site loader

گفتگوی محفلی – مجازی جنبش انقلابی مردم ایران – قسمت بیست وچهارم -بررسی شورش دی ماه 1404 و نقش رضا پهلوی درآن
ما در بیانیه گفتگوی محفلی – مجازی جنبش انقلابی مردم ایران «قسمت بیست و سوم – جنگ ،جمهوری اسلامی ، خیمه شب بازی گفتگو با اپوزیسیون وچشم انداز بعدی » نوشته بودیم :« حمله اسراییل به ایران که از 23 خردادبا رمز عملیات « شیر» شروع شده بود علیرغم موفقیت در ترورفرماندهان خط اول سپاه و شکستن دومین سپر تقدیس نظام جمهوری اسلامی عملا به ضرر اپوزیسیون انقلابی شد. جنبش مهسائی در سال 1401 سپراول تقدیس را که همانا تقدیس رهبری ولایت فقیه و اسلام محمدی بود را با شدید ترین دشنام های سیاسی و مبارزه جانانه زنانه در هم شکسته بود ومردم به عینه دریافتند محتوای ایدئولوژیک اسلام سیاسی شیعه ناتوان از پاسخگوئی به کمترین و کوچکترین خواسته مردم زحمتکش و به ویژه جوانان نیست و راهی مگرفرورفتن در پستوخانه های تاریخی ندارد . حمله نظامی -امنیتی اسرائیل نیز هیمنه «حیدرحیدر» را به پشیزی تبدیل کرد که ملت را سه روز تمام انگشت بدهان و رهبران سیاسی – نظامی نظام را انگشت به مقعد نموده بود. اینک مردم مخالف درعمل فهمیدند با اتحاد و توانائی قادرند همه قدرت و توانائی نظامی رژیم را در زمان موعود ولازم به زباله دان تاریخ بسپارند. به نظر همه عقلای اپوزیسیون به استثنای دست اموزان امریکا و اسرائیل حمله اسرائیل باعث انحراف در مبارزه وجنبش انقلابی شد به طوری که بزرگترین اعتصاب سراسری کامیون داران و فلج شدن حمل ونقل کشور در محاق فراموشی رفت. رژیمی که در پسا جنبش مهسائی در بسیاری صحنه ها جاخالی کرده بود مجددا به خیابان بازگشت واداره خیابان را بدست گرفت. نوعی خیال پردازی وطن پرستی درقالب عاشورا وتاسوعا در بیانیه های متعدد برخی از اپوزیسیون و قشرخاکستری توانست صف همراهی با رژیم را بیشترکند. رژیمی که در عرض سه سال گذشته با تحریم رسمی اقشارمختلف مواجه شده بود ، بناگاه با حمله یک کشور خارجی که حسب پیشینه و تاریخ فکری مورد تنفر مردم ایران بود ، توانست با موجی از همراهی نسبی مردم در دفاع از کشور مواجه شد که حتی تندروترین جناح های حاکمیت را به تعجب واداشت و رهبر غایب شده پس از ظهور در پس مرثیه ای ایران به عزای حسین نشست که هیچ قرابتی با ایران و ایرانیان نداشته است. بخش سلطنت طلب به رهبری رضا پهلوی که رسما با حمله یک کشوربیگانه- که مورد تنفر افکار عمومی جهان هم بود- رسما میخ مرگ بر تابوت و تاج سفارش داده شده را زده و مردم در عمل توانستند همراهان و ناهمراهان انقلاب را در محک آزمایش قرارداده و بشناسند. از طرف دیگر فرصت طلبان و خاکستری نشینان که همیشه مترصد صدرنشینی جنبش بوده اند توانستند خودرا بازسازی کنند اما مردم در عمل دیدند تنها جریاناتی که بدرستی جنگ را از هردوطرف جنگ سالار محکوم کردند نیروهای چپ و جمهوریخواهی بودند که هم سودای وطن و کشوررا دارند وهم درغم مردم شریک هستند. مارکسيست‌ها رابطه ارتباط جنگ و مبارزه طبقاتی در یک کشور را درک کرده و می دانند که پایان دادن به جنگ های خانمان سوز بدون از میان برداشتن طبقات حامه جنگ افروز غیرممکن است . کما این که رژیم جنگ افروز جمهوری اسلامی قبلا نیز با جنگ افروزی یک جنگ هشت ساله را به کشور تحمیل کرده بود و در سراسر دودهه گذشته با شعار جنگ و نابودی به مصاف سایرکشورها رفته بود .مردم ایران فراموش نکرده اند علیرغم آن که رژیم و روشنفکران حامی وطن اسلامی مدعی هستند اسرائیل متجاوز بوده و به ایران حمله کرده اما این رژیم جمهوری اسلامی است که از بدوتاسیس با تشکیل واحد نهضت های آزادیبخش و صدورپاسداران انقلاب به کشورهای مختلف منطقه در همه منازعات سیاسی- نظامی دخیل بوده است» .
پیامدحمله امریکا و اسرائیل به ایران باعث حضور دوباره اراذل و اوباش بسیجی در خیابانها و موج دستگیری ها و رکود اعتصابات شده بود. اما همه عقلای سیاسی – اقتصادی این پدیده را همچون « آتش زیر خاکستر پنداشته و بسیاری براین عقیده بودند که در آذرماه به بعد شاهد خیزش دوباره مردم خواهیم بود زیرا رژیم نتوانسته بود به هیچیک از خواسته های برحق کارگران و بازنشستگان و کسبه بازار پاسخ دهد.».
از هفتم دی‌ماه، موجی از اعتراضات گسترده شهرهای مختلف ایران را دربر گرفته است؛ اعتراضاتی که در ابتدا ریشه‌ای عمیقاً اقتصادی داشتند، اما به‌سرعت به مطالباتی سیاسی و ساختاری بدل شدند. جرقه اولیه این ناآرامی‌ها افزایش شتابان تورم، سقوط مداوم ارزش پول ملی و ناتوانی بخش بزرگی از جامعه در تأمین حداقل‌های معیشتی بود. نخستین گروه‌هایی که به خیابان آمدند، مغازه‌داران، حاشیه‌نشینان و اقشار کم‌درآمد بودند؛ کسانی که دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتند و صرفاً خواهان «بقای اقتصادی» بودند، نه الزاماً دگرگونی‌های ساختاری. اما این اعتراضات، برخلاف بسیاری از خیزش‌های پیشین، نه تنها در خودنماند بلکه در فرآیند گسترش خود بخش های دیگری از جامعه همچون دانشجویان ، جوانان و حتی بخشی از طبقه متوسط به معترضان پیوستند و شعارها از مطالبات معیشتی به خواست آزادی‌های سیاسی، دموکراسی و حتی پایان جمهوری اسلامی تغییر جهت داد. تداوم تظاهرات ها باعث شد رضا پهاول و همفکران او در ایران اینترناشنال با سوارشدن برامواج نارضایتی فراخوانی را برای تجمع و اعتراض تظاهرات روز پنجشنبه ۱۸ دی‌ماه صادر نمایند که باعث شد جمعیت‌ پرشماری با نوعی سازماندهی محلاتی در برخی شهرها حضور خیابانی پیدا کنند. خشم انباشته مردم از گرانی و فقزهمگانی و سقوط بلادرنگ ارزش پول ملی که بر سفره معیشت مردم سنگینی میکرد دربرخی شهرها به درگییری با نیروهای سرکوب انجامید . دراین تظاهرات ها عده ای که حدود سی درصد تظاهرکنندگان بودند با حمایت نمادین از رضا پهلوی، فرزند خارج نشین آخرین شاه ایران عملا با توجه به استیصال و درماندگی از مبارزات جندین ساله خود درجستجوی رهبرآلترناتیو جایگزین برآمدند. ما به عنوان یک محفل کوچک داخل کشوری که از سال های 1380 به طرق مختلف در جنبش ها و تظاهرات حضورداشته ایم ، در این شورش گونه نیز بصورت انفرادی یا جندتائی مشارکت نمودیم تا شاید بتوانیم با تمرکز بر شعار« مرگ بر دیکتاتور- مرگ برضد ولایت فقیه – زنده باد انقلاب و مرگ بر ارتجاع » ، در جهت یابی درست شورش تاثیرگذارباشیم. درادامه توجه هموطنان مبارز را به گفتگوهای محفلی- مجازی ما پیرامون این خیزش جلب می نمائیم
فریبرز- دلایل اعراضات و ناآرامی های دیماه 1404 چه بود؟
اعتراضات و ناآرامی‌های دی‌ماه ۱۴۰۴ (اواخر دسامبر ۲۰۲۵ و ژانویه ۲۰۲۶) در ایران را می‌توان یکی از مهم‌ترین امواج اعتراض عمومی در سال‌های اخیر دانست که ترکیبی از دلایل اقتصادی و سیاسی بود و به‌تدریج تبدیل به جنبش سراسری با خواسته‌های گسترده‌تر شد. درواقع عناضر زیرک سیاسی می دانستند که ادامه اعتصابات کامیون داران که بعلت حمله اسرائیل به رکود انجامید بعد از حمله و درآذرماه یا دی ماه مجددا فوران خواهدکرد زیرا رژیم قادر به انجام براورد هیج خواستی از مردم نبود. ازطرف دیگر اقتصاددانان حامی نئولیبرالیسم و سرمایه داری غارتی درشرایط شوک س از حمله اسرائیل با توسل به شوک درمانی آتش افزایش نرخ ارز را شعله ورکرده بودند با تکیه بر جو سیسای که بنظر ساکت و خمیده بود درصدد برآمدند با رهاسازی کامل قیمت ها و قیمت ارز که تنها به نفع صادرکنندگان ارزی بود ساختار اقتصادی ویرانگررا به سمت و سوی صادرکنندگان بکشانند .در همین دوران سخنرانی های مکررتئوریسین های مافیای اقتصادی موسوم باند نیاوران شامل دکتر موسی غنی نژاد ، دکتر مسعودنیلی ، دکترهمتی ، دکتر مدنی و دکتر طبیبیان در دفاع از آژادسازی قیمت ها با همراهی کامل روزنامه های دنیای اقتصاد، جهان صنعت و شبکه های اجتماعی متشکل از بازیگران بازارسرمایه به رهبری دکتر عبده تبریزی و بقایای باند حسن روحانی با همدستی کارگزاران سازندگی عملا سفره نان و معیشت مردم را همچون موشک های اسرائیلی – امریکائی هدف گرفته بودند که ثمره آن جهش قیمت ارز و سکه وفروپاشی بازارپول و سرمایه و برآمدن خط فقر به بالای 50 میلیون تومان شد که موجب ظهوراعتراضات از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۷ دی‌ماه ۱۴۰۴) در تهران توسط کسبه بازارشد . بدین طریق که بازار بزرگ و کسبه‌ بازارهای سنتی به‌خاطر سقوط شدید ارزش ریال و افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها دست به تحریم و اعتراض زدند. این اعتراضات به سرعت به بسیاری از شهرهای ایران گسترش یافت و دانشجویان، شهروندان طبقه کارگر و بخش‌های مختلف جامعه را درگیر کرد.کار به جائی رسید که محمدفاضلی کنشگراصلاح طلب که سالیانی است مدعی است دگرگونی خشونت پرهیز تنها الترناتیو خواهدبود پس از کشتار بیرحمانه رژیم از معترضان ، رسما اعلام کرد اودر درک ماهیت رژیم و خشونت بیرحمانه رژیم دجارتوهم بوده و دریک بیانیه ضمن اعتراف به شکست پروژه ای که او وهمفکرانش عمری ضرف آن کرده اند نوشت ما – همه کسانی که عمرمان را گذاشتیم تا ایران به این نقطه نرسد – شکست خوردیم. ما که عمده اوقات عمر را صرف کردیم تا لابه‌لای کتاب‌ها راه‌های مهار خشونت و توسعه ایران را بجوییم… شکست خوردیم». او شکست را در تمامی عرصه‌هایی که برایش تلاش کرده می‌بیند: «خشونت سیاسی»، «بحران اقتصادی»، «ویرانی محیط زیست» و «بن‌بست ژئوپلیتیک». علت این شکست از نگاه او، ناتوانی در برابر ساختارهای قهری است: «زورمان به اقتدارگرایی داخلی و سرنوشت خاورمیانه‌ای و بازی قدرت‌های جهانی نرسید… عقل خریدار نداشت، هنوز هم ندارد».

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.