site loader

حفظ جان و سلامتی دانش آموزان و آموزش رایگان و با کیفیت

بازگشائی‌مدارس و مسئولیت نهادهای در قدرت:

“حفظ جان و سلامتی دانش آموزان و آموزش رایگان و با کیفیت دو خواسته مهم خانواده ها ست”.

سال تحصیلی1399–1400در حالی آغاز می شود که وضعیت نابسامان مدارس، به لحاظ ایمنی ساختمان و استانداردهای آموزشی بسیارپایین است. مشکلات جمعیت دانش آموزی در حاشیه شهرها فجیع و غیرقابل توجیه است. در مناطقی از کشور که اصلا کلاس و مدرسه ای وجود ندارد چه برسد به اینترنت!

آموزش رایگان و استاندارد از وعده های حکومت ، در طی این ۴۰ سال نه تنها اجرایی نشده بلکه با گسترش مدارس غیر انتفاعی و هیئت امنایی و نخبگان و فرزانگان ، عملا زمینه غارت و تبعیض فضای آموزشی را نهادینه کرده است. بودجه سرانه مدارس دولتی کفاف خرید گچ مورد نیاز مدارس را هم نمیدهد . مردم شاهد ” کاریکاتوری از آموزش رایگان ” هستند.

جمعیتی در حدود ۳ و نیم میلیون دانش آموز، در نقشه اجتماعی ایران فاقد جایگاه معین و تعریف شده ای هستند .تحمیل شرایط قرنطینه به دلیل اپیدمیک کرونا، عملا ارتباط این دانش آموزان را با سیستم نیم بند آموزشی هم قطع کرده است. طبق گفته مسئولان آموزشی:« هیچ تضمینی برای حفظ سلامتی بیش از15میلیون دانش وجود ندارد» تنها چاره را آموزش از راه دور و استفاده از “شبکه شاد” می بینند. وقتی آموزش مجازی و از راه دور مد نظر باشد، داشتن اینترنت و تبلت و کامپیوتر به عنوان ابزار آموزش، نیاز اولیه و پایه ای خواهد بود و در ذیل مقوله تحصیل رایگان قرارمی گیرد. اما دولت روحانی و دیگر حکومتیان رایگان بودن اینترنت و ابزار دیگر را قبول ندارند و تامین این نیازها را به عهده خانواده هایی گذاشته اند که در تامین نان شبشان هم ناتوان هستند.

ما معلمان، بازنشستگان، کارمندان و کارگران به عنوان اولیای دانش آموزان در این شرایط بحرانی نگرانی خود را نسبت به سلامتی فرزندانمان و عدم تامین امکانات آموزشی مناسب ابراز نموده و همه نهادهای در قدرت را در یک کلیت مسئول عواقب آن می دانیم.

معلمان نباید مسئولیت تحصیل آنلاین دانش آموزان را با صرف وقت و هزینه طاقت فرسا متحمل شوند. تهیه برنامه آموزشی برای تدریس آنلاین زمان و مخارج زیادی را بر دوش معلمین می گذارد. تامین اینترنت رایگان و وسایل ارتباط جمعی ( گوشی و تبلت) باید به عهده آموزش و پرورش باشد .

ما با امضای این متن، به مسئولین هشدار میدهیم که با زندگی و جان و سرنوشت فرزندانمان بیش از پیش بازی نکنید.

آموزش رایگان؛ استاندارد و فارغ از همه نوع تبعیض خواسته بر حق ماست.

امضا کنندگان :

1- محبوبه فرح رادی

2- محسن نورایی

3- امید ناصحی

4-‘اعظم حسنی

5-مهناز لطفی

6-منیژه فروزنده

7-مینوخدیو

8-راضیه دزفولی

9-مریم فولادی

10-حسین شاهپری

11-نرگس باوی

12-فرهاد یثربی

13-کاظم مینائی

14-رحیم شجری

15-نصرت یزدانی

16-زهره خوشنویس

17-واله رمانی

18- پویان نورایی

19- رحیم امیری

20- سعید اصفهانی

21- ملیحه سلیمانی

22- هما عسگری

23- مهناز شوشتری

24- زهرا سلطانی

25- علی توانا

26- بیژن نجفی

27-خدیجه موسوی

28- تهمینه خسروی

29 -سارا پازتاریان

30- مهناز قربانی

31-شهین طالبی

32-جمشید فرهی

33- امید تهرانی

34- ناصر خسروی

35- فرح زحمتکش

36- منصور مختاری

37-حسین بابازاده

38- شهلا بابایی

39- مینا کاظم زاده

40- فرزانه راجی

41-مریم طاهری

43-ژاله صفری

44- یعقوب صفری

45-مریم طالب زاده

46 – سندیکای کارگران فلز مکانیک ایران

47 – ژاله روحزاد

48- پروین شایگان

49 – فولاد محمدی

50- کبری فروزانفر

51 – نسرین خدایاری

52- محمد رفیعی

53 – نادر رفیعی

54 – فهیمه باد کوبه

55- شکوفه سلیمان

56 – باهره علمداری

57 – لی لی ایلکایی

58 – روح الله مهدی پور

59 – جعفر ابراهیمی

60 – باز نشستگان بافنده سوزنی

61- باز نشستگان فلز مکاتیک

62 – گروه اتحاد باز نشستگان

63- پروین آزاد

64- شهلا خباز راده

65- نرگس خرمی

66- وحید میر شکار

67- محدث

68- زهرا وفایی

69 – اتحاد بازنشستگان ایران

70- سندیکای نقاشان استان البرز

71 – شورای همبستگی کارگری

72- عالیه اقدام دوست

73- آمته کبریایی

74- فریدون سرحدی

75- شیرین احمدی

76- جمیله روح زنده

77- محمد جواهری

78- یدالله ویژه

79- علیرضا گلی

80 – ابراهیم خدادادی

81 – عین الله رحیمی

81 – تعدادی از معلمان سواد آموز کودکان کار و خیابان

82- مهران محبوبی

83 – صدیق کریمی

84- رویا پرواز

85 – شهلا یوسفی

86 – عادله لامعی

87- امیر زارع

88- مهندس سعیدی

89- عباس محمدی

90- بانو ایرانی

91- توران شهروندی

92- جمشید صدقی

93- سیروس خلیل زاده

94-پروین نخستین

95- طاهره کبریایی

96- شهناز فروتن

97- معصومه قنبری

98 – رضا قنبری

99 – بهنام ابراهیم زاده

100 یاری روشنی

101 – رحمان بیگی

102 – انجمن برق و مکانیک کرمانشاه

103 – فعالین لغو کار کودک

104 – عزیز عزیزی

105 – منوچهر آقا بیگی

106- مهدی علیزاده فخر آبادی

107- شیوا رشیدی

108- عیسی ابراهیم زاده

109مرضیه خسرویان

110 – مریم دانشور

111 – مسلم کریمی

112- عبدالرضا پاک سرشت صوفی

113-رضا فلاح

114- منصوره فارسی جوکاری

115- حمید بارانی

116- نرگس محمدی

117 – مریم پور محمدی

118- رعنا شکوهی

119- یاسر سرمدی

120 محمد پور علی

121- مینو کیخسروی

122- الدوز هاشمی

123-مهرنوش حیدرزاده

124 – پریچهرعزیزی

124- حسین رضایی

125- عبدالله رضایی

126- محمود بهشتی لنگرودی

127- عالیه امیری

128- مژگان خوش عاقبت

129- ملیحه کریم الدینی

130- مهرداد باغشنی

2020-09-09 بیانیه ی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

بیانیه ی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

بیانیه ی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

به مناسبت باز گشایی مدارس ایران شهریور 1399

هموطنان ارجمند، خانواده های گرامی ، دانش آموزان عزیز

تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران از گفتگوی یک طرفه با مسئولین کشور خسته شده اند،

ما میدانیم که قدرتمداران حاکم نیز، یارای شنیدن فریاد عدالتخواهی مردم را ندارند.

همه ی ما میدانیم که درخزانه ی حاکمیت چیزی نمانده است، که خرج مردم ایران بشود. آنچه بدان رسیده ایم این است که چشم امیدمان را از حاکمان بی مسئولیت بریده، وبه خویشتن خود بازگردیم.

که گفته اند: کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من

از این رو برآن شدیم که برای یافتن مرهمی، بربخشی از دردها یمان که رهآورد 40 سال بیداد و بی تدبیری است، با شما سخن بگوییم.

ما معلمان میدانیم که دولت های گذشته و امروز، برای آموزش و پرورش فرزندانمان ، حتی برای جان آنان نیز هیچ ارزشی قائل نبوده ونیستند.

حاکمان، آموزش و پرورش را وزارتخانه ای مصرفی تلقی کرده و با برنامه ریزی های پیچیده، صد درصد هزینه های آنرا ازجیب مردم فراهم نموده و حتی مدارس پولی (آزاد) را برای خود، به بنگاهای در آمدزایی تبدیل کرده است، تا آنرا خرج هزینه های غیر عقلانی حاکمیت کنند.

مامیدانیم حاکمان وظیفه دارند، مانند بیشتر کشورهای جهان ، دست کم ابزارهای آموزشی (تبلت ، سیم کارت،اینترنت پر سرعت و سایرابزارهای فضای مجازی) را در این مرحله ی بحرانی برای دانش آموزان و معلمان فراهم کنند، اما شوربختانه مدیران آموزش و پرورش هزینه ی آب، برق، گاز، گچ و گازوئیل مدرسه را هم از جیب مردم فراهم می کنند.

ما میدانیم آموزش و پرورشِ مناطق محرومی که مردمش توان پرداخت پول به نام “کمکهای مردمی” را ندارند، فرزندانشان یا از سرما میلرزند ، یا از گرما می پزند، یا می سازند و می سوزند.

ما میدانیم که هیچ مسئولی نگران جان هیچ شهروند ایرانی نیست .

ما میدانیم که دولت از هزینه کردن یک تب سنج، برای فرزندان این سرزمین نیز دریغ می کند، وهرگز به غربالگری دانش آموزان و معلمان و مرتبطین با آنان نخواهد پرداخت.

ما میدانیم که مدارس این سرزمینِ ثروتمند، ازداشتن کمترین سیستم تهویه بی بهره است، کمترمدرسه ای در ایران یافت می شود، که حتی از یک پنکه ی سقفی هم بهره مند باشد؛ آموزش و پرورش از فراهم کردن کمترین مواد شوینده و ضد عفونی کننده نیز ناتوان است.

همه ی ما میدانیم که دستورات و تحکمات سیاسیون حاکم، با توصیه های دانشمندان جهان و سازمان نظام پزشکی ایران، و کمیته ی ملی مبارزه با کرونا، که از تازه ترین تکنیکهای علم پزشکی استفاده می کند، درتضاد آشکاراست.

ما میدانیم که اگر یک تن از خانواده ای به کرونا گرفتار شود، هیچ امیدی به پشتیبانی حاکمان نخواهد داشت، از این رو شایسته است که مردم ایران از به خطر انداختن جان خود و فرزندانشان به هر شکل ممکن پرهیزنمایند.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ، تولید محتوای آموزشی با کیفیت را خارج از توان مدرسه و معلمان دانسته ، و راه چاره ی ادامه ی تحصیل جوانان و نوجوانان را در دوران کرونا، فراهم کردن بسته های آموزشی( سی دی، رم، فلش و…. ) همچنین آموزشهای تلویزیونی میداند.

همچنین شورای هماهنگی پیشنهاد می کند، از فضای کلاسها ی درس فقط برای رفع اشکال درسی و برگزاری آزمونهای مستمر، آنهم با آمار روزانه یک چهارم دانش آموزان در هر کلاس درس بهره برداری شود.

شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران

15 شهریور 1399

مجله کارخانه-صدای کارگران: پرستاران، کارگرانِ خسته و خشمگینِ دوران کرونا

پرستاران، کارگرانِ خسته و خشمگینِ دوران کرونا
این روزها همه‌گیری ویروس کرونا پرستاران را بیش از پیش متحمل فشار و آسیب و کاسه‌ی صبرشان را لبریز کرده است. به‌عنوان پرستار شاغل در یکی از بیمارستان‌های سنندج و تجربه‌ی دو هفته‌ی کاری در بخش کرونا این شرایط طاقت‌فرسا را از نزدیک لمس کرده و همچنین شاهد آن در بین همکاران بوده‌ام.

شرایط طاقت‌فرسای بیمارستان
با شروع نوبت کاری و ورود به بخش آن چه بیش از همه خودنمایی می‌کند اِشغال تمام اتاق‌ها و تخت‌های بخش توسط بیماران کرونایی است. پوشش‌های مخصوص بخش کرونا و اجبار استفاده از ماسک، شیلد و عینکِ مخصوص نفس کشیدن را بسیار سخت می‌کند؛ آن هم نه پس از اتمام یک نوبت هفت ساعته‌ی صبح یا عصر یا گذراندن یک نوبت ۱۳ ساعته‌ی شب بلکه در همان نیم ساعت اول! در این شرایط بعضی از همکاران گاهی به‌دلیل غیراستاندارد بودن لباس‌ها و عدم تحمل آن در طول نوبت کاری‌شان‌ مجبور به استفاده از گاون به‌جای پوشش مخصوص کرونا می‌شدند و خود را بیش از پیش در معرض خطر قرار می‌دادند.

اما مشکل بزرگ‌تر در رابطه با این پوشش‌ها عدم امکان استفاده از سرویس بهداشتی با این لباس‌ها بود چرا که در طول نوبت فقط یک دست لباس به پرسنل تعلق می‌گرفت و با توجه به این که برای استفاده از سرویس بهداشتی لباس باید کاملاً از تن خارج شود و این که امکان پوشیدن مجدد آن با توجه به آلوده‌بودنش وجود نداشت، در این زمینه به شدت با مشکل روبه‌رو می‌شدیم. تا جایی که گاهی برای کاهش نیاز خود به سرویس بهداشتی از خوردن آب و غذا به اندازه‌ی کافی امتناع می‌کردیم. آن هم در شرایطی که به دلیل تعریق زیاد به شدت به آب احتیاج داشتیم.

نیروهای خدماتی از تحمل چنین مشقت‌هایی در این شرایط مستثنا نبودند. نوبت‌های طولانی و طاقت‌فرسای کاری با آن پوشش‌های ویژه، اجبار کار کردن به‌طور همزمان در چند بخش به دلیل کمبود نیرو و همچنین به جان خریدن خطر ابتلا به کرونا به دلیل سروکار داشتن با ملافه و زباله‌های عفونی شرایطی اسفناک‌تر از گذشته را برای این نیروها رقم زده بود.

سرکوب و بی‌تفاوتی، پاسخِ اعتراضِ کادر درمانی
پاسخ اعتراض نیروهای پرستاری و دیگر نیروها به این شرایط از جانب مسئولان مربوطه‌ی دفتر پرستاری چیزی نبود، مگر عادی جلوه دادن شرایط موجود. مسئولانی که درست تا چند روز قبل از قطعی شدن شیوع کرونا با پایش‌های گاه‌وبی‌گاه‌شان فشار مضاعفی را بر کادر درمانی و خدماتی تحمیل می‌کردند اما حالا حتی حاضر نبودند برای دقایقی پای در بخش‌های مربوط به کرونا بگذارند و شرایط موجود را از نزدیک ببینند.

موارد ذکر شده در کنار جو ناخوشایند مربوط به همه‌گیری و ماهیت بیماری و مهمتر از همه کمبود شدید نیرو شرایط موجود را از حیث روانی و جسمی غیرقابل تحمل کرده بود. شرایطی که در آن علی‌رغم میل باطنی و بالاجبار از بخشی از وظایف در قبال بیماران صرف نظر می‌شد. برای نمونه گاهی به قیمت دادن به موقع دارو به بیماران، از چک کردن علائم حیاتی آن‌ها صرف نظر می‌شد و فقط به شکلی نمایشی در پرونده‌ی بیمار ثبت می‌شد. از این ناخوشایندتر زمانی بود که داروی بیماران با تأخیر دو ساعته داده می‌شد یا حتی گاهی مجبور به صرف نظر کردن از دادن آن به علت تأخیر بسیار زیاد می‌شدیم.

قریب به اتفاق بیماران از طبقه‌ی فرودست جامعه بودند که علاوه بر رنج بیماری فشار اقتصادیِ ناشی از بیکاری و روزهای طولانیِ بستری بر دوش‌شان سنگینی می‌کرد. همچنین جو سنگین و ناخوشایند مربوط به ماهیت و همه‌گیری بیماری و عدم اجازه‌ی حضور همراه در بخش نیاز بیماران را به رسیدگی و توجه از سوی کادر درمان، به‌خصوص پرستاران، دوچندان کرده بود و محقق شدن این مهم از سوی ما با توجه به شرایط ذکر شده در بالا و به‌خصوص کمبود نیرو تقریباً غیرممکن شده بود. تا جایی که رسیدگی و توجه به بیماران کرونایی کمتر از بیماران دیگر و در روزهای غیر کرونایی بود. چنین شرایطی خود زمینه‌ساز نارضایتیِ بیماران و درگیری‌ها و تنش‌های گاه‌و‌بی‌گاه‌شان با کادر درمانی می‌شد.

مشکلات ذکر شده در کنار پرداخت حقارت‌آمیز کارانه‌های ناچیز، آن هم پس از یک سال دیرکرد، عدم پرداخت حق کرونا، خبر فوت همکار زحمتکش خدمات آقای خلیل احمدی به دلیل ابتلا به کرونا و همچنین با خبر شدن از برخورد قهرآمیز و خشونت‌بار با هم‌صنفی‌های‌مان در شهر مشهد آن هم به دلیل تجمع و اعتراض به مطالباتی از همین جنس خستگی و فشار موجود را برای‌مان دو چندان کرده و انگیزه‌ی کار کردن را به‌شدت تقلیل داده است. تا جایی که متأسفانه بسیاری از همکاران تازه‌نفس و کم‌سابقه کناره‌گیری از کار و خانه‌نشینی را به تحمل وضع موجود ترجیح می‌دهند.

کرونا، شکاف عظیم طبقاتی در نظامِ درمانی را آشکار کرد
کرونا و بحران موجود نه ریشه‌ی مصائب و مشکلات ذکر شده بلکه تنها میانجی‌ای جهت عریان ساختن معضلات حوزه‌ی بهداشت و درمان است که سال‌های سال به قدمت تاریخ سرمایه‌داری در ایران، و مشخصاً در دوران خصوصی‌سازی‌ها، گریبان‌گیر بیماران طبقه‌ی فرودست، پرستاران و نیروهای خدماتیِ بخش درمان شده است.

کمبود شدید نیرو به‌عنوان بزرگترین نتیجه‌ی سیاست‌های مربوط به خصوصی‌سازی حوزه‌ی درمان معضلی است که این روزها بیش از گذشته عرصه را بر پرستاران تنگ کرده و بیماران را متحمل درد و رنج ناشی از برخورداری از نازل‌ترین سطح از خدمات درمانی کرده است. خبر اخراج پرستاران بیمارستان‌های خصوصی به دنبال کاهش درآمدهای این بیمارستان‌ها که تا قبل از شیوع کرونا از قِبَل ویزیت جراحی و بستری کردن بیماران درآمدهای هنگفتی بر اساس تعرفه‌های آزاد و استثمار پرستاران نصیب‌شان می‌شد و یا خبر استخدام پرستاران 89 روزه برای جبران کمبود حال حاضر و یا تعطیلی موقت بخش سایکولوژی یکی از بیمارستان‌های سنندج به دلیل به‌کارگیری نیروهای آن در بخش کرونا را می‌توان نمود‌هایی از سیاست‌هایی نئولیبرالیستی دانست که منطق سود را بر روند خدمات اجتماعی در تمام ساحت‌ها از جمله حوزه‌ی بهداشت و درمان حاکم کرده است.

در چنین شرایطی که بیماران دیگر عضوی از جامعه نیستند که برخورداری از خدمات درمانی رایگان و با کیفیت مسلم‌ترین حق آن‌ها است بلکه تبدیل به خریداران کالای سلامت می‌شوند و فروش پرسود این کالا خود نیز به قیمت استثمار کادر درمان، به‌خصوص پرستاران، تمام می‌شود.

اوضاع تأسف‌باری است. از یک طرف بی‌اعتمادی روزافزون بیماران به گرفتن خدمات درمانی مطلوب از سوی مراکز دولتی و کادر درمان آن را شاهدیم، به طوری که می‌توانم نمودهای آن را در امتناع و ترس آن‌ها از بستری شدن علی‌رغم وخیم بودن اوضاع‌شان و تمایل به خوددرمانی در منزل ذکر کنم. از طرفی دیگر صدای اعتراض پرستاران خسته‌تر و خشمگین‌تر از همیشه گاه‌وبی‌گاه از گوشه‌وکنار کشور به گوش می‌رسد. صدایی که پاسخ به آن از سوی مسئولان حلقه به گوش بورژوازی و دولت متبوعش، به اقتضای زمان و شرایط، از اِعمال زور و خشونت تا دادن وعده‌های توخالی متفاوت بوده است.

در چنین اوضاع و احوالی خلأ تشکل مستقل پرستاری بیش از گذشته احساس می‌شود. محفلی برای شنیده شدن صدای این قربانیان نظام سود‌محور بهداشت و درمان با اعضایی متشکل از خودِ پرستارانی که هر روزه مشقت‌ها و کمبودهای ذکرشده را با پوست و گوشت و استخوان‌شان لمس می‌کنند. ظرفی که در آن نیروهای پرستارِ بخش بهداشت و درمان به‌عنوان بخشی از طبقه‌ی کارگر، دست به اقدام متحد طبقاتی برای دستیابی به منافع‌شان بزنند و از این طریق آگاهی طبقاتی ‌شان را ارتقا دهند. چنین ظرف و تشکلی می‌تواند نماینده‌ی خیل عظیم پرستاران و امکانی برای احقاق حقوق سلب‌شده‌شان باشد، نه آن به اصطلاح نمایندگان پرستاری که بر صندلی‌های گرم و نرم سازمان نظام پرستاری تکیه داده و طعم خوشِ مزدوریِ نظام بورژوازی تلخی سال‌های پرمشقت کار بالین را از یادشان برده و چه‌بسا که هرگز این تلخی را تجربه نکرده باشند.

برگرفته از : مجله کارخانه- صدای کارگران