأمل و احتیاط آن‌ها غلبه و آنان را برای آزادی همکارانشان به عرصه‌ی مبارزه‌ی هدف‌مند جلب می‌کند. شکی نیست که اعتصاب توده‌ای، با فراخوان ما یا هر گروهی شکل نمی‌گیرد، بلکه چیزی است که به وقوع می‌پیوندد. اما تشخیص وقوع آن و جهت‌دادن اهدافش فرصتی تکرارنشدنی‌ست. به کمک‌طلبیدن اعتصاب برای نجات ده‌ها مهسای در بند که زندگیشان در خطر مرگ لحظات سقوط رژیم است، حتی اگر پاسخ نگیرد، مسئولیت تاریخی ماست.
تمرکز جنبش بر امتیازگرفتن از رژیم برای آزادی زندانیان سیاسی، هدف مشخص ایجاد می‌کند، تظاهرات روزمره را جهت می‌دهد و انرژی این تظاهرات را به جای هرز رفتن در خیابان و ناامید ‌شدن در اطراف زندان‌ها می‌کشاند، جبهه‌ی مبارزان رادیکال را تقویت و فضای موجود را دگرگون می‌کند.
نیروی چپ، مبارزان قومی و زنان رادیکال، فردی و گروهی، در ایران و در جهان، متحد و یک‌پارچه در شعارها و پلاکاردها در داخل و خارج کشور، در توئیت و پست و… می‌توانند، خواسته‌ی مشخص و هدف‌مند «آزادی زندانی سیاسی» را مطرح و کارگران، دانشجویان و معلمان، احزاب چپ فرامرزی، روشن‌فکران رادیکال جهان و یا خاورمیانه را برای آزادی آن‌ها و حفاظت از جانشان به اعتصاب یا هرگونه کنش مناسب فراخوان دهند. می‌توان امیدوار بود با هدف مشخص و موثرِ «آزادی زندانیان سیاسی»، جنبش زن، زندگی، آزادی را در این مرحله، از جادوی «براندازی»ِ سریع آزاد گردد. سرکوب ایدئولوژیک آن کم‌رنگ شود و انرژی تعین‌کننده‌ی آن برای تشکل شوراها و تشکل‌های منطبق با شرایط، کارا گردد. هم‌هنگام نیروی چپ با غلبه بر پراکندگی موجود قادر خواهب بود از انزوا خارج شود.
یاداشت‌ها

[1].‌ در مقاله‌ی درجه‌‌ی «رهایی زنان معیار رهایی همگان» دیدگاه خود را در این باره مفصلاً نوشته‌ام: «به‌رغم درهم‌تنیدگی ستم جنسیتی و ستم طبقاتی و غیرممکن بودنِ رهایی کامل زنان در چهارچوب مناسبات سرمایه‌داری، تبعیض جنسیتی را نمی‌توان کلاً به ‌تبعیض طبقاتی، و مبارزات آزادی‌خواهانه زنان را به‌ مبارزات طبقه‌ی کارگر محدود کرد. این مبارزات، بسته به ‌سطح رشد مناسبات سرمایه‌داری و ناهم‌گونی قومی و مذهبی، در بخش‌های متناقض و سطوح متفاوتی بروز خواهد یافت … صرفاً محدود به ‌زنان کارگر یا محوریت کار خانگی و کار دستمزدی نیست. اقشار مختلف جامعه زنان در هر کشور به‌مثابه یک کل بر یک‌دیگر تأثیر می‌گذارند و به‌نوبه‌ی خود از کل تأثیر می‌پذیرند. مبارزات زنان ممکن است در بخش‌های مختلفی بروز ‌کند، تأثیر این بخش‌ها بر یک‌دیگر در هر دوره‌ی تاریخی به ‌تغییراتی در کل مبارزات زنان منجر می‌شود که قابل استناد به ‌قشر معینی از زنان نیست. بنابراین هر جنبه از جامعه‌ی زنان باید به‌طور انضمامی و در بستر تاریخی‌اش، و با احتساب ماهیت پویای هر واقعیت اجتماعی، درک شود.»

[2].‌ عامدانه بر معترضان تاکید شده است. چون به‌رغم تبلیغات رسانه‌های فرامرزی، خیزش جاری گرچه سراسری‌ست اما کارگران بلاخص کارگران رسمی هنوز در این خیزش حضور پررنگ ندارند هر چند با آن به‌طرق مختلف هم‌دردی می‌کنند. حتی معلمان نیز با احتیاط اعلام تعطیلی کردند. به نظر می‌رسد کارکرد رسانه‌های ایدئولوژیک در این مورد نتیجه‌ی عکس گذارده است. طبق صحبت با برخی همشهری‌های کشاورز و کارگر هم‌چنین کارگران جوان تماشاچی، ترس بی‌کار شدن یا دستگیر شدن مانع حضورشان در تظاهرات نبود. دو دلیل بیش‌تر شنیدم: حالا بچه‌ها برای ما تعین تکلیف می‌کنند و «گرسنه نیستند، درد آن‌ها، درد ما نیست.»

[3].‌ در سال 1396 در مقاله‌ی «ما ابزار نیستم، ما انسانیم» با تیتر دومِ «کیفرخواست دختران خیابان انقلاب، ناقوس مرگ بنیادگرایی در منطقه» خیزش امروز را پیش‌آمدی ناگزیر نوشته بودم. ناقوسی که صدایش را این روزها همه شنیده‌اند. بهمن 1396 مقاله در رادیو زمانه با نام مستعار ققنوس منتشر شد.

موضع مارکسیست ها در رابطه با تورم سخنران: حسن آزاد

نشست فرهنگی-سیاسی در کارگاه
از همه دوست داران همایش های فرهنگی-سیاسی دعوت می شود که در این نشست شرکت کنند.

کانون کنشگران دموکرات و سوسیالیست هانوفر برگزار می کند

موضوع: موضع مارکسیست ها در رابطه با تورم

سخنران: حسن آزاد

زمان: جمعه ١٦ سپتامبر ٢٠٢٢
ساعت ١٨:٣٠
مکان: خانه ی کارگاه و هم زمان از اتاق زوم کانون کنشگران دمکرات و سوسیالیست هانور بصورت زنده پخش میشود.

Zoom-Meeting beitreten
https://us02web.zoom.us/j/88508921841?pwd=Nkh5UlI3WXB4S3FvMzJkR2FOS2FJQT09

Meeting-ID: 885 0892 1841
Kenncode: 928296