site loader
2026-09-28 آیا کاهش آرای حزب راست افراطی در انتخابات سوئد به معنی شکست کامل آن است؟ – جواد تسلیمی

آیا کاهش آرای حزب راست افراطی در انتخابات سوئد به معنی شکست کامل آن است؟ – جواد تسلیمی

آیا کاهش آرای حزب راست افراطی در انتخابات سوئد به معنی شکست کامل آن است؟ – جواد تسلیمی
این مقاله کاهش آراء حزب دموکرات‌های سوئد، اس‌دی، در انتخابات ۲۰۲۶ را حاصلِ ترکیب و تعامل عوامل متعدد سیاسی، اجتماعی و روایی می‌داند و از فروکاستن این پدیده به یک علت واحد پرهیز می‌کند. پرسش اصلی مقاله این است که آیا کاهش آراء اس‌دی را می‌توان به معنای تضعیف این حزب دانست، یا باید آن را در چارچوب گسترده‌تر تحولات سیاسی و نبرد بر سر روایت‌های مسلط در جامعه سوئد فهمید. استدلال مقاله این است که کاهش آراء لزوماً به معنای شکست روایت سیاسی اس‌دی نیست؛ زیرا این حزب در سال‌های گذشته توانسته است بر نحوۀ تعریف برخی از مهم‌ترین مسائل جامعه، از مهاجرت و ناامنی تا جرم، رفاه و از دست رفتن احساس کنترل، تأثیر بگذارد. از این منظر، فهم جایگاه اس‌دی تنها با بررسی میزان آراء یا عملکرد سیاسی آن ممکن نیست، بلکه باید به چگونگی شکل‌گیری، گسترش و تغییر روایت‌های سیاسی و رقابت آنها برای تعریف واقعیت اجتماعی و معنای بحران توجه کرد.
دلایل مختلف کاهش آراء حزب دموکرات‌های سوئد
اگر بخواهیم کاهش آرای حزب دموکرات‌های سوئد، اس‌دی، در انتخابات سپتامبر ۲۰۲۶ را توضیح دهیم، بهتر است از همان ابتدا از یک توضیح تک‌علتی فاصله بگیریم. آراء اس‌دی، از ۲۰٫۵ درصد در انتخابات سال ۲۰۲۲ به ۱۷٫۵ درصد در سال ۲۰۲۶ رسید و تعداد کرسی‌هایش در پارلمان از ۷۳ به ۶۲ کرسی کاهش یافت. این نخستین بار بود که این حزب در یک انتخابات پارلمانی سوئد نسبت به انتخابات قبلی خود عقب نشست.[1] اما اهمیت این نتیجه فقط در سه درصد کاهش رأی یا از دست دادن یازده کرسی نیست. اهمیت اصلی در این است که اس‌دی پس از چند دهه رشد تقریباً پیوسته، برای نخستین بار با مسئله‌ای روبه‌رو شده که برای یک حزب راست افراطی و پوپولیست بسیار مهم است: چگونه می‌توان هم وارد ساختار قدرت شد و هم همچنان خود را به‌عنوان یک نیروی اعتراضی به همان ساختار معرفی کرد؟
به همین دلیل، شاید بهتر باشد انتخابات ۲۰۲۶ را هم به‌عنوان انتخاباتی که در آن اس‌دی تعدادی رأی از دست داد، و هم به‌عنوان نخستین آزمون جدی این حزب پس از ورود به ساختار قدرت بررسی کنیم. اس‌دی در سال‌های گذشته توانسته بود خود را به‌عنوان صدای کسانی معرفی کند که احساس می‌کردند احزاب سنتی، نخبگان سیاسی و رسانه‌ای و ساختار موجود آنها را نمی‌بینند. اما چهار سال همکاری در چارچوب پیمان تیدو با احزاب راست دیگر، موقعیت این حزب را تغییر داد. توبیاس اَندرشون، از چهره‌های ارشد اس‌دی، پس از انتخابات گفت که حزب از نظر تاریخی در نقش اپوزیسیون بسیار موفق بوده، اما قرار گرفتن در نقش جدید برایش دشوار بوده است.[2] این تغییر جایگاه، به نظر می‌رسد یکی از کلیدهای فهم کاهش آراء اس‌دی باشد. قدرت یک حزب معترض تا حد زیادی از موقعیتی می‌آید که به آن اجازه می‌دهد مشکلات جامعه را به عملکرد دیگران نسبت دهد. حزب معترض می‌تواند بگوید: «آنها کشور را اداره کرده‌اند و نتیجه‌اش این است؛ ما بیرون از این سیستم هستیم و اگر قدرت داشته باشیم، اوضاع را تغییر خواهیم داد». اما وقتی همان حزب وارد ساختار قدرت می‌شود، این امکان محدود می‌شود. دیگر نمی‌تواند به همان سادگی خود را بیرون از سیستم تعریف کند، زیرا خودش نیز در تصمیم‌گیری‌ها نقش داشته است. این دقیقاً وضعیتی است که اس‌دی پس از انتخابات ۲۰۲۲ با آن روبه‌رو شد. حزب وارد دولت نشد، اما در همکاری تیدو به یکی از نیروهای اصلی تعیین‌کننده سیاست‌های دولت تبدیل شد. بنابراین بخشی از مسئولیت تصمیم‌ها و پیامدهای سیاست‌های چهار سال گذشته نیز به آن بازمی‌گردد. جیمی اوکسون، رهبر حزب اس‌دی، نیز پس از انتخابات به همین مسئله اشاره کرد. او گفت اس‌دی از قبل محاسبه کرده بود که چهار سال «مسئولیت‌پذیری و سازش» ممکن است برای حزب هزینه انتخاباتی داشته باشد. او تأکید کرد که حزب انتظار داشته بخشی از آرای خود را از دست بدهد.[3]
این سخن از نظر تحلیل سیاسی بسیار مهم است. زیرا خود رهبر اس‌دی عملاً پذیرفته است که ورود به قدرت برای حزبی که بخش مهمی از هویت خود را بر اعتراض به قدرت ساخته، بدون هزینه نیست. مشکل از اینجا آغاز می‌شود: حزب برای اینکه از حاشیه وارد مرکز سیاست شود، مجبور است سازش کند. اما همین سازش می‌تواند چیزی را که در دوران اپوزیسیون برایش سرمایه سیاسی بود، تضعیف کند. اس‌دی برای عادی‌شدن سیاسی هزینه پرداخت؛ یکی از این هزینه‌ها، ضعیف شدن بخشی از هویت اعتراضی آن بود.
عامل دیگری که باید در کنار ورود اس‌دی به قدرت دیده شود، تغییر رابطه این حزب با احزاب سنتی راست، به‌ویژه مودرات‌ها، حزب راست محافظه‌کار، است. یکی از مشکلاتی که جیمی اوکسون پس از انتخابات مطرح کرد این بود که تفاوت میان چهار حزب دولت دست راستی همیشه برای رأی‌دهندگان روشن نبوده است. به تعبیر او، ممکن است برخی رأی‌دهندگان در این وضعیت به این نتیجه رسیده باشند که چندان مهم نیست به کدام یک از این احزاب رأی دهند.[4]
این مسئله برای اس‌دی یک تناقض بنیادی ایجاد می‌کند. حزب برای رسیدن به قدرت باید با احزاب دیگر همکاری کند. اما هرچه این همکاری بیشتر شود، مرز میان «ما» و «آنها» نیز کمرنگ‌تر می‌شود. حزبی که سال‌ها می‌گفت احزاب سنتی بخشی از مشکل هستند، اکنون در کنار همان احزاب سیاست‌گذاری می‌کند. در نتیجه، رأی‌دهنده‌ای که خواهان سیاست‌های سخت‌گیرانه‌تر در حوزه مهاجرت، جرم و امنیت است، دیگر الزاماً مجبور نیست برای بیان این خواسته‌ها به اس‌دی رأی دهد. اگر بخشی از همین سیاست‌ها وارد جریان اصلی شده باشد، رأی‌دهنده می‌تواند همان جهت‌گیری را از طریق حزب دیگری دنبال کند. به این ترتیب، اس‌دی با یک پارادوکس روبه‌رو می‌شود: هرچه در عادی‌سازی سیاست‌های خود موفق‌تر شود، ممکن است انحصار خود را بر موضوعاتی که زمانی سرمایه انتخاباتی‌اش بودند از دست بدهد. این مسئله را می‌توان در مورد مهاجرت نیز دید. مهاجرت؛ هنوز مسئله مهم این حزب است، اما دیگر در انحصار آن نیست.
یکی از بزرگ‌ترین اشتباه‌ها در تحلیل انتخابات ۲۰۲۶ این است که نتیجه بگیریم جامعه سوئد ناگهان نسبت به مهاجرت بی‌تفاوت شده است. چنین نتیجه‌ای از داده‌های انتخابات به دست نمی‌آید. مهاجرت همچنان یکی از موضوعات مهم سیاست سوئد است. اما جایگاه آن در میان اولویت‌های رأی‌دهندگان نسبت به گذشته تغییر کرده است. در داده‌های اس‌وی‌تی و وریان[۵]، درمان و بهداشت، مدرسه و آموزش و اقتصاد در مرکز توجه رأی‌دهندگان قرار داشتند و قانون و نظم نیز همچنان مهم بود. در آخرین سنجش انتخاباتی، درمان و بهداشت مهم‌ترین مسئله رأی‌دهندگان بود و اقتصاد نیز نسبت به انتخابات قبلی اهمیت بیشتری پیدا کرده بود. [۶]
این تحول برای فهم قدرت روایت اس‌دی اهمیت زیادی دارد. اس‌دی در دوران رشد خود توانسته بود مهاجرت را به نوعی «علت عمومی» تبدیل کند؛ یعنی مسائل متفاوتی مانند جرم، ناامنی، فشار بر دولت رفاه، مشکلات مدرسه، مسکن، تغییرات فرهنگی و حتی احساس از دست دادن کنترل را در یک زنجیره روایی واحد قرار دهد: مهاجرت باعث تغییر جامعه می‌شود؛ این تغییر به احساس ناامنی دامن می‌زند، ناامنی به افزایش جرم و جنایت نسبت داده می‌شود، و جرم و پیامدهای آن فشار بر نظام رفاه را بیشتر می‌کند. در ادامه، این وضعیت به احساس از دست رفتن کنترل می‌انجامد؛ احساسی که با تصور نادیده گرفته شدن مردم عادی از سوی نخبگان سیاسی پیوند می‌خورد. در نهایت، از دل این زنجیره، این نتیجه‌گیری شکل می‌گیرد که برای حل مشکلات، باید «کنترل» را دوباره به دست گرفت. قدرت این روایت فقط در این نبود که درباره مهاجرت حرف می‌زد. قدرت آن در این بود که تجربه‌های پراکنده و متفاوت مردم را به یکدیگر متصل می‌کرد. اما در انتخابات ۲۰۲۶ این انحصار روایی ضعیف‌تر شد. مهاجرت همچنان موضوع مهمی بود، اما دیگر تنها چارچوبی نبود که رأی‌دهنده از طریق آن مشکلات جامعه را توضیح دهد. درمان، مدرسه، اقتصاد، رفاه، آینده شغلی و مسائل روزمره نیز دوباره به مرکز توجه آمدند.[7]
بنابراین مسئله برای اس.‌دی فقط این نیست که آیا مردم هنوز درباره مهاجرت نگران‌اند یا نه. مسئله این است که آیا اس‌دی هنوز می‌تواند از مهاجرت به‌عنوان کلید توضیح بخش بزرگی از مشکلات جامعه استفاده کند یا نه.
داده‌های انتخاباتی همچنین نشان می‌دهد که کاهش آرای اس‌دی را نباید صرفاً به معنای فروپاشی پایگاه اجتماعی آن دانست. بخشی از رأی درون اردوگاه راست جابه‌جا شده است. اس‌وی‌تی گزارش کرده است که اس‌دی بخشی از رأی‌دهندگان خود را به مودرات‌ها از دست داده و این جابه‌جایی در میان جوان‌ترین رأی‌دهندگان به‌طور خاص قابل توجه بوده است. در گروه سنی ۱۸ تا ۲۱ سال، حمایت از اس‌دی از ۲۲ درصد در سال ۲۰۲۲ به ۱۵ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یافت، در حالی که حمایت از مودرات‌ها از ۲۶ به ۳۰ درصد افزایش پیدا کرد.[8] این داده یک نکته مهم را روشن می‌کند: کاهش رأی اس‌دی الزاماً به معنای انتقال رأی‌دهندگانش از راست به چپ نیست. بخشی از رأی‌دهندگان راست همچنان در همان اردوگاه سیاسی باقی مانده‌اند، اما حزب دیگری را انتخاب کرده‌اند. در نتیجه، بخشی از مسئله انتخابات ۲۰۲۶ را باید نه فقط به‌عنوان «بحران اس‌دی»، بلکه به‌عنوان رقابت بر سر تعریف و نمایندگی راست فهمید. افت اس‌دی در میان جوان‌ترین رأی‌دهندگان اهمیت ویژه‌ای دارد. این حزب در طول سال‌های گذشته توانسته بود حمایت نسل جوان را افزایش دهد؛ اما در انتخابات ۲۰۲۶ حمایت آن در گروه ۱۸ تا ۲۱ سال هفت واحد درصد کاهش یافت و به ۱۵ درصد رسید.[9]
از این داده نمی‌توان یک علت واحد استخراج کرد. نمی‌توان گفت جوانان فقط به دلیل مسئله مهاجرت از اس‌دی فاصله گرفته‌اند. برای توضیح رفتار این گروه باید مسائل دیگری مانند اقتصاد، مسکن، آموزش، آینده شغلی، محیط زیست و آزادی‌های اجتماعی را نیز در نظر گرفت. اما همین تنوع مسائل نکته مهمی را نشان می‌دهد. هرچه تجربه سیاسی نسل جوان چندبعدی‌تر باشد، دشوارتر می‌شود که یک حزب بتواند تمام این تجربه‌ها را در یک مسئله واحد، مانند مهاجرت، خلاصه کند. به همین دلیل، افت رأی اس‌دی در میان جوانان را می‌توان نشانه‌ای از محدودیت یک روایت تک‌محور نیز دانست؛ البته این یک تفسیر تحلیلی است و برای اثبات رابطه علّی، به داده‌های دقیق‌تر درباره انگیزه و جابه‌جایی رأی جوانان نیاز است.
انتخابات ۲۰۲۶ فقط داستان آرایی که اس‌دی از دست داد نیست؛ داستان بسیج رأی‌دهندگانی هم هست که نمی‌خواستند این حزب قدرت بیشتری پیدا کند. این نکته از منظر نظریه روایت اهمیت زیادی دارد. وقتی یک حزب موفق می‌شود یک مسئله را به محور سیاست تبدیل کند، مخالفان آن نیز ممکن است حول همان مسئله بسیج شوند. بنابراین همان موضوعی که زمانی برای اس‌دی قدرت بسیج ایجاد می‌کرد، می‌تواند در شرایطی دیگر به ضدبسیج علیه آن تبدیل شود. این نکته به‌ویژه زمانی اهمیت پیدا می‌کند که اس‌دی دیگر صرفاً یک حزب حاشیه‌ای نیست، بلکه یکی از نیروهای اصلی قدرت محسوب می‌شود. وقتی رأی‌دهنده احساس کند یک حزب واقعاً می‌تواند در ساختار قدرت نقش تعیین‌کننده داشته باشد، انگیزه رأی دادن علیه آن نیز می‌تواند افزایش پیدا کند. پس انتخابات ۲۰۲۶ را باید هم از منظر «از دست دادن رأی» و هم از منظر «فعال شدن رأی مخالف» بررسی کرد.
چرا نتیجه اس‌دی را نباید شکست کامل راست افراطی دانست؟
با وجود همه این تحولات، یک نکته باید روشن بماند: ۱۷٫۵ درصد رأی و ۶۲ کرسی به معنای فروپاشی و یا حتی شکست کامل اس‌دی نیست. این حزب همچنان یکی از نیروهای اصلی پارلمان سوئد و یکی از بزرگ‌ترین احزاب اردوگاه راست است. در انتخابات ۲۰۲۶، مودرات‌ها ۱۹٫۸ درصد و ۷۰ کرسی گرفتند و اس‌دی ۱۷٫۵ درصد و ۶۲ کرسی به دست آورد.[10] بنابراین دقیق‌تر است که از محدود شدن رشد انتخاباتی اس‌دی سخن بگوییم، نه پایان راست افراطی. حتی می‌توان گفت مسئله عمیق‌تر از تعداد کرسی‌هاست. بسیاری از موضوعاتی که اس‌دی در سال‌های گذشته به مرکز سیاست سوئد آورده بود، همچنان در مرکز سیاست باقی مانده‌اند. این همان تفاوت مهم میان قدرت انتخاباتی و قدرت روایی است. یک حزب ممکن است رأی از دست بدهد، اما روایتش همچنان در زبان سیاسی، دستور کار احزاب دیگر و تعریف مسائل اجتماعی حضور داشته باشد. در واقع ممکن است اس‌دی از نظر انتخاباتی ضعیف‌تر شده باشد، اما بخشی از دستور کار آن همچنان در سیاست سوئد باقی مانده باشد.
«روایت شکست» از منظر خود اس‌دی
اما برای فهم انتخابات ۲۰۲۶، موضوع مهم دیگری نیز باید مورد توجه قرار گیرد: اینکه خود اس‌دی چگونه شکست انتخاباتی‌اش را روایت می‌کند. جیمی اوکسون، رهبر اس‌دی، پس از انتخابات گفت که حزب باید بررسی عمیق‌تری انجام دهد تا مشخص شود رأی‌دهندگانش به کجا رفته‌اند. او در عین حال تأکید کرد که اس‌دی «فرو نپاشیده» و گفت چهار سال مسئولیت‌پذیری و سازش در همکاری با دولت می‌توانسته برای حزب هزینه داشته باشد. او همچنین به این موضوع اشاره کرد که برخی رأی‌دهندگان اس‌دی به احزاب خارج از پارلمان رأی داده‌اند و تفاوت میان احزاب تیدو برای بخشی از رأی‌دهندگان به اندازه کافی روشن نبوده است. اوکسون همچنین مدعی شد که سوسیال‌دموکرات‌ها و حزب چپ توانسته‌اند رأی‌دهندگان «اسلام‌گرا» را بسیج کنند؛ ادعایی که در گزارش اس‌وی‌تی نیز مطرح شده است.[11]
اما باید میان روایت سیاسی اوکسون از شکست و آنچه داده‌های انتخاباتی و پژوهش‌ها به‌طور قطعی اثبات می‌کنند، تفاوت گذاشت. بخشی از سخنان او تفسیر سیاسی است، نه نتیجه‌ای اثبات‌شده. او در نخستین مواجهه با نتیجه انتخابات، در واقع در حال ساختن یک «روایت شکست» است؛ روایتی که در آن افت آرای اس‌دی عمدتاً با عواملی بیرونی یا ساختاری توضیح داده می‌شود: بخشی از رأی‌دهندگان به احزاب کوچک‌تر رفته‌اند، بخشی احتمالاً رأی نداده‌اند، چهار سال مسئولیت و سازش برای حزب هزینه داشته، تفاوت میان احزاب تیدو کم‌رنگ شده و احزاب مخالف توانسته‌اند گروه‌های خاصی را بسیج کنند. این عوامل البته قابل بررسی‌اند، اما نمی‌توان بدون شواهد کافی آنها را علت قطعی کاهش آرای اس‌دی دانست. پرسش بنیادی‌تر این است که چرا حزبی که چهار سال در ساختار قدرت حضور داشت، در ۲۸۵ منطقه از ۲۹۰ کمون عقب نشست؟ پاسخ به این پرسش مستلزم بررسی هم‌زمان سیاست‌های حزب، عملکرد آن در قدرت، تغییرات پایگاه اجتماعی و مهم‌تر از همه، روایتی است که حزب از خود و جامعه ارائه کرده است.
اینجاست که اهمیت «قدرت روایت» آشکار می‌شود. حتی شکست نیز به روایت نیاز دارد. حزب نمی‌تواند صرفاً بگوید سه درصد از آرای خود را از دست داده است؛ باید توضیح دهد چرا این اتفاق افتاده، چه کسی یا چه چیزی مسئول آن بوده، چه تغییر کرده و این نتیجه چه معنایی دارد. اوکسون، بنابراین، فقط درباره دلایل شکست سخن نمی‌گوید؛ او در حال مبارزه بر سر معنای شکست اس‌دی است. همین منطق را می‌توان در سخنان او درباره سیاست مهاجرتی حزب نیز مشاهده کرد. اوکسون گفته است که بخشی از مردم برداشت نادرستی از سیاست مهاجرتی اس‌دی پیدا کرده‌اند؛ از جمله این تصور که حزب می‌خواهد همه مهاجران را از سوئد بیرون کند. اما پرسش مهم این است که این «درک غلط» از کجا آمده است؟
مردم یک حزب سیاسی را فقط از طریق یک جمله رسمی یا یک بند از برنامه انتخاباتی نمی‌شناسند. آنها سخنان رهبران، پیشنهادهای قانونی، شعارها، سیاست‌های اجرایی و عملکرد واقعی حزب را کنار هم می‌گذارند و از مجموع آنها معنایی کلی می‌سازند. بنابراین پیش از آنکه یک برداشت عمومی را «غلط» بنامیم، باید بررسی کنیم که خود سیاست و زبان سیاسی حزب چه نقشی در شکل‌گیری آن برداشت داشته‌اند.
نمونه روشن این مسئله، سیاست بازگشت مهاجران است. کمک مالی برای بازگشت داوطلبانه مهاجران در سوئد به‌شدت افزایش یافت و رقم پیشنهادی برای هر فرد بزرگسال از ده هزار کرون به ۳۵۰ هزار کرون رسید. دولت این سیاست را در چارچوب بازگشت داوطلبانه گروه‌هایی مشخص از دارندگان اجازه اقامت تعریف کرده است.[12] پرسش این است: آیا برداشت مردم از این سیاست را می‌توان صرفاً «سوءتفاهم» دانست؟ مسئله فقط مبلغ ۳۵۰ هزار کرون نیست، بلکه روایتی است که این سیاست درون آن قرار می‌گیرد: کاهش مهاجرت، بازگشت مهاجران، کنترل مرزها، سخت‌تر شدن شرایط اقامت و بحث درباره تغییر ترکیب جمعیتی. هنگامی که این عناصر در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، بخشی از جامعه می‌تواند، به درستی، از آنها معنایی فراتر از «بازگشت داوطلبانه افراد مشخص» استخراج کند. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که خود رهبر حزب در توضیح سیاست بازگشت از مسئله «تنظیم جمعیت» سخن می‌گوید. در چنین شرایطی دشوار است هر برداشتی درباره کاهش حضور مهاجران در جامعه را صرفاً یک سوءتفاهم تلقی کنیم. مسئله در اینجا نبرد بر سر معنای سیاست مهاجرتی اس‌دی است.
این مسئله در گفت‌وگوی اوکسون با خبرنگار اس‌وی‌تی نیز آشکارتر شد. از او پرسیده شد اگر یک پزشک سوری که در جامعه سوئد کاملاً ادغام شده، کار می‌کند و به جامعه خدمت می‌کند، در چارچوب سیاست بازگشت کشور را ترک کند، آیا سوئد یک نیروی متخصص و یک عضو ادغام‌شده جامعه را از دست نمی‌دهد؟ پاسخ اوکسون، آن‌گونه که در گفت‌وگو مطرح شد، این بود که مسئله اصلی برای او وضعیت جمعیتی کشور است. این پاسخ از نظر تحلیل سیاسی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد که در منطق این سیاست، «ادغام فرد» الزاماً پایان بحث نیست. اگر فردی ادغام شده باشد، کار کند و حتی پزشک باشد، اما همچنان سیاست بازگشت با هدف تغییر وضعیت جمعیتی توجیه شود، مسئله از سطح «ادغام نشدن» فراتر می‌رود و به پرسشی درباره این منتقل می‌شود که چه ترکیبی از جمعیت برای آینده سوئد مطلوب تلقی می‌شود. مردم فقط به آنچه یک حزب رسماً نفی می‌کند گوش نمی‌دهند؛ آنها به آنچه حزب هدف سیاست خود قرار می‌دهد نیز توجه می‌کنند. بنابراین وقتی اوکسون می‌گوید «ما نمی‌خواهیم همه مهاجران را اخراج کنیم»، این یک سطح از معناست. اما هنگامی که هم‌زمان از کاهش مهاجرت، بازگشت مهاجران و «تنظیم جمعیت» سخن گفته می‌شود، سطح دیگری از معنا شکل می‌گیرد. سیاست دقیقاً در فاصله میان این دو سطح معنا پیدا می‌کند.
اخراج نوجوانان و جوانانی که در سوئد بزرگ شده‌اند نیز این مسئله را برجسته‌تر می‌کند؛ اقدامی که دولت سوئد با حمایت اس‌دی و رهبر آن دنبال کرده است. این نمونه نشان می‌دهد که سیاست مهاجرتی فقط درباره کسانی نیست که تازه وارد کشور شده‌اند. وقتی قوانین اقامت، اخراج و بازگشت شامل کسانی می‌شود که بخش مهمی از زندگی خود را در سوئد گذرانده‌اند، زبان سوئدی می‌دانند، در مدارس سوئدی تحصیل کرده‌اند و زندگی اجتماعی خود را در این کشور ساخته‌اند، مسئله دیگر فقط «ورود مهاجران جدید» نیست، بلکه تعریف این است که چه کسی عضو جامعه سوئد محسوب می‌شود.
از این منظر، شاید دقیق‌تر باشد به جای پذیرش تعبیر «درک غلط»، از مبارزه بر سر معنای سیاست مهاجرتی اس‌دی سخن بگوییم. اوکسون می‌خواهد معنای سیاست حزب را چنین تثبیت کند: ما خواهان اخراج همه مهاجران نیستیم؛ ما خواهان کنترل و کاهش مهاجرت و بازگشت کسانی هستیم که در جامعه ادغام نشده‌اند. اما مجموعه سیاست‌ها و سخنان حزب برای بخشی از مردم معنای دیگری ایجاد می‌کند: سیاستی برای کاهش حضور مهاجران و تغییر ترکیب جمعیتی کشور. در این معنا، برداشت عمومی صرفاً یک خطای شناختی نیست؛ بخشی از واقعیت سیاسی است که خود سیاستمدار نیز در تولید آن نقش دارد. سیاستمدار فقط سیاست را اعلام نمی‌کند؛ معنای آن سیاست را نیز تولید می‌کند.
نمونه دیگری از فاصله میان روایت سیاسی اس‌دی و عملکرد آن را می‌توان در اصلاح بیمه بیکاری دید. اس‌دی در انتخابات ۲۰۲۲ اعلام کرد اگر مودرات‌ها بخواهند بیمه بیکاری را تضعیف کنند، اس‌دی به آنها اجازه نخواهد داد و در چنین شرایطی به اپوزیسیون خواهد رفت. اما در سال ۲۰۲۴، پارلمان اصلاح بیمه بیکاری را تصویب کرد و نمایندگان اس‌دی از این طرح حمایت کردند. این اصلاحات، از جمله، به کاهش تدریجی سطح جبران خسارت در طول دوره بیکاری انجامید.[13] در سال ۲۰۲۵ نیز مگنوس پرشون، نماینده اس‌دی در پارلمان سوئد، صراحتاً گفت که حزب با کاهش سطح مزایا پس از صد روز موافق بوده و این اصلاح را بخشی از طرح جدید بیمه بیکاری می‌دانسته است.[14]
این نمونه اهمیت یک پرسش اساسی را نشان می‌دهد: وقتی یک حزب از اپوزیسیون وارد ساختار قدرت می‌شود، چگونه میان روایت پیشین خود و عملکرد واقعی‌اش در قدرت تعادل برقرار می‌کند؟ مسئله اس‌دی فقط این نیست که چه سیاست‌هایی را اجرا یا از آنها حمایت کرده است؛ مسئله این است که آیا می‌تواند معنای سیاسی این عملکرد را با روایتی که پیش از ورود به قدرت از خود ساخته بود، همچنان سازگار نگه دارد. انتخابات ۲۰۲۶ را از این منظر می‌توان نه فقط به‌عنوان کاهش آرای یک حزب، بلکه به‌عنوان لحظه‌ای مهم در آزمون قدرت روایت اس‌دی فهم کرد.
و مسئله برای چپ چیست؟
اکنون پرسش اساسی برای نیروهای چپ این است: اگر روایت راست افراطی پس از چهار سال همراهی با دولت راست در سوئد بخشی از قدرت خود را از دست داده است، چه کسی و با چه روایتی این خلأ را پر خواهد کرد؟ انتخابات ۲۰۲۶ به پیروزی ائتلافی از سوسیال‌دموکرات‌ها، حزب چپ، حزب محیط زیست و حزب مرکز انجامید. این چهار حزب در مجموع ۱۷۶ کرسی از ۳۴۹ کرسی پارلمان را در اختیار دارند، در حالی که احزاب راست ۱۷۳ کرسی به دست آورده‌اند. اس‌دی نیز با ۱۷٫۴۸ درصد آرا و ۶۲ کرسی، نسبت به انتخابات ۲۰۲۲ کاهش قابل توجهی داشته است. [15]
برای نیروهای چپ، مسئله صرفاً جابه‌جایی قدرت یا تشکیل یک دولت جدید نیست. پرسش تعیین‌کننده این است که دولت جدید چه جهت‌گیری سیاسی و اقتصادی‌ای را دنبال خواهد کرد و این جهت‌گیری چگونه صورت‌بندی و توجیه می‌شود. پاسخ را نمی‌توان فقط در این جست‌وجو کرد که چپ باید بیشتر یا کمتر درباره مهاجرت صحبت کند. مسئله بسیار بنیادی‌تر از این است. چپ باید بتواند درمان، مدرسه، مسکن، نابرابری، امنیت، اقتصاد، مهاجرت و آینده را در قالب یک روایت سیاسی منسجم به یکدیگر پیوند دهد. قدرت سیاسی فقط در داشتن مجموعه‌ای از برنامه‌ها و سیاست‌های جداگانه نیست؛ قدرت در توانایی ساختن معنایی مشترک از این مسائل است. یعنی بتوان به رأی‌دهنده توضیح داد: مشکل اصلی چیست؟ چرا به وجود آمده است؟ چه کسانی در ایجاد آن نقش داشته‌اند؟ چه کسانی هزینه آن را می‌پردازند؟ و مهم‌تر از همه، چه آینده‌ای می‌توان در برابر آن ساخت؟
اس‌دی در دوران رشد خود توانست به بسیاری از این پرسش‌ها پاسخی نسبتاً ساده و منسجم بدهد و مسائل گوناگون را در چارچوب یک روایت واحد، به‌ویژه حول مهاجرت، ناامنی و از دست رفتن کنترل، به یکدیگر پیوند دهد. اکنون بخشی از قدرت این روایت، در نتیجۀ ورود حزب به مناسبات قدرت، رقابت احزاب دیگر بر سر همان مسائل و تغییر اولویت‌های رأی‌دهندگان، با چالش روبه‌رو شده است. اما تضعیف یک روایت لزوماً به معنای پایان آن نیست.
در واقع، دولت جدید با یک انتخاب سیاسی مهم روبه‌روست. اگر سیاست‌های آن بار دیگر به مجموعه‌ای از سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی پراکنده تبدیل شود و به‌ویژه اگر در عمل همان جهت‌گیری‌های نئولیبرالی گذشته، از جمله برخی سیاست‌های مورد تأکید حزب مرکز، بر سیاست‌های دولت غلبه پیدا کند، ممکن است شکافی میان مطالبات اجتماعی و روایت سیاسی دولت ایجاد شود.[16] در چنین شرایطی، اس‌دی می‌تواند دوباره خود را در جایگاه حزب مخالف و معترض قرار دهد؛ جایگاهی که بخش مهمی از رشد تاریخی آن نیز از همین موقعیت ناشی شده است. این بار حزب می‌تواند از تجربه چهار سال حضور در مناسبات قدرت استفاده کند، اما دوباره خود را به‌عنوان نیرویی بیرون از دولت و منتقد عملکرد آن معرفی کند.
از این منظر، خطر اصلی برای چپ فقط شکست در اجرای یک سیاست مشخص نیست؛ خطر مهم‌تر، از دست دادن توانایی تعریف معنای کلی تحولات اجتماعی است. اگر دولت جدید نتواند میان مسائل روزمرۀ مردم و یک روایت سیاسی روشن پیوند برقرار کند، اس‌دی می‌تواند بار دیگر مسائل پراکنده‌ای مانند مهاجرت، امنیت، نابرابری، فشار اقتصادی و بی‌اعتمادی به سیاستمداران را در یک روایت واحد گرد هم آورد و خود را به‌عنوان آلترناتیو معرفی کند. جیمی اوکسون نیز پس از انتخابات از آمادگی خود برای نخست‌وزیری در انتخابات ۲۰۳۰ سخن گفته است. بنابراین می‌توان رقابت کنونی را صرفاً رقابت بر سر دورۀ چهار سالۀ پیش رو ندانست؛ بلکه از همین اکنون می‌توان آن را بخشی از رقابت بر سر روایت سیاسی انتخابات بعدی دانست.
به همین دلیل، تضعیف روایت اس‌دی پس از انتخابات ۲۰۲۶ را نباید پایان این روایت تلقی کرد. اگر نیروهای دیگر نتوانند روایتی بدیل ارائه کنند که تجربه‌ها، نگرانی‌ها و مطالبات پراکنده مردم را به یک معنای سیاسی مشترک تبدیل کند، این خلأ روایی می‌تواند بار دیگر توسط راست افراطی پر شود. انتخابات ۲۰۲۶ از این منظر پایان نبرد روایت‌ها نیست؛ آغاز مرحلۀ تازه‌ای از آن است: رقابت بر سر اینکه جامعه سوئد چگونه باید فهمیده شود، مشکلات آن چگونه باید معنا شوند و چه آینده‌ای برای آن قابل تصور است.
پانویس‌ها
[1]
https://www.val.se/servicelankar/servicelankar/pressrum/nyheter–pressmeddelanden/pressmeddelande-nya/2026-09-19-valresultat-faststallt-i-2026-ars-riksdagsval
https://resultat.val.se/val2026/RD?r=S
[2]
https://www.svt.se/nyheter/inrikes/sd-toppen-om-besvikelsen-efter-valet-bekymmersamt
[3]
https://www.svtplay.se/video/8LJp6Ma/svt-nyheter-direkt/jimmie-akesson-kommenterar-valresultatet
[4]
https://www.svt.se/nyheter/inrikes/mats-knutson-om-sd-tappet-kan-ateraktivera-en-falangstrid
[۵]
SVT/Verian
[۶]
https://www.svt.se/nyheter/inrikes/har-ar-valjarnas-viktigaste-fragor
[7]
https://www.svt.se/nyheter/inrikes/har-ar-valjarnas-viktigaste-fragor
[8]
https://www.sverigesradio.se/artikel/sd-tappar-mest-bland-unga-valjare-inte-det-minsta-orolig
[9]
https://www.svt.se/nyheter/inrikes/sd-tappar-stort-bland-de-yngsta-valjarna
[10]
https://valresultat.svt.se/2026/
[11]
https://www.svtplay.se/video/8LJp6Ma/svt-nyheter-direkt/jimmie-akesson-kommenterar-valresultatet
[12]
https://www.regeringen.se/contentassets/776f4b74a32c4cd8a1207528ef1abe22/starkt-atervandandeverksamhet-prop.-202526263.pdf
[13]
https://www.riksdagen.se/sv/dokument-och-lagar/dokument/omrostning/omrostning-betankande-202324au9-en_hb19au9p1/
[14]
https://www.riksdagen.se/sv/dokument-och-lagar/dokument/protokoll/protokoll-202425105-fredagen-den-25-april_hc09105/html/
[15]
https://www.val.se/english/election-results/elections-to-the-riksdag-and-regional-and-municipal-councils/election-results-2026
[16]
https://www.riksdagen.se/en/news/the-2026-elections/three-possible-scenarios-after-the-elections/